پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

تلخ و شيرين

 

 

نگاهي به مجموعه خاطرات نادر بذري تحت عنوان  باران هاي هفت تپه

باران هاي هفت تپه اثري است که ثمره گفتگوي حسن و حسين شيردل با نادر بزري مي باشد. نادر بذري از رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده است که در نوجواني راهي جبهه هاي جنگ مي شود و اين مجموعه خاطرات او را از زمان شروع حضورش در جبهه تا آخرين روزهاي حضورش دنبال مي کند. باران هاي هفت تپه در هفده فصل تقسيم بندي شده که هر فصل اختصاص به مقطع زماني خاص و يا ماجرايي خاص دارد. ابتداي اثر به ذکر خاطره چگونگي حضور او در جبهه با توجه به سن کمش مي پردازد و بعد از ان خاطرات عمليات هاي مختلف و حوادث گوناگون بازگو مي شود. تا در نهايت در انتهاي کتاب شرح شهادت دو برادر نادر بذري در عمليات کربلاي پنچ و آخرين دوره حضور وي در جبهه مورد توجه قرار مي گيرد.

اين اثر را مي توان از زواياي گوناگوني مورد بررسي قرار داد. اين بررسي البته از نظر ساختاري مسائل پيچيده اي را در بر نخواهد گرفت و اثر از ويژگي هاي معمولي براي ارائه روايت خود بهره برده است. اما محتواي اثر حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و مي توان نگاه ويژه اي به آن داشته و نتايج خاصي را از لابلاي آن استخراج کرد. در اين بررسي ابتدا مختصري به بحث ساختاري اثر مي پردازيم و سپس محتواي اثر را مورد کنکاش جدي تر قرار مي دهيم.

در بحث ساختاري پيش از هرچيز بايد دانست که اثر را در غالبي که نوشته شده است بايد مورد بررسي قرار داد. باران هاي هفت تپه اثري است نگاشته شده در سبک خاطره نويسي و تا حدودي تاريخ نگاري که تا حد ممکن در اين سبک از نوشتن نيز به ساده سازي پرداخته است. زبان اثر با استفاده از واژگان معمول و ترکيبات مشخص تنها در لزوم به کار بردن زبان براي انتقال پيام استفاده شده است و نه در صحبت هاي مصاحبه شونده و نه در نوع نگارش گفتگو کننده و تدوينگر اثر خاصي از پيچيدگي فراتر از اين موضوع به نظر نمي آيد. به واقع اثر استفاده خاصي از پيچيدگي هاي زبان واژگاني و يا حتي استفاده از اموري مثل زبان کنايه و غيرمستقيم گويي و يا زبان تند و تلخ و يا بيان احساسي و شکننده و... نکرده است و اين فاکتورها در کمتر جايي از اثر قابل مشاهده است و در همين تعداد کم نيز ناشي از محتواي اثر بوده و به ظنر نمي رسد کاربرد تکنيکي از سوي نويسنده باشد. البته همانطور که ذکر شد نگاه به اين موضوع از منظر شيوه نگارش خاطره نويسي قابل تحليل تر است و نمي توان اين ويژگي را نقطه اي منفي براي اثر دانست. چه آنکه همين سادگي اثر را قابل اعتماد تر و واقع گرايانه تر نموده است.

نکته ديگر در مورد فضاي روايت و زمينه شکل گيري روايت است. فضاي روايت در باران هاي هفت تپه به واقع همان ذهنيت نادر بذري به دنياي اطراف خود است که با نگاهي جزء نگر هر مرحله از خاطرات را به پيش مي برد. در واقع زمينه شکل گيري داستان را نمي توان يک کل واحد و سيستم تشخيص داد و مثلا گفت زمينه داستان جنگ تحميلي هشت ساله است. چرا که نگاه راوي در هيچ موردي کلان نبوده و کوشيده تنها به مسائل اطراف خود در بيان خاطراتش توجه کند. از اين رو شايد بتوان زمينه روايت را به صورت عام تري ميدان جنگ دانست. اين موضوع را در بررسي محتوايي از زاويه اي ديگر نيز مورد توجه قرار خواهيم داد.

نکته ديگر شخصيت هاي موجود در روايت است. در اين جا نيز مسئله غالب اثر شکل دهنده شخصيت هاست و در واقع شخصيتي خلق نشده و تنها به شخصيت هاي موجود در ذهن راوي پرداخته شده است. از اين بين شخصيت هايي که مي توان حضور آنها را در طول اثر حس کرد و به نوعي آن ها را به قدر کافي قوام يافته دانست که به عنوان شخصيت هاي داستاني به حساب آورد؛ در ردجه اول خود رواي است و در مراتب بعدي برادران وي، تعدادي از همرزمان او و نيز خانواده اشت قرار دارند. به واقع اين افراد کساني هستند که حضورشان در اثر به طور محسوسي شکل گرفته است و مي توان براي هرکدام ويژگي هاي خاصي را در نظر گرفت. مثلا نوع رابطه دو برادر شهيد با يکديگر و يا شکل ارتباطات خانوادگي راوي از اين دست است. در هر صورت شخصيت پردازي و معرفي آدم ها در اين اثر به سنبت موفق بوده و مخاطب به خوبي مي تواند در فضاي ذهني خود هر شخصيت را تصور کند.

در آخر نيز توجهي داريم به توصيفات راوي از موقعيت هاي گوناگون در مکان ها و زمان هاي مختلف. به ظنر نگارنده اين توصيفات در جايگاه خود به خوبي توانسته آنچه را مي خواهد شرح دهد و تصور محيط رخ دادن حوادث و وقايع کاملا ساده است. اما شايد بتوان گفت انچه که راوي به شرح ان مي پردازد گاهي از درجه اهميت بالايي برخوردار نيست و در مقاطعي فرع و حاشيه بر اصل و متن پيشي مي گيرد؛ که اين امر روايت را بخصوص در ميانه هاي اثر تا حدودي کسل کننده و تکراري مي نمايد.

در نهايت باران هاي هفت تپه اثري است که از نظر ساختاري با وجود سادگي و يکدستي و نيز با انکه خالي از اشکال و نقد نيست؛ از ويژگي هاي لازم برخوردار بوده و استاندارد هاي کافي براي روايت را رعايت کرده است.

در ادامه همانطور که ذکر شد به بحث اساسي تر محتواي اثر مي پردازيم. به هر روي نمي توان انکار کرد که ساختار در خدمت محتواست و وسيله اي براي ارسال پيام اثر. حال اينکه اثر چه پيامي در خود نهفته دارد و چه هدفي را دنبال مي کند و آيا مسير درستي را براي رساندن حرف خود به گوش مخاطب برگزيده است يا خير از موضوعاتي است که بسيار چالش برانگيز مي تواند باشد. به عنوان مثال سوال پيش ميايد که چه دليلي دارد در نيمي از اثر مخاطب تنها خواننده شوخي هاي مختلف راوي با همرزمانش باشد. و يا چرا گاهي مطلبي ذکر مي شود بدون آنکه بتوان براي آن دليلي در ذهن خود ايجاد کرد. در ادامه مي خواهيم تا حدودي جواب هاي قانع کننده به اين ابهامات داشته باشيم.

پيش از هرچيز در بحث بررسي محتوايي بايد تفاوتي قائل شويم بين دو مفهوم متن و محتوا. در واقع در چنين اثاري تا نتوانيم جدايي قائل شويم براي اثر از اين دو منظر نمي توانيم درک خاصي از روايت داشته باشيم و اشتباه گرفتن متن و محتوا باعث انحراف از واقعيت وجود اثر خواهد شد. متن اثر آنچه است که مخاطب مي خواند و با اوج و فرود ها و مسائل مختلفي و روايات گوناگون و... در آن روبرو مي شود. اين متن را مي توان در هر مجموعه مشابه ديگري يافت و يا هر رزمنده مي تواند خاطراتي مشابه همين اثر را ارائه کند. از اين رو اگر متن را به اشتباه تمامي محتواي اثر بدانيم (هرچند محتواي اثر را مي سازد.) اثر را قطعا با نقدي بي رحمانه تر همراه مي سازيم. چرا که اينکه بايد به روايت هاي گوناگوني اشاره کرد که جايگاه خاصي از نظر بياني ندارند. به عنوان مثال همانطور که در بالا ذکر شد علت روايت مکرر شوخي هاي مختلف چيست؟ وقتي مي دانيم که اين امر در جايي کسالت اثر را به بار مي آورد. اگر علت را تنها در برسي متن بجوييم احتمالا پاسخ در خوري در اين مورد نمي يابيم. همانطور که در مورد سوالات ديگر  از روايت هاي مختلف اثر ممکن است با اين مشکل مواجه شويم. اما در سطحي کلان تر بايد متن اثر را در محتواي خودش بررسي نماييم. اولا که اثر خاطره نويسي و نوعي تاريخ نگاري است و به هر حال تمامي خاطرات يک بازه زماني از جذابيت يکساني برخوردار نيستند. دوما بايد دانست راوي به هر علتي زاويه ديد خود را خيلي نزديک قرار داده و کوشيده ماجراي جنگ را فراتر از ميدان جنگ بازگو نکند. به اعتقاد نگارنده اين ويژگي را مي توان ويژگي مثبت اثر ناميد که نخواسته با نگاهي بالا به پايين به تحليل واقعه بپردازد و هيچگاه جايگاه خود را از يک رزمنده ساده تغيير نداده است. و به همين دليل نگاه يک رزمنده ساده را يز حفظ کرده و از اين منظر به روايت پرداخته است. اين ويژگي هرچند باعث عدم شرح وقايعي شود که نگاه کلي تر را از اثر و مخاطبان آن مي يگرد. اما نگاهي ويژه تر و خاص تر را به آن ها مي بخشد که در آثار کمتري به ان پرداخته شده است. بررسي فضاي کلي جبهه هاي جنگ نمايش دهنده دنيايي است که بسيار درو زا دسترس مي نمايد و در تمامي آثار نيز روايت هايي يک سان و تعاريفي مشخص از آن ارائه شده است. اما باران هاي هفت تپه مخاطب را با خود به نزديک ترين جاي ممکن براي شناختن بچه هاي جنگ و فضاي ان روزها مي برد. اين که در ان محيط همانطور که اميد بوده نااميدي هم بودهف همانطور که جديت بوده شوخي هم بوده و همانطور که لحظات سخت بوده لحظات شيرين نيز بوده و همانطور که خير بوده شر نيز حضور داشته و.... در واقع نادر بذري زندگي در جنگ را روايت مي کند و نه جنگ را. که جنگ بيش از آنکه انتظار مي رود روايت شده است و آدماي جنگ و زندگي آن ها بيش از آن که شايسته است مورد غفلت واقع گشته اند. به ظنر مي رسد هدف از يان روايت نيز در نهايت همين بوده که راوي به عنوان عضوي از اين واقعه بزرگ مي خواهد تنها به سهم خود به روايت بپردزاد و ادعاي روايتي بزرگ تر را ندارد و در سهم خود به دنبال روايتي عميق تر و دقيق تر است. حال چه باک که گاهي اثر تکراري و يا روايتي بي دليل بنمايد. البته قابل انکار نيست که شيوه ها و تکنيک هاي نويسندگي مي توانست بر کيفيت محتوايي اثر موثرتر جلوه کند و کاربرد بيشتري داشته باشد و نيز در همين محتوا نيز قابل انکار نيست که راوي مي توانست در مقاطعي کمي از جزئيات خارج شود. به عنوان مثال به طور کلي مي توان يک سوم ابتدايي اثر و يک سوم انتهايي آن را از ميانه اثر مفيد تر، جذاب تر و پرکشش تر دانست. اما به طور کلي اثر از نظر محتوايي نمره قابل قبولي مي گيرد و يکتايي در روايت و ويژه بودن آن براي يک شخص خاص از نکات مثبتي است که آن را در مقابل آثار خوب اين حوزه قابل قياس مي نمايد.

در انتهاي اثر نيز صفحاتي به تصاوير نادر بذري و همرزمانش اختصاص يافته است که با توجه به اينکه در لابلاي اثر اشاره هايي به موقعيت هاي شکل گيري اين تصاوير شده است از جذابيت خاصي برخوردار است. مثلا تصوير موقعيت جغرافيايي روبرو شدن راوي با پيکر برادران شهيدش از تصاوير ويژه اي است که مشاهده مي شود.

در نهايت بياد گفت باران هاي هفت تپه اثري است در خور توجه و آبرومند در حوزه ادبيات دفاع مقدس؛ اثري که با استفاده از نثري ساده، زباني گاهي تلخ و گاهي شيرين و خاطراتي گاه بسيار معمولي و گاه بسيار سخت و احساس برانگيز است، توانسته ويژگي هاي لازم براي مخاطب پذير شدن خود را فراهم کند.

با آرزوي توفيق روز افزون براي نادر بذري و حسن و حسين شيردل و تشکر از دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري براي تهيه اين اثر به يادماندني.

 

 

 

چهارشنبه 24 فروردين 1390 - 9:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری