دوشنبه 27 آذر 1396 - 16:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

تکثر در سبک

 

نگاهي به مجموعه شعر مينودر

مجموعه شعر مينودر محصول مرکز آفريش هاي ادبي حوزه هنري است که منتخبي از اشعار هفتمين جشنواره سراسري آزاد جوان است.

اين مجموعه نيز ماننده ساير مجموعه هاي مشابه خود داراي ويژگي هاي مشابه و همساني است که معمولا در آثار جشنواره اي به چشم مي خورد. بخصوص توجه به اين نکته که مجموعه مينودر حاصل جشنواره شعري سراسري و با موضوع آزاد است. و همين مشخصه در ايجاد ويژگي هايي خاصي موثر خواهد بود. شايد اولين نکته که در اين اثر به چشم مي خورد حضور تنوع بالايي از گونه ها و قالب هاي مختلف شعري با گستره وسيعي از تنوع محتوايي است. در ادامه اين بررسي با نگاهي به تعدادي از اشعار اين مجموعه اين ويژگي ها را بيشتر مورد بررسي قرار مي دهيم.

در يک نگاه کلي مي توان دو تقسيم بندي اشعار کلاسيک و نو را در مجموعه مينودر يافت. البته در هر کدام از اين دو طبقه تقسيم بندي هاي ريز تري نيز وجود دارد. چنانکه در اشعار کلاسيک غالب اشعار مجموعه را غزليات تشکيل مي دهند و سهم ساير قالب هاي شعري کلاسيک بسيار کمتر و انگشت شمار است. همچنين در بخش شعرهاي نو نيز اکثريت نزديک به مطلق با سپيد سرايي هاست و در دل همين شاعار سپيد مي تواند به سبک هاي ويژه تري نيز پي برد. به عنوان مثال کشف اشعاري با مشخصهع هاي هايکوي ژاپني از اين دست است که بسيار مورد توجه و جالب است.

از سويي محتواي آثار نيز به دليل آزاد بودن موضوع جشنواره از تنوع بالا و مطلوبي برخوردار است و نمي توان اثر را در برگرفته ژانر خاصي از محتوا در نظر گرفت. هرچند شايد تنها به دليل مخاطبان خاص اين جشنواره که غالبا جوانان هستند اشعار بيش از ساير ويژگي ها در زميه هاي غنايي برجستگي دارند و اشعار عاشقانه به سنبت ساير دسته بندي هاي محتوايي ممکن در اين مجموعه از تکثر بيشتري برخوردار هستند. اين ويژگي به همراه ويژگي هاي ذکر شده قبلي مينودر را اثري برگزيده و در عين حال متنوع مي نمايد که توانايي جذب قشر وسيعي از مخاطبان شعر امروز را خواهد داشت. هرچند نبايد فراموش کرد که يکي از نقاط ضعف اين نوع مجموعه ها وجود نوسان زياد در مقايسه اشعار با يکديگر و بودن اشعاري با سطوح کيفي متفاوت است. به گونه اي که اشعار مجموعه مينودر را مي توان در طيف وسيعي از نظر کيفي بررسي کرد و از يک دستي مجموعه هاي صاحب قلم مفرد در مجموعه مينودر خبري نيست.

در ادامه نمونه هايي از اشعار مجموعه مينودر را مورد بررسي بيشتر قرار مي دهيم...

دلش گرفت، اولين غزل اين مجموعه است که به عنوان نمونه اي از کاربرد ويژه رديف و قافيه هاي بديع مي توان به آن اشاره کرد. بخصوص که شاعر به خوبي توانسته اين آهنگ را در تمام ابيات غزل خود که به سنبت طولاني ينز هست؛ حفظ نمايد. همچنين استفاده از واژگان کمتر قلمي شده در غزل نيز، از ويژگي هاي اين سروده است.

اما نمونه هايي ديگر از اشعار آمده در اين مجموعه را همانطور که در بالا ذکر شد طرح هايي تشيل داده اند که بي شباهت به هايکو نيست. به عنوان نمونه نگاه کنيد به چند طرح در صفحات شانزده، هجده و شصت و هفت:

چه کسي مي داند

اين هويج

روزي آدم برفي بوده است.

اين سروده فرشاد اسماعيلي را مي تواند تواناترين و در عين حال ساده ترين نوع بيان در شعر نو دانست. بيان پيامي در يک جمله بدون مکث و حاشيه و در انتها علامت تعجب و سوال. سادگي بيان در اين طرح را نبايد مورد مقايسه با سپيد سرايي هاي معمول قرار داد و شايد بهينه همان باشد که آن را با امثال خودش مقايسه نماييم. به عنوان مثال توجه کنيد به دو نمونه زير:

جوانه مي زند

درخت نارون

مقابل تابلوي ايست.

همچنين توجه کنيد به:

اتوبوس رفت

جا ماندم

با بليت و صندلي ام

پشت شيشنه

پس از خوانش اين سه طرح لازم به توضيح است که کشف و شهود و در نهايت درک چنين اشعاري (با در نظر گرفتن ويژگي هاي هايکوي ژاپني براي آن ها) نيازمند نوع ديگري از نگاه به شعر و شعريت يک اثر است. مثلا اولين شعر آورده شده مي کوشد احساسي را که جوانه زدن به عنوان نمادي از رشد و حرکت در مقابل تابلوي ايست به عنوان نمادي از توقف اجباري به نمايش مي گذارد با اشاره اي کوتاه به درخت نارون بيان کند. که اين جوانه زدن درخت نارون خود مي تواند مفهوم خاصي مثل تداوم اين عمل را به ذهن مخاطب متبادر کند. اين احساس از اينجا و آن جا، يا از دور و نزديک پيدا نشده است. بلکه از حرکت واقعي، از دل فضا در آمده است. و به بيان ديگر اين فيزيک واقعي تجردات است که در شر به بيان مفهومي پيچيده ياري رسانده است.

همچنين در آخرين مثال نيز (که به اعتقاد نگارنده يکي از بهترين نمونه هاي اين مجموعه مي تواند باشد.) توجه کنيد به همين ويژگي ها ها به علاوه حس غافلگيري شگفت انگيزي که با جابجا کردن فضا و زمان و مکان، ناگهان مخاطبان جامانده از اتبوس را به پشت شيشه هاي آن مي برد. در حالي که هنوز جامانده است. اين شعر نيز به ظنر مي رسد علاوه بر خاصيت غافلگيري داراي نقطه عطفي است و آن اشاره اي است در بند سوم (با بليت و صندلي ام) که اثر را داراي برداشت هاي ويژگي و يافته هاي خاص هر مخاطب مي نمايد. هرچند که ما در اين جا پرسش نمي کنيم از يافته ها و و اگر مي کنيم نيز انتظار پساخي نيست. چراکه هر اثر به اندازه مخاطبانش مي تواند مورد برداشت قار گيرد و مخاطب شعر (بخصوص اين طرح ها) از قرار گرفتن در اين حالت برداشت خاص خود از فضاي اثر يقينا لذت بيشتري خواهد برد.

در ادامه نگاهي داريم به دو غزل از اين مجموعه. اولين غزل را در صفحه هشتاد با عنوان بانو،، و با مطلع زير خواهيد يافت:

نه، جسارت نمي کنم اما، گاه من را خطاب کن، بانو

چيزي از ديگران نمي خواهم، تو مرا انتخاب کن بانو

اما علت آوردن اين شعر به عنوان نمونه بررسي در بين ساير آثار اين مجموعه را اولا در سبک غنايي آن بايد جستجو کنيم و ثانيا وزن ويژه آن و در آخر نيز طول متفاوت مصرع ها که غزل بانو را از حالت يکنواخت معمول غزل خارج ساخته و آن را داراي ويژگي هاي خاصي نموده است. همچنين در مورد شعر بانو توجه به سادگي کلام به کار بردن واژگاني معمول در ترکيبي دلنشين نيز قابل تحسين است. به صورتي که به زمان شعر مي توان گفت در اين زل واژگان خانه خود را يافته اند و قوافي به خوبي در دل شعر نسته اند. هر قافيه دليل خود را دارد و هيچ يک نشان از به تنگ آمدن شاعر نيست. همچنين وجود تمي مذهبي در انتهاي اثر با توجه به اينکه اثر از ابتدا ان را نمايان نمي کند، پوشيدگي زيبايي به اين غزل داده است. از شعرهاي مشابه بانو، مي توانيد به صفحه شصت يک همين مجموعه با عنوان او نمي آيد نيز توجه کنيد.

و آخرين اثر مورد نظر از اين مجموعه غزلي است نسبتا طولاني با عنوان: قصيده واه جمع تفريق. مطلع اين شعر اين بيت است:

انکار مکن طلعت پيشاني خود را

پنهان مکن اي پير مسلماني خود را

و حقيقتا مي توان گفت اثر تا انتها قوت و قدرت خود را به همان صورتي که مطلع شعر آمده حفظ مي کند. اين اثر در شاخص ترين ويژگي خود بهره فراواني از زبان استوار و محکم خراساني در شعر برده است و وجود کلمات کلاسيکي مثل طلعت، مدد، خنجر، اقيار، چونان، الفيه و... اثر را در حين سادگي و شيوايي بيان، به اثري فاخر و بهره مند از زباني به سنبت کلاسيک، تبديل کرده است. ويژگي ديگر اين اثر وجود داستاني در پشت پرده ان است و اينکه شاعر به خوبي توانسته روايت خود را در غالب شعر به نقطه منظور برساند. بي انکه کيفيت اثر در ابيات مختلف دچار افول شود و يا حرفي به گزاف گفته شود.

به هر روي بررسي اشعار مجموعه مينودر را در همين جا پايان مي دهيم چه آنکه فرصت اين نقد اجازه بررسي بيشتر آثار را به ما نمي دهد و از سويي آثار اين مجموعه به دليل متخب بودن آن همگي قطعا نيازمند بررسي هاي دقيق تر و عميق تري مي باشند. اما با خوانش اثر و نگاهي کلي به ان و همچنين با در نظر گرفتن نمونه هاي آورده شده در اين بررسي؛ به اعتقاد نگارنده مجموعه مينودر اثري است خواندني که مي تواند مخاطبان شعر امروز را با هر زمينه ازعلاقه و دلبستگي خاصي مجذوب خود نمايد.

با آرزوي توفيق روز افزون براي شاعران جشنواره سراسري آزاد جوان و تشکر از مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري.

 

 

يكشنبه 18 ارديبهشت 1390 - 12:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری