يكشنبه 4 تير 1396 - 3:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

در نقد مقايسه

 

 

نگاهي به کتاب پنجاه سال پهلوي خدمات و مفاسد

پنجاه سال پهلوي خدمات و مفاسد، اثري است که به همت جمعي از پژوهشگران در معاونت پژوهشي آموزشي سازمان تبليغات اسلامي، تهيه و تدوين شده است. در اين بررسي نگاهي داريم به بخش هاي مختلف اثر و مي کوشيم با نقدي منصفانه نقاط ضعف و قوت آن را برشمريم.

پيش از هر چيز نقد يک اثر سياسي تاريخي، نيازمند پذيرفتن پيش فرض هايي در مورد موضوع مورد بررسي اثر است. به هر حال اين اثر با پذيرفتن پيش فرض هايي به رشته تحرير درآمده و با توجه به نکاتي غالبا پذيرفته شده از سوي مخاطبان اثر تنها به شرح علت ان ها و آوردن شاهد و مثال پرداخته است. اولين فرض استوار اثر نيز چنين است که طولاني رژيم طاقوتي پهلوي رژيمي فاسد در زمينه هاي مختلف و متعدد است و وسعت خدمات و مفاسدش فاصله اي طولاني با يکديگر دارند. در مورد اين نکته لازم است گفته شود که اگرچه شواهد زيادي بر تاييد اين فرض وجود دارد و کمتر مخاطب و پژوهشگر منصفي آن را انکار مي کند و به واقع امري واضح و مبرهن است اما پذيرفتن آن به عنوان يک پيش فرض در اين اثر تا حدود زيادي اثر را از قابليت تحقيقي خود دور کرده است و روايي و پايايي اثر را تا حدودي خدشه دار نموده است. در واقع اثر در مقدمه خود آنچنان که بايد مشخص نکرده است که آيا دقيقا به دنبال يافتن پاسخ هايي دقيق و کمي براي مقايسه هاي خود است يا تنها مي خواهد تصويري از نمونه ها و مثال ها را بياورد. هرچند در ادامه اثر بيش از پيش مشخص مي شود که شيوه تاليف بر پايه شکل دوم بوده است. يعني مولفان اثر، موضوع را روشن تر از آن ديده اند که بخواهند به طور دقيق تري به اثبات آن بپردازند و تنها به شکلي از روايت بسنده کرده اند تا اين فرض را به گونه هاي مختلف به نمايش بگذارند. از اين رو اثر مورد نظر را نمي توان در زمره آثار تحقيقي و پژوهشي قرار داد. بلکه بييشتر مي توان آن را اثري تاريخي و روايت گري پراکنده از موضوعات مختلف دانست که در طبقه بندي مشخصي در هر موضوعي شواهدي و خاطراتي را از منابع و افراد مختلف روايت مي کند.

به هر حال با توجه به نکات گفته شده نگاهي خواهيم داشت به بخش هاي مختلف اثر مورد نظر و نکاتي را در مورد آن ها ذکر خواهيم کرد. در مقدمه کوتاه اثر هدف از توليد چنين اثري ذکر گريدده و سپس سه فصل مختلف اثر را معرفي کرده است. فصل اول اين مجموعه تحت عنوان خدمات پهلوي، در حجمي کم کوشيده نگاهي داشته باشد به موارد مورد ادعاي شاه مخلوع در مورد خدمات صورت گرفته در طي دوران اين حکومت. در اين فصل نگاه اثر بيش از هر چيز به کتاب پاسخ به تاريخ، بوده است و کشويده موارد مورد ادعا در آن کتاب را بررسي کند. البته اين فصل را نيز بايد بيش از آنکه با عنوان خدمات پهلوي پشناسيم؛ در عنوان چون نقد خدمات مورد ادعاي پهلوي در نظر بگيريم. در اين فصل اثر با استدلال هاي مختلفي به نقد موارد مورد ادعا مي پردازد و علل واقعي هر مورد از خدمت را نشان مي دهد.

فصل دوم اثر با عنوان مفاسد پهلويف پر نکته ترين و حجيم ترين فصل کتاب را تشکيل داده است. اين فصل به بخش هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اخلاقي تقسيم شده است و هر بخش نيز داراي زير بخش هاي مختلفي است که به روشن شدن موضوع کمک بيشتري مي نمايد. در اين فصل و در تک تک بخش ها روايات و خاطراتي ذکر شده و يا مدارک و شواهدي آمده که مفاسد رژيم پهلوي را به نمايش مي گذارد. البته در مورد اين فصل بايد گفت هرچند متون آورده شده به خوبي نشان دهنده وضعيت فساد در موقعيت هاي گوناگون و موضوعات مختلف است؛ اما باز هم همان بحث شدت و حدت ناديده گرفته شده است. به نظر مي رسد نويسندگان مجموعه فراموش کرده اند که اين روايات بسيار متعدد تر از حجم اين کتاب بوده و آنقدر متواتر هستند که نياز به تکرار در آن ها کمتر مشاهده مي شود. به واقع کسي در اصل موضوع شک ندارد و مسئله پيچيده اي با اين روايات حل نمي شود. اين بخش نيازمند به شکل ويژه تري از نقد مفاسد رژيم پهلوي است. تا بتواند ميزان اين فساد را تا حدودي به نمايش بگذارد. در حالي که در کمتر قسمتي از ان چنين متوني مشاهده مي شود. متن اين فصل کمتر از انکه کلان نگر باشد و به عنوان مثال به دنبال امارهاي از ميزان فساد در جامعه باشد؛ به ذکر مواردي شخصي، خرد و غير قابل تعميم مي پردازد. به عنوان مثال فساد اقتصادي شاه به عنوان شخص اول رژيم پهلوي بر کسي پوشيده نيست اما بايد در سطحي کلان تر به دنبال فساد در کليت سيستم جامعه گشت و آن را به تصوير کشيد و مورد نقد قرار داد. به هر روي به نظر مي رسد اين فصل کمتر به دنبال نشان دادن ميزان فساد در بخش هاي مختلف بوده و تنها به همين بسنده نموده است که ثابت کند فسادي بوده و مسائلي رخ داده است. به هر ريو به اعتقاد نگارنده ضعف اصلي اين فصل در عدم توانايي آن براي مشخص نمودن ميزان اين مسئله ادر رژيم پهلوي است. استفاده از کلمات به شدت، خيلي زياد، بالا و... تنها کيفيت هايي هستند که نمي توانند به خوبي نقش کميت را مشخص کنند. به عنوان نمونه استفاده از شاخص هاي مي توانست نماي بهتري از قضيه را به نمايش بگذارد. مثلا بررسي رتبه کشور از نظر فساد اداري در مقايسه هاي جهاني مي توانست يکي از اين راه ها باشد.

فصل سوم با عنوان مقايسه پنجاه و سه سال پهلوي، بيست سال انقلاب اسلامي، به مقايسه اين دو بازه زماني از زواياي گوناگون پرداخته است. در اين فصل نيز بخش بندي هايي وجود دارد که کم و بيش مشابهه تقسيم بندي هاي فصل دو است. شيوه اثر در اين فصل بدين صورت بوده که در هر بخش خدمات دوران انقلاب اسلامي ذکر شده است و د رمقابل نيز به همان ويژگي ها و تفاوت هايش در دوران پهلوي پرداخته شده است. البته در مورد اين فصل نيز همان ايرادات فصل دوم متصور است و البته به شکلي ديگر که تا حدودي نيز مي توان آن را دنباله شکل فصل دوم دانست. در اينجا نيز اثر تنها به ذکر موارد مي پردازد و باز هم در اين مقايسه خبري از شدت و حدت تفاوت نيست.  به واقع مخاطب اثر هرچند به طور کلي متوجه تفاوت هاي موجود در اين دو دوره مي شود ( بخصوص به اين دليل که سطح خدمات اين بيست ساله به هيچ وجه قابل مقايسه نيست و اين تفاوت زياد در ذکر موارد نيز خودش را نشان مي دهد.) اما باز هم اثر، کوششي براي نمايش دقيق تري از تفاوت ها نداشته است. به هر روي تفاوت و خلائ موجود در فصل دو در اين فصل نيز خودنمايي مي کند و در کل مي توان آن را ويژگي اين اثر دانست که به دنبال کشف تفاوت ها به صورت ريز تر نيست. وگرنه در اين فصل نيز اثر مي توانست با آوردن آماري دقيق تر تفاوت ها را به صورت واضح تري به نمايش بگذارد. به عنوان مثلا مقايسه ميزان متوسط تورم در اين دو دوره، ميزان سرمايه گذاري هاي خارجي، توليدات فرهنگي و... از اين موارد است که مي توانست نمايي واضح تر را به نمايش بگذارد. البته اين نمايش نيز نيازمند درک شرايط زماني هر دوره است. به عنوان مثال اين مقايسه بايد با در نظر گرفتن هشت سال جنگ تحميلي در اين سو و يا کمتر بودن پيشرفت و تکنولوژي روز در آن سو، صورت پذيرد. و نيز مقايسه ها با نسبت و درصد بيان شود و نه عدد هاي بزرگ که نمايش دهنده واقعيت خاصي نيستند. در اين صورت بود که مخاطب مي توانست تصوري واضح تر از اختلافات فاحش در خدمات اين دو دوره با يکديگر داشته باشد.

اما نکته قابل ذکر ديگر در مورد اين اثر و آثار مشابه، مسئوليتي است که بر عهده دارند و هدفي که دنبال مي کنند. پيش از هرچيز همانطور که در مقدمه اثر نيز ذکر شده است. هدف از اينگونه آثار ايجاد شناخت نسبت به مسئله در قشري است که کمتر با ان روبرو بوده اند. معرفت پذيري اين اين قشر نيز که غالب آن ها را جوانان و نوجوانان تشکيل مي دهند بستگي خيلي زيايد به درک آن ها از شرايط  و نگاهشان به تعاريف مثبت و منفي از مسائل دارد. به اعتقاد نگارنده آنچه بيش از مسائل مطرح شده در اين اثر مهم است و پيش از آن ها بايد به آن پرداخته شود رساندن پيام انقلاب به مخاطبان است و اينکه درک کنند که اين انقلاب در چه پس زمينه سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي و اجتماعي صورت گرفته است. انقلابي که پيش از آنکه داراي زمينه هاي اقتصادي باشد داراي زمينه هاي اعتقادي و اخلاقي است و روح آن را مسائل فرهنگي و اجتماعي در غالبي از دين و مردم تشکيل داده است. در واقع مخاطب اين اثر پيش از هرچيز بايد بداند که اين تغيير به چه دليل رخ داده است و به دنبال چه دستاوردي بوده است و درک اين موضوع که رسيدن به آن دستاوردها از اهميتي بسيار بالاتر برخوردار است امري مهم است. چه آنکه در بهترين حالت نيز تنها همين نکته که رژيم پهلوي حکومتي است که بر پايه هاي طاغوت استوار گشته، کافي است تا چه از نظر اسلام و چه از نظر مشروعيت مردمي جايگاهي نداشته باشد. به اعتقاد نگارنده با اين پيش زمينه است که بايد به سمت نقد و بررسي عملکرد ها رفت و به مقايسه پرداخت آنچه بوده و شده است پرداخت.

اما نکاتي نيز در مورد ساختار اثر... اولين نکته در مورد زبان اثر که مشخصا بسيار نزديک به زبان آثار تاريخي روايي است و کوشيده مطالب را به صورت روايت هايي کوتاه در هر مورد خاص با استفاده از زباني برگرفته زا واژگاني ساده، ذکر کند. دومين نکته تقسيم بندي فصول و بخش هاي اثر است که همانطور که گفتيم نه مي تواند به تقسيم بندي هاي يک تحقيق علمي نزديک باشد و نه از قواعد يک اثر تاريخي به طور کامل پيوري مي کند. در اين زمينه شايد نتوان ويژگي خاصي را به اثر اطلاق کرد و آن را حقيقتا نمي توان در زمره هيچيک از اين دو قرار داد. يکي ديگر از نکات نيز شکل منبع دهي در پاورقي هاست که اگرچه مناسب بوده و کاربرد لازم را دارد. اما در بخش هايي با عدم توجه روبرو شده و براي بعضي مطالب منبعي ذکر نشده است. همچنين در فهرست منابع نيز بخشي به عنوان سايت ها به چشم مي خورد که مورد استفاده از آن ها مشخص نيست و نيز بعضي از آن ها از رسميت کافي براي اشاره در يک اثر به عنوان منبع تحقيق را ندارند. به عنوان مثال يک وبلاگ نمي تواند منبعي قابل ذکر و اعتماد براي چاپ يک اثر باشد. هرچند که مطالبش مورد اعتماد استفاده کنندگان قرار گرفته باشد.

در نهايت بايد گفت پنجاه سال پهلوي خدمات و مفاسد اثري است که در غالب خود بايد ديده شود و اگر بپذيريم که اين اثر تنها روايتگري مي کند و به دنبال يک بررسي تطبيقي دقيق و آشکار کردن تفاوت ها در غالب ميزاني کمي نيست؛ آنگاه مي توان آن را رواي خوبي از شکل زندگي درباريان و رفتار آن ها در امور مختلف دانست و شناختي خوب از ويژگي هاي هريک از آن ها از نظرگاه هاي گوناگون بدست آورد. با اين نگاه مي توان اثر مذبور را اثري خوب، خواندني و ويژه براي مخاطبان دانست که مطمئننا به ديللي ورود به دنياي ارفاد و اشخاص و نزديک شدن به سمائل اخلاقي و شخصي آن ها از جذابيتي دو چندان براي خوانش برخوردار است و مي تواند شناختي نسبي را براي مخاطب به همراه آورد.

 

 

يكشنبه 28 فروردين 1390 - 12:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری