جمعه 6 مرداد 1396 - 17:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

گناه در لغت و اصطلاح

 

 « گناه» در لغت فارسي به معناي بزه، جرم، خطا، نافرماني وامثال اين الفاظ آمده و در لغت عرب از آن به « ذنب» و «اثم» و «معصيت» تعبير شده و معاني که در جامع معاني است همان نافرماني و انجام  عملي بر خلاف قانون ويا سرپيچي از قانون است [1 ].

 گناه در پيش اهل شرع عبارت است از : هر گونه کاري بر خلاف فرمان خداوندباشد، گناه است نافرماني هر چند کوچک باشد چون خلاف امر خداست، بزرگ است[2].رسول اکرم« صل الله عليه وآله» در سخني به ابوذر فرمود: « لا تنظر الي صغر الخطيئة ولکن انظر الي من عصيته » کوچک گناه را ننگر، بلکه آن را بنگر که از چه کسي نافرماني مي کني[3].

اثر گناه بر غم و اندوه

     اثراتي که گناه در غم واندوه انسان به وجود آورد ، در دو عامل مهم ذيل مي توان جستجوکرد:

              1- اثر گناه بر سلامت انسان                                   2- پيامد هاي گناه

اثر گناه بر سلامت انسان

             اثر گناه بر سلامت انسان را در سه بخش جسمي، عقلي ورواني قابل بررسي است :

 

         گناهان ، اثر سوئي روي حس تشخيص ، درک و ديد انسان مي گذارد« صمّ بکم عمي فهم لا

يرجعون[4]» يعني: « آنها کروگن گ وکورند واز ضلالت خود بر نمي گردند » گناهکار بر اثر غفلت وبي خبري حس تشخيص را از دست مي دهد. « ختم  الله علي قلوبهم  وعلي سمعهم و علي ابصارهم  غشاوة[5]» يعني : « خدا بر دل ها و گوش هايشان مهرنها ده و بر چشم هايشان پرده افکنده شده »و نيز در آيه 39 سوره انعام مي فر مايد : « و الّذين کذّبوا باياتنا صمّ و بکم  في الظّلمات..... » سه نعمت  زبان ّ چشم و گوش از آنها گرفته مي شود.

         به اين ترتيب ، چشمي که پرهيز گاران با آن آيات خدا  را مي ديدند، و گوشي  که سخنان حق را با آن مي شنيدند، وقلبي که به وسيله آن درک مي کردند در اينها از کار افتاده است، عقل وچشم و گوش دارند ، ولي قدرت «درک» ، «ديد» و«شنوايي» ندارند ! چرا که اعمال زشتشان و لجاجت و عنادشان پرده اي شده است در برابر اين ابزار شناخت[6].

1-2- اثر گناه وزايل شدن عقل

     عقل تميز دهنده حق وباطل است که مي خواهد نردبان ترقي و متعالي را بالا رود بايد در نفس خود غور کند که تمايلاتاو تابع چيست؟

        اگر انسان تابع يکي از قواي سبعي و بهييمي وشيطاني باشد از مرحله انسانيت بسيار دور افتاده و حيواني است با  دو  پا ،  که در اسم و صورت شبيه انسان نه درمعني و سيرت[7]. انسان گناهکار تابع احساسات خود است نه عقل. بنابراين  گناه پرده ضخيمي برروي عقل و فکر انسان مي اندازد و باطل را حق جلوه مي دهد به همين دليل بسياري از گناهکاران بعد از عمل خويش پشيمان شده و گاه تعجب مي کنند که چگونه به انجام چنين کاري دست زده اند . در سوره بقره آيه 171 مي خوانيم :«.... صمّ بکم عمي فهم لا يعقلون » «و گفتن به آيات حق کر وگنگ  و کورند زيرا عقل خود را به کار نمي بندند».

1-3- بازتاب منفي گناه بر روان انسان

      امروز ديگر اين مطلب از لحاظ علمي وفلسفي ثابت ومسلم شده است وجاي کمترين ترديدي

در آن باقي نيست که آدم بد وجود ندارد، فقط آدم مريض وجود دارد. در قرآن هم ازگناه به عنوان يک بيماري  ياد شده است. مي فرمايد: « و اذ يقول المنافقون و الّذين في قلوبهم مّرض مّا وعدنا الله و رسوله الّا  غرورا[8] » يعني :« منافقان وکساني را که در دل بيماري دارند گويند: خدا و رسولش جز فريب به ما وعده ندادند» . در روايات نيز بزرگان دين گناه را به طور مطلق بيماري نام نهاده اند . حضرت علي «عليه السلام» فرمودند: «لا وجع أوجع للقلوب من الذّنب » [9]

         از نظر اصول روانشناسي نيز اين مطلب ثابت شده که اعمال همراه بارتابي در روح او داردو تدريجا روح  را به شکل خود در مي آورد . اين نکته نيز قابل توجه است که انسان با ادامه گناه ، لحظه به لحظه در تاريکي روحي بيشتري فرو مي رود وبه جايي مي رسد که گناها نش در نظرش حسنات جلوه مي کند و گاه به گاه به گناهش افتخار مي کند. در اين مرحله راههاي بازگشت به روي او بسته مي شود[10] .

  3-1 کمي ظرفيت وسعه صدر

            از ديگر اثرات سوء «گناه» کمي ظرفيت وسعه صدر است افراد کم ظر فيت دست  به انواع گناهان ميزنند و صاحبان سعه صدر  باتأنيّ ،  خويشتن داري ، توکلّ وايمان ، بردباري   گام بر  مي دارند و رضايت  حق تعالي   را  در نظر مي گيرند و  با قدرت  وقوّت  به سوي مقصد پيش   مي روند  و به  همين  دليل  کمتر دچار  شکست  مي شوند . خداوند  در  آيه 49  سوره   هود     مي فر مايد: «  فاصبر إنّ العاقبة للمتقين.... » يعني : « پس تو در طاعت حق راه صبر پيشه کن که عاقبت اهل تقوي نيکوست».

3-2يأس و نااميدي

       يکي از آثار شوم گناه بر روان انسان ياس و نااميدي است و شخص گناهکار گاهي در اثر گناه از سعادت ونجات خود مأيوس مي گردد وهمين سبب مي شود که احيانا به جنايات بزرگتري دست بزند در چنين مواردي فقط دين ومذهب با ايجادحالت اميدواري به کرم و عفو وبخشش خدايتعالي او را دلگرم مي سازد و از بيماري خطر ناک يأس  نجاتش  مي دهد. امام سجاد «عليه السلام» در حديثي مي فرمايد: « و الذّنوب  التّي تقطع الرجّا ء الياس من روح الله و القنوط من رحمة الله و الثقة بغير الله و التکذيب بو عدالله  عز ّوجلّ [11]» « گناهي که اميد را قطع مي کند عبارتند از: يأ س از گشايش خداوند نوميدي از رحمت خدا، اطمينان و اعتماد به غير خدا، و تکذيب وعده خدا.

3-3 گناه وسلب آرامش

        « الّذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئنّ القلوب [12] » يعني :« آنان که ايمان آوردند و دلهايشان به ياد خدا آرامش مي يابد و بدانيد که فقط به ياد خدا دلها آرامش مي يابد». تنها چيزي که مي تواند آرامش حقيقي به انسان بدهد، همان توجه و ارتباط با خداو دعا به درگاه اوست و با انجام گناه اين توفيق از انسان سلب خواهد شد. توضيح اينکه دل انسان هميشه به دنبال رکن محکمي است که به آن چنگ زند تا سعادتش را تضمين کند اگر اين اسباب« مادي» باشد، چون اينها متغيرند پس دل او نيز همواره دچار رعشه و اضطراب  مي شود در حالي که اين رکن، «خدا» باشد، چون او فوق همه چيز است و بر هر کاري قادر است و مغلوب چيزي نمي شود پس قلب انسان همواره« آرامش » دارد[13].

3-4 تضعيف شخصيت همراه با رسوايي

         گناه شخصيت و احترام اجتماعي انسان را در هم مي شکند و او را به ذلّت مي کشاند زيرا براي انجام گناه بايد تمام قيد و بند هاي اجتماعي را شکست و تن به هر پستي داد تاريخ بشر مملو از شرح زندگاني کساني است که در جامعه داراي مقام و موقعيت ممتاز بودند ، ولي هنگامي که اسير شهوات وهواهاي نفساني شدند کارشان به رسوايي کشيد . داستان يوسف وهمسر عزيز مصر بيانگر اين واقعيت است که چگونه عزيز مصر با وجود احترام فراوان ، به علت هواپرستي،رسوايي خاص وعام شد، در آيه 31 سوره يوسف مي خوانيم: « فلّمّا سمعت بمکر هنّ أرسلت إليهنّ وأعتدت....» يعني : « چون زليخا ملامت زنان مصري را درباره خود شنيد فرستاد واز آنها دعوت کرد....»

3-5 قساوت قلب

        قساوت قلب  يکي از آثار سوء گناه بر روان انسان مي باشد که در اثر اصرار بر گناه بر روح انسان غلبه مي کند. در آيه 43 سوره انعام مي خوانيم : « فلو لا إذ جآء هم بأسنا تضرّعوا ولکن  قست  قلوبهم وزيّن لهم الشّيطان ما کانوا يعملون» ترجمه : «  چرا وقتيکه بلاي ما به آنها مي رسيدتوجه وتضرّع وزاري نکردند بدين سبب (نکردند) که دلهايشان را قساوت فرا گرفت وشيطان کردار آنها را در نظرشان زيبا نمود ».

 پيامدهاي گناه

2-1 پيامدهاي دنيايي

        اثرات گناه فقط مربوط به آخرت نمي شود بلکه دردنيا هم گريبانگير انسان مي شود وعواقب شومي به همراه خواهد داشت از جمله :

 2-1-1 گناه مانع استجابت دعا

        امام باقر «عليه السلام »فرمود : « همانا بنده از خدا حاجتي مي خواهد ، اقتضا دارد که زود يا دير برآورده شود، پس آن بنده گناهي انجام مي دهد، خداوند به فرشته مي فر مايد: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زيرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محروميت شد»[14].

حکايت

      گزار موسي «عليه السلام » به مردي از اصحابش افتاد که در سجده بود هنگامي که باز گشت، باز همان شخص را در سجده ديد ، فرمود: اگر حاجتت به دست من بود هر آيينه برآورده کرده بودم خداوند به او چنين وحي فرمود: که اگر آنقدر براي من سجده کند که گردنش خورد شود از او نمي پذيرم تا اينکه از آنچه که ناخوش آيند من است روي گرداند و به آنچه مطلوب من است روي آورد يعني از گناه  پرهيز کند که آن موجب عدم استجابت مي شود[15].

2-1-2 از دست دادن نعمت هاي خداوند

     يکي ديگر از عقوبت هايي که خداوند متعال براي بعضي از گناهان مقرّر فرموده است، از دست دادن نعمت است که انسان در اثر نافرماني خدا دچار آن مي شود[16]. خداوند در آيه 11 سوره رعد فرمود:  «  ....إنّ الله  لا يغيّر مابقوم حتّي يغيّروا ما بأنفسهم وإذآ أراد الله بقوم سوء فلا مرّد له وما لهم مّن دونه من وال » يعني :« مسلما خداوند وضعيت گروهي را تغيير نمي دهد مگر زماني که آن ها در نفس خود و کردار  خود تغييري ايجاد کنند وزماني که خدا نسبت به جمعيتي اراده بدي نمايد، جز خدا هيچ عاملي آن را بر نمي دارد.

      ونيز مي فرمايد: « أولمّااصابتکم مّصيبة ..... قل هو من عند أنفسکم إنّ الله علي کلّ شيء قدير[17] »  يعني : « آيا هر گاه به شما مصيبتي رسد در صورتيکه دو برابر آن آسيب به دشمنان رسيد گوئيد چرا به ما رنج رسد بگو اين مصيبت از دست خود کشيديد که نافرماني کرديد که ايزد متعال بر هر چيز داناست».

2-1-3 گناه باعث سلب محبت خدا

      گناه مانع محبت خدا مي شود : در آيه 107 سوره نساء مي خوانيم:« ....إنّ الله لا يحبّ من کان خوّانا أثيما» يعني:« همانا خدا آن را که خيانتکار و بد عمل است دوست نمي دارد » .

2-1-4 گناه باعث شکست انسان

        «  لا  تحسبنّ   الّذين   کفروا  معجزين   في  الارض    و مأ  واهم النّار  ولبئس  المصير[18]  » ترجمه: « هرگز گمان مبر که کفار ، ما را در  زمين عاجز  و درمانده  مي کنند، جايگاه  آنان آتش است وبه راستي که بد سرانجامي است». اين آيه پاسخي است به کافران با آن همه امکاناتي که دارند، خداونداينگونه به مؤمنان وعدۀ حاکميت بر زمين را مي دهد:« ولا تحسبنّ الذّين کفروا معجرين في الارض »ترجمه : « ترديد نکن ، زيرا مخالفان نمي توانند در هيچ کجاي زمين اراده وراه خداوند را مختل و عاجز نمايند. اگر چه کفّار ، ابر قدرت باشندّ امّا در برابر قدرت خدا شکست خواهند خورد [19]».

 2-1-5 سعادت دنيا تنها در گرو رضايت خدا

       « إن يشأ يذ هبکم أيّها النّاس ويأت بأخرين و کان الله  علي ذلک قديرا* مّن کان يريد ثواب الدّنيا فعند الله ثواب الدّنيا والاخرة.... [20]»   آيه خطاي افرادي را که ترک تقوي کرده اند را روشن مي سازد: هم ثواب دنيا و هم ثواب آخرت تنها از جانب خداست پس حتي اگر مزدي فقط ثواب وسعادت دنيوي را مي خواهد بايد به خدا تقرب جويد چون هيچکس بدون اينکه خدا بخواهد به سعادت و ثوابي نايل نمي گردد او شنوا وبيناست ومي داندبندگانش به دنبال کدام  سعادت  هستند ولا يق چه ثوابي مي باشند[21].

2-1-6 محروميت از هدايت الهي

           افرادي که بر اثر لجاجت و عناد حق را نمي پذيرند ، در واقع به خود ستم کرده اند وخويش را از هدايت هاي خداوندي محروم واز الطاف او دور و از حرکت در مسير رشد وکمال بي بهره ساخته اند.

           درسوره بقره آيه  54 حضرت موسي عليه السلام به قوم خود، بعد از آنکه به «... گوساله پرستي » روي آورند ، فرمود:«.... يا قوم إنّکم ظلمتم أنفسکم باتّخاذ کم العجل.....» ترجمه : « اي مردم ، شما با رو آوردن به گوساله ، به خودتان ستم روا داشته ايد». خداوند پس از بيان عاقبت و سرگذشت مردمي که خود را از حقيقت محروم کرده انددرسوره هودآيه 101 مي فر مايد: «و ما ظلمنا هم ولکن ظلموا أنفسهم ...... »ترجمه : « وما به آنان ستم نکرديم ،ولي آنان به خودشان ستم کردند»  .

2-2 پيامد هاي اخروي گناه

2-2-1 عذاب به هنگام مرگ

         تا زماني که پرده هاي غرور وغفلت بين انسان وحقايق  آويخته شده است، از ديدن حقايق نظام هستي عاجزند[22].در قرآن آيه 14-13 سوره تکاثر مي فر مايد: « کلاّ لا تعلمون علم اليقين * لتروّن الحجيم» يعني چنين نيست که شما خيال   مي کنيد اگر علم و يقين به آخرت داشته باشيد، قطعا جهنم را خواهيد ديد.

            چشم دل باز کن که جان بيني                             آن چه ناديدني است آن بيني

2-2-2 هنگام مشاهده عذاب

       در اين هنگام که انسان سرنوشت دردناک را با چشم خود مي بيند، با نداي (رب ارجعون) پروردگارا !  مرا باز گردان فرياد استغاثه و پشيماني سر مي دهد و جواب « کلاّ» هرگز مي شنوند قرآن کريم حالات اين گونه افراد را به هنگام مرگ اين گونه ترسيم مي کند[23]: « و لو تري إذ وقفوا  علي  النّار  فقالوا  يا ليتنا  نردّ  و  لا  نکذّب  بايات  ربّنا  و  نکون  من  المومنين [24]  »

 ترجمه :« اي کاش (بار ديگر) به دنيا باز مي گشتيم و آيات پروردگارمان را تکذيب   نمي کرديم واز مؤمنان مي شديم.

       در آيه ديگر حال آنها را مي فرمايد:  « يا ليتني کنت ترابا[25] »  ترجمه  :  « اي کاش خاک بوديم   ( واين گونه در آتش کفر و بي ايماني خود نمي سوختيم) .

2-2-3 اثر گناه و عذاب جاودان

          خداوند درآيه 65-64 سوره احزاب مي فرمايد: « انّ الله لعن  الکافرين  واعدّ لهم   سعيرا* خالدين فيها ابدا الاّ يجدون وليّا و لا نصيرا » يعني : « خدا کافرانرا لعن کرده و بر آنان آتش دوزخ  مهيا  گردانيد  *  آنان  در آن  دوزخ هميشه معذبند و بر نجات خود هيچ يار وياوري نخواهند  يافت »  ونيز در آيه  23 سوره ابراهيم مي فرمايد: « و اد خل الذّين ءامنوا وعملوا الصّالحات جنّات تجري من تحتها النهار خالدين فيها ربّهم تحتيهم فيها سلام » يعني: « و آنان که       بخدا ايمان آورده وعمل صالح کردند در بهشت هايي برند که از زير درختانش نهر ها جاريست و هميشه به فرمان خدا با تحّيت وسلام و احترام در آن بهشت مخلد ند».

2-3 پيامد اجتماعي

    گناه و ويراني جامعه

قرآن کريم پيوند روشني ميان مسا ئل معنوي ومادي برقرار مي سازد و استغفار از گناه و باز گشت به سوي خدا را مايه آباداني ، خرّمي، طراوت و اضافه شدن نيرويي بر نيرها معرفي    مي کند. «  فقلت استغفروا ربّکم إنّه کان غفّارا* يرسل السّماء عليکم مّدارا* و يمددکم بأموال و بنين ويجعل لّکم جنّات ويجعل لّکم أنهارا[26] » ترجمه : « از زبان نوح «عليه السلام» به آنان گفتم:از گناهان خود در پيشگاه پروردگارتان استغفار کنيدکه او آمرزنده است، تا باران آسمان را پشت سر هم بر شما فرو ريزد وشما را با اموال و فرزندان کمک بخشد وباغهاو نهر ها را براي شما قرار دهد». جالب توجه اينکه در روايات اسلامي مي خوانيم ربيع بن صبيح مي گويد: « نزد امام حسين «عليه السلام» بودم مردي از در وارد شد واز خشکسالي آبادي اش شکايت کرد. امام« عليه السلام» به او فرمود: استغفار کن ، ديگري آمد واز فقر شکايت کرد. به او نيز گفت: استغفارکن،سومي آمد و به او گفت: دعا کن خداوند به من پسري دهد. به او نيز گفت: استغفار کن، ربيع مي گويد: من تعجب کردم وگفتم: هر کس نزد شما مي آيد و مشکلي داردو تقاضاي نعمتي دارد به او همين دستور را مي دهي وبه همه مي گويي استعفار کنيد واز خداوندطلب آمرزش نماييد. حضرت علي «عليه السلام» در جواب فرمود: آنچه را گفتم از پيش خود نگفتم من اين مطلب را از کلام خدا که از پيامبرش نوح «عليه السلام» حکايت مي کند، استفاده کردم و پس آيات فوق را تلاوت کرد[27].

نتيجه

در اين عالم کسي بي رنج و غم نيست، حتي آن کسي که خود را در تفکرات مادي مشغول کرده واز عالم دين واخلاق بي خبري بهره است . چه آنکه در اين جهان مشکلات و رنجها ودردها انسان را رنجانده ، روح وروان  لطيف او را مي فشارد. پس به اين نتيجه مي رسيم که در دنيا خوشي مطلق وجود ندارد پس چه بهتر است که در برابر خدايي که همه عالم تحت فرمان او در سايه قدرت اوست و با کمال مهر و عطو فت بندگانش را نوازش کرده وبه سوي خويش دعوت فرموده سر سختي و لجاجت به خرج ندهيم و با ندامت و پشيماني به سوي او روي آوريم و رحمت و مغفرت او را طلب کنيم. درسوره نور آيه 3مي فرمايد: « وتوبوا الي الله جميعا ايّها المؤمنون لعلّلکم تفلحون» يعني : «اي مؤمنان، همگي  با هم  به  سوي خدا توجه کنيد و باز گرديد شايد رستگار شويد».

 

    پانوشت ها

1-            لغت نامه دهخدا، ماده « ذنب».  به نقل از کيفر گناه، سيد هاشم رسولي محلاتي، ص118 .

2-            مجموعه ورّام، ج2 ،ص53.   به نقل از گناه شناسي، محسن قرائتي ، ص21.

3-            همان.

4-            بقره/18

5-            بقره/7 .

6-            تفسير نمونه، مکارم شيرازي، ج1،ص115.

7-            اخلاق، بانوي اصفهاني،ص17.

8-            احزاب/12

9-            بحارالانوار،ج73 ، ص 342.  به نقل از کيفر گناه، صص 53-55

10-          گنج هاي بهشتي ، علي محمد حيدري نراقي، ص398.

11-          معاني الاخبار ،ص271.  به نقل از کيفر گناه

12-          رعد/ 28

13-          خلاصه تفاسير الميزان ونمونه ،تلخيص: عباس پور سيف، ص526.

14-          اصول کافي ،ج2، ص271 به نقل از تجربه شيرين ندامت .

15-          گناه کبيره، دستغيب شيرازي، ص8.

16-          تجربه شيرين ندامت، ص54.

17-          آل عمران/165

18-          نور/57.

19-          تفسير نور ، محسن قرائتي، ج8 ،ص208.

20-          نساء/ 133-134

21-          خلاصه تفاسير الميزان ونمونه، ص 206.

22-          حسرت  نامه قيامت، علي مويدي،ص73.

23-          حسرت نامه قيامت، ص80.

24-          انعام/27

25-          نباء/ 40

26-          نوح/ 12-10

27-          مجمع البيان، ج10،ص361. به نقل از گنج هاي بهشتي،ص 207.

  منابع

1-            گنج هاي بهشتي ، علي محمد حيدري نراقي، انتشارات مهدي نراقي، چاپ چهارم، تابستان 1387.

2-            کيفر گناه، سيد هاشم رسولي محلاتي ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ يازدهم، 1373، تهران .

3-            گناه شناسي، محسن قرائتي، تنظيم ونگارش محمد محمدي اشتهاردي.

4-            گناه کبيره ، سيد عبدالحسين دستغيب شيرازي، ناشر: محمد ضرايي، ج اول ، چاپ نهم، مرداد 1363.

5-            تجربه شيرين ندامت، محمد حسين يوسفي ، انتشارات دليل ما ، چاپ دوم ، تابستان 1385، قم، تهران.

6-            خلاصه تفاسير  الميزان ونمونه ، عباس پورسيف ، نشر شاهد، چاپ پنجم 1383،تهران.

7-            حسرت نامه قيامت ، زير نظر علي مؤّيدي، مولف: مؤسسه پژوهش فرهنگي اشراق، انتشارات چاف، چاپ اول 1382، قم ، تهران.

8-            جهاد با نفس ، حسين مظاهري ، ناشر انجمن اسلامي معلمان قم، چاپ دوم ،فروردين 1366 .

9-            تفسير نمونه ، مکارم شيرازي ، ج1، چاپ  پنجاه  ويکم، 1386، ناشر : دارالکتب الاسلاميه، تهران.

10-          تفسير نمونه ، محسن قرائتي ، ج8، ناشر: مرکز فرهنگي درسهايي از قرآن،چاپ چهاردهم، تابستان 1387، تهران.

11-          اخلاق ، بانوي اصفهاني ، نهضت زنان مسلمان خرداد 1360، تهران.

 

 


  تهيه و تنظيم : نسرين طاهري

 

 

شنبه 3 ارديبهشت 1390 - 14:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری