پنجشنبه 27 تير 1398 - 18:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

ترنم

 

ترنم (برنامه هايي براي شناخت موسيقي دستگاهي در راديو تهران)

نويسنده: رضا مهدوي

انتشارات: سوره مهر

چاپ اول: 1389

 

کتاب حاضر متن گفتارهاي راديويي پيوسته اي است که با عنوان ترنم در شبکه تهران، در سالهاي81 تا 83 به طور زنده پخش شده است مقصود از تهيه و اجراي اين برنامه موسيقيايي سخن گفتن با مردم علاقه‌مند به موسيقي و آشنا کردن آنها به چهار چوبي کلي از رديف، دستگاهها و آوازها و نيز معرفي آثاري بود که بتواند در اين زمينه معيار شناخته شود و ذوق افراد را براي شناخت بيشتر تحريک کند.

در اين کتاب که برنامه هايي براي شناخت موسيقي دستگاهي ايران در راديو تهران است به مطالبي چون پيش درآمد، دستگاه شور، رنگ شهر آشوب، آواز ابوعطا، و آوازهاي بيات ترک، افشاري، دشتي، کردبيات، نيز دستگاه سه گانه، چهار گانه، همايون، دستگاه ماهور، راک هاي ماهور، دستگاه نواي راست پنجگانه به چشم مي خورد.

به نقل از اثر حاضر، گام شور سابقه اي بسيار کهن دارد. در حقيقت مي توان گفت که نه به موسيقي ايران امروز محدود مي شود و نه به موسيقي جهان عرب و دنياي اسلام. محققان موسيقي شناس، گام شور را از بازمانده هاي مقام، «فري زين» متعلق به يونان قديم مي دانند و در برخي باز سازي هايي که به تازگي از موسيقي دنياي کهن شده، سايه هايي از حس و حال «شور» به خوبي هويداست.

موسيقي ايران در دوران پرنشيب و فراز تاريخ چند هزار ساله خود، تحولات بسياري از سرگذرانده و شکل هاي بسياري را آزموده است. در تاريخ موسيقي کمتر مملکتي اين حد تنوع و تحول ديده مي شود. زيرا ايران هميشه محل برخورد ها و اختلاط اقوام مختلف با يکديگر بوده و ملل گوناگوني فرهنگ و رسوم و آداب و سنن و ادبيات موسيقي خود را به اين محدوده جغرافيايي آورده اند.

بستر پيدايش انواع و اقسام موسيقي در ايران را جغرافياي فرهنگي(و نه جغرافيا / مرزبندي هاي سياسي) ايران تشکيل مي دهد. هر منطقه اي فرهنگ موسيقايي خود را دارد و هر فرهنگ منطقه اي، حاوي نغماتي است که درونمايه‌ي قومي آنها را تشکيل مي دهد. هرکدام از اين فرهنگ ها با اين که استقلال خود را دارند، در بعضي نکته هاي اساسي و گاه در ساختار دروني خود، با موسيقي اقوام ديگر مشترک هستند و همين است که تا به حال وحدت فرهنگي انواع موسيقي در ايران را نگه داشته است.

در ادامه نيز به انواع آوازهاي دستگاه شور اشاره شده است:

آوازهاي ابوعطا، بيات ترک، افشاري، دشتي، کرد بيات: آواز کرد بيات يا بيات کرد از آوازهاي پنجگانه متعلق به دستگاه شور است. درجات تشکيل دهنده آن نيز طبعاً همان درجات دستگاه و آواز شور است و شناخت آن از راه تشخيص چگونگي حرکت نغمه و نقاط ايست و فراز و فرود ها مشخص مي شود.

نگارنده در بررسي آواز کرد بيات و گوشه هاي آن، اجراي موجود از نور علي برومند را ملاک کار قرار داده است. به بيان وي، اجراهاي ممتاز و اصيل بعدي با سنتور مجيد کياني و سه تار داريوش طلايي نيز بر گرفته از همين متن و تعليمات شفاهي استاد برومند است و مطالب اين سه روايت با يکديگر اختلاف فاحشي ندارند و تفاوت آنها در ظرافت و  حواشي نغمات و البته اجراي سليس و تميز است.

هم چنين در بررسي دستگاه سه گاه که در فصل بعدي به آن پرداخته شده است مي خوانيم: سه گاه، آهنگ و نوايي است که بعد از دستگاه شور و متعلقات آن، رايج ترين و آشنا ترين نغمات به گوش ايرانيان است و به قول يکي از مستشرقان معروف در حوزه تحقيقات موسيقي ايراني، سه گاه، خالص ترين و ريشه دارترين دستگاه ايراني است.

آهنگ – ترانه هاي «نازليلي»، صبحدم از آثار شناخته شده در دستگاه سه گانه به شمار مي آيد که در ادامه نيز به آن ها پرداخته شده است:

يکي از زيبا ترين آثار موسيقي کلاسيک (با کلام) ايران که تاريخ ساخت آن به بيش از سي سال مي رسد ولي از همان ابتداي پخش از راديو در دل مشتاقان موسيقي ايراني جاي داشته، نازليلي است. ابتداي اين اثر و اواسط آن، با يک قطعه ضربي شبيه پيش درآمد آغاز مي شود که در آن مي توان اشاراتي به گوشه هاي مختلف را دريافت همين گوشه ها در متن به کلام اين اثر اجرا مي شود .

دستگاه چهار گانه موضوع فصل بعدي است که به باور نگارنده از زيبا ترين نغمه ها در گنجينه هاي فرهنگ ايران هستند که حالتهاي شکوه مندي را بيان مي کنند.

وي در ادامه مي نويسد: فضاهاي اسطوره اي و قهرماني و پهلواني، تا عوالم روحاني و عرفاني با اين دستگاه موسيقي ايراني قابل بيان هستند. در واقع، اين قابليت به خصوصيات فني دانگ هاي سازنده چهار گاه بر مي گردد که نظام پرده بندي آن هم داراي حرکت بالا رونده و هم داراي حرکت پايين رونده و داراي دو نُت محسوس است و اين خصوصيت صرفاً منحصر به دستگاه چهار گانه است.

نگارنده هم چنين در ادامه به تصنيف هزار دستان به عنوان معروف ترين تصنيف کلاسيک ايراني در دستگاه چهار گاه پرداخته است.

به نقل از کتاب حاضر اطلاق عنوان تصنيف به اين اثر از آن روي است که سازنده نغمه و سراينده ي کلام آن يک نفر است.

نيز دستگاه همايون، موضوع ديگري است که در بخش بعدي بررسي شده است، آهنگ، ترانه ي شد خزان، و سرگشته از اين دستگاه نواخته مي شود. که در اين نوشتار به معرفي اين آثار پرداخته شده است. هم چنين آواز بيات اصفهان سرفصل ديگري است که در اين بخش مورد ارزيابي قرار گرفته شده و آهنگ ترانه هايي که در اين مايه ساخته شده است نظير آهنگ ترانه ي بهار دلنشين و آمد نو بهار نيز مورد اشاره قرار گرفته است.

به نقل از نوشتار  حاضر، بهار دلنشين يا گلريزان در مايه بيات اصفهان ساخته شده است اما حالت جاري در اجراي دلنشين آن، با ارکستر بزرگ گلها و به رهبري روح الله خالقي، بيشتر گام مينور ملوديک را در ذهن به وجود مي آورد تا بيات اصفهان  را و اين به مقتضاي سليقه آهنگساز  ها مونيز اسيون و ارکستراسيون اين اثر بوده است که استاد خالقي با مهارت و استادي تمام از عهده اين دو بر آمده اند.

در بخش بعدي در خصوص دستگاه ماهور بحث و بررسي شده است که مواردي نظير رنگ هاي ماهور، راک‌هاي ماهور و نيز تصنيف اي خسرو خوبان، يک برنامه زيبا از ماهور و آهنگ- ترانه مرغ سحر، «زم نگارم» و تصنيف علي اکبر شيدا، در اين بخش معرفي و ارزيابي شده است.

در قسمتي ازاين بخش کتاب مي خوانيم: کلمه «رنگ» از عبارت هندي الاصل «رنگ بِهم» گرفته شده است. سابقه اين واژه را مي توان در دوراني که فرهنگ ايران و فرهنگ منطقه‌ي شمال هندوستان به هم مي آميخت، يعني از زمان مهاجرت هنرمندان عصر صفوي به دربار اکبر شاه و اورنگ زيب، جست و جو کرد. اين قالب اجرايي موسيقي احتمالاً از همان زمان در ايران پا گرفته و سپس در حوزه زندگي پايتخت ها، در اصفهان و قزوين و تبريز که مقر حکومتگران صفويه بوده، رشد کرده و در دوران قاجار به آخرين حدود رشد و شکوفايي خود رسيده است.

در ادامه نيز آمده است رنگ قالبي است  موزون براي اجراي موسيقي ضربي، برخي افراد رنگ را با چهار مضراب اشتباه مي گيرند و اين اشتباه از علاقه منداني است که با موسيقي به طور حرفه‌اي آشنايي ندارند. شخصي ترين فرق رنگ با چهار مضراب اين است که در چهار مضراب مِلودي بر اساس پايه وزني مشخص شکل مي‌گيرد که اين پايه مرتب تکرار مي‌شود در حالي که رنگ از پايه ثابت و تکرار شونده مشخص در وزن و ريتم برخوردار نيست و بيشتر با اوزان مخصوص به خود و گردش نغمات ويژه خود شناخته مي شود.

نيز دستگاه نوا که يکي از ارکان هفت گانه‌ي موسيقي رديف دستگاهي است در بخش بعدي معرفي و ارزيابي شده است: «اصولاً در سيستم قديم آموزش موسيقي رديفي، دو دستگاه نواو راست پنج گاه از اهميت خاص برخوردار بودند و اجراي صحيح آنها، جزء دوره تکميلي آموزش رديف بود و اجراي آنها را بر عهده افراد کار آزموده مي گذاشتند .

هم چنين آخرين دستگاه از رديف آوازها و دستگاه هاي دوازده گانه ي موسيقي ايراني، دستگاه راست پنج گاه است.

نويسنده در اين بخش ضمن معرفي اين دستگاه مي نويسد از نام دستگاه راست پنجگانه و نام گوشه هاي آن، در مقام قياس با اسامي ديگر دستگاه ها، به نظر مي رسد که اين دستگاه از قديمي ترين الحان موسيقي دستگاهي ايران است ويژگي ها و حالات دستگاه ماهور در اين دستگاه موج مي زند، گوشه هاي مختلفي از دستگاه موسيقي ايران به اين دستگاه راه يافته اند ولي هنگام فرود، نغمه ها، حالتي کاملاًّ مشخص و ويژه تناليته ي راست پنجگاه پيدا مي کند. اصولاً راست پنجگاه را مي توان ترکيبي از تمام دستگاه هاي ايراني به  حساب آورد.

نيز نويسنده در خصوص هدف خود از اين مجموعه مي نويسد: هدف ما از اين کار آشنا ساختن خود و فرزندانمان با يکي از مهمترين بخش هاي ميراث فرهنگي سرزمين مان است، رديف موسيقي ايران، دستگاه ها و آوازها و اجراهاي ماندگاري که از آن به يادگار مانده است.

از رضا مهدوي در سالهاي گذشته کتابهايي چون آشنايي با موسيقي دوره پيش دانشگاهي، موسيقي از منابع کنکور سراسري و تربيت شنوايي به سفارش و انتشار وزارت آموزش و پرورش، بينش موسيقي از انتشارات دانشگاه سوره منتشر شده است. اين کتاب پنجمين کتاب مهدوي است که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

وي متولد بهمن 1347 تهران، است، عمده فعاليتهاي او عليرغم تحصيلات غير هنري، در زمينه موسيقي بوده تا جايي که بيشتر مسئوليتها، سوابق و تاليفاتش نيز در اين حوزه است. تخصص اصلي وي در موسيقي، نوازندگي سنتور و موسيقي کودک است.

 

دوشنبه 26 ارديبهشت 1390 - 9:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری