يكشنبه 29 مرداد 1396 - 12:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

کندوکاوي در ماهيت خشونت

 

نقد دو فيلم مشهور مل گيبسن (مصائب مسيح- آپوکاليپو)


مصائب مسيح (2004)

«مصائب مسيح» يک «ذکر مصيبت» با شکوه است. ذکر مصيبت، مانندآنچه در دين ما هم هست. ذکر مصائب ائمه با جزئيات بيان مي‌شوند و همه ظلم و خشونتي که بر آنها رفته به طور دقيق و موشکافانه روايت مي‌شوند. به همين جهت شنونده منقلب مي‌شود و در نهايت اين ذکر مصيبت به تزکيه روحي مخاطب مي‌انجامد، مل گيبسن در فيلمش همين مکانيسم را به کار گرفته و ذکر مصيبتي هنرمندانه را خلق کرده است.

گيبسن در فيلمش به رنج‌ها و مصائب حضرت مسيح(ع) با جزيياتي کامل و موشکافانه پرداخته است. خشونتي که مستقيم و بي‌پروا به نمايش درآمده، تا در رنج‌هاي يک قديس شريک شويم و در انتها به پالايش روحي برسيم و در ضمن، منشأ اين خشونت‌ها را هم بکاويم.

اينکه حضرت مسيح(ع) بار گناهان انسان‌ها را به دوش کشيد و بر صليب شد تا فيض الهي همچنان شامل حال نوع بشر بماند، رنج‌هاي او را مقدس‌تر و ايثارگرانه‌تر جلوه مي دهد. ديگر حتي نيازي به ارائه مستقيم تعاليم مسيح حس نمي‌شود، که آنهارا بارها در آثار هنري و فيلم‌هاي مختلف ديده و شنيده‌ايم.

البته در فلاش بک‌هاي(رجعت به گذشته) فيلم به اين تعاليم، اشاره اي گذرا مي‌شود که اين فلاش‌بک‌ها رنج هاي توانفسراي مسيح(ع) را برايمان پرمعناتر مي‌کند و مخاطب از مقايسه فلاش بک‌ها، که مسيح را مروج صلح و دوستي و مهرباني نشان مي دهد با شکنجه ‌هاي سبوعانه‌اي که در حقش روا داشته مي‌شود، متحير و غمگين مي‌شود.

 اعمال خشونت‌ها بر مسيح(ع) با جلوه‌هاي متنوع و تکان دهنده‌اي که دارند، تا آخرين لحظه فيلم تماشاگر را با خود درگير مي‌کنند و به هيچ وجه تازگي خود را از دست نمي‌دهند، چون کيفيت تکراري و مشابهي ندارند (نماي پشت و رو کردن صليب را به ياد بياوريد.) هر لحظه‌اي گيبسن شعبده‌اي تازه رو مي‌کند و به همين دليل است که تماشاگر هرگز نسبت به اين خشونت‌ها مصونيت حسي پيدا نمي‌کند و هر لحظه برايش تازه و غيرقابل پيش‌بيني است.

 بدن تکه پاره و غرق در خون يک قديس بيش از پيش به او جلوه‌اي زميني مي‌دهد. مسيح گيبسن با ويژ‌گي‌هاي قدسي‌اش در کنار خصوصيات زميني‌اش، قديسي زميني و قابل باور براي تماشاگر است. فصل ملاقات يهودا و سران يهود در آغاز فيلم ديدني است. نگاه‌هاي رد و بدل شده، بينشان حکايت از مردد بودن يهودا دارد. پرت کردن کيسه سکه‌ها به سمت يهودا با حرکت آهسته (اسلوموشن)، کيفيت خفت‌بار و خيانت‌آميز عمل يهودا را نشان مي دهد. در فصل دستگيري مسيح(ع) هم حرکت آهسته سربازان به دور مسيح(ع) با مشعل‌هايي که گاه صورت‌هايشان را مي‌پوشاند، به خوبي جلوه تهديدگر آنها را نمايان مي‌سازد.

 فصل شلاق زدن مسيح(ع) و حرکت سريع دوربين از شلاق زننده‌ها به بدن مسيح و قطع و تاکيد به چهره بزرگان يهود (با حرکت رو به جلوي دوربين)، عبور مرد شيطاني و نماهاي نزديکي از چهره گريان حضرت مريم(س)، همه چيز را در خود دارد؛ تعصب کورکورانه و کفر آميز يهودي‌ها، وحشي‌گري رومي‌ها و معصوميت و  مظلوميت همدلي برانگيز و مجاب کننده‌ حضرت مسيح(ع)  در نقش قديسي که مورد تعرض عده‌اي متحجر و متوحش قرار گرفته است.

 نماهايي از کودکي حضرت مسيح(ع) (که حضرت مريم-س- آن را به ياد مي آورد.) و مادر ، مسيح را که به زمين افتاده را در آغوش مي‌گيرد، و اين نماها  قطع مي شود به نماهايي از زمان حال و افتادن مسيح با صليب بر زمين و حضرت مريم(س) که  سراسيمه به سمت وي مي شتابد، بسيار تأثيرگذار و منقلب کننده است. يکي ديگر از نماهاي زيباي فيلم، نمايي است هاي انگل(سر پايين) از تپه جلجتا که مسيح روي آن به صليب کشيده‌ شده و قطره‌ي آبي (تمثيلي از اشک خداوند) از آسمان بر زمين فرو مي‌افتد.

 گيبسن براي هر چه واقعي‌تر شدن فيلمش حتي به زبان آن مقطع تاريخي وفادار مي‌ماند. ديالوگ‌هاي فيلمش به سه زبان عبري، آرامي و لاتين است و او از اين نهراسيده که اين مسأله به فروش فيلمش ضربه وارد کند. گيبسن همچنين به روايت‌هاي انجيل‌هاي چهارگانه بسيار وفادار بوده است. جيمز کاويزل در نقش مسيح(ع) بازي خوبي ارائه کرده است. چهره او برخلاف مسيح بلوند و چشم‌آبي هميشگي، مسيحي طبق روايات تاريخي، از نژاد سامي و قابل باور و ملموس است. کاويزل به خوبي رنج‌هاي مسيح(ع) را تجسم بخشيده است. صحنه‌اي که او به خدا شکوه مي‌کند که چرا او را تنها گذارده، جزو صحنه هاي تاثير گذار فيلم است. چهره او حکايت از تسليم در برابر خواست خداوند در کنار رنجي از شکنجه هايي بي رحمانه دارد که با قساوت بر او اعمال مي شود.

بازي ميا مونگسترون در نقش حضرت مريم(س) هم قابل توجه است. او که از چهره‌اي رنج کشيده و در عين حال معصوم بهره مي برد(که بسيار متناسب با نقش اوست) نقش خود را به بهترين شکل ممکن ايفا مي کند.

اين ويژگي ها و توانايي ها به رنج و تأثر او در پيشگاه مسيح(ع) مصلوب جلوه و تأثيري دو چندان مي‌دهد. بازي وي در صحنه‌اي که مسيح(ع) را تازيانه مي زنند و او پس از هر ضربه، چشمانش را مي‌بندد و بر خود مي‌لرزد، ديدني است. گويي او هر ضربه را بر بدن خود احساس مي‌کند، يا جايي که در کنار صليب، پاي مسيح(ع) را مي‌بوسد و صورتش از خون مسيح گلگون مي شود و از پسرش مي‌خواهد که همراه با وي جان دهد، بسيار تأثيرگذار است.

در روايت‌هاي زندگي مسيح در سينماي آمريکا هيچ‌گاه اين گونه به وضوح در فيلمي عامل به صليب کشيدن مسيح را، سران يهود ندانسته بودند ولي اينجا مل گيبسن با جسارت يک کاتالويک معتقد(او پسر يک کشيش کاتوليک است.)،مسأله‌اي که همواره هاليوود از، آن طفره رفته، را مورد هدف قرار داده است. مسأله‌اي که در انجيل‌هاي چهارگانه هم به روشني به آن اشاره شده، و مل گيبسن مانند يک مؤمن واقعي به تعاليم مسيح(ع)، حقيقت را بر پرده سينما جاري مي‌سازد.

2ـ آپوکاليپتو (2006):

«آپوکاليپتو» فيلمي در مورد ماهيت خشونت است و اصلا هم مهم نيست که گيبسن به طور کامل به تاريخ تمدن ماياها وفادار مانده است يا خير. او ماهيت خشونت را در اقوام بدوي بررسي مي‌کند (در قالب يک تعقيب و گريز ديدني و پرکشش) و اينکه در اين گونه تمدن‌هاي بدوي برخلاف تمدن‌هاي مترقي، خشونت نمود و بروز آشکارتر و بي‌پرواتري دارد. او نشان مي‌دهد که خوي انساني و وحشي که در ضمير ناخودآگاه همه انسان‌هاست، از وجود انسان‌هاي بدوي بي‌واسطه تر و سريع تر بروز مي‌کند چنان که گويي خشونت جزيي از زندگي روزمره آنان است.

روايت گيبسن از اضمحلال تمدن سرخپوستان مايا با جمله‌اي از ويل دورانت آغاز مي‌شود: «هيچ تمدني از بيرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه از درون نابود شده باشد» از فيلم هم اين گونه استنباط مي‌شود که خوي وحشي و استثمارگر ماياها عامل اضمحلال آنها بوده است.

البته تاريخ‌نويسان عوامل زيادي را در اين امر دخيل مي‌دانند اما نابوي کامل تمدن ماياها با ورود اسپانياي‌ها به خاک آنها تحقق يافت. تصوير پاياني گيبسن از کشتي‌هاي اسپانياي(که شايد به نجات بخش بودن آنها تعبير شود) با گريز «پنجه پلنگ» و خانواده‌اش و پناه بردن آنها به جنگل، چشم‌انداز اميدوار کننده اي از اين مهمانان ناخوانده نشان نمي‌دهد.

 از همان آغاز فيلم با شيوه  بدوي و خشن زندگي مايا ها آشنا مي شويم. شکارچيان مايا گرازي را به طرزي وحشيانه شکار مي‌کنند و بلافاصله قلبش را از پيکرش بيرون مي‌آورند. جلوه‌هاي خشن اين قوم بدوي در فيلم به وفور به چشم مي خورند، مثل حمله وحشيانه مهاجمين به دهکده، بريدن گلوي پدر «پنجه پلنگ» (او به هنگام مرگ به ميان طبيعت مي‌نگرد و در پايان هم گويي نيروهايي از طبيعت انتقام وي را مي‌گيرند)، کشتن قرباني‌ها و بيرون آوردن قلبشان، رها کردن سر قطع شده و پيکر قربانيان از پله‌هاي شيب‌دار معبد هرمي شکل و ....

در نهايت هم اين طبيعت و نيروهايش است که وسيله اي مي شود تا مهاجمان به مجازات برسند. ابتدا وقوع يک کسوف، «پنجه پلنگ» (قهرمان فيلم) را از مرگ نجات مي‌دهد و سپس او را در مصافي نابرابر از دست گروهي که در تعقيب وي هستند مي‌گريزد، و «پنجه پلنگ» با کمک طبيعت آنهارا به شيوه‌هاي گوناگون از ميان برمي‌دارد.

آنچه پدر به «پنجه پلنگ» در آغاز فيلم مي‌گويد و او را از ترس برحذر مي‌دارد، در حقيقت تکيه بر توانايي‌هاي خود و اعتماد به نيروهاي طبيعي اطراف است که مي‌تواند هر مهاجمي را از پاي درآورد.

داستاني که پيرمرد براي افراد قبيله‌اش در اوايل فيلم تعريف مي‌کند، و اشاره او به حفره درون انسان‌ها که همان حرص و طمع آدمي است و هرگز پر نمي‌شود، را در وجود سران قوم مايا متبلور مي‌يابيم که بي‌رحمانه مردم خود را به اسيري مي‌گيرند و به بيگاري مي‌کشند و آنها را براي خدايان دروغين قرباني مي‌کنند و در نهايت، اين فساد و اعتقادات کفر آميز سران قوم مايا است که به اصلي‌ترين عامل نابودي تمدن مايا، بدل مي‌گردد.

بازي نابازيگران در فيلم قابل توجه است، به خصوص بازي وودي يانگ بلاد در نقش «پنجه پلنگ» که به خوبي جلوه‌اي از ترس، ترديد و در عين حال سخت‌کوشي را در خود دارد. کارگرداني گيبسن هم چشمگير است. کافي است به فصل بسيار ديدني پريدن «پنجه پلنگ» از فراز آبشار اشاره کنيم، يا فصل به دنيا آمدن نوزادي که در آب غوطه ور مي ماند، که تصويري واقع گرا و درخشان از زايماني بدوي و تنازعي براي بقا در دل طبيعتي سازش‌ناپذير و بي‌رحم است.

مل گيبسن را مخاطب جدي سينما به عنوان بازيگر سري فيلم‌هاي «سلاح مرگبار» و «مکس ديوانه» و به عنوان بازيگر فيلم‌هاي اکشن و تجاري هرگز جدي نمي‌گرفت اما او با فيلم‌هاي «دلاور»، «مصائب مسيح» و «آپوکاليپتو» نشان داد که کارگرداني متفکر و خلاق است. او به سراغ موضوعات جذاب تاريخي مي‌رود و در لابه‌لاي خشونت‌هاي اين مقاطع تاريخي ما را به کند و کاو و غور در ماهيت و منشأ اين خشونت‌ها وا مي‌دارد و حتي اينکه اين خشونت‌ها در نهايت به چه انجاميده يا حتي در آينده مي‌تواند به چه بيانجامد.

مشخصات فيلم مصائب مسيح

کارگردان: مل گيبسن، تهيه کننده: مل گيبسن، بروس ديوي و استفن مک ايويتي، نويسنده: مل گيبسون و بنديکت فيتزجرالد، بازيگران: جيم کاويزل، مونيکا بلوچي، مايا مورگنسترنو سرجيو روبيني، موسيقي:جان دبني، فيلمبردار:کلب دسچنل، تدوينگر: جان رايت، شرکت پخش کننده:کمپاني آيکن پروداکشن، شرکت فاکس قرن بيستم و نيومارکت فيلم

تاريخ اکران: ۲۵ فوريه ۲۰۰۴، زمان: ۱۲۵ دقيقه، محصول: آمريکا و ايتاليا، بودجه فيلم:۳۰ ميليون دلار، فروش فيلم:۶۱۱ ميليون دلار

درباره فيلم

نکته جالب و ايده بديع کارگردان در امر گويش بازيگران بوده و تمام بازيگران فيلم کلماتي را به کار مي‌برند که در آن سال‌ها (زمان به صليب کشيدن مسيح) به کار مي‌رفته‌است، به همين جهت اين فيلم با زير نويس اکران شده‌است (ريسک مل گيبسون ده سال پس از دلاور) با فروش و استقبال فراواني در سراسر دنيا مواجه شد به گونه‌اي که فيلم را تبديل به يکي از پرفروش ترين محصولات تاريخ سينما کرد. اين فيلم علاوه بر فروش بالا از ده‌ها جشنوارهٔ مختلف نامزد و برنده جايزه شد که از آن جمله مصائب مسيح نامزد سه جايزه اسکار و برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره people's choice award شد. گيبسون که کارگرداني، تهيه کنندگي و فيلم نامه نويسي فيلم را، خود به عهده داشت ۳۰ ميليون دلار از سرمايه شخصي خود را روي اين فيلم سرمايه گذاري کرد. تحقيقات او براي فيلم مصائب مسيح از سال ۱۹۹۲ آغاز شد و فيلم در سال ۲۰۰۴ اکران شد. مل گيبسون، کارگردان جنجال برانگيز فيلم مصائب مسيح صدرنشين جدول سالانه قدرت نشريه اينترتيمنت ويکلي آمريکا شد. اين نشريه مصائب مسيح را به منزله توفان آتش زايي خواند که باعث شد جنگ فرهنگي در تاريخ فيلم‌هاي هاليوودي به وقوع بپيوندد. فيلم مصائب مسيح توسط منتقدان آمريکايي به عنوان بهترين فيلم از نظر تطبيق با کتاب مقدس انجيل در تاريخ هاليوود انتخاب شد.

مصائب مسيح براي اکران در سينماهاي برخي از مناطق جهان با مشکلاتي روبرو شد و در بعضي کشورها اجازه اکران به اين فيلم داده نشد اما با تمام اين مشکلات و کار شکني‌ها که خصوصا از طرف صهيونيست ها بود اين فيلم با فروش فوق العاده‌اي در جهان مواجه شد. در ايتاليا اين فيلم در روز عيد پاک به نمايش درآمد که مورد استقبال قرارگرفت.

 در فرانسه با وجود شکايت بر عليه فيلم، مصائب مسيح به اکران درآمد. اما استقبال بيشتري نسبت به فيلم در کشورهاي مسلمان صورت گرفت و توانست در سينماهاي سوريه، مصر و لبنان رکورد فروش را بشکند. در عربستان هم که سينمايي وجود ندارد، نسخه‌هاي غيرقانوني و قاچاق فيلم در بازار قابل توزيع شد. نمايش فيلم در کويت و بحرين ممنوع شد و فيلم در ايران نيز با وجود اکران محدودش به موفقيت خوبي دست يافت.

مصائب مسيح با فروش بيش از ۶۰۰ ميليون دلار، پرفروش ترين فيلم غير انگليسي زبان تاريخ سينما لقب گرفت و همچنين يکي از پر فروش ترين فيلم‌هاي جهان گرديد و با فروش بيش از ۳۷۰ ميليون دلار در آمريکا سيزدهمين فيلم پر فروش تاريخ سينماي آمريکا شد.

اين فيلم در روز اول نمايش خود بيش از ۲۰ ميليون دلار فروش کرد که يک رقم چشمگير و قابل توجه براي يک فيلم مذهبي است. علاوه بر اين ۵۰۰ هزار نسخه از موسيقي اين فيلم در ۱۵ آوريل ۲۰۰۵ به فروش رسيد. در سال ۲۰۰۴ جدول فروش آمريکا ازرشد ۱۵ درصدي نسبت به سال گذشته حکايت مي‌کرد و اين در شرايطي است که آمار رشد پيش از اکران فيلم مصائب مسيح اميدارکننده نبودند. پل درگارابيدين، منتقد و صاحب نظر سينما دراين مورد مي‌گويد: «فيلم مصائب مسيح به تنهايي شگفتي آفريد ويک سال بد را به سالي پرفروش تبديل کرد و در واقع سينماي آمريکا را در سال ۲۰۰۴ رونق داد.»

فيلم مصائب مسيح علاوه بر اين بيشترين فروش زمستاني را درتاريخ سينما برجاي گذاشت. در سال ۲۰۰۴ فروش بليت هاي زمستاني درآمريکا بالغ بريک ميليارد وهفتصد وهشتاد ميليون دلار بود که ازافزايش ۱۵ درصدي نسبت به سال گذشته حکايت مي‌کرد. با اين وجود آماري که به دست آمده نشان مي‌دهد اگر فيلم مصائب مسيح به نمايش درنمي آمد صنعت فيلمسازي با کاهش فروش ۵ درصدي نسبت به سال ۲۰۰۳ مواجه بود.

مصائب مسيح با وجود فروش حيرت آور در سينماهاي جهان در نسخه خانگي هم فروش بي نظيري کرد. وقتي که در روز ۳۲ آگوست ۲۰۰۴ فيلم به صورت dvd و vhs در بازار آمريکاي شمالي عرضه شد بيش از دو ميليون و چهارصد هزار نسخه از اين فيلم در نصف روز به فروش رفت.

گيبسون براي کار در فيلم مصائب مسيح رقم خيره کننده ۲۱۰ ميليون دلار به اضافه درصدي از سود فروش فيلم که بالغ بر ۶۰۰ ميليون دلار مي‌شد را دريافت کرد.

بر اساس برخي منابع آگاه در مارس ۲۰۰۴ يک مرد اهل تگزاس آمريکا بعد از ديدن فيلم بحث برانگيز مصائب مسيح به شدت تحت تاثير قرار گرفت و به اداره پليس رفت و به قتل يک دختر ۱۹ ساله اعتراف کرد.

خبر ديگر پيرامون اين فيلم جان باختن مرد ميانسالي بود که بعد از ديدن صحنه‌هاي شکنجه حضرت عيسي(ع) در اين فيلم دچار حمله قلبي شد و فوت کرد.

در سال ۲۰۰۴ هراس از حمله گروههاي مذهبي تندرو به کارگردان فيلم مصائب مسيح  باعث شد که يک تيم حفاظتي براي مراقبت از وي شروع به فعاليت کنند.

پاپ رهبر مسيحيان جهان بعد از ديدن فيلم جنجالي مل گيبسون موافقت خود را با اين اثراعلام کرد و گفت: «اين فيلم آن گونه بود که بايد باشد.»

مشخصات آپوکاليپتو

کارگردان:مل گيبسون ،تهيه کننده:مل گيبسون، بروس ديوي و فرهاد صفي نيا، فيلم نامه نويس: مل گيبسون و فرهاد صفي نيا، بازيگران: رودي يانگبلاد، داليا هرماندز، جاناتان بروور، کارلوس اميليو بائز و اسرائيل کانترراس، موسيقي:جيمز هارنر، فيلم بردار:دين سملر، تدوينگر:کوين استيت و جان رايت، شرکت پخش کننده: کمپاني آيکن پروداکشن و تاچ استون پيکچرز، تاريخ اکران:۸ دسامبر ۲۰۰۶، زمان فيلم:۱۴۰ دقيقه، محصول:آمريکا، زبان:مايايي، بودجه فيلم:۴۰ ميليون دلار، فروش فيلم:۱۲۰ ميليون دلار

چند نکته درباره آپوکاليپو

اکثر بازيگران فيلم غير حرفه‌اي هستند و بيشتر آنها نابازيگراني اهل مکزيک و سرخپوستاني آمريکايي و کانادايي و مردماني اهل وراکروز هستند و زبان بازيگران فيلم هم زباني است متعلق به مردم و تمدن مايا و فيلم در اصل زيرنويس انگليسي دارد.

گيبسون براي آپوکاليپو علاوه بر گرفتن جايزه‌هاي مختلف مورد تحسين منتقدان سراسر جهان قرار گرفت. اين فيلم در چندين رشته از جشنواره‌هاي مختلف دنيا نامزد و صاحب جايزه شد، که از آن جمله نامزدي جايزه اسکار در رشته هاي بهترين چهره پردازي و بهترين ميکس صدا و بهترين تدوين صدا قابل ذکر است.

فرهاد صفي نيا يکي از تهيه کنندگان فيلم که در نوشتن فيلمنامه هم مشارکت داشته، يک ايراني است.  

 

 

سه‌شنبه 20 ارديبهشت 1390 - 8:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری