شنبه 27 آبان 1396 - 13:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

جايگاه خشونت و مدارا در اسلام

 


 

يكي از موضوعات بايسته پژوهش جايگاه خشونت و مدارا در اسلام است. ضرورت اين بحث ناشي از آن است كه دشمنان دين، و دين ستيزان، اسلام را دين خشونت و مسلمانان را خشونت گرا معرفي كرده وبه القاي دهها شبهه پرداخته‌اند. از سوي ديگر چالش‌ها ونزاع‌هاي سياسي، عقيدتي و اجتماعي مسلمانان سبب شده است كه دهها پرسش در جامعه ديني به وجود آيد كه برخي از آنها اشاره مي‌شود:
1-اصولاً خشونت چيست؟
2-آيا جهاد واجراي حدود شرعي از مصاديق خشونت است؟
3-آيا براي رسيدن به اهداف بلند مدت اسلامي مي‌توان از خشونت بهره گرفت؟
4-مي‌توان نمونه‌ها ومواردي از سياست‌هاي عدم خشونت در اسلام را بيان كرد؟
5-دفاع از خاك ميهن ويا يك انديشه مقدس واز جان ومال را مي‌توان عملي خشونت گونه شمرد؟
6ـ كلمه اسلام مرادف عدم خشونت است ولي امروز نام اسلام باخشونت وترور در آميخته است، علت در كجاست در اسلام يا در مسلماني؟ يا قلم در دست دشمن است؟
7ـ رسول خدا (ص) وائمه معصومان (ع) كه رهبران كشتي هدايت هستند، نمود عدم خشونت بودند به چه دليل مسلمانان خشونت را دنبال مي‌كنند؟
8-به چه دليل هر حكومتي كه بخواهد خود را مسلمان معرفي كند، در ابتدا احكام حدود وقصاص را در جامعه پياده مي‌كند؟
جواب پرسش‌هاي فوق نياز به تدوين كتاب‌ها وبرگزاري همايش‌هاي علمي دارد كه بايد از سوي حافظان فرهنگ وپاسداران دين صورت گيرد.حوزه‌هاي علميه به عنوان سنگربانان ايدئولوژي اسلام وظيفه دارند كه رويكرد و منظر اسلام را درباره خشونت و مدارا تبيين كنند.
اين نوشتار مي‌كوشد پاسخ پرسش‌هاي فوق را تحت عنوان "جايگاه خشونت و مدارا در اسلام" تبيين كند، طبيعي است پاسخ به پرسش‌هاي فوق، بدون تبيين جايگاه خشونت و مدارا در اسلام، امكان پذير نيست. از سوي ديگر با بيان جايگاه خشونت و مدارا در اسلام، به پرسش‌هاي فوق نيز پاسخ داده خواهد شد، اين نوشتار در محورهاي زير مورد بررسي قرار مي‌گيرد:
1-معنا وتعريف واژگان خشونت
متأسفانه عدم تعريف دقيق وجامع و اشتراك الفاظ، نقش بنيادي در عدم شفافيت رهيافتها ومنظر نظريه سازان مسائل علمي و انديشه سازان سياسي داشته وچالش‌هايي را نيز درپي دارد.
اشتراك لفظ دائم رهزن است                         اشتراك گبر ومؤمن در تن است
اختلاف خلق از نـام اوفتـاد                            چـون به معنـا رفت آرام اوفتاد
واژگان خشونت وتسامح كه از واژگان ادبيات سياسي وجامعه‌شناسي غرب هستند، دچار همين مشكل شده است: بحث از خشونت وتسامح كه اولين بار در قرن شانزدهم در اروپا مطرح شد ريشه در نزاع بين دولت وكليساها دارد. [1] طرح آن در حوزه فلسفه سياسي اسلام ومتهم نمودن اسلام به دين خشونت، نياز دارد كه تعريف دقيق از برخي واژه‌ها انجام گيرد وجايگاه اين دو مقوله تبيين شود.
واژه خشونت: (خشونت درشتي و زبري، ضد لينت ونرمي، خلاف نعومت) [2]: (خشن-خشونه: زبر ودرشت … خشن العيش: زندگي سخت شد) [3]: (الخشونه ضد النعومه …) [4].
دانشمندان جامعه شناس وحقوق‌دانان، هر كدام تعريف جدا گانه‌اي از خشونت داشته و تعريف جامعي ارائه نشده است. برخي خشونت را به شيوه‌هاي خلاف نرم ويا بر خلاف طبع ونرم فرد وجامعه تفسير كرده‌اند [5] وبرخي ديگر خشونت را سوءاستفاده از قدرت معنا كرده‌اند. [6]
برخي ديگر گفته اند: هر حمله غير قانوني به آزادي‌ها كه جامعه رسماً يا ضمناً براي افراد خود قائل گرديده، خشونت است) [7] گاه خشونت به معناي قاطعيت و عدم چشم‌پوشي از خطاهاي متهمان و مجرمان به كار مي‌رود. اين كاربرد در مقابل رفتار سهل‌انگارانه مجريان قانون … به كار مي‌رود. كاربرد ديگر واژه خشونت، معادل با نابردباري مذهبي وتحمل ناپذيري فكري و عدم مماشات با رقباي سياسي …) در قبال (بردباري مذهبي يا سياسي)، (ديگر پذيري) به كار مي‌رود [8] خشونت يعني: تحميل يا حذف ديگران به دلايل و روش‌هاي غير قانوني و غير منطقي … [9].
ـ تسامح و تساهل: تسامح: با يكديگر آسان گرفتن، تساهل: سهل انگاري، اغماض و چشم‌پوشي … نرمي و ملايمت [10].

تسامح: آسان گرفتن، مدارا گرفتن، كوتاهي‌كردن و فرو گذاري كردن [11].
تساهل: سهل گرفتن بر يكديگر، آسان گرفتن، به نرمي رفتار كردن، سهل انگاري [12].
همان طوري كه بيان شد، خشونت به رغم آنكه مورد انزجار ومنفور طبع بشري است، ولي در تعريف آن اتفاق نظر وجود ندارد، همين عدم همسويي مباني در خصوص خشونت اين پرسش‌ها را به وجود آورده است:
اگر خشونت غير قانوني است منظور كدام خشونت است؟
خشونت باچه انگيزه ودر برابر چه كساني بد است؟
معيار‌هاي خشونت قانوني وغير قانوني چيست؟
آناني كه اسلام ومسلمين را متهم به خشونت مي‌كنند مقصود شان كدام خشونت است؟
آيا خشونت تنها در جهان اسلام وجود دارد يا در جوامع ديگر وجود نيز وجود دارد؟
ب-خلط معنا وقلمرو خشونت
واقعيت آن است كه خشونت معناي خاص و عام دارد. عدم مرز بندي اين دو معنا وعدم شفافيت آنها وخلط قلمرو اين دو سبب چالش‌ها شده است معناي خاص خشونت، يعني تحميل، سركوبي وحذف مخالفان به دلايل وروش‌هاي غير منطقي وغير قانوني. اگر خشونت به اين معنا باشد، در اسلام حرام است، زيرا در اسلام آزادي بيان و عقيده و آزادي‌هاي سياسي در چار چوب قانون محترم شمرده شده است. از سوي ديگر در اسلام سفارش شده، تا زماني كه مخالفان توطئه نكرده و مصالح عمومي را در خطر نينداخته، بايد با آنان با رأفت برخورد شده وكرامت انساني آنان مانند شهروندان ديگر بايد حفظ شود، متأسفانه هرگاه از واژه خشونت بهره گرفته مي‌شود، در افكار عمومي همين معناي خاص خشونت تبادر مي‌كند. خشونت به معناي عام ولغوي آن عبارت است: از قاطعيت وعدم سهل انگاري در برابر قانون شكنان، متجاوز وستمگران كه اصطلاحاً از اين نوع خشونت، به عنوان خشونت قانوني يا خشونت مشروع ياد مي‌شود كه در راستاي عدالت، ستم ستيزي، احقاق حق، پاسداري از كرامت انساني و دفاع از نظام مشروع، صورت مي‌گيرد. اگر خشونت به اين معنا باشد، در اسلام جايز بوده وخردمندان نيز آن را قبول دارند. همه صاحبان انديشه ونظريه سازاني كه خشونت را جايز ندانسته‌اند، خشونت‌هاي قانوني ومشروع را نيز جايز دانسته‌اند كه اصولاً خشونت قانوني از مصاديق خشونت نيست.
متأسفانه آناني كه اسلام ومسلمانان را متهم به خشونت كرده‌اند يا بين اين دو معناي خشونت خلط كرده ويا دين ستيزاني هستند كه كمر به نابودي دين اسلام بسته‌اند. از سوي ديگر آناني كه اسلام را دين خشونـت معرفي كرده‌اند وخود را پرچمداران تسامح وسهل انگاري مي‌دانند، خشونت گراترين انسان‌ها هستند.
ج-جايگاه خشونت و مدارا در قانون‌گذاري اسلام.
به طور تفصيل مي‌توان جايگاه خشونت و مدارا در اسلام را، در محورهاي زير مورد تحليل قرارداد.
1-رفتارهاي فردي واجتماعي
اسلام در رفتارهاي فردي واجتماعي ومراودات معمولي خشونت را جايز ندانسته واز آن نهي كرده است. سفارش اسلام به اصلاح ذات البين، رعايت اخلاق خانواده، سفارش همسايگان، احترام به حقوق اقليت‌هاي مذهبي وحفظ كرامت انسان و انسانيت و پرهيز از هر گونه خشونت در روابط اجتماعي، نشان دهنده آن است كه اسلام براي مدارا اهميت ويژه قائل است. پيامبر اسلام (ص) نيز در رفتارهاي فردي واجتماعي، پيام آور صلح وصفا بود. انبيا نيز به سراغ قلب‌ها مي‌رفتند و همين رفتار مسالمت آميز آنان، يكي از راهكارهاي بسيار موفق آنان در جذب مردم وتسخير قلب‌ها بوده است. برهمين اساس است كه خداوند يكي از ويژگيهاي پيامبر اسلام (ص) را رأفت ومهرباني دانسته است: (فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا …) [13] به رحمت الهي، با آنان نرمخو وپرمهر شدي. اگر تند خو وسخت دل بودي بي‌شك از تو پراكنده مي‌شدند، پيامبر (ص) خود فرمود: (امرني ربي بمداراه الناس كما امرني باداء الفرائض) [14] پروردگارم مرا به مدارا ونرمي با مردم دستور فرمود، همانگونه كه به انجام واجبات امر فرمود، همو فرمود: (مداراه الناس نصف الايمان والرفق لهم نصف العيش) [15] مهرباني وسازگاري با مردم از ايمان است ونرمي با آنان نيمي از بركت زندگي.
پيامبر اسلام (ص) در برخورد خشونت آميز ديگران، نيز از قهر وخشونت بهره نگرفت: وقتي پيامبر (ص) در مكه براي دعوت مردم به خدا پرستي ظهور كرد، با عكس العمل شديد قريش مواجه شد قريش از هيچ گونه آزار وشكنجه، اهانت و افترا دريغ نورزيدند، واو را فردي كذّاب، ساحر، مجنون و… معرفي مي‌كردند …[ولي] عكس العمل پيامبر (ص) اين بود (اللهم اغفر لقومي بانهم لايعلمون..) [16] عبد الله بن مسعود نقل مي‌كند كه من ديدم كه قوم پيامبر (ص) او را مضروب ساخته وخون آلود مي‌كردند، ولي او خون‌ها را از صورتش پاك كرده، مي‌گفت: بارالها! قوم مرا بيامرز كه آنان نادانند. [17]
امامان (ع) نيز در رفتارهاي فردي واجتماعي از خشونت بهره نمي‌گرفتند، چه بسا افرادي كه با آنان با خشونت برخورد مي‌كردند ولي رفتار محبت آميز آنان شديداً مردم را تحت تأثير قرار داده وبرخي افراد غير مسلمان، مسلمان شده و افراد مسلمان جذب امامان مي‌شدند. نقل شده است كه حضرت علي‌(ع) در ميان اصحابش نشسته بود و زن زيبايي از آن جا عبور كرد و توجه حاضران را به خود جلب كرد. امام فرمود: (چشمان اين مردان سخت در طلب است واين مايه تحريك و هيجان است. بنابر اين هر گاه يكي از شما نگاهش به زن زيبايي افتاد باهمسرش آميزش كند چرا كه اين زني است همچون آن. يكي از خوارج كه حاضر بود با شنيدن سخن حضرت گفت: خداوند اين كافر را بكشد، چقدر دانا وفقيه است! اصحاب يورش بردند كه او را بكشند، امام فرمود: آرام باشيد! جواب دشنام، دشنام است يا گذشت از گناه؟) [18] خوارج بارها به حضرت علي (ع) اهانت نموده وسخنراني‌هاي آن حضرت را قطع نمودند، ولي آن امام همام باخشم با آنان برخورد نكرد. [19]
2-تشريع احكام فردي وعبادي
تشريع احكام الهي، بويژه احكام عبادي وفردي اسلام، نيز بر اساس تسامح تشريع شده است، يعني اسلام تكاليف فوق قدرت وسخت‌گيري‌هاي غير منطقي را تشريع نكرده است: (لا يكلف الله نفساً الا وسعها …) [20] از سوي ديگر هر گونه عسر وحرج در دين نفي شده است، چنانكه حديث رفع [21] ودستورات اسلام در خصوص عسر وحرج زدايي [22]، شاهد بر اين مدعا است. اصوليين در بحث شبهه حكميه طرفداران اصالت برائت هستند كه حكايت از تسامح در احكام دارد، متأسفانه بعضي، از احكام فردي وعبادي اسلام، برداشت‌هاي غير منطقي نموده ودستورات اسلام را سخت‌گيرانه تفسير كرده‌اند، استاد شهيد مطهري مي‌نويسد: (در اين شريعت به حكم اين كه (سهله) است تكاليف دست وپاگير وشاق وحرج آميز وضع نشده است، (ماجعل عليكم في الدين من حرج) خدا در دين تنگنايي قرار نداده است وبه حكم اينكه (سمحه) باگذشت است، هر جا كه انجام تكاليفي توأم با مضيقه ودرتنگنا واقع شدن گردد، تكليف ملغي مي‌شود) [23] تسامح وتساهل ديني بدان معنا است كه در امر دينداري مي‌توان به حداقل‌ها تكيه نموده ومردم در رعايت حداكثر‌ها مجبور نشده‌اند زيرا خداوند از بندگان خود همان واجبات را خواسته وحداقل روزه را كه همانا ترك مبطلات آن است را خواسته ومستبحات را از بندگان خاصي خواسته است. در بقيه احكام فردي وعبادي نيز اصل تسامح پذيرفته شده است. بي‌ترديد يكي از مصاديق بارز تسامح ديني كه پيامبر فرموده است ناظر به اين گونه تسامح مي‌باشد. امام صادق (ع) نقل مي‌كند كه همسر عثمان بن مظعون به محضر پيامبر اسلام (ص) شكايت نمود كه او روزها روزه گرفته وشب‌ها به عبادت مي‌پردازد … [24] آن حضرت در حالي كه ناراحت بود، خطاب به عثمان فرمود: (ياعثمان لم يرسلني الله بالرهبانيه، ولكن بعثني بالحنيفيه السهله المسحه …) [25] البته سهل انگاري وتسامح ديني بدان معنا نيست كه نسبت به اصل دين و حداقل‌هاي آن بي‌تفاوت بود. شهيد مطهري مي‌نويسد: (همانگونه كه خداوند، مشقّت بر بندگان را نمي‌پذيرد، زير پا نهادن حداقل‌هاي ديني را نيز نمي‌پذيرد و در صورت تحقق، به شدت با آن بر خورد مي‌كند. امر به معروف ونهي از منكر، مكانيزم تحقق بخشيدن به حداقل‌هاي ديني به خصوص در سطح جامعه ديني است به تعبير علي (ع) رسول اكرم (ص) طبيبي بود كه بر سر بالين بيماران حاضر مي‌شد و ابتدا بالطف ومهرباني وگذشت وچشم‌پوشي، مرهم بر زخم‌هاي آنان مي‌نهاد ولي اگر (تسامح وتساهل) سودي نمي‌بخشيد و آن‌ها در رعايت حداقل‌هاي ديني كوتاهي مي‌كردند واحكام الهي را به مسخره مي‌گرفتند با آن‌ها به شدت برخورد مي‌كرد و با اجراي حدود الهي آنها را تنبيه مي‌نمود) [26] بر اين اساس نمي‌توان در اجراي احكام الهي، حفظ دين وارزش‌هاي آن بي‌تفاوت بود وتسامح نمود.
اكثر جنگ‌هاي پيامبر (ص) در راستاي حفظ دين ومصالح عمومي صورت مي‌گرفت زيرا دين ستيزان، دين و مقدسات آن را نشانه گرفته بودند كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: (محمد رسول الله والذين آمنوا معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم) [27].
يكي از استراتژي‌هاي مهم ائمه (ع) نگهباني از قداست وحرمت وحفظ دين بود اصولاً ائمه براي صيانت دين، صلح [28]، قيام [29]، سكوت [30] وحكومت مي‌كردند، چنانچه امام علي (ع) بارها هدف از تشكيل حكومت خود را اجراي قوانين الهي [31] دانست. امام حسين (ع) نيز يكي از اهداف قيام خود را دين ستيزي وقانون شكني يزيد بيان نمود [32] در اين جا اگر اين پرسش مطرح شود كه آيا تسامح در اصل وكيان دين جايز است يا نه؟ بايد گفت: اسلام تسامح را در اصل حفظ دين، نمي‌پذيرد، از اين رو رهبران الهي با آناني كه دين ومقدسات آن را زير سؤال مي‌بردند، مماشات نكرده و با دين‌ستيزان شديداً برخورد كرده ومداهنه در اصل دين را نمي‌پذيرفتند.
3-تشريع واجراي قوانين اسلام مانند حدود، قصاص و جهاد
يكي از پرسش‌هاي مهم اين است كه آيا تشريع واجراي قوانيني مانند حدود و قصاص و جهاد خشونت است يا نه؟
جواب: پرسش فوق بيان مطالب زير را مي‌طلبد:
يكم: اصولاً جعل احكام جزايي وكيفري باهدف جلوگيري از نا هنجارها وحاكميت عدالت و تأمين مصالح فردي وعمومي به وجود مي‌آيد، از اين رو در قرآن از اجراي قانون قصاص به عنوان حيات اجتماعي ياد شده است: (ولكم في القصاص حياه يا أولي الالباب) [33] از سوي ديگر برخورد بامفسدان و قانون شكنان ايجاب مي‌كند كه قانون باز دارنده تشريع شود. واقعيت آن است كه تشريع برخي از قوانين به منظور جلوگيري از ناهنجاري‌ها، قانون شكني‌ها، اجراي عدالت، برقراري، امنيت و دفاع از حقوق اكثريت مردم ودفاع از نظام مشروع صورت مي‌گيرد، چه بسا انسان‌هايي كه قرآن از آنان به عنوان حيوان ياد مي‌كند [34] امنيت مردم را در خطر انداخته و رأفت ومهرباني وهدايت، بر آنان تأثير ندارد، نياز به را هكارهاي بازدارنده دارند، كه همان قوانين جزايي وكيفري است. برخي از نظريه سازان غربي مانند هابز كه انسان را ذاتاً مغرور و خودخواه مي‌داند، قدرت دولت را وسيله كنترل خود خواهي بشر مي‌دانند. وي معتقد است كه انسان به طور طبيعي همواره با همنوعان خويش در جنگ است در نتيجه، وجود يك دولت تام الاختيار براي مهار كردن اين خود خواهي الزامي است [35]، طبيعي است يكي از را هكارهاي مهم كنترل دولت از جنگ‌ها ونزاع‌ها بهره‌گيري از قوانين باز دارنده است، بر همين اساس است كه در همه جوامع، قوانين كيفري، زندان، ندامتگاه‌ها و… وجود دارد. اصولاً اگر در جوامع قوانين جزايي وكيفري ودفاعي وجود نداشته باشد، چگونه مي‌توان جامعه مبتني بر مدارا و آرامش را به وجود آورد؟ همان قانون‌ذاراني كه نظريه پردازان نفي خشونت هستند، قوانين به ظاهر خشونت آميز را نيز تشريع كرده‌اند كه از آن‌ها به عنـوان خشونت‌هاي مشروع يا خشونت‌هاي قانوني يـاد مي‌شود، تشريع اين دسته قوانين حكايت از آن دارد كه اين دسته از قوانين يا از مصاديق خشونت نيستند و يا اين نوع خشونت‌ها مشروع مي‌باشد: (بنابر اين مجازات‌هاي قانوني را بايد از مصاديـق خشونت ورزي ندانسته ودر رد و يا اثبات آن دخيل ندانيم) [36] (… بنابر اين اگر مجازات‌ها به ظاهر خشن هم به نظر مي‌رسد، از آنجا كه به مثابه قانون، مورد تأييد شهروندان نيز هست، ديگر خشونت به حساب نمي‌آيد). [37]
دوم: اثبات جرم: اسلام در اثبات جرم از عنصر تسامح بهره گرفته است. اسلام سعي دارد با طرح برخي از شرايط از اثبات جرم جلوگيري كند تا زمينه اجراي قوانين از بين برود، چنانكه براي اثبات جرم زنا، شهادت چهار نفر عادل را شرط دانسته است [38] كه اثبات جرم را به حداقل برساند.
سوم: قاعده شبهه در حدود (الحدود تدرأ بالشبّهات) بيانگر رأفت ورحمت الهي است اين قاعده كه در فقه كار برد زياد دارد، بدان معنا است كه هر گونه احتمال شبهه، مانع تحقق اجراي حدود الهي است، شارع مقدس مي‌توانست به گونه ديگري جعل احكام كند، تا به راحتي جرم اثبات شده وقوانين اجرا شود ولي اثبات جرم با شرايط خاص، حكايت از آن دارد كه رأفت الهي بر غضب آن پيشي گرفته است: (يامن سبقت رحمته غضبه)، (رحمتي وسعت كل شيء) [39] (ما ارسلناك الا رحمه للعالمين) [40].
زآنكه اين دمها چه گر نالايق است رحمت من بر غضب هم سابق است [41].
چهارم برنامه‌هاي خشونت زدايي: در اسلام اجراي قوانين جزايي وكيفري اولين راه‌كار نيست، بلكه آخرين راهكار است. در انديشه ديني حكومت وظيفه دارد كه با اتخاذ سياست‌هاي منطقي به فقر زدايي پرداخته و راههاي بزهكاري اقتصادي را از بين ببرد. امام علي (ع) خطاب به مالك اشتر فرمود: (به كارگزارانت، حقوقي مكفي برسان تا با آنان در اصلاح نفس، كمك كند واز دست درازي به اموال مردم كه در اختيار شان هست، بي‌نياز كند) [42] همچنين حكومت وظيفه دارد كه باطرح سياست‌هاي كلان فرهنگي به آموزش‌هاي اخلاقي توجه نموده وبه اشاعه وگسترش باورهاي ديني، مانند خدا محوري، معاد باوري و معنويت‌گرايي بپردازد كه اين‌ها عوامل مهم جرم زدايي است. ايجاد تسهيلات براي ازدواج، وبرنامه‌هاي سازنده جهت استحكام نظام خانوادگي يكي ديگر از رسالت‌هاي نظام مي‌باشد. نظارت عمومي كه از آن به عنوان امر به معروف و نهي از منكر ياد مي‌شود، نقش بنيادي در جرم زدايي دارد. از سوي ديگر رهبران ديني نيز وظيفه دارند كه باهدايت و موعظه از عوامل جرم زا جلوگيري كنند. در اسلام جرم نوعي بيماري است كه اسلام به پيشگيري آن اهميت خاص داده است.
پنجم: عفو عمومي از سوي حاكم اسلامي و توبه از سوي بزهكار دو عامل مهم جلوگيري از اثبات و اجراي حدود است اگر برخي احكام جزايي اسلام با راههايي مانند اقرار ثابت شود و بزهكار توبه كند، حد جاري نمي‌شود، (يسقط الحد لو تاب قبل قيام البينه رجماً كان او حداً، ولا يسقط لو تاب بعده، و ليس للامام (ع) ان يعفو بعد قيام البينه، وله العفو بعد الاقرار كما مرّ، ولو تاب قبل الاقرار سقط الحد) [43] از سوي ديگر حاكم شرع بر اساس مصلحت فردي و اجتماعي مي‌تواند برخي از بزهكاران را عفو كند.
با توجه به مطالب فوق بايد گفت: تشريع احكام جزايي و كيفري و اجرايي آن خشونت نيست زيرا تشريع اين دسته از احكام به منظور جلوگيري از قانون شكني و تجاوز به حقوق فردي واجتماعي و با اهداف تربيتي واخلاقي صورت مي‌گيرد. در اسلام قوانين كيفري، مجازات نه با هدف انتقام، بلكه وسيله‌اي براي احياي بشريت و پاكسازي جامعه از ناهنجاري‌ها شكل مي‌گيرد شايد بر همين اساس باشد كه امام صادق (ع) اجراي حدود را مانند آب باراني دانست كه به جامعه حيات بخشيده وپاكيزگي مي‌دهد: (حدّ يقام في الارض اولي فيها من مطر اربعين ليله وايامها) [44]، اگر يك حد از حدود الهي در زمين جاري شود پاك‌كننده‌تر و نافع‌تر از باراني است كه چهل شبانه روز ببارد.
با توجه به شرايطي كه شرع براي اثبات جرم واجراي حدود لحاظ نموده عملاً شرايط تحقق موضوع جرم كمتر اتفاق افتاده ودر اثبات جرم تسامح مد نظر قرار گرفته است. واقعيت نيز آن است كه احكام جزايي از مصاديق خشونت‌هاي غير مشروع نبوده و خردمندان اجراي آن‌ها را معقول ومنطقي مي‌دانند و برخي رأفت بيش از حد را عامل جنايت‌ها و ناهنجاري‌ها مي‌دانند. رأفت بيش از حد باعث شد ترس مردم از محاكمه و مجازات از بين برود به طوري كه در سالهاي پس از انقلاب فرانسه، دسته‌هاي سارقين در روستاها و شهرها به راهزني و سرقت و چپاول علني پرداخته و با خيال راحت از مردم سلب [امنيت] نمودند [45] برخي چون منتسكيو بر حتميت و قطعيت مجازات تأكيد داشتند و با مجازاتهاي افراطي مخالفت مي‌كردند و برخي نيز معتقدند كه هر چه كفه مجازات، سنگين‌تر باشد در منحرف كردن مجرم بالقوه از بزهكاري مؤثرتر است. [46]
بيان اين مطلب ضروري است كه در 94 كشور جهان اعدام‌ها قانوني بوده و در برخي از كشورها اجرا مي‌شود. آمريكا از كشورهايي است كه اعدام در آن قانوني است. عناوين مجرمانه مانند قتل، زناي به عنف، لواط، احراق عمدي، قتل مأمور مسلح، هواپيما ربايي و... مستوجب اعدام است. [47]: (امروزه در اكثر حوزه‌هاي ايالات متحده آمريكا، اعدام قانوني است وآمار نشان مي‌دهد كه روز به روز بر تعداد اعدام شدگان اضافه مي‌شود). [48]
عيسي بن مريم (ع) در انجيل مي‌گويد: (من نيامده‌ام كه صلح وآرامش برقرار كنم، من آمده‌ام تا شمشير را برقرار نمايم، من آمده‌ام تا پسر را از پدر جدا كنم و دختر را از مادر و عروس را از مادر شوهر …) [49].
تشريع احكام جهادي ودفاعي اسلام نيز از مصاديق خشونت نيست بي‌ترديد جنگ‌هاي غيرمشروع وتجاوز منفورترين پديده‌هايي هستند كه همگان از آن نفرت دارند و اسلام نيز آن را غير مشروع خوانده و همگان را به صلح و همگرايي فراخوانده است. سفارش اسلام به صلح نشان‌دهنده آن است كه اسلام پرچمدار صلح بوده و قوانين خشونت آميز تشريع نكرده است، زيرا بين دعوت به صلح و تجويز خشونت پارادوكس وجود دارد. احكام دفاعي اسلام كه بااهداف دفاع از جان، مال و دفاع در برابر تجاوز بيگانگان و دفاع از نظام تشريع شده رهيافت مهم عقل وشرع است. از سوي ديگر دفاع از جال و مال فطري بوده و با نظام آفرينش همسو است. آيا حيوانات مانند زنبور عسل نيستند كه به دفاع از خود مي‌پردازد. امروزه اگر قانون دفاع تشريع نمي‌شد و خرد مندان بر لزوم بهره‌گيري از آن اتفاق نداشتند، بشر شاهد جنايات، قتل عام‌ها و بيشتر از اين نبود؟! آنچه كه جوامع بشري را در طول تاريخ تهديد مي‌كرده وامروزه نيز تهديد مي‌كند، تجاوز وجنگ‌هاي غير مشروع مي‌باشد، خلط دو مقوله تجاوز ودفاع سبب شده است كه برخي تصور كرده‌اند كه احكام دفاعي اسلام خشونت است، غافل از اينكه آنچه كه در اسلام مشروعيت دارد، دفاع است. در اسلام دفاع ارزشمندترين پديده است كه در آيات [50] و روايات به آن تصريح شده است امام علي (ع) از جهاد به عنوان عامل عزت مندي وحفظ قدرت در برابر دشمن ياد كرده [51] وآن را بابي از ابواب بهشت خوانده است [52] و ترك جهاد را مايه ذلت دانسته است [53] اسلام ذلت وتسليم شدن در برابر ستمگران را نپذيرفته است: (يا ايّها النبي جاهد الكفار والمنافقين واغلظ عليهم) [54]‌اي پيامبر با كافران ومنافقان به جهاد برخيز وبر آنان سخت بگير: (فمن اعتدي عليكم فاعتدوا بمثل ما اعتدي عليكم) [55]، هر كس به شما تعدي كرد وحمله ورشد، مقابله بمثل كنيد.
اظهار عجز پيش ستمگران ز ابلهي است اشك كباب باعث طغيان آتش است
دفاع از مظلومان كه اسلام بدان سفارش كرده است [56] از سوي خرد وخرد ورزان نيز پذيرفته شده است، (مطابق عقل سليم، مظلومان كه مورد تجاوز ظالمان قرار گرفته‌اند و هستي آنها در معرض نابودي قرار دارد، مجازند وحق دارند تا براي سركوبي مهاجم دست به سلاح برده ودفع شر نمايند) [57] در درون ايدئولوژي ليبراليستي خشونت دفاعي مي‌گنجد، لذا شخصي مانند كارل پوپر مي‌نويسد: (نتيجه مهم اين است كه نبايد اجازه داد تفاوت ميان حمله ودفاع محو شود بلكه بر عكس بايد بر اين تفاوت، تأكيد كنيم و از نهادهاي اجتماعي كه وظيفه شان تفاوت دقيق نهادن ميان تجاوز ومقاومت در برابر تجاوز است، پشتيباني كنيم) [58].

پانوشت‌ها:
[1]-ر. ك: فصلنامه پژوهش‌هاي قرآني، شماره 12-11، ص 173.
[2]-علي اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 6، ص 8630.
[3]-فرهنگ لاروس، مترجم حميد طبيبيان، ج 1، ص 915.
[4]-مجمع البحرين، ج 1-2، ص 651.
[5]-مجله كيان، ج 1-2، ص 651.
[6]-ر. ك: كتاب نقد، شماره 15 / 14، ص 33.
[7]-مفهوم تجاوز، در حقوق بين‌الملل، نسرين مصفا وديگران، ص 47-46.
[8]-كتاب نقد، شماره 15 / 14، ص 393.
[9]-همان: ص 343.
[10]-لغت نامه دهخدا، ج 4، ص 5876.
[11]-محمد معين، فرهنگ فارسي، ج 1، ص 1078، فرهنگ فارسي لاروس، ج 1، ص 568.
[12]-همان، فرهنگ لاروس، ج 1، ص 568.
[13]-آل عمران، آيه: 159.
[14]-الكافي ج 2، ص 117.
[15]-همان.
[16]-بحار الانوار ج 95، ص 167.
[17]-صحيح بخاري، ج 9، ص 20.
[18]-نهج البلاغه، حكمت 420، با اقتباس از حكومت اسلامي، شماره 17، ص 447-448.
[19]-ر. ك: مجله حكومت اسلامي، ويژه نامه حكومت علوي، شماره 17، ص 446-447.
[20]-بقره، آيه 286، ر. ك: ترجمه الميزان، ج 2، ص 618، تفسير نمونه، ج 2، ص 294.
[21]-ر. ك: بحار الانوار، ج 22، ص 443.
[22]-ر. ك: مائده، آيه 6، بقره، آيه 185.
[23]-كتاب نقد، شماره 15 / 14، ص 356.
[24]-در انجام عبادات سخت گرفته وحقوق شرعي خانواده را رعايت نمي‌كند.
[25]-بحار الانوار ج 22، ص 263-264.
[26]-تعليم وتربيت، ص 168.
[27]-فتح، آيه 29.
[28]-ر. ك: باقر قرشي حياه الامام الحسن، ح 2، ص 280.
[29]-ر. ك: تاريخ تاريخ طبري، ج 4، ص 266.

[30]-ر. ك:نهج البلاغه نامه 61، سيري در نهج البلاغه ص 182.
[31]-ر. ك نهج البلاغه، خطبه 131.
[32]-ر. ك: موسوعه كلمات الامام الحسين (ع)، ص 316.
[33]-بقره، آيه 179، تفسير نمونه ج 1، ص 602-612، ترجمه الميزان ج 1، ص 617 بعد بعد.
[34]-ر. ك: اسراء، آيه: 44.
[35]-ر. ك: كتاب نقد، شماره 14 / 15، ص 35.
[36]-فصلنامه كتاب نقد، شماره 15/14، ص 14.
[37]-همان، ص 13-14.
[38]-ر. ك: محمد لنكراني، تفضيل الشريعه، ص 114، تحرير الوسيله، ج ص، ص 461.
[39]-اعراف، آيه 156.
[40]-انبياء آيه: 107.
[41]-بديع الزمان فروزان فر، احاديث مثنوي، ص 26.
[42]-نهج البلاغه، نامه 53.
[43]-كشف اللثام ج 2، ص 398.
[44]-وسايل الشيعه، ج 18، ص .
[45]-مرتضي محسني، كليات حقوق جزا، ج 1، ص 194.
[46]-گلدوزيان، ايرج، بايسته‌هاي حقوق جزا، ص 72.
[47]-كتاب نقد، شماره 14 / 15، ص 358-359.
[48]-ر. ك: به فصلنامه كتاب نقد، شماره 14 / 15، ص 358-كه آمار و جايگاه اعدام را با بهره‌گيري از كتاب اعدام در آمريكا، اثر هوگو آدام برو-آورده است.
[49]-انجيل متي، باب 11، بند 31-38، كنايه از اينكه با مفاسد وگناه برخورد مي‌كنم.
[50]-ر. ك: بقره 194، تفسير نمونه ج 2، ص 16-18.
[51]-نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 27، شرح ابن ابي الحديد، ج 1-2، ص308.
[52]-نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 27، شرح ابن ابي الحديد، ج 1-2، ص 308.
[53]-نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه 27، شرح ابن ابي الحديد، ج 1-2، ص 308.
[54]-توبه، 73، تفسير نمونه ج 8، ص 41.
[55]-بقره، آيه 194.
[56]-ر. ك: نساء آيه 75، ترجمه الميزان ج 4، ص 601-602.
[57]-كتاب نقد شماره 14 / 15، ص 13، نقل از كيان، شماره 45.
[58]-ر. ك: كارل پويرير، (ناكجا آباد وخشونت ) رحمان افشاري، كيان شماره 45، ص 53.

 

 

محقق:  رمضان خاتمي دوست

كارشناس امورمساجد اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

چهارشنبه 31 فروردين 1390 - 13:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری