سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 9:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

مبارزه گري عليه فساد و جنايت

 

نگاهي به کارنامه فيلمسازي فرانچسکو رزي فيلمساز نامدار ايتاليايي


فرانچسکو رزي در پانزدهم نوامبر 1922 در ناپل متولد شد. در اواخر دهه 1920 مترو گلدوين مدير مسابقه‌اي تحت عنوان «هم قيافه‌ي جکي گوکان» (جکي گوکان بازيگر خردسال فيلم پسربچه چاپلين بود) برگزار کرد. پدر رزي که عکاسي آماتور بود، عکس‌هاي پسرش را در مسابقه شرکت داد و فرانچسکوي کوچک برنده مسابقه شد، اما مادرش به هيچ يک از افراد خانواده اجازه دريافت جايزه سفر به هاليوود و امکان کار در سينما را نداد. پدر رزي به او قول داد که پس از اتمام دبيرستان و سپس رشته حقوق مي‌تواند در «مرکز تجربي سينمايي رم» درس سينما بخواند.

 رزي به تحصيل در رشته حقوق پرداخت، اما قبل از اتمام تحصيلات، دانشکده را رها کرد و پس از جنگ جهاني دوم در «راديو ناپل» تهيه کننده شد. در سال 1946 به رم رفت در کارهاي تئاتري «آتور جانيني» دستيار شد، در 1948 بر حسب اتفاق با لوکينو ويسکونتي آشنا شد و در فيلم زمين مي‌لرزد به همراه فرانکو زفيره لي دستياري ويسکونتي را بر عهده داشت. رزي پس از آن به مدت 10 سال دستيار کارگرداناني چون لوچانوامر، اتوره جانيني، لوکينو ويسکونتي، آنيتونيوني و مونيچلي بود.

او در نوشتن فيلمنامه بليسما (1951) با ويسکونتي همکاري داشت و دستيار او در اين فيلم هم بود. رزي در سال 1952 نخستين تجربه کارگرداني‌اش را با تکميل فيلم پيراهن سرخ‌ها انجام داد. اين فيلم درباره سقوط جمهوري رم در 1849 است. (کارگرداني فيلم را ابتدا جو فردوآلساندريني بر عهده داشت که کار را نيمه تمام رها کرد.) رزي تا سال 1955 در نوشتن سه فيلمنامه ديگر همکاري کرد و در دوبله مجموعه‌اي از فيلم‌هاي تارزان هم فعاليت کرد.

او در ضمن در ساختن فيلم kean (که اقتباسي از نمايشنامه ژان پل سارتر بود.) با ويتوريوگاسمن در کارگرداني فيلم همکاري کرد. سرانجام رزي نخستين فيلم خود را کارگرداني کرد. فيلم مبارزه (1958)، فيلم گنگستري درباره شيوه ‌هاي بازدارنده فعاليت در بازار ميوه و تره ‌بار ناپل بود. در مجموع فيلم هم سرگرم کننده بود و هم تکنيک خوبي داشت و در اروپا با استقبال فراواني روبرو شد.

 دستفروشان (1959) بر مسئله مهاجران جنوب ايتاليا و زندگي ناهنجار آنها تأکيد مي‌کند. رناتو سالواتوره نقش فروشنده‌ اي دوره‌گرد و فقير را بازي مي‌کند که سرانجام ناچار مي‌شود به وطن خود و فقري که در اسارت آن بوده است، بازگردد. رزي علاوه بر کارگرداني در نوشتن فيلمنامه دستفروشان نيز همکاري داشت.

فيلم بعدي فرانچسکو رزي، سالواتوره جوليانو (1961) موجب شهرت جهاني او شد. فيلمنامه را رزي، سوز و چکي داميکو و چند نفر ديگر نوشتند و جاني دي و نانتزو آن را فيلمبرداري سياه و سفيد کرد اين فيلم هم مانند زمين مي‌لرزد در لوکيشن‌هاي سيسيل و با انبوهي از بازيگران غير حرفه‌اي ساخته شد. فيلم سالواتوره جوليانو سر و صداي زيادي به راه انداخت و حتي موجب تسريع تحقيقات مقامات پالرمو درباره مافيا شد. سالواتوره جوليانو، مشهورترين راهزن سيسيل و به اصطلاح «سلطان مونته لپره» بود، ميهن‌پرستي که به مافيا پيوسته بود تا براي استقلال سيسيل بجنگد.

فيلم سرشار از فلاش بک(رجعت به گذشته) و جلو و عقب رفتن زمان است و بازسازي صحنه‌هاي واقعي به فيلم جلوه‌اي مستند مي‌دهد. سالواتوره جوليانو به ندرت در فيلم ديده مي‌شود و در واقع فقط جسد او نشان داده مي‌شود. رزي درباره فيلم سالواتوره جوليانو مي‌‌گويد: «من براي فيلمبرداري، دهکده مونته لپرته را ترجيح دادم چون بخش مهمي از زندگي سالواتوره جوليانو در آنجا گذشته بود اين کار نوعي ريسک بود چون مجبور بودم جلوي چشمان مردماني کار کنم که با اين سرگذشت بزرگ شده بودند اين فيلم درباره يک مرد نيست. مرد اين شخصيت را وسيله‌اي قرار دادم تا درباره نهادها، نيروهاي متفاوت پليس و بالاتر از همه درباره عدالت و انکار عدالت، تجزيه و تحليل کرده باشم و البته فيلم درباره روايت‌هاي مختلف و تعبيرهاي مختلف از حقيقت هم هست.»

رزي در فيلم ارتباط ميان مقام‌هاي حکومتي سيسيل و مافيا را برملا  کرد و باعث جنجال در ايتاليا شد. سالواتوره جوليانو، جايزه خرس نقره‌اي جشنواره برلين و جايزه «ناسترودار جنتو» (اسکار ايتاليا) را در سه رشته بهترين فيلم، بهترين موسيقي متن و بهترين فيلمبرداري سياه و سفيد دريافت کرد.

  فيلم دست‌ها روي شهر هم چون فيلم مبارزه، اما به شکل عميق‌تري به بررسي فساد و انحطاط در ناپل مي‌پردازد. نوتولا (راداستايگر) با اقتدار در نقش فردي بازي مي‌کند که در کار ساخت و ساز و فروش خانه و زمين است و عضو شوراي شهر ناپل هم هست. وقتي يکي از ساختمان‌هاي ساخت او فرو مي‌ريزد.فاجعه و رسوايي به پا مي‌شود.

 نوتولا بي‌تفاوت نسبت به اين موضوع به سياست، تمسک مي‌جويد و در پايان فيلم آزادانه و با به کارگيري پول، بازي‌اش را با زندگي مردم از سر مي‌گيرد. فيلم برنده شيرطلايي جشنواره ونيز شد. راداستايگر در فيلم بازي درخشاني ارائه مي‌کند. او به خوبي شخصيتي را جان مي بخشد که شهر ناپل را بازيچه دست خود کرده است. نما هاي بر فراز شهر و صحنه‌هاي مؤثر ويران شدن محل سنت آندره، فيلم را ديدني‌تر کرده است.

 فيلم بعدي رزي «لحظه‌ي حقيقت» نام داشت که زندگي خصوصي و اجتماعي يک گاو باز جوان اسپانيايي را به تصوير مي‌کشد. اين فيلم نخستين فيلم رنگي فرانچسکو رزي بود. فيلم با برخوردهاي متفاوتي روبرو شد. منتقدي، کارگرداني رزي را در اين فيلم مثل هميشه برجسته‌ مي‌داند اما لحن فيلم را موفق نمي‌داند و تنها ايراد فيلم را هم در همين نکته مي‌داند. فيلم در اسپانيا و بازيگران اسپانياي و البته به زبان ايتاليايي ساخته شد.

فيلم، يکي بود يکي نبود (1967) يک افسانه پريان است که وقايع آن، در پادشاهي ناپل در گذشته، رخ مي دهد. قهرمان فيلم شاهزاده‌ (عمر شريف) است که به دهقان‌زاده‌اي (سوفيا لورن) علاقه‌مند مي‌شود، او از موانع بسياري عبور مي کند تا بتواند با او ازدواج کند. ديويد رابينسن درباره اين فيلم مي‌نويسد: «هر چند لحن اين فيلم غير جدي و تمسخرآميز است. داستان آن با جديت آگاهانه ديگر فيلم‌هاي سنگين و مهم رزي تا به آخر دنبال مي‌شود؛ و جدي بودن البته شرط لازم هر کمدي موفق است.»

 رزي با مردان مخالف (1970) به سينماي آشناي خود بازگشت و اين بار داستان خود را به دوران جنگ اول جهاني مي‌برد. براساس همان تم رابطه ميان فرد و هرم قدرت، رزي فيلم ماجراي ماتئي (1972) درباره انريکو ماتئي قدرتمندترين ايتاليايي دوران را ساخت. ماتئي در صنعت نفت ايتاليا پس از دوران جنگ جهاني دوم عمده‌ ترين سهم را داراست. او در سال 1962 در يک سانحه هوايي کشته شد، اما عده زيادي معتقد بودن که اين حادثه يک خرابکاري بوده و عده زيادي از دشمنان او مانند مافيا و کمپاني‌هاي نفتي آمريکا در آن دست داشته‌اند. در حقيقت معماي فيلم  نه به شخصيت ماتئي که به دشمنانش ربط دارد. فيلم در پرداخت فعاليت هاي حرفه‌اي مائتي به رغم چند اشاره گذرا به اعمال غيرقانوني‌اش در کل لحن ستايش‌آميزي دارد. بازي جان ماريا ولونته در فيلم قدرتمند است.  اندروساريس فيلم را «جذاب‌ترين فيلم سياسي سال تا اين زمان» ناميد و فيلم جايزه بزرگ جشنواره کن را به طور مشترک به دست آورد.

 فيلم بعدي رزي لاکي لاچيانو (1973) بود فيلم با صحنه‌اي در سال 1946 آغاز مي‌شود که لوچيانو را به عنوان عنصري نامطلوب از آمريکا اخراج مي‌کنند وبه زادگاهش در ايتاليا باز مي‌گردانند. ديويد رابينسن درباره اين فيلم مي‌نويسد: «مشخصه سبک «نئومستند» رزي در اين فيلم نيز، غالب و برجسته است و بيش‌تر صحنه‌هاي آن در لوکيشن واقعي فيلمبرداري شده‌اند. رزي دوست دارد از آدم‌هاي واقعي در نقش‌هاي زندگي واقعي خود آنان استفاده کند. در سالواتوره جوليانو، نقش مادر جوليانو را مادر واقعي او ايفا کرد؛ در ماجراي ماتئي بسياري از همکاران ماتئي نقش‌هاي خود را در فيلم تکرار کرده‌اند در اين فيلم نيز، چالز سيراگوسا، مأمور اداره مواد مخدر آمريکا که مدت‌ها در پي دستگيري لوچيانو بود، در همان نقش خود در فيلم ظاهر مي‌شود.»

فيلم بعدي رزي جسدهاي سرشناس (1975) درباره چند قاضي و دادستان ايتاليايي است که ترور مي‌شوند و يک بازرس ماهر و درستکار پليس (لينو ونتورا) مأمور رسيدگي به پرونده قتل‌ها مي‌شود فيلم درباره افشاي مسائل پشت پرده سياسي و محدوديت شناخت دستگاه قانون است. برخي از منتقدين، فيلم را يک مقاله معمولي درباره قدرت و فساد دانسته‌اند. جسدهاي سرشناس به عنوان بهترين فيلم خارج از مسابقه، در جشنواره کن انتخاب شد و جايزه ديويد دي دوناتلو را گرفت.

 رزي در سال 1979 فيلم مسيح در ابولي توقف نکرد را ساخت. به قول خود رزي که قصد داشت اين فيلم را در سال 1963 بسازد، اگر آن زمان فيلم ساخته مي‌شد: «بيش‌تر روي بدبختي، فلاکت و عقب‌ماندگي دهقانان در منطقه‌اي فاقد امکانات که همه، حتي مسيح، از آن روي برگردانده‌اند، تأکيد مي‌کردم.»

فيلم بر اساس خاطرات کارلو لوي (ولونته) نويسنده ضد فاشيست که سه سال را در تبعيد در جنوب ايتاليا به سر برد ساخته شده است. در اصل لوي يک پزشک و نقاش بود (نقش او را در فيلم ولونته بازي مي‌کند) و در زندگيش چنان ديد دقيقي نسبت به جزئيات داشت که يک کارگردان بدون تجربيات رزي امکان نداشت اهميت شيوه زندگي او را درک کند. فيلم در اصل به عنوان يک سريال چهار قسمتي و براي تلويزيون ساخته شده بود.

سه برادر (1981) از فيلم‌هاي شاخص و مشهور رزي است. فيلم اقتباسي آزاد از يک داستان کوتاه نوشته آندري پلاتونوف است. فيلم درباره سه برادر است که از مرگ مادرشان باخبر مي‌شوند و براي مراسم تشييع جنازه به نزد پدرشان مي‌آيند در حالي که هر يک با مشکلات خود دست به گريبان هستند البته در فيلم بيشتر به برادري پرداخته مي‌شود که قاضي دادگاه و مسؤول رسيدگي به پرونده يک ترور است.

سه برادر هم مي‌خواهد مانند ساير فيلم‌هاي رزي افشاگر مسائل سياسي مهمي باشد، اما نقطه قوت فيلم در جايي ديگر است. نقطه قوت فيلم در لحن تغزلي داستان در بازگشت سه پسر به زادگاهشان و برخورد سه نسل متفاوت با هم است. نسل قديم (پدر بزرگ)، نسل امروز (سه برادر) و نسل جديد (نوه) در داستاني نوستالژيک با لحني شاعرانه در کنار هم قرار گرفته‌اند. صحنه‌اي که پدربزرگ، نوه‌اش را پيش خود مي خواباند و نيز صحنه‌هاي رويا و خيال پيرمرد را که با زن تازه در گذشته‌اش ديدار مي‌کند، بسيار شاعرانه و تأثيرگذار هستند. سه برادر کانديد اسکار بهترين فيلم خارجي سال هم شد.

 فيلم وقايع يک مرگ از پيش اعلام شده (1987) بر مبناي رمان پرآوازه مارکز که جايزه ادبي نوبل را برايش به ارمغان آورد، ساخته شده است. داستان از خاطرات واقعي مارکز و قتل دوست نزديکش الهام گرفته شده است. البته فيلم با کتاب فاصله زيادي دارد. رزي با بردن گروه به کلمبيا و تحمل شرايط طاقت‌فرساي آنجا، سعي کرد تا فيلم را به حال و هواي داستان نزديک کند، اما توفيقي به دست نياورد. به قول مارکز شايد بهتر باشد فضاهاي خالي وقايع مختلف داستان با ذهن خواننده پر شود تا تصاوير اين فيلم.

 فيلم آتش‌بس موقت (ترک مخاصمه) را رزي در سال 1997 ساخت. استنلي کافمن درباره اين فيلم مي‌نويسد: «آتش‌بس موقت براساس فيلمنامه‌اي که رزي و تونينو گوئرا (همکار قديمي آنتونيوني) از روي کتاب لوي اقتباس کرده بودند، ساخته شد. فيلم با حقيقت هولناکي شروع مي‌شود که نويد مي‌دهد فيلم قدر موضوعش را دانسته است، ولي به تدريج به يکي ديگر از همان گزارش‌هاي معمول در باب وحشت‌هاي جنگ و دوره پس از جنگ تبديل مي‌شود. از آنجا که لوي و ساير زندانيان ايتاليايي مسير پر پيچ و خم اجباري‌شان را از لهستان و اروپاي مرکزي به سوي خانه در پيش مي‌گيرند، ماجراهايي هولناک و در عين حال طنز‌آميز را از سر مي‌گذرانند ولي نقطه مرکزي کتاب لوي که منحصر به فرد بودن کتاب، از آن ناشي مي‌شود مفقود شده است،(يعني خود لوي) البته او به لحاظ فيزيکي تقريباً در تمام مدت حضور دارد. جان تورتورو که نقش لوي را بازي کرده، هميشه جدي و متين و در مواقع لزوم حساس و مودب است، اما اين شخصيت آن جور که در فيلم مي‌بينيم مي‌توانست هر يک از آدم‌هاي ديگري که دور و برش هستند، هم باشد. او وجه تمايز خاصي نسبت به ديگران ندارد.»

 فيلم براساس خاطرات پريمولوي در  شرح سفر پس از جنگش به سوي خانه، از آشويتس تا تورين ساخته شده است. (کتاب در سال 1974 منتشر شد و آن هم آتش‌بس موقت نام داشت.)

 در مجموع فرانچسکو رزي فيلمساز موفق درام‌هاي سياسي است که در فيلم هايش شجاعانه اقدامات بزه کارانه و جنايت هاي مافيا و فساد مسئولان دولتي را مورد حمله قرار مي دهد.

او گاه با شيوه اي مستند گونه به شخصيت‌هاي ايتالياي معاصر مثل سالواتوره جوليانو، ماتئني مي پردازد و گاه درام هاي سياسي را با جلوه‌اي تعزلي و شاعرانه از زندگي در روستاها و شهرهاي کوچک ايتاليا و زندگي خانواده‌هاي ايتاليايي در هم مي‌آميزد و لذتي منحصر به فرد به تماشاگران آثارش تقديم مي کند. 

گزيده فيلم‌شناسي فرانچسکو رزي:

(به عنوان کارگردان و همکار فيلم‌نامه نويس)

مبارزه (1958)، فرياد (1959)، سالواتوره جوليانو (1961)، دست‌ها روي شهر (1963)، لحظه حقيقت (1965)، بالاتر از معجزه (1967)، مردان مخالف (1970)، ماجراي ماتئي (1972)، لاکي لوچيانو (1974)، جسدهاي سرشناس (1976)، مسيح در ابولي توقف کرد (1979)، سه برادر (1981)، کارمن (1984)، وقايع يک مرگ از پيش اعلام شده (1987)، ارتباط پالرمو را فراموش کن (1990)، خاطرات ناپلي (1992)، آتش‌بس موقت (ترک مخاصمه) (1997) و...

 

 

دوشنبه 26 ارديبهشت 1390 - 9:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری