شنبه 28 مرداد 1396 - 23:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

فرزانه نيكوبرش راد

 

كانون تربيت سياسى فاطمه زهرا(س)

 

                                                                      

    تولّد فاطمه زهرا (س) در دوران جاهليت و شيوه رفتار پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با اين انسان الهى از ابتدا يك امر سياسى (تكليف الهى) بود. او در كانون سياست و بحران‏هاى جامعه رشد مى‏كرد و تربيت مى‏يافت و همراه با تحوّلات و بحران‏ها، درس مى‏آموخت و شيوه‏هاى حضور در صحنه را عملاً آموزش مى‏ديد. رسالت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله زدودن خرافات جاهليت و معرفى جايگاه شامخ زن در آفرينش بود و رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در رفتار خود با فاطمه زهرا (س)، سعى داشت نگرش جامعه را به سوى زن از ابعاد شهوانى لهو و لعب، به ابعاد ملكوتى و ظرافت‏هاى روحى و نقش تربيتى و مديريتى زن تغيير دهد.

مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محكم او در انجام رسالت الهى به‏گونه‏اى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موقعيت‏هاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا (س) بوسه مى‏زد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مى‏شد كه پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مى‏شدند و او را در جايگاه خود مى‏نشاندند؛(1) هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى كه خداحافظى مى‏كردند فاطمه (س) بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين كسى كه مى‏شتافتند باز هم راضيه مرضيه بود.(2)

 

مشروعيت بازيگران سياسى

 مشروعيت بازيگران و رهبران سياسى در هر جامعه‏اى مستلزم پيش‏نيازهايى است تا مردم جامعه با توجه به عملكردها و رفتار رهبران سياسى مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جديد، شناخت و آگاهى لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصيت‏هاى تازه وارد در امور سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت آنان آگاهى كسب كنند و شخصيت‏هاى جديد را به عنوان رهبران آينده جامعه بشناسند. در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با كردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت على و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا (س)(3) در ارتباط با نبوّت و امامت و رضايت الهى، شناخت‏هاى لازم را به جامعه مى‏دادند و در كلام و گفتار خود، مواضع اهل بيت عليهم‏السلام را با عبارت‏هاى گوناگون تحكيم مى‏كردند. پيامبر در طول دوران رسالت خود، براى رشد و استقلال فرهنگى مردم تلاش و كوشش بسيار كردند تا جامعه را نسبت به آينده آگاه سازند.

از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه (س) را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت كردند. فاطمه زهرا (س)اولين درس را در بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت(4) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد.(5)

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا(س) نزد خدا،(6) نزد آن حضرت(7) و جامعه، در شيوه‏هاى برخورد با فاطمه زهرا (س) ، ازدواج با حضرت على عليه‏السلام ،(8) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا (س)در آن جمع،(9) محدودكردن دايره اهل بيت عليهم‏السلام (10) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(11) «سفينه نوح»،(12) «ثقلين»(13) و ماجراى غدير خم،(14) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليه‏السلام آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليه‏السلام بود، غصب كردند.(15) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پى‏ريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزش‏هاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُست‏اراده و فرصت‏طلبان دچار انحراف شد.

حضرت زهرا (س) هم، كه در بطن مسائل سياسى جامعه و بحران‏ها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(16) او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى كه پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا(س) در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا (س) به عنوان قوى‏ترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى كه فاطمه زهرا (س) اتخاذ كرد، نمونه‏اى است كه نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره (س) ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد.

 

نتيجه

اگر مبارزات سياسى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت در همان «سقيفه بنى ساعده» خاتمه مى‏يافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبى و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسى را در مدت كوتاهى بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّى‏بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا (س) از حريم امامت و ولايت بود كه توانست از قتل حضرت على عليه‏السلام جلوگيرى كند و تا حدى جوّ متشنّج سياسى آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت على عليه‏السلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سال‏هاى بعد، با بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامه‏دهنده خط‏مشى سياسى و مبارزاتى مادر نمونه‏شان باشند. همو بود كه دخترى همچون زينب عليهاالسلام را در كانون تربيتى خويش پرورش داد تا در كربلا ادامه‏دهنده و پيامبر خون امام حسين عليه‏السلام باشد.

مبارزات سياسى حضرت زهرا (س) نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مى‏تواند با جثه ضعيف خود و روح عظيم الهى خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهى را دنبال كند و فريب سياست‏پيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سخت‏ترين عرصه‏هاى سياسى و اجتماعى جامعه، كه حتى مردان رزم‏ديده و مقاوم هم دچار تزلزل مى‏شوند، يك زن ايستا و مقاوم مى‏تواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را جانانه به ثمر برساند.

حضور سياسى فاطمه زهرا(س) نشان داد كه يك زن با آگاهى و اتخاذ شيوه‏هاى سياسى مدبّرانه مى‏تواند در صحنه‏هاى گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفى مى‏كند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصه‏هاى سياسى را به نقّادى مى‏كشاند و بر آن مهر ابطال مى‏زند.

راضيه مرضيه(س) با زندگى و مبارزه خود، در عرصه‏هاى گوناگون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، عبادى، خانه‏دارى، همسردارى، تربيت فرزند و بخصوص در صحنه‏هاى گوناگون سياسى، نشان داد كه يك زن مى‏تواند با حفظ حريم عفّت و ارزش‏هاى انسانى، در تمامى عرصه‏هاى جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنين مى‏خواهد كه زن نيز همچون مرد، در تمام عرصه‏هاى جامعه عنصرى فعّال و پويا باشد و با پيروزى انقلاب اسلامى، اين تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ايجاد شد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رحمه‏الله ، و مقام معظّم رهبرى، حضرت آيت‏الله خامنه‏اى، نيز در سخنان خود بر اين امر تأكيد داشته و صحّه گذاشته‏اند.

دخت گرامى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و انسيه حورا، حضرت فاطمه(س)، با اخلاق و رفتار و كارنامه عملى و فكرى خويش، مكتبى را براى زنان پايه‏گذارى كرد كه زمزم تكامل و تعالى و چشمه‏سار والاى كرامت انسانى است، كه زنان امروز نيز با تأسى به اين اسوه و الگوى برتر، مى‏توانند به گسترش ارزش‏هاى دينى بپردازند و با ايجاد حس مسئوليت‏پذيرى، خودسازى، روحيه شهادت‏طلبى، دفاع، انفاق و ايثار و استقامت و پايدارى و صبر، تلاش كنند تا در جهان امروز، به جايگاه حقيقى خويش دست يابند و بدين‏وسيله، با بازبينى سنّت‏هاى جاهلى و احقاق حقوق الهى و شرعى و تكيه بر هويّت اسلامى، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت(48) و پايدارى، مسير فاطمى را ادامه دهند. بى‏سبب نيست كه يوسف زهرا عليهاالسلام الگوى تمام عيار خويش را در زمان ظهور اين‏گونه معرفى مى‏كند: «فى ابنة رسول‏اللّه لى اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا(س) براى من، اسوه‏اى نيكو و شايسته است.

 

  

منابع و پي نوشت ها:

1. عايشه مى‏گويد: «فاطمه در سخن گفتن، شبيه‏ترين مردم به رسول خدا بود؛ وقتى بر پغمبر وارد مى‏شد، آن حضرت دستش را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و بر جاى خود مى‏نشانيد. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد مى‏شد، به احترام پدر از جاى برمى‏خاست، دست آن حضرت را مى‏بوسيد و در جاى خود مى‏نشانيد.» (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفى، تهران، اسلاميه، 1354، ج 43، ص 6 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، تهران، ميقات، 1366.)

 2. قال ابوجعفر عليه‏السلام : «كان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم على من اراد التسليم عليهم من اهله، ثمّ يكون آخر من يسلّم عليه فاطمة عليهاالسلام فيكون وجهُه الى سفره من بيتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: زمانى كه رسول خدا اراده سفر داشت، با كسانى از اهل بيتش كه قصد خداحافظى با آن‏ها داشت خداحافظى مى‏كرد، سپس آخرين كسى كه با او خداحافظى مى‏كرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر مى‏رفت و زمانى كه برمى‏گشت، ابتدا بدان وارد مى‏شد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 83 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا (س) ، ج دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.)

 3. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، تصحيح سيد هاشم رسول محلاّتى، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 92.

 4. ابن شهر آشوب، پيشين، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 18، ص 187 و ص 209.

 5. امام حسن عسكرى عليه‏السلام فرمودند: زنى خدمت حضرت فاطمه(س) آمد و گفت: مادر ناتوانى دارم كه در امر نماز به مسئله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده است كه سؤال كنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه (س) جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را كرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسيد و حضرت عليهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا، ديگر مزاحم نمى‏شوم، خسته شديد، حضرت فاطمه (س) فرمود: خجالت نكش! هر سؤالى دارى بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمى‏شوم و با كمال ميل جواب مى‏دهم. اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در ازاى آن، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى‏شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن‏قدر به من ثواب مى‏دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين، آيا از جواب دادن مسئله خسته مى‏شوم؟ (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 31.)

6. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول كسى كه وارد بهشت مى‏شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 44) امام باقر عليه‏السلام فرمودند: «به خدا! اى جابر، در روز قيامت حضرت فاطمه شيعيان و دوستانش را جدا مى‏كند؛ همچنان‏كه پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين و نيز ر. ك: سيدمحمّد كاظم حائرى قزوينى، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.)

7. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّى مَن سرّها فقد سرّنى و مَن ساءها فقد سائنى»؛ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ كسى كه او را خشنود كند همانا مرا خشنود كرده است و هر كس وى را ناراحت كند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفيد «شيخ مفيد»، الامالى، ترجمه حسين استاد ولى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اذا اشتقتُ الى الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پيدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ص 52.) قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمة اُعزُّ البريّةِ عَلىّ»؛ فاطمه عزيزترين خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.)

 8. حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطاب به على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «جبرئيل از جانب خداوند برايم پيام آورد كه يا محمّد! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيد و به رسالت انتخاب كرد، على عليه‏السلام را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد، بايد دخترت را با او كابين ببندى. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاك و نجيب و طيّب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد كرد.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 127 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ص 95 / ذبيح الله محلاّتى، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 1، ص 157.)

 9. «فَمَن حاجَّك فيه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ كسانى كه پس از ورود علم بر تو، جدال مى‏كنند به آن‏ها بگو: بياييد تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (براى مباهله و نفرين) دعوت كنيم و از خدا تقاضا نماييم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ك: ابراهيم امينى، فاطمه زهرا عليهاالسلام بانوى نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.)

 10. آيه تطهير: «انّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عنكُم الرِجسَ اهلَ البيتِ و يُطهِّركم تطهيرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس مى‏گويد: روزى حضرت على عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهماالسلام نزد پيغمبر بودند، فرمود: «خدايا، تو مى‏دانى كه اينان اهل بيت من و گرامى‏ترين مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى كن؛ يارى‏كنندگانشان را يارى فرما؛ از تمامى بدى‏ها پاكشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح‏القدس تأييدشان فرما.» سپس فرمود: «يا على! تو امام امّت و جانشين من هستى.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 24.) زمانى كه آيه 22 سوره روم (قُل لا اسئلكم عليه ...) نازل شد كه مى‏فرمايد: «اى پيامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پيامبرى اجرى نمى‏خواهم، مگر دوستى با نزديكانم»، گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى نزديكان تو هستند كه واجب است آنان را دوست بداريم؟ حضرت فرمودند: على و فاطمه و فرزندان آن‏ها.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 252.)

 

11. «جابر بن عبداللّه انصارى از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل مى‏كند: روزى پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، اى فاطمه. عرض كردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانى مى‏كنم. عرض كردم: پدر جان! شما را به خدا مى‏سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عباى يمنى را بياور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسين و على عليه‏السلام به فرموده پيامبر در زير عبا جمع شديم. بعد از آن، پيامبر طرفين عبا را گرفته، دست راست خود را به سوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اينان اهل بيت و خاصان و ياران من‏اند.» (ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، چ 16، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378، ج 17، ص 298 ـ 303 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 2، ص 554 ـ 557.)

 12. قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «مَثَلُ اهلِ بيتى فيكم مَثَلُ سفينةِ نوحٍ مَن ركبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فى النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بيتم در ميان شما، مانند كشتى نوح است؛ هر كس كه بر آن سوار شود، نجات يابد و كسى كه از آن تخلّف نمايد، در آتش مى‏افتد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 23، ص 122 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا عليه‏السلام ، ترجمه حميدرضا مستفيذ و على اكبر غفّارى، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.)

 13. «اِنّى تاركٌ فيكم الثقلينِ ما اِن تمسَّكتم بهما لن تَضلّوا بعدى؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: كتابَ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الىَ الارض و عترتى اهلُ بيتى، و لن يفترقا حتّى يَرِدا علىّ الحوضَ فانظروا كيف تَلحقُوا بِى فيهما»؛ همانا دو چيز گران‏بها در ميان شما بر جاى مى‏گذرام كه تا وقتى به آن دو تمسّك بجوييد هرگز پس از من گم‏راه نخواهيد شد؛ يكى از آن دو بزرگ‏تر، گرامى‏تر و مهم‏تر از ديگرى است: اين‏ها كتاب خدا، و عترت و خاندان من مى‏باشند. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر بر من وارد گردند. پس بنگريد كه نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهيد گشت. (محبّ‏الدين احمد طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالكتب العربيه، 1397 ق، ص 16.)

 14. قالت فاطمه (س) : «اَنسيتم قولَ رسولِ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يوم غدير خمٍ: مَن كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه؟ و قوله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : انتَ مِنّى بِمنزلةِ هارونَ مِن موسى؟» فاطمه زهرا (س) مى‏فرمود: «آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كه من مولا و رهبر اويم، على نيز مولاى اوست؟ و آيا فراموش كرديد كه به على عليه‏السلام فرمود: يا على! موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موسى پيامبر است؟» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسين امينى، الغدير، ترجمه اكبر ثبوت و محمّد شريف رازى، تهران، كتابخانه بزرگ اسلامى، 1363، ج 1، ص 58.)

 15. عبدالحسين امينى، پيشين، ج 7، ص 75.

 16. البته پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين زمينه به حضرت زهرا (س) هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خويش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهى گرفت. پاره تنم! هر كس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنكه به تو بپيوندد، به من پيوسته ...؛ زيرا كه تو از منى و من از تو ... هر كس از مردم به تو ستم كند، نزد خدا از او شكايت مى‏كنم.» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسى، ج 43، ص 177.)

 

 

چهارشنبه 14 ارديبهشت 1390 - 13:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری