يكشنبه 4 آبان 1393 - 1:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

نمايش‌هاي ايراني – جلد اول / نمايش‌هاي كيش زروان

 

 

نمايش‌هاي ايراني – جلد اول / نمايش‌هاي كيش زروان

تاليف : صادق عاشور‌ پور

چاپ و شمارگان : اول ، 1389 – 2500  نسخه

ناشر : سوره مهر وابسته به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي

 

كتاب نمايش‌هاي ايراني / نمايش‌هاي كيش زروان تاليف صادق عاشورپور در دو بخش و يازده پاره به ارائه‌ مطالب در زمينه نمايش‌هاي ايراني مي‌پردازد . كوتاه سخن درباره كيش زروان ، چگونگي اجراي مرگ زوكرت ، رستاخيز زروكرت نمادها و نشانه‌ها در مرگ و رستاخيز زروكرت ، سرانجام نمايش مرگ و رستاخيز زروكرت ، نمايش‌هاي كيش‌مهر ،  نمايش‌شاه‌كشي ( مغ كشي ) ، نمادها و نشانه‌ها در نمايش‌هاي كيش‌ميترا ، سرانجام نمايش فراغ مهر سپند ، ديگران و نمايش‌ فراغ مهر سپند ، رستاخيز مهر سپند ، نمايش‌هاي كيش ميترا ، شاه وزير ، درباره كلمه كوسه ، كوسه برنشسته ، چگونگي اجراي نمايش كوسه برنشسته ، متاخرين و نمايش كوسه بر نشسته ، كوسه گلين و همچنين نمايش كوسه گلين و ديگران از موضوعات مطرح شده در اين كتاب به شمار مي‌روند .

صادق عاشورپور در ابتداي مباحث خود اين سوال را با خوانندگان مطرح مي‌كند چرا يونان داراي چنان تاريخي مدون در هنر نمايش است و كشور ما حتي در تدوين تاريخ سياسي و اجتماعي خود هم داراي مشكل است . عاشورپور ادامه مي‌دهد كه هر چه كه بعنوان كتب و منابع تاريخي وجود دارد كلي‌گويي است و صرفاً تاريخ پادشاهان و آنچه را هم كه غربيان نوشته‌اند ، بسياري از موضوعات و مطالبشان به باور نمي‌گنجد و با قدري تامل درمي‌يابيم كه تلنباري از غرض و مطالب خلاف واقع در آنها نهفته است .

علاقه به شناخت هويت نمايش ايراني مولف كتاب را برآن مي‌دارد تا در پي منابع و كتبي باشد كه حرف و حديثي درباره نمايش‌هاي ايراني از آنها بيابد . مولف كتب در ادامه جست‌ و جوهاي خود به منابع و كتب در خور توجهي دست نمي‌يابد و تعداد اندك منابع بدست آمده هم داراي شكلي علمي و متقن نيستند و با تاريخ نمايش‌هاي ايراني فاصله بسياري دارند . از اين رو عاشور پور خود مشغول جمع‌آوري متون مور نظرش مي‌شود و بسياري از شب‌ها و روزها را در روستاها جهت تحقيق ميداني به سر مي‌برد و با ريش‌سفيدان و اهل دانش روستاها به گفت و گو مي‌نشيند و در ميان فرق مختلف عرفاني و مذهبي به جستجو مي‌پردازد و سرانجام حاصل تلاش‌هاي نويسنده تبديل به كتاب نمايش‌هاي ايراني مي‌شود . از ديدگاه صادق عاشور پور تاليف او پايان كار نيست بلكه جرقه و آغازي براي شروع شناخت هويت نمايش ملي كشور ايران است تا هنرمندان دانشمند و دانشمندان هنرمند كمر همت بسته و تحقيقي بهتر و جامع‌تر و علمي‌تر انجام دهند .

مولف در پبشگفتار پاره دويم به اين نكته مهم اشاره مي‌كند كه نمايش فرزند مذهب است . از اين رو مي‌بايست براي پيدا كردن مكنونات كشف نشده و معرفي نمايش‌هاي ايراني ، در درياي دين و مذهب غور كرد . عاشور پور ادامه مي‌دهد كه در ايران از آغاز تاكنون ،‌ اديان گوناگوني ظهور كرده و زماني در اين ملك پيرواني پيدا كرده و پس از آن از  سكه رواجشان غلب گشته ،‌ به افول گراييده و از بين رفته و جاي آن را ديني ديگر گرفته و آن هم مدتي باليده و باز به سرنوشتي چون اولي از ميان رفته است . مهم‌ترين اين اديان زرواني ، ميترايي ، ناهيد ، مزدكي ، مانوي و ... نام دارد . نويسنده تاكيد مي‌كند كه اگرچه به ظاهر از بين‌ رفته‌اند ، تاثيرشان بر اديان بعد از خود به خوبي باقي مانده و مشهود است . چنانچه حتي پيامبر زردشت نيز موفق به حذف كامل آثار آنها از دل و جان مردم نشد و بسياري از اصول آن كيش‌ها را در آيين خود پذيرفت و بخشي از بدنه دين خويش قرار داد . نويسنده كتاب نمايش‌هاي ايراني تاكيد مي‌كند كه نمايش‌هاي ايراني چون نمايش در ديگر نقاط عالم زاييده اموري است كه انسان با آن درگير بوده است پس براي پي بردن و دست يافتن به ساختار و انواع نمايش‌هاي ايراني ،‌ چون ديگر جوامع بشري بايد به دامان مذهب و سنن مذهبي شد .

پاره سيم كتاب از كرده يكم تا كرده يازدهم از بند 1 تا بند 29 به بررسي كيش زروان مي‌پردازد . در كرده يازدهم بند 29 مي‌خوانيم كه : "‌ رفتن كلاغ در بودن بهرام محقق مي‌گردد و برعكس بودن بهرام  در رفتن كلاغ . بدين مفهوم ، كه شب يلدا يعني بلندترين شب سال ، ره به سوي نور مي‌سپارد و در پي استيصال در نور است . نوري كه همه عالم از اوست . نوري كه لامكان است و رفتن به سوي  او عامل رهايي از دست اهريمن و آفريده او تاريكي است . چنان كه حضرت مولانا نيز اشاره فرموده‌اند :

ما زبالاييم و بالا مي‌رويم                 ما ز درياييم و دريا مي‌رويم

ما از آنجا و از اينجا نيستيم                ما ز بي‌جاييم و بي‌جا مي‌رويم

لااله اندر پي الا الله است                  همچو لا ما هم به الا مي‌رويم

واچيك ، چگونگي اجراي مرگ زوكرت ، زمان اجراي اين نمايش ، بازيگران اين نمايش ، تعداد اين روزهاي اجراي اين نمايش ، خروس‌خواني ( مرثيه‌خواني ) ، روز مرگ ( عروج ) ، روز سرتراشيدن و روز قرباني ( روز خون ) از عناوين پاره چهارم كتاب حاضر است . در معناي واچيك آورده مي‌شود كه واچيك يعني سپهر ، يا بدنه هستي ، اين معاني ، معني‌هايي نجومي است ، و نشان مي‌دهد كه اين واژه به طور طبيعي كاربرد و معني غيرنجومي هم دارد . صادق عاشورپور در ادامه مطالب كتاب به بررسي رستاخيز زروكرت ، زمان اجراي رستاخيز زروكرت ، شب آتش بس . سورشپك ، شيريني پزان ، شب رستاخيز و همچنين بر درگاه ده‌يوپت ، اپر در ده‌يوپت مي‌پردازد . در اين پاره  آب ، آتش ، اسب ، باد ، تابوت ، چيدن گياه ، چهره سياه ، خاك ، خروس ، خشت ، خون ، ديگ جوش ، زنگ واچيك ، عدد هشت ، قرباني ، كاكل ، گل گرفتن ، گور ، زروكرت ، شرق ، شفق ، غرب ، غروب ، عدد چهار ، درخت گيسو ، لباس سفيد و همچين واچيك بعنوان نمادها و نشانه‌ها در مرگ و رستاخيز زروكرت مورد بررسي قرار مي‌گيرد .

 با سرانجام نمايش مرگ و رستاخيز زروكرت بعنوان پاره هفتم كتاب حاضر بخش اول به پايان مي‌رسد . در بخش دوم كتاب نمايش‌هاي ايراني نمايش‌هاي كيش مهر مورد واكاوي و بررسي نويسنده قرار مي‌گيرد . اين بخش در دو پاره موضوعاتي همچون واژه مهر ، چگونگي زايش مهر ، زمان اجراي نمايش فراغ مهر سپند ، نمادها و نشانه‌ها ، در نمايش فراغ‌مهر سپند را مورد بررسي قرار مي‌دهد . نمادها و نشانه‌ها در نمايش‌هاي كيش ميترا ، سرانجام نمايش فراغ مهر سپند ديگران و نمايش فراغ مهر سپند و رستاخيز و همچنين مهرسپند عناوين پاره‌هاي سوم تا پنجم كتاب نمايش‌هاي ايراني را تشكيل مي‌دهد . در پاره پنجم بخش چگونگي اجراي نمايش حاجي فيروز كتاب حاضر مي‌خوانيم كه :

" هنوز زمستان بود ، اما ، نفس‌هاي آخر را مي‌كشيد و بيشتر از هفته‌اي از عمرش باقي نماند ، و برف‌ها و يخ‌ها در حال آب شدن بود . راه كه مي‌رفتي چلپ چلپ آب‌ها در زير پا خودش موسيقي‌اي بود . و به نظر مي‌آمد كه ريتم زندگي تند شده و حركات بيشتر ، و تو در بازار و كوچه و محل ، ناگهان از نه چندان دور مي‌شنيدي ، صداي دايره زنگي حاجي فيروز و ضرب همراه ( دستيارش ) را كه چون به جمعي يا به در خانه‌اي يا مغازه‌اي مي‌رسيدند ،‌ محكم‌تر بر ضرب و دايره زنگي مي‌كوبيدند  و حاجي مي‌خواند و مژده فرارسيدن نوروز را مي‌داد .

باد بهاران آمده نوروز سلطان آمده

مژده دهيد اي دوستان اين سال نو باز آمده

اين نوبهار مبارك اين سال نو مبارك

نمايش‌هاي كيش ميترا ، شاه وزير ( نمايشي قهوه‌خانه‌اي ) ، چگونگي اجراي نمايش شاه وزير ، چگونگي انتخاب بازيگران (‌نقش‌ها ) ،  چگونگي اجراي نمايش ( بازي ) و همچنين نمادها و نشانه‌ها در نمايش شاه وزير در پاره ششم كتاب حاضر مورد تعمق و كنكاش صادق عاشورپور قرار مي‌گيرد .  درباره كلمه كوسه و كوسه عنوان پاره هفتم كتاب نمايش‌هاي ايراني نام دارد . در ميان نمايش‌هاي ايراني دو نمايش با نام كوسه همراه است . يكي نمايش كوسه گلين  و ديگر نمايش كوسه برنشسته ( كوسه برنشين ) . اما كلمه كوسه يعني وجوه اشتراك اين دو نمايش ايراني كلمه كوسه مشتق از كلمه گوسان است و كلمه گوسان برگرفته از كلمه مگوشك پهلوي است كه با حذف پسوند اك ، پهلوي به مگوش پارسي ميانه بدل گشته و تصريف و تحريف آن مگو و در كتاب سپند اوستا مغو گرديده كه در زبان فارسي همان واژه مغ است .

چگونگي اجراي نمايش كوسه برنشسته ، نمادها و نشانه‌ها در نمايش كوسه برنشسته ، نمايش غول‌باني ، چگونگي اجراي نمايش غول‌باني ( غول بياباني ) ، نمادها و نشانه‌ها در نمايش غول‌باني ( غول بياباني ) و همچنين متاخرين و نمايش كوسه برنشسته در پاره نهم و دهم كتاب مورد توجه نويسنده قرار مي‌گيرد . در پاره نهم بخش نمادها و نشانه‌ها در نمايش غول‌باني ( غول‌بياباني ) نمادها و نشانه‌ها در نمايش غول‌باني ، همان نمادها و نشانه‌ها  موجود در نمايش كوسه بر نشسته معرفي مي‌شود مگر در دو مورد شاخ و دم كه تفاوت‌هايي در آن‌ها ديده مي‌شود . دم در پشت غول‌باني مظهر هدايت او است به سوي پايين ، جهان تاريكي كه خاص اهريمن است . نماد ددمنشي است . نماد و نشانه انطباق و همراهي است با اهريمن . مظهر شرارت است و رياكاري و دغل‌‌بازي و فريب‌كاري .

با طرح موضوعاتي همچون چگونگي اجراي نمايش كوسه گلين ، نمونه‌اي ديگر از نمايش كوسه گلين ( چلمك اويون) كوسته و نمادها و نشانه‌ها در نمايش كوسته و گلين در پاره يازدهم و  همچنين نمايش كوسه گلين و ديگران  و عوام و نمايش كوسه گلين در پاره دوازدهم ، جلد اول كتاب نمايش‌هاي ايراني به پايان مي‌رسد . پاره يازدهم كتاب‌ نمايش‌هاي ايراني نمايش كوسه گلين را يكي ديگر از نمايش‌هاي كيش ميترا معرفي مي‌كند كه تا نيمه دوم دهه پنجاه هجري خورشيدي ، در بيشتر مناطق غربي ايران و به شكلي پراكنده در ديگر قسمت‌هاي اين سرزمين و نيز در مناطق شرقي تركيه و در شمال عراق و همچنان در ميان كردهاي بجنورد معمول و مرسوم بوده است . اما امروز حتي در دوردست‌ترين روستاهاي مناطق فوق هم نمي‌توان نمونه‌هايي از اين نمايش را يافت . در ادامه نقاب ، پر ، پوش جارو ، آيينه ، پوستين ،  بندكمر ، پياز و همچنين چوب دست نمادها و نشانه‌هاي نمايش كوسته و گلين معرفي مي‌‌شود .

نمايش‌هاي ايراني / نمايش‌هاي كيش زروان جلد اول نوشته صادق عاشورپور در چاپ اول در تيراژ 2500 نسخه و با قيمت 64000 ريال توسط انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي انتشار يافته است .

 

 

 

شنبه 3 ارديبهشت 1390 - 13:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری