دوشنبه 20 آذر 1396 - 5:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

در ميان دروغ ها و پنهان کاري ها

 

نقد فيلم«جدايي نادر از سيمين»(اصغر فرهادي)


اصغر فرهادي متولد 1351 بوشهر، فارغ التحصيل رشته تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا و كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس است. وي فعاليت در سينما را از سال 1365 با فعاليت در انجمن سينماي جوان اصفهان آغاز كرد. فيلم هاي او در مقام کارگردان عبارتند از: رقص در غبار (۱۳۸۱)، شهر زيبا (۱۳۸۲)، چهارشنبه سوري (۱۳۸۴)،درباره الي (۱۳۸۷)، جدايي نادر از سيمين (۱۳۸۹). فيلم هايي هم که فرهادي (به جز آثار خودش) نويسنده فيلمنامه شان بوده  هم عبارتند از: ارتفاع پست (۱۳۸۰)، كنعان (۱۳۸۶)، دايره زنگي (۱۳۸۶)

ستايش همه جانبه منتقدان و کارشناسان سينما پس از به نمايش در آمدن درباره الي، کار فرهادي را براي ساخت فيلم بعدي اش دشوار ساخت. به همين جهت قياس ميان جدايي نادر از سيمين با درباره الي از همان آغاز ساخت فيلم جدايي نادر از سيمين امري اجتناب ناپذير بود. خوشبختانه فرهادي تا حدود زيادي از اين آزمون دشوار سربلند بيرون آمده است.

فرهادي مانند درباره الي در جدايي نادر از سيمين، درامي پرکشش خلق کرده است. شخصيت هاي فيلم  مانند درباره الي بسيار شبيه آدم هاي اطرافمان و نمونه هاي واقعي جامعه هستند. آدم هايي که مجموعه اي از نکات مثبت و نقاط ضعف را در خود دارند.

هيچ کدام از شخصيت هاي فيلم(حتي بهترينشان) ابرقهرمان يا قديس نيستند که از ضعف و کاستي مصون باشند. به همين دليل است که پرستار(ساره بيات) با وجود اينکه در پايان فيلم از گفتن دروغ سرباز مي زند(وحاضر نمي شود دستش را بر قرآن بگذارد و قسم دروغ بخورد.) و بر اعتقادات مذهبي و قلبي اش پافشاري مي کند.(و تحسين تماشاگر را بر مي انگيزد.) ولي همين شخصيت در آغاز فيلم به دليل شرايط دشوار خانواده اش، مجبور مي شود در مورد محل کار خود به شوهرش دروغ بگويد، چرا که با يک نمونه واقعي و ملموس از جامعه دوروبرمان روبرو هستيم و يک ابرقهرمان يا معصوم را پيش رو نداريم.

 او هم مثل هرکدام از ما و اصولا هر آدم ديگري مي تواند اشتباه کند. اگر در فيلم با شخصيتي روبرو مي شديم که مصون از گناه و اشتباه بود، ديگر مقاومت جانانه اش در پايان فيلم براي قسم خوردن به دروغ، به دليل پايبندي به اعتقاداتش، هرگز جلوه و تاثير کنوني را پيدا نمي کرد و به چشم نمي آمد.

مسئله مهم در اين ميان آن است که در مجموع فرهادي از پرستار شخصيتي جذاب، دوست داشتني و با اصولي پاکيزه و متعالي مي سازد که شريف بودنش شعاري، کليشه اي يا باسمه اي نيست. پرستار شخصيتي است که در طول فيلم گويي در جستجوي معنويت، تکاپو مي کند تا بتواند ايمانش را به مراتب بالاتري برساند و از آزمون هاي دشوار الهي سربلند بيرون بيايد.

پنهان کاري ها و به دنبال آن افشاي رازها، گاه در دو فيلم درباره الي و جدايي نادر از سيمين کيفيت متفاوتي پيدا مي کند. گلشيفته فراهاني راز الي را پنهان مي کند تا از شرافت او دفاع کند ولي در پايان مجبور مي شود که راز او را پيش نامزد سابقش بر ملا  کند، و در نهايت شرافت الي لکه دار مي شود.

در جدايي نادر از سيمين هم راضيه(ساره بيات) که تحت فشار همسرش به پنهان نگه داشتن مسئله تصادف تن داده، در پايان راز مرگ جنين را فاش مي کند و حاضر نمي شود به قسم دروغ تن دهد و به اين ترتيب نمي گذارد به شرافت و اعتقاداتش خدشه اي وارد شود.

همان طوري که گفته شد در طول فيلم هر کدام از شخصيت ها به شکلي اشتباه مي کنند و در پايان فيلم هم، همه همچنان با مشکلاتشان دست به گريبان باقي مي مانند. در فيلم با وجود اينکه همه اشتباه مي کنند نمي توانيم کسي را مقصر و ديگري را قرباني بدانيم. چرا که شرايطي بسيار دشوار و توان فرسا باعث شده، که اين شخصيت ها اشتباه کنند و از پيامد اشتباهاتشان رنج ببرند. به همين دليل هر يک از شخصيت هاي فيلم به تنهايي يک قرباني به نظر مي رسند.

همان قدر که سيمين در برابر برخوردهاي تند و به دور از صداقت نادر محق است و اصرار بي منطقش براي رفتن به خارج از کشور در حقيقت، بهانه اي بيش نيست. به همان ميزان با نادر هم که مي خواهد خود را وقف پدر بيمارش کند، با تمام دروغ گفتن ها و پرخاش هايش همدردي مي کنيم.

 اما در ميان شخصيت هاي فيلم بدون شک بزرگ ترين قرباني«ترمه»(فرزند نادر و سيمين با بازي ديدني سارينا فرهادي، دختر کارگردان) است. او ميان پدر و مادر و بحث و جدل هايشان سرگشته شده است و نمي داند حق را به چه کسي بدهد. در ميان دروغ و پنهان کاري بزرگ تر ها دنياي معصوم و کودکانه ترمه مورد هجوم قرار مي گيرد، و او مجبور مي شود علي رغم ميل باطني اش دروغ بگويد و در حقيقت گرداب فرساينده و خشونت آميز فيلم  پايان معصوميت ترمه را رقم مي زند.

شهاب حسيني در فيلم(در نقش حجت) بازي درخشاني ارائه مي کند. حسيني به خوبي در قالب شخصيتي عصبي و خشمگين فرو رفته است. عصبيت و گاه خشونتي که ناشي از استيصال و تيره روزي اوست، که هر چند آزاردهنده و دافعه برانگيز است، ولي گاه باعث مي شود او را قرباني بدانيم و با او احساس همدردي کنيم.

ساره بيات(در نقش پرستاري به نام راضيه) هم نقش شخص رنجديده اي را که در ميان دشواري هاي زندگي بر اصول و اعتقاداتش پافشاري مي کند، گاه سکندري مي خورد ولي در نهايت از لبه پرتگاه به سلامت عبور مي کند، را به خوبي ايفا مي کند. بيات با بازي قدرتمندش، رنجديدگي و شرايط دشوار زندگي پرستار را به خوبي با دغدغه هاي ذهني او براي برملا کردن يا پنهان نمودن حقيقت در آميخته است.

ليلا حاتمي از همان ابتداي فيلم با بازي موثرش، چهره اي پر از دردمندي و نارضايتي از سيمين مي سازد که از زندگي با مردي پرخاشگر خسته شده است. پيمان معادي هم نقش نادر، که به شکل لجاجت آميزي بر سخنانش پافشاري مي کند (فرقي هم نمي کند که حرف هايش دروغ باشند يا از روي صداقت گفته شوند.) را به خوبي جان مي بخشد.

جدايي نادر از سيمين در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين فيلمنامه، کارگرداني، فيلمبرداري(محمود کلاري)، صدابرداري(محمود سماک باشي) و فيلم منتخب تماشاگران را به دست آورد.

 

 

سه‌شنبه 13 ارديبهشت 1390 - 8:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری