پنجشنبه 2 خرداد 1398 - 9:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

وطن فقط يك سرزمين نيست

 

وطن فقط يك سرزمين نيست

كارين كوسترر،‌اديتا وگاليچ

ترجمه صديقه وجداني

انتشارات سوره مهر، 1388

شابك: 1-729-471-964-978

قيمت: 2300 تومان

 

صلح از ذهن انسان سرچشمه مي گيرد. هر انساني، در محيطي سالم و به دور از كشمكش و درگيري، مي تواند با ارزش هاي زندگي آشنا شود، خود و ديگران را دوست بدارد، به همه احترام بگذارد و بياموزد كه حق ندارد حيات را از كسي دريغ كند.

جنگ نيز از ذهن انسان سرچشمه مي گيرد. پس بايد از كودكي، ريشه جنگ را در ذهن مردم خشك كرد و به جاي آن نهال صلح، تفاهم، شكيبايي و عدالت كاشت. موضوع اين كتاب نيز درباره واقعيتي به نام جنگ در يوگسلاوي سابق و آرزوي صلح در ذهن تك تك افراد خانواده «دوگاليچ » و مردم بوسني هرزگوين است.

داستان ساخته و پرداخته ذهن نويسنده نيست؛ بلكه گزارشي از يك واقعيت است و به راستي اتفاق افتاده است. بيشتر بخش هاي كتاب از زبان «اديتا» دختر شانزده ساله اين خانواده نقل شده است و در بخش هايي نيز پدر،‌ مادر و برادر خانواده در مورد اتفاقاتي كه برايشان افتاده است،‌توضيحاتي مي دهند.

در اين كتاب فقط دردها و رنج هاي اين خانواده توصيف نشده است؛ بلكه در مورد شاديهاي آنان هم سخن رفته است. از دوستان اديتا، از مدرسه اش، از آداب و رسوم مسلمانان بوسنيايي،‌از بوسني و مناظر اسرارآميز رود «درينا» نيز صحبت مي شود و از جنگ آن گونه كه خانواده دوگاليچ آن را تجربه كرده است سخن به ميان مي آيد.

اين كتاب ضدجنگ، خون ريزي، برادركشي و ملي گرايي و مروج صلح و آشتي است. بعد از مقدمه و پيشگفتار مترجم نويسنده كتاب را در 18 فصل تهيه و تنظيم كرده است كه عناوين آنها عبارت است از: ما فراري هستيم، وطن فقط يك سرزمين نيست، بوسني هرزگوين يك يوگسلاوي كوچك بود، ما مسلمان هستيم،‌مدرسه،‌دوستان و كافه عقرب، تغييرات، جنگ، در فرار و گريز، بر پدر چه گذشت، بازگشت زيركانه، شهر شياطين، كبوترهاي مسجد و قوهاي سياه و ...

نويسنده در فصلهاي آغازين كتاب خاطرات اديتا درباره وطن و سرزمينش اشاره مي كند اينكه در ابتدا با صلح و صفا در كنار دوستان و اقوام زندگي مي كردند و جنگ همه شرايط خوب را تغيير داد و ...

اديتا در قسمتي از خاطرات خود چنين مي گويد: «پيش از جنگ، مسلمانان، صرب ها و كروات ها با هم و در كنار هم، در حكم يك ملت، زندگي مي كردند. ما دوستان و اقوامي از صرب ها  هم داشتيم و در ميان بوسنيايي ها، بسيار معمول است كه با مليتهاي ديگر پيوند ازدواج ببندند. يكي از اقوام خيلي نزديك من كه به او خاله مي گويم، اهل صربستان است و من هرگز به دليل صربي بودنش از او تنفر نداشته ام. بعلاوه قبلا اصلا مهم نبود كه كسي مسلمان صرب، يا كروات باشد؛ ولي در حال حاضر «اهل كجابودن» بسيار تعيين كننده است. بطوري كه در كشور من، براساس آن تصميم مي گيرند كه چه كسي اجازه دارد بماند يا چه كسي بايد رانده يا تيرباران شود.»

اديتا در ادامه به شرح و معرفي كشورش و مكانهاي زيبايي كه در آن وجود دارد مي پردازد، از مدرسه،‌معلم ها، خانه، اتاق سنتها و آداب رسوم مردمانش و ... سخن به ميان مي آورد و مي گويد:

« در بوسني، بيشتر مسلمانها به مسجد مي رفتند. در زبان ما، به مسجد جاميا مي گويند. اما براي كمونيست ها رفتن به مسجد خطرآفرين بود و به شغل آنان لطمه مي زد. براي همين مادرم بيشتر وقت ها به مساجد محله هايي مي رفت كه او را نمي شناختند. در ماه رمضان، شهر ما صفاي ديگري داشت. مردم، دوستان و اقوام خود را براي صرف افطاري به خانه هايشان دعوت مي كردند. هنگام اذان چراغ هاي گل دسته هاي مساجد روشن مي شد و صداي اذان در شهر مي پيچيد. همه نماز مي خواندند و بعد افطار مي كردند. مردم ما روزه خود را با خرما باز مي كنند و اين سنتي است كه از زمان پيامبر بر جاي مانده است. بعد هم شربت گلاب مي نوشند.»

در ادامه نويسنده از زبان اديتا چگونگي تغييرات در اوضاع كشور و شروع جنگ و فرار و گريز او و خانواده اش را نقل مي كند.

«صبح روز بعد در شهر ما هم جنگ شروع شد. درست روز سه شنبه هفتم آوريل 1992 بود. در همان روز، در تمام جهان، بوسني هرزگوين يك دولت غيرمستقل شناخته شد. من هنوز در خواب بودم كه آن طرف ساحل درينا، دوستان و همشهريانم كشته شدند. آن روز اول عذرا بيدار شد و مرا به شدت تكان داد و فرياد زد: مثل اينكه اتفاقي افتاده است. نمي شنوي؟ و مرا تقريبا به زور به طرف پنجره كشاند. چيزي بطور واضح ديده نمي شد. اما صداي تير، مسلسل، فرياد و انفجار نارنجك به گوش مي رسيد. در همين هنگام مادرم خودش را به اتاق ما انداخت و فريادزنان گفت: اديتا، عذرا، زود باشيد؛ بايد به سرعت اينجا را ترك كنيم...»

نويسنده در ادامه به چگونگي جنگ و فرار اديتا با خانواده اش و استقرارشان در آلمان و دورشدن از شهر و ديارشان اشاره مي كند.

 

 

 

سه‌شنبه 30 فروردين 1390 - 9:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری