يكشنبه 30 مهر 1396 - 11:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

از اخلاق نظري تا اخلاقي عملي

 

نقد فيلم طلا و مس(همايون اسعديان) به مناسبت ورود فيلم به شبکه ويدئويي کشور


همايون اسعديان(کارگردان طلا ومس) متولد 1337 اصفهان، فارغ التحصيل سينما از دانشكده هنرهاي دراماتيك است. وي فعاليت هنري را سال 1353 با ورود به كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و با شركت در كلاس هاي آموزش فيلمسازي و ساختن فيلم هاي هشت ميليمتري آغاز كرد و اولين فعاليت او در سينماي حرفه اي در سال 1365 با فيلم «دبيرستان» به عنوان عكاس فيلم شکل گرفت. طلا و مس، پس از فيلم‌هاي نيش (1373)، مرد آفتابي (1374)، شوخي (1378)، شب روباه (1375)، آخر بازي (1379) و ده رقمي (1387) ششمين فيلم بلند سينمايي همايون اسعديان است.

طلا و مس درباره سيد رضا (با بازي بهروز شعيبي) طلبه اي است که براي شرکت در کلاس درس اخلاق يک استاد مشهور، همراه خانواده اش به تهران آمده، ولي تا پايان فيلم موفق به شرکت در کلاس نمي شود. هر دفعه يا دير مي رسد يا مجبور است بچه به بغل، پشت در کلاس به سخنان استاد گوش بدهد.

پس او ظاهرا نبايد بهره اي از درس اخلاق بگيرد، اما تماشاگر در طول فيلم با مفهوم ديگري روبرو مي شود. چرا که سيد رضا علم اخلاق را به صورت عملي و گام به گام در مسير زندگي و لحظات سخت بيماري همسرش مي آموزد و به کار مي بندد.

سيد رضا در ابتداي فيلم آن قدر به دنبال درس و بحث است که با وجود علاقه به همسرش، گويي او را هيچ وقت نمي بيند. مثلا در صحنه اي که زهرا سادات (با بازي نگار جواهريان) به سيد رضا سفارش مي کند که زير اجاق را خاموش کن تا غذا ته نگيرد. او به درستي به صحبت همسرش گوش نمي دهد و در خواست او را فراموش مي کند تا اين که زهرا سادات، خود به سراغ اجاق مي رود.

زهرا سادات زن خانه و خانواده است. همسري ايثارگر که آن قدر به فکر شوهر و بچه هايش است که همواره خواسته آنان را بر نياز هاي خود مقدم مي دارد، شايد به همين دليل است که زهرا سادات توسط اطرافيانش ديده نمي شود. بيماري زهرا سادات باعث مي شود که شوهرش او را ببيند، فداکاري هايش را درک کند و در نهايت بفهمد که چقدر دوستش دارد.

سيد رضا با سختي هايي که از سر مي گذراند به ديد تازه اي از زندگي مي رسد. وقتي در خانه کار مي کند، خريد مي کند به بچه هايش رسيدگي مي کند و... گويي به تدريج بهتر زندگي کردن را مي آموزد و قدر و ارزش زندگي و نعمت هاي خداوندي را بهتر درک مي کند.

 دشواري هاي بيماري همسر، عواطف او را نيز بر مي انگيزد و بيدار مي کند. به همين دليل است که پس از بيماري همسرش، گويي براي اولين بار است که دختر فال فروش هميشگي را مي بيند و به او توجه مي کند.

طلا و مس به دين و اخلاقي مي پردازد که در زندگي تاثير دارد و در حد تئوري، شعار يا موعظه باقي نمي ماند. همايون اسعديان در طلا و مس اخلاق را در متن زندگي جستجو مي کند. اخلاقيات در فيلم در قالب جملات پر طمطراق و نصيحت گونه کتب اخلاقي يا شعارهايي در مدح ايمان و اخلاق ارائه نمي شود، بلکه اخلاقيات در متن زندگي و کنش و واکنش شخصيت هاي آن، توسط تماشاگر درک ولمس مي شود و به همين جهت هم تاثيرگذار است.

ما اخلاق را وقتي در فيلم باور و درک مي کنيم که همسري با تمام وجود خود را وقف همسر بيمار و ناتوانش مي کند و نه تنها محبتش به او کم نمي شود، بلکه بيش از گذشته به او علاقه مند مي شود و نيز وقتي اخلاق را لمس مي کنيم که سيد رضا دوست داشتن همسرش را جلوه اي از دوست داشتن خدا مي داند و پس از خواندن قرآن به همسرش ابراز علاقه مي کند و وقتي جلوه عملي اخلاق را با تمام وجود درک مي کنيم که سيد رضا پشت درب کلاس در حالي که به سخنان استاد گوش مي دهد، کفش هاي برادران ديني خود مرتب و رديف مي کند.

فيلم در ميان تمام سختي ها اين مفهوم را منتقل مي کند که هر چه از خدا برسد خير است، که هر چه از دوست برسد نيکوست. بيماري زهرا سادات موجب مي شود که سيد رضا متحول شود و قدر همسرش را بيشتر بداند و اخلاقياتي که او در خانه گسترانيده را کشف کند و در طول فيلم از اخلاقي نظري به اخلاقي عملي برسد. بيماري زهرا سادات موجب مي شود که خود او هم عميق ترين احساسات عاطفي و معنوي را با شوهرش تجربه کند.

بي دليل نيست که استاد اخلاق در کلاس مي گويد:«هر چه مبتلاتر، مقرب تر.» بيماري زهرا سادات موجب مي شود که او و همسرش به يکديگر و به خدايشان نزديک تر شوند. سيد رضا و زهرا سادات در دشوارترين شرايط اميدشان را از دست نمي دهند. سيد رضا در دل طبيعت سوره انشراح را براي همسرش مي خواند، اينکه همواره بايد اميد داشته باشد و «بعد از هر سختي آساني ست.»

نگار جواهريان كه بازي‌اش در «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» (بهنام بهزادي) با تحسين منتقدان رو به رو شد بعد از درخشش در اين فيلم به عنوان بازيگر نقش‌هاي اول فيلم‌هاي سينمايي مورد توجه قرار گرفت. او همواره استعداد فراواني در ارائه بازي‌هاي باورپذير و واقع گرا از خود نشان داده است.

 نقش‌آفريني جواهريان در «طلا و مس» به واقع درخشان است؛ يك زن ساده دل، مهربان و با ايمان شهرستاني كه به بيماري ام اس مبتلا شده، و به تدريج توان خود را در راه رفتن و حرکت کردن از دست مي‌دهد. جواهريان به شيوه درخشاني اين تحليل رفتن تدريجي را جان بخشيده است. بازي او وقتي در آشپزخانه زمين مي خورد يا جايي که با عصا و به سختي راه مي رود، ديدني است. به خاطر همين بازي قدرتمند بود که جواهريان توانست جايزه بهترين بازيگر زن را از جشنواره فيلم فجر به دست آورد.

اسعديان طلا و مس را استادانه و به شکلي ساخته، که حضور کارگردان، فيلمبردار و ساير عوامل توليد در فيلم حس نمي شود، انگار نظاره گر صحنه هاي مستندي از يک زندگي واقعي هستيم که مي توانيم با شخصيت هايش  همذات پنداري کنيم و به پالايش معنوي برسيم.

طلا و مس اولين فيلم متفاوت و برجسته اسعديان پس از تجربه قابل اعتناي آخر بازي است. هر علاقه مند پي گير سينما در شگفت مي ماند که کارگرداني که قسمت اعظم آثارش فيلم هايي عامه پسند هستند، چگونه مي تواند اثري چون طلا و مس خلق کند.

 

 

 

سه‌شنبه 6 ارديبهشت 1390 - 13:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری