سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

اقتصاد مطهر

 

 

مقدمه:

نام‌گذاري سال 1390 بيانگر عزم جدي رهبر انقلاب براي طراحي الگوي اسلامي-ايراني در دهه پيشرفت و عدالت است. اما همان‌طور كه ايشان در سخنراني روز اول فروردين در شهر مشهد اشاره كردند، نبايد نام‌گذاري هر سال به اسبابي براي تبليغات روزافزون و به‌كارگيري كلمات پرطمطراق و شعارسازي مضاعف تبديل شود. چراكه اين نوع برخورد مي‌تواند بر ضد اين حركت تبديل شود و از اثرگذاري آن بكاهد. از مسئولان امر و دستگاه‌هاي متولي انتظار مي‌رود تا عمق معاني نهفته در اين جهت‌گيري هوشمندانه را درك كنند و براي اجرايي‌سازي آن برنامه‌ريزي كنند و با طراحي شاخص‌هاي راهبردي و كمّي، امكان ارزيابي و نقد برنامه‌هاي اجرايي را فراهم سازندجهاد اقتصادي صرفاً به مفهوم پيشرفت اقتصادي و حركت رو به رشد متغيرهاي كمي اقتصادي نيست، اگرچه نفس اين نوع پيشرفت امري ممدوح و قابل تقدير است. جهاد اقتصادي در چارچوب انگاره حركت جهادي و براساس فهم دقيق مفاهيم اقتصاد اسلامي قابل تبيين و تفسير است. اقتصاد اسلامي به‌طور موازي و هماهنگ، پيشرفت اقتصادي را همراه با رشد معنويت و توسعه مكارم اخلاقي تعريف كرده است و براي اجراي دقيق آن برنامه‌ريزي مي‌كند.

در اين نوشتار بمناسبت 12 ارديبهشت سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري نظرات اقتصادي اين عالم بزرگوار به همراه ديدگاه علما و بزرگان دين در بحث اقتصادي مطرح مي شود .اما قبل از ورود به بحث اقتصاد يادي از استاد مطهري نماييم .

 

زندگينامه استاد:

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

 

شهادت استاد مرتضي مطهري و روز معلم

 شهيد مطهري که مغز متفکر و يکي از معماران نظام جمهوري اسلامي ايران بود در شهر فريمان به دنيا آمد, پس از تحصيل مقدمات, راهي حوزه علميه قم شد و از محضر بزرگاني چون آيت الله بروجردي, علامه طباطبايي و حضرت امام خميني بهره برد و در همه اين سالها ضمن تحصيل علوم مختلف به تزکيه و تهذيب نفس پرداخت چنانکه به روشن بيني و هوش و ذکاوت و دقت علمي کم نظيري دست يافت. با شروع نهضت اسلامي ايران از سالهاي 42 و 1341 شهيد مطهري نيز فعالانه وارد صفوف نهضت شد و اوج فعاليت هايش در 15 خرداد 1342 بود که توسط ساواک دستگير و زنداني شد و پس از آزادي نيز تمام هم و غم خود را مصروف تشکل نيروهاي مبارز و مسلمان و حفظ نهضت از آسيب ها و انحرافات کرد. در اين سالها, استاد به تبيين فرهنگ اسلامي در جامعه پرداخت و در پايگاه هاي مختلف مخصوصا حسينيه ارشاد , مسجد جاويد ، مسجد الجواد و ... به آگاهي بخشيدن به نسل جوان و ديگر اقشار جامعه ايران پرداخت تا اينکه در سال 1351 توسط ساواک دستگير و ممنوع المنبر شدند. با اين همه استاد فعاليت هاي خود را ادامه داد و رابط اصلي امام امت (ره) در کشور با مردم و گروه هاي مختلف و هدايت کننده خط فکري نهضت به شمار مي رفتند و در آستانه انقلاب نقش بسيار مهمي را در شوراي انقلاب و ... در پيروزي انقلاب ايفا نمودند. سرانجام اين مبارز خستگي ناپذير و دانشمند و فقيه عالي مقام به دست جنايتکاران جاهل گروهک "فرقان" در شب دوازدهم ارديبهشت 1358 به شهادت رسيد. شهيد مطهري داراي خصوصيات منحصر به فردي بود که مهمترين آنها جامعيت ايشان بود به طوريکه در همه صحنه هاي عملي و نظري حضور فعال داشتند. از ايشان آثار گرانقدري در زمينه هاي مختلف به جاي مانده که همواره تبيين کننده اسلام ناب محمدي (ص) و داراي دقت , ظرافت , روشن بيني و جامعيت کم نظيري بوده و هست .

 

اقتصاد چيست ؟

انسان براي بقاء و حيات خود احتياج دارد به چيزهايي از قبيل غذا و لباس و مسكن كه وسائل معاش ناميده مي‏شوند . انسان به غير اين امور نيز احتياج دارد ، از قبيل احتياجات خانوادگي ، يعني زن و فرزند ، احتياجات‏فرهنگي ، احتياجات معنوي و ديني ، احتياجات سياسي ، يعني حكومت و آنچه‏ مربوط به شؤون حكومت است ،واحتياجات اجتماعي از قبيل قضاوت در ميان احتياجات انسان ،

اولي ترين احتياجات وي ، احتياجات اقتصادي است ، يعني اموري كه انسان‏ در حيات و بقاء شخصي خود به آنها نيازمند است ، و بدون آنها قادر به‏ ادامه حيات نيست اگر فرض كنيم زماني بوده است كه انسان تنها زندگي مي‏كرده است ، يعني‏ هيچ گونه اشتراك مساعي ميان افراد نبوده است نه اين كه حتي گله وار نيز زندگي نمي‏كر ده است هر كس خودش شخصا مايحتاج زندگي خود را تهيه و به‏ مصرف مي‏رسانيده است ، در آن زمان ، اقتصاد ، موضوع نداشته است ، همان‏ طوري كه يك گله آهو با هم چرا مي‏كنند ولي هيچ گونه روابطي كه بتوان نام‏ آنها را روابط اجتماعي يا اقتصادي نهاد در ميان آنها وجود ندارد . ولي از آن زمان كه اشتراك مساعي و تقسيم كار و وظائف درميان افراد به‏ وجود آمده است ، ولو در ساده‏ترين شكلهايش يعني در حوزه خانوادگي كه‏رئيس خانواده مديريت اين اجتماع كوچك را به عهده داشته است خواه‏ ناخواه روابط اجتماعي و مناسبات اجتماعي ميان افراد برقرار شده و قهرا پاي تقسيم وسائل معاش نيز به ميان آمده است ، يعني ميان افراد ، روابط ساده اقتصادي نيز برقرار شده است ، خواه آن كه وسائل معاش را با كار ايجاد كرده باشند ، يعني " توليد " صورت گرفته باشد ، و يا صرفا به‏ صورت آماده‏اي از طبيعت حيازت كرده باشند مثل اين كه ماهي را از آب و ميوه را از درخت گرفته باشند ، و خواه آن كه تقسيم مايحتاج به صورت‏ متساوي صورت گرفته باشد يا متفاوت ، يعني آن كه قوي‏تر و كار آمدتر بوده‏  سهم و نصيب بيشتري داشته است . پس روابط اقتصادي هنگامي وجود پيدا مي‏كند كه ميان افراد ، روابط اجتماعي برقرار شود ، يعني اشتراك مساعي و
تقسيم كار و وظيفه ، وجود پيدا كند و به واسطه محدود بودن امور معاشي ، احتياج به تقسيم و توزيع ، پيدا شود ، يعني اگر فرض كنيم كه انسانها به‏ واسطه احتياجات خانوادگي و سياسي و فرهنگي ، ناچار به زندگي اجتماعي‏ باشند ولي وسائل معاشي آنقدر وافر باشد كه همه چيز مانند هوا كه در عين‏ اين كه ضروري ترين وسائل حياتي است در اختيار همه است در اختيار همه‏ باشد ، پاي تقسيم و توزيع به ميان نمي‏آيد ، و قهرا روابط خاص اقتصادي ، يعني مالكيت فردي يا اشتراكي ، حق ، اولويت ، و غيره ، در ميان آنها برقرار نخواهد شد. روابط اقتصادي مانند ساير روابط اجتماعي ، امور قراردادي است . در روابط اجتماعي مفاهيمي از قبيل رياست‏ و مرئوسيت و زوجيت و وجوب اطاعت و غيره ، به ميان مي‏آيد ، و در روابط خاص اقتصادي مفاهيمي از قبيل مالكيت و مملوكيت و حق و مبادله و غيره ، به ميان مي‏آيد ، يعني همين كه اشتراك مساعي و تقسيم كار ضرورت پيدا كرد يك سلسله اعتبارات و مفاهيم اعتباري و قانوني ضرورت پيدا مي‏كند . آن‏ سلسله از مفاهيم اعتباري كه مربوط است به توليد و تقسيم و توزيع ثروت و وسائل معاش ، روابط اقتصادي ناميده مي‏شود .

 

 

نظري به اقتصاد اسلامي

كساني كه فكر مي‏كنند مسائل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و يك قلمروي خاص دارد و هر گوشه‏اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي‏ء بخصوص تعلق دارد ، تعجب و احيانا انكار مي‏كنند كه كسي مسأله اي به نام‏ " اقتصاد اسلامي " طرح كند ، زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است ، اسلام به عنوان يك دين براي خودش ، و اقتصاد به عنوان يك علم و يا يك فلسفه براي خودش ، اسلام قلمروي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر ، همچنان كه فرهنگ ، سياست ، قضاوت و حتي اخلاق هر كدام قلمروي جداگانه از اسلام دارند . بعضي پا فراتر نهاده و گفته‏اند زندگي به طور كلي يك مسأله است و دين‏ مسأله ديگر ، دين را نبايد با مسائل زندگي مخلوط كرد .اين اشخاص اشتباه اولشان اين است كه مسائل زندگي را مجرد فرض مي‏كنند ، خير ، زندگي يك واحد و همه شؤونش توام با يكديگر است ، صلاح و فساد در هر يك از شؤون زندگي ، در ساير شؤون مؤثر است . ممكن نيست اجتماعي‏ مثلا فرهنگ يا سياست ، يا قضاوت يا اخلاق و تربيت و يا اقتصادش فاسد باشد اما دينش درست باشد و بالعكس . اگر فرض كنيم دين تنها رفتن به مسجد و كليسا و نماز خواندن و روزه‏ گرفتن است ، ممكن است كسي ادعا كند مسئله دين از ساير مسائل مجزاست ، ولي اين مطلب فرضا درباره مسيحيت صادق باشد درباره اسلام صادق نيست . اسلام دو پيوند با اقتصاد دارد : مستقيم و غير مستقيم . پيوند مستقيم‏ اسلام با اقتصاد از آن جهت است كه مستقيما يك سلسله مقررات اقتصادي‏ درباره مالكيت ، مبادلات ، مالياتها ، حجرها ، ارث ، هبات و صدقات ، وقف ، مجازاتهاي مالي يا مجازاتهايي در زمينه ثروت و غيره دارد . اسلام كتاب البيع ، كتاب الاجاره ، كتاب الوكاله ، كتاب الرهن ، كتاب الارث ، كتاب الهبه ، كتاب الوقف دارد . و از طرف ديگر مي‏دانيم اصل " « نؤمن ببعض و نكفر ببعض »" همان‏ طور كه قرآن كريم مي‏فرمايد ، مطرود است ، عليهذا يا بايد اسلام را دربست‏ بپذيريم و يا بايد دربست رد كنيم . پيوند غيرمستقيم اسلام با اقتصاد از طريق اخلاق است . در اين جهت برخي مذاهب ديگر نيز كم و بيش چنين مي‏باشند . اسلام مردم را توصيه مي‏كند به امانت ، عفت ، عدالت ، احسان ، ايثار ، منع دزدي ، خيانت ، رشوه . همه اينها در زمينه ثروت است و يا قسمتي از قلمروي اين‏ مفاهيم ثروت است . تا حدود مسائل اقتصادي روشن نشود ، حدود عدالت و امامت و عفت و احسان و همچنين حدود دزدي و خيانت و رشوه روشن نمي‏شود .

 

اهميت معنويت و اخلاق در شاخص‌سازي اقتصادي

ساده‌انديشي است كه برخي صرفاً در ميان آمارها و داده‌هاي اقتصادي غرق شده‌اند و حركت‌هاي اين آمارها را شرح و بسط مي‌دهند، اما براي رشد مكارم اخلاقي و معنويت شاخص‌سازي نكرده‌اند و همچنان خلأ اين محور اصلي اقتصاد اسلامي ناديده گرفته شده است. به عنوان مثال ستانده‌هاي اجراي نهاد زكات در جامعه، صرفاً آثار توزيعي و عدالت‌گستري آن نيست بلكه مهمتر از اين متغيرها، تحقق تزكيه و رضايت خدا و رسول او است كه به صلوات‌الرسول منتهي مي‌شود. بنابراين در حركت‌هاي مبتني بر اقتصاد اسلامي علاوه‌بر رشد شاخص‌هاي اقتصادي، سرمايه‌هاي معنوي اجتماعي نيز تكاثر مي‌يابد جهاد اقتصادي زماني در مسير صحيح خود قرار مي‌گيرد كه عملكرد نهادهاي اقتصادي از انباشت ثروت در دست عده‌اي محدود جلوگيري كند و دسترسي امكانات توليد و رشد اقتصادي را براي همه ميسر سازد و درآمدها و برخورداري‌ها را براساس سعي و تلاش هر يك از عوامل توليد ارزش‌گذاري كند. همين امر اگر محور حركت جهادي در اقتصاد قرار گيرد، مي‌توان براي آن شاخص‌سازي كمي و معيارهاي ارزيابي تعريف كرد.

 

هفت بعد اساسي در ساختار اقتصاد:

1- مبارزه با فقر و تأمين نيازهاي هر فرد در پرتو کار خلاق او و ارزش افزوده اي است که او در جامعه توليد مي کند.                              
2- آزاد نگه داشتن بخشي از وقت هر انسان، براي اين که فرصتي مناسب براي خودسازي و رشد انساني و تعالي معنوي داشته باشد، به تعبير ديگر در نظام اقتصادي جامعه اسوه تلاش براي نيازمنديهاي اقتصادي، نبايد همه وقت ملت را بگيرد بلکه مقداري از آن وقت بايد براي خودسازي انسان و رشد معنوي آزاد باشد.                                  
3- اعتدال در مصرف، مبارزه با اسراف و نفي هر نوع اقتصاد تخريبي نسبت به امکاناتي که خداوند در جامعه براي زندگي انسان ها در اختيار همه قرار داده است.                                     
4- حفظ آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد، در برابر کساني که انسان را يک حيوان اقتصادي معرفي مي کنند و بدين ترتيب او خود به خود برده اقتصاد سرمايه داري و خصوصي و يا برده اقتصاد دولتي يا به تعبير صحيح تر، برده سرمايه داري خصوصي و سرمايه داري دولتي مي شود، بايد آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود.                     
5- تأکيد بر استقلال اقتصادي جامعه اسوه اسلامي و اين که براستي از نظر اقتصادي به روي پا خود بايستد؛ خود توليد کند و متناسب با نيازهاي خود مصرف کند. به ديگران وابسته نباشدکه وابستگي اقتصادي امروزه زيربنا و ريشه وابستگي هاي ديگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نيست.                                     
6- تأکيد به تکامل فني و صنعتي، زيرا پيشرفت هاي صنعتي از جلوه هاي رشد انسان است و هيچگاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بنابراين در برنامه ريزي اقتصادي جامعه اسوه اسلامي بايد به آن تأکيد شود.
7- برقراري عدل اقتصادي نسبت به بي عدالتي هايي که در گذشته صورت گرفته است.                                     
اين هفت بعد، اساس اقتصاد است و اصل 43 قانون اساسي در حقيقت نسبت به بسياري از اين افراد توجه تام دارد. در حل برخي از مشکلات امروزه در جامعه اسوه اسلامي، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف- مبارزه با بيکاري                              
ب- اشتغال کامل                                     
ج- افزايش مهارت و ابتکار                           

منابع

- نهج‏البلاغه، خطبه 92                            
- احمد بن يحيي بلاذري، فتوح البلدان، قم، نشر اروميه، 1404 ق، ص386  
- محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم و الملوك، بيروت، دارالكتب العلميه، 1408 ق، ج 2، ص 528                                      
- ماوردي، الاحكام السلطانية، تحقيق حامد الفقي، چ دوم، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، 1406 ق، ج 1، ص 185                        
- شمس‏الدين سرخسي، كتاب المبسوط، ج دوم، بيروت، دارالمعرفة، مجلد دوم، ج 3، ص 14                                         
- ر.ك.به: محمدباقر محمودي، نهج‏السعادة في مستدرك نهج‏البلاغه، بيروت، مؤسسة المحمودي، ج 1، ص 225                        
- ر.ك.به: محمد بن محمد شيخ مفيد، الاختصاص، تحقيق علي اكبر غفاري، چاپ پنجم، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1416 ق، ص 151
- نهج‏البلاغه، خطبه 3                               
- قاسم ابوعبيد، كتاب الاموال، تحقيق محمد خليل هراس، بيروت، دارالفكر، 1408 ق، ص 287                                  
 دعائم الاسلام، باب «قسمة الغنائم‏» من كتاب الجهاد، ح اول، ج 1، ص 384/

ر.ك.به: محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، چاپ سوم، بيروت،         

دارالحياء التراث، 1403 ق، ج 41، ص 116 و 117                    
- حسن ابن شعبه حراني، تحف العقول، تصحيح علي اكبر غفاري، چاپ ششم، تهران، كتابچي، 1367 ش، ص 180 و 181                           
- علي بن الحسين مسعودي، اثبات الوصية للامام علي بن ابي طالب، چاپ  دوم، بيروت، دارالاضواء، 1409 ق، ص 158                       
- نهج‏البلاغه، خطبه 15                                    
 - يعقوبي، تاريخ طبري، قم، شريف رضي، 1414 ق، ج 2، ص    178 و 179                                                                                          

- بحار الانوار ج 61 ص 158 –

من لا يحضره الفقيه ج 1 ص123           

وسايل الشيعه ج 2 ص89                              
- بحار الانوار، ج 1، ص177                                       
- بحار الانوار، چاپ بيروت، ج 75، ص  277                              
- بحار الانوار، ج 100، ص65                                               
- اصول کافي ج 5 ص 78                                  
- بحار الانوار ج 33 ص599                                         
- بحار الانوار ج 33 ص 606                                          
- بحار الانوار، ج 70، ص  62                                                        

غرر الحكم ، چاپ دانشگاه تهران ، ج 2 ، ص584

 " وسائل الشيعه " جلد 12 ، كتاب التجارش ، باب 8 ص21          


 

 

 

گردآوري : حجت الاسلام و المسلمين شيخ حسن بابايي

مسئول تشکلهاي ديني تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

يكشنبه 11 ارديبهشت 1390 - 9:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری