پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 22:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

چگونه بخنديم؟

 

 

نقد و بررسي کافه خنده، اثر علي رضا لبش

کافه خنده اثري است از علي رضا لبش که به همت دفتر طنز حوزه هنري و توسط انتشارات سوره به چاپ رسيده است. در اين بررسي نگاهي داريم به اين مجموعه طنز و مي کوشيم آن را از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار دهيم.

ابتداي اثر مزين شده به يادداشتي از محمد علي علومي که در آن به معرفي اثر و نويسنده آن پرداخته است و تا حدودي به نقاط قوت و برتري اثر اشاره داشته است. که در اين باره و نکات آن در ادامه مطالبي را ذکر خواهيم کرد. در ادامه مقدمه نويسنده را شماهده مي کنيم که بار طنز اثر از همين مقدمه آغاز مي شود و تا انتهاي اثر ادامه دارد. در نهايت نيز بخش اصلي اثر مشتمل بر مجموعه اي از آثار طنز به زبان نثر را مشاهده مي کنيم.

با مطالعه کافه خنده پيش از آنکه بحث ساختار و محتواي اثر مورد توجه قرار گيرد؛ مسئله ميزان حضور اثر در دايره طنز ذهن مخاطب را مشغول خواهد کرد. در اولين بخش اين بررسي مي خواهيم نگاهي به کافه خنده از اين زاويه داشته باشيم. مخاطب اين اثر چه واکنشي نسبت به آن خواهد داشت؟ و آيا پس از خوانش اثر احساس رضايت دارد؟ در ابتدا اگر مخاطب اثر را قشر عامه مردم بدانيم و افرادي که اطلاع کمي از تعريف طنز و انواع آن دارند. بايد اينگونه در نظر بگيريم که انتظار آن ها از يک اثر در طبقه بندي طنز چيست و در اثر به دنبال چه چيزي هستند. به اعتقاد نگارنده با در نظر گرفتن جمع تمام نکات مورد انتظار مخاطبان اين اثر از آن، همچون بيان نکات اجتماعي، بيان مشکلات جامعه و... آن چيزي که ذهن مخاطب بيش از موارد ديگر به جستجوي آن مي پردازد؛ لبخند است و باز هم به اعتقاد نگارنده در نهايت اثر اين سوال براي مخاطبان کافه خنده ايجاد مي شود که چگونه با اين اثر بخنديم. فارغ از تمامي تعاريف طنز، قابل انکار نيست که کافه خنده آنچنان که در ذهن مخابان پيشبيني مي شود خنده آور نيست. نهايت اثر اين مجموعه بر لبان مخاطب لبخندي است که در غالب موارد تلخ است. نويسنده در بيان طنز غالب نثر و داستان گويي را انتخاب کرده است که خود واجد ويژگي هايي است که زبان طنز را دچار سختي هايي مي نمايد. از سويي سابقه تاريخي طنز پردازي در ادبيات ما بيش از هرچيز در غالب نظم و شعر کلاسيک معني مي يافته است و تجربه اهلاي ادبيات و طنز نويسان در اين غالب فزوني بسيار بيشتري دارد و همچنين مخاطب اين آثار نيز زبان شعريت را در طنز بهتر مي شناسد و لذت بيشتري از آن مي برد. همچنين ورود زبان نثر در طنز در شرايطي صورت پذيرفته خود معلول علت هايي بوده است و مطرح شدن هنرهاي مدرن و معاصرتري چون تئاتر و سينما و رود يک باره آن ها از تمدن هاي غربي، به زبان نثر در طنز جايگاه ويژه تري بخشيده است. اين موضوع از اين رو مورد اهميت است که بدانيم نثر طنز نيازمند خوانش ويژه خود است و علاوه بر متن نيازمند ارجاعات، اشاره ها و حتي لحن مورد نياز و مورد توجه نويسنده است. چنانکه اگر بعضي از آثار موجود در کافه خنده را از زبان نويسنده آن شنيده باشيد متوجه تفاوت هاي در خوانش خواهيد شد. که علاوه بر ايجاد درک بيشتري از اثر و محتواي آن کمک فراواني نيز به انتقال معنا و افزايش بار طنز اثر مي تمايد. در کل مي توان اين دو علت را از دلايل اصلي کم بودن بار خنده در کافه خنده دانست.  البته نبايد فراموش کرد که اين دلايل از جمله دلايل ساختاري اين موضوع است و بخش محتوايي اثر نيز بسيار کم به دنبال رسيدن به ويژگي خنداندن بوده است. چنان که نويسنده در ابتداي اثر نيز مي گويد که اعتقاد او به نطز وسيله اي براي خنداندن نيست و بيان مسئله مورد نظر در غالبي که در نهايت بتواند با تلخندي کوتاه همراه شود را طنز از ويژگي هاي طنز خود مي داند و مشخصا خود نيز انتظار ايجاد قهقه در مخاطب از اثر خود ندارد.

از زاويه ديگر بايد پرسيد که اين استدلال نويسنده در مورد ويژگي هاي طنز تا چه حد درست است و مخاطب اثر چه انتظاري از آن بايد داشته باشد. اگر واژه طنز در در کنار طنازي بگذاريم طبعا نمي توان گفت طنازي واجد ويژگي هاي خنداندن مخاطب بايد باشد. چه آنکه ظريف گويي، نگاه به مثال از زاويه اي خاص و بيان کنايه آميز و نيش دار مسائل، از ويژگي هاي بارزتر طنازي هستند. و خيلي کمتر از طناز انتظار ايجاد خنده مي رود. از طرفي واژه عمومي طر طنزپرداز فضا را با بار عام تري از تعريف طنز روبرو مي کند و مخاطب اثر از يک طنز پرداز انتظار خنداندن نيز دارد و آن را قسمتي ازويژگي هاي اصلي آثار طنز مي داند. ما در اينجا نمي خواهيم به ويژگي هاي انواع مختلف طنز بپردازيم و همچنين نمي خواهيم اين اثر را درون يا بيرون دايره طنز قرار دهيم (چه آنکه معتقدم اثر کاملا در درون اين دايره حضور دارد. ). تنها مي خواهيم به تعرفي از يک اثر مورد اقبال خاص و عام برسيم و مقايسه را در ذهن خود ايجاد نماييد. به نظر نگارنده مي توان تعريف نويسنده از طنز را مورد پذيرش قرار داد و تبصره اي را به آن افزود با اين عنوان که يک اثر طنز اجتماعي در صورت توجه به جنبه مخاطب پذيري خود که غالبا نيز با ايجاد خنده همراه مي شود؛ توانايي هاي بيشتري را نشان مي دهد و جذابيت بيشتري براي مخاطب عام خود ايجاد مي نمايد. به هر روي بسيار سخت است که بگوييم يک اثر طنز اول بايد بخنداند و سپس بفهماند؛ و يا اول بايد بفهماند و سپس بخنداند. اما آنچه اهميت دارد اين است که اثري مي توان يک طنز کامل دانست که از هر دو ويژگي بهره کافي را ببرد. حال اينکه هر نويسنده به مقتضاي قلم و هدف و سبک خود چه نسبتي از اين دو ويژگي را با يکديگر مي آميزد، از مسائلي است که به تنوع بخشي اثار طنز کمک مي نمايد.

از سويي ديگر نگاهي داريم به اثر از جنبه محتوايي آن و اينکه اثر در نهايت چه مي خواهد بگويد و چقدر در گفتن آن موفق بوده است.

علي رضا لبش در جايي گفته بود کافه خنده طنزي است شهري که به دنبال ايجاد محتوايي با مضامين مشکلات شهري است. دسته بندي اين اثر از نظر محتوايي بسيار جالب است. اينکه به چه طنزي شهري مي گوييم و در مقابل اين طنز چه طنزي وجود دارد. به عبارتي اين ذهنيت در مخاطب اثر شکل مي گيرد که اگر بپذيريم که اين طنز شهري است آيا اين برداشت وجود دارد که اين نام در مقابل گونه اي ديگر از طنز به عنوان مثلا طنز غيرشهري يا نطز روستايي و... نامگذاري شده است؟ اين سوال از اين رو اهميت دارد که اگر چنين است کهگفتيم واقعا چنين دسته بندي از طنز و محتواي ان نمي تواند ايجاد کننده ويژگي خاصي باشد و يا تعريف خاصي را به آن دسته بدهد. (هرچند به هر حال مي توان طنز روستايي هم نوشت!) اما گستره مسائل بيان شده در اثر و واجد ويژگي هاي شهري بودن آن از مسائلي است که ذاتا مي توان آن را اجتناب ناپذير دانست. چه آنکه دقت در امورات شهر و مسائل رخ داده در آن فضاي بسيار وسيع تري را در ذهن ايجاد مي کند. در تعريفي از شهر که بيشتر براي شناخت ويژگي هاي متعدد آن مورد توجه قرار مي گيرد، شهر را سيستمي بسيار پيچيده و متشکل از زير سيستم هاي فروانان مي دانند. و در نگاهي متعصبانه تر مي گويند که شهر پيچيده ترين سيستم موجود در جهان است. که البته در کنار اين پيچيده که از سطحي بودن موازي در مسائل و مشکلات نيز برخوردار مي گردد. اين نکات از اين رو ارائه شد تا در نهايت بگوييم با وجود چنين تعريفي کدام طنز را مي توان خارج از محدوده شهريت مورد بررسي قرار داد. قابل انکار نيست که ممکن است اثر طنزي را سياسي يا فرهنگ بناميم و يا واجد هر ويژگي ديگر و همچنين به راحتي مي توانيم تميز قائل شويم بين اين نام ها و مثلا بگوييم اين اثر طنز سياسي نيست؛ ولي کمتر مي توان اثري را بدون ويژگي هاي شهري پيدا کرد و شهر در دنياي امروز جايگاه رخ دادن تمامي اين ويژگي ها در کنار يکديگر است. از اين رو به اعتقاد نگارنده شايد بهتر بود اثر را طنزي اجتماعي بدانيم که طبعا در غالب مسائل شهر رخ داده است.

و اما چند نکته ديگر در مورد کافه خنده...

زبان استفاده شده در کافه خنده زباني است نزديک به عاميانه با اصطلاحاتي آشنا و ترکيب هاي روان؛ که خوانش اثر را لذت بخش و براي طيف وسيعي از مخاطبان ساده مي نمايد. در مورد زبان اثر همچنين بايد گفت اين زبان واجد ويژگي هايي است که آن را داراي سبکي خاص مي نمايد و اثر را مي توان متعلق به نويسنده دانست و شناسنامه زباني او را در زبان اثر شناسايي کرد. نکته ديگر شخصيت هايي که در داستن هاي اين مجموعه خلق يا بازسازي شده اند. در اين زمينه نيز مي توان قلم نويسنده را داراي توان کافي در اين خلاقيت ها و بازآفريني ها دانست. هرچند غالب داستان ها بسيار کوتاه هستند اما مخاطب به خوبي با شخصيت هاي اثر ارتباط برقرار مي کند و پذيرش آن ها از سوي مخاطب به خوبي صورت مي گيرد.

نکته جالب ديگر در مورد شکل يافتن سوژه ها و شکل بيان آن ها در غالب هاي مختلف است. به عبارتي زمينه شکل گيري اکثر آثار اين مجموعه داراي يک پيشينه ذهني و تاريخي قبلي است. در واقع نويسنده با اين حربه و استفاده از اين پيشينه ذهني مخاطبان خود توانسته راه را کوتاه تر کرده و در فضي کمتري به بازگويي داستان خود در غالب روايتي معتبر بپردازد. به عنوان مثال داستان هاي خاطرات خاله سوسکه، خاطرات کبري، خاطرات کوزت و بسياري ديگر از عنوان موجود در اين مجموعه از اين دست هستند که با دستمايه قرار دادن روايتي مشهور و بسيار شينده شده به بيان ماجراي خود پرداخته اند. اين نکته علاوه ايجاد ويژگي ذکر شده در بالا بر افزودن به بار طنز اثر نيز کمک شاياني کرده است.

يافتن اين ويژگي هاي مشابه در آثار در بخش هاي ديگر مجموعه نيز قابل بررسي است. مثلا بعد از آثاري با ويژگي هاي ذکر شده قبلي، مجموعه اي از آثار با ويژگي هاي همسان ديگر قابل مشاهده است. طنز هايي با عناوين مشابه که با واژه چگونه شروع مي شود (مثلا چگونه مدير شويم يا چگونه هنرمند شويم و...) از اين دست است. اين موضع هرچند در بعضي داستان ها کسل کننده مي شود اما از سويي ارتباطي کلي بين آن ها ياجاد کرده و مخاطب را به درک بهتري از هر اثر مي رساند.

در بخش انتهايي اين تقسيم بندي نيز مي توان آثاري با ويژگي هاي مينيمال نويسي را مشاهده کرد که به اعتقاد نگارنده اولا از سطح کلي آثار اين مجموعه کمي پايين تر قرار دارند و همچنين از نظر کيفيت کار خود نيز يکدست نبوده و در نوساني از آثار قوي و ضعيف حرکت مي کنند.

در نهايت کافه خنده را مي توان اثري آبرومند در حوزه طنز دانست که با وجود قابليت نقد پذيري فراوان مخاطبان خاص خود را خواهد داشت و مورد اقبال قرار خواهد گرفت.

با آرزوي توفيق روزآفزون براي علي رضا لبش و تشکر از دفتر طنز حوزه هنري و انتشارات سوره مهر

 

 

يكشنبه 11 ارديبهشت 1390 - 10:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری