جمعه 1 آذر 1398 - 23:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مباني بنيادي موسيقي

 

مباني بنيادي موسيقي

نويسنده: باربارا وارام                    

مترجم: ايليا بهارلو

انتشارات: سوره ي مهر                 

چاپ اول: 1389

 

کتاب حاضر با بياني بسيار ساده و قابل فهم اثري در خصوص مباني بنيادي موسيقي است كه مي تواند مورد بهربرداري خاص هنرجويان موسيقي قرار گيرد. مترجم كتاب درباره ترجمه اين اثر مي نويسد: «متن گيرا و روان اين کتاب و تمرينهاي متعدد آن بعد از هر درس که بسيار متفاوت با تمرين هاي کتب ديگر بود، مرا بر آن داشت تا اين کتاب را در برنامه ي آموزش به هنرجويانم بگنجانم. تمرينهاي اين کتاب تمام اطلاعات درس داده شده را از زواياي مختلف مورد سوال قرار مي دهد و باعث باز شدن ذهن هنر جو نسبت به آن مطالب درسي مي شود وجود دو فصل اصطلاحهاي ايتاليايي و لغت نامه و فرمها را بسيار مفيد در اين کتاب يافتم. وجود فصل امتحانها هم محک ديگري براييادگيري هنرجويان است. نتيجه موفقيت آميز آموزش کتاب مرا تشويق به ترجمه آن کرد.»

نوشتار حاضر در نُه فصل نگاشته شده است که فصل اول آن به نُت نويسياختصاص دارد. علامت هاي موسيقي، ارزش زماني نُت ها (کشش نت ها)، پرده ها، نيم پرده ها و علايم عرضي از موضوعاتي که در اين فصل به آنها اشاره شده است.

نُت، اسمي براييک علامت است علامتي که صورت موسيقي را نشان مي دهد. نُت روي مجموعه اي از خطوط موازي نوشته مي شود که خطوط حامل نام دارد. نکته ي ديگر اين که قبل از هر چيز، آهنگ سازان به خطوط حاملي احتياج دارند که همه صداها (نت ها) را روي آن بتوان نوشت. هفت حرف اول الفباي انگليسي به اين خطوط و فضاهاي بين خطوط اختصاص داده شده است: «abcdefg».

نيز در ادامه اين فصل به ديگر علائم موسيقي نظير زيرو بمي و معناي آن، کليد هاي مورد استفاده مثل کليد «سل» و کليد «فا» و طريقه استفاده از اين کليد ها، خاصيت خطوط اضافه و ... پرداخته شده است: اگر بخواهيم نت هايي را بنويسيم که بالاتر يا پايين تر از خطوط حامل هستند مي توانيم به کمک خطوط اضافه خطوط حامل را زياد کنيم.

نيز درباره ارزش زماني نت ها (کشش نت ها) آمده است: يکي از روشها براي افزودن به کشش  نت ها، استفاده از خط اتحاد است. خط اتحاد خطي است که دونت داراي زير و بمييکسان را به هم وصل ميکند. نت دوم نواخته نمي شود بلکه نت اول به اندازه مجموع کششي دونت نواخته مي شود. در اين مثال صداي «لا» يا کشش سه ضرب شنيده مي شود . . .

در فصل دوم «گام ها» بررسي شده است: يک «گام» سلسله  اي از نت هاي مرتب و پشت سر هم (تسلسلي از اصوات پي در پي) است از هر نُتي تا اُکتاو آن. به طور معمول، دو نوع گام وجود دارد، «ياتونيک» و «کروماتيک». يک گام کروماتيک (در لغت يعني رنگي) شامل تمام دوازده صداي بين هرنت تا اکتاو آن است. همه فواصل بين نت ها نيم پرده خواهند بود و همه ي نت هاي گام اهميت يکساني دارند که در ادامه درباره اين گام بحث شده است.

در دنباله اين بحث آمده است دو نوع گام دياتونيک داريم: ماژور و مينور. واژه مينور يعني کوچک تر و اين گام ها به اين صورت نام گذاري شده اند زيرا در گام هاي مينور، فاصله سوم بين اولين تا سومين نت گام، به اندازه نيم پرده کوچک تر از همين فاصله (يعني بين نت اول تا سوم) در گام ماژور است. در اصطلاح تِرث اول گام ماژور، بزرگ است و تِرث اول گام مينور کوچک است. در واقع، در يک گام ماژور فاصله  بين نت اول تا سوم يک فاصله سوم ماژور (سوم بزرگ) است. اما در يک گام مينور فاصله بين نت اول تا سوم يک فاصله سوم مينور(سوم کوچک) است. اين تفاوت در فاصله سوم (نت مياني) است که مشخص مي کند کدام ماژور است يا مينور.

نيز نويسندهبه اين نكته اشاره دارد که يک گام به دو نيمه مي تواند تقسيم شود که هر نيمه را يک «تتراکورد» يا «دانگ» مي گويند. تترابه زبان يوناني به معني چهار است و تتراکور يعني چهارنت. پس هر تتراکورد يعني نصف يک گام که چهار نت اول و چهار نت دوم يک گام است مولف مي نويسد: هزاران سال پيش در يونان باستان گام هايياستفاده مي شد که بر پايه تتراکوردها ساخته شده بودند و آنها را مدميناميدند.

بعدها اين مدها در موسيقي کليساي کاتوليک رم استفاده شد، اما نام هاي آنها در ترجمه ها به ابهام افتاد. حدود 600 سال بعد از مياد مسيح، پاپ گريگوري اول اين مدها را براي کليسا تنظيم کرد و اين موسيقي به عنوان «آواز گريگوري» مشهور شد. تعداد زيادي از آنها امروزه هنوز هم استفاده مي شوند و اغلب به پلان شان، نسبت داده شده اند.

در ادامه نيز آمده است: مدها خيلي آسان ساخته مي شوند. با نواختن کلاويه هاي سفيد پيانو، هرمدياز يک نت شروع مي شود، نتي که مد با آن شروع و تمام مي شود فينال نام دارد.

در فصل سوم اين اثر فواصل بررسي شده و ويژگيهاي آن مطرح گرديده است: اختلاف دونت از لحاظ زيرو بمي را در موسيقي فاصله مي گويند.

نيز مي خوانيم: اگر نت ها به طور همزمان نواخته شوند فاصله بين آنها  هارمونيک و اگر يکي پس از ديگري نواخته شوند فاصله بين آنها ملوديک نام دارد. البته درهر دو موقعيت روش نام گذاري و فاصله يکي است.

در ادامه نيز انواع فواصلي که در اين رابطه وجود دارد با تصوير مربوطه شرح داده شده است.

يکي از آنها فواصلي است که به هر دو صورت هارمونيک و ملوديک نوشته شده است.نويسنده در اين رابطه ضمنا خصوصيات آنهارا نيز مورد بررسيقرار داده است.يکي از اين خصوصيات، اين است: نت بم تر«دو» است. در گام «دو» ماژور، نت «سي» هفتم گام است بنابراين يک فاصله هفتم بزرگ است، ديگر اينکه نت بم تر «فا» است در گام «فا» ماژور «لا» نت سوم گام است. بنابراين يک فاصله سوم بزرگ است . . .

کادانس ها و اکوردها، موضوع فصل چهارم نوشتار حاضر است که ضمن تعريف و توضيح آن ويژگيها و مواردي که در رابطه با آن وجود مطرح شده است: آکورد (آديله) نامي که به هر سه نت، يا بيش از سه نت که به طور همزمان صدا مي دهند داده شده است، پايه ترين حالت آکورد، «ترياد» (سه صدايي) است. ترياد از سه نت تشکيل شده که به فواصل سوم از هم چيده شده اند، يعني هر دو نت مجاور آن با هم فاصله سوم دارند. اين ترياد ها ممکن است روي هر درجه اي از گام ماژور يا مينور ساخته شوند. نتي که ترياد روي آن ساخته مي شود، بم ترين نت، نت پايه ترياد ناميده مي شود. نت بعدييک سوم دياتونيک روي پايه است که سوم ناميده مي شود و سومين صدا که يک پنجم دياتونيک روي پايه است، پنجم ناميده مي شود.

همچنين در خصوص «کادانس ها» آمده است: يک کادانس يک فرمول دو آکوردي است که پايان هر عبارت را در يک قطعه موسيقي کلاسيک نشان مي دهد کادانس در موسيقي مثل نقطه يا ويرگول در ادبيات است. دومين آکورد در کادانس تقريباً هميشه روي ضرب قوي واقع مي شود. کادانس ها انواع مختلفي دارند که با جزئياتشان درها موني موسيقي بررسي مي شوند.

نويسنده بر اين باور است که بسيار مهم است که کادانس ها موقع يادگيري نواخته شوند چرا که در اين صورت مي شود هم از روي صدا و هم از روي نت آنها را تشخيص داد و سپس در ادامه اصول آن همراه با شکل و تصوير آموزش داده شده است.

نيز به کادانس پاياني و غير پاياني اشاره شده است: دو نوع از کادانس هاي پاياني، که در پايان يک جمله موسيقييا پايان يک قطعه موسيقي مي توانند بيابند، عبارتند از کادانس کامل و کادانس پلاگال (فرعييا آمن). کادانس کامل بيشترين کادانس مورد استفاده است.

موضوع زمان؛ در فصل پنجم بررسي شده است که دربخشي از آن مي خوانيم: موسيقي هنري است که در بُعد زمان حيات پيدا مي کن. زمان به وسيله تکرار ضرب ها، اندازه گيري مي شود. بعضي ضربها قوي تر از بقيه هستند. ضرب قوي تر را ضرب آکسان دار، يا به زبان ساده تر، آکسان يا تأکيد مي گويند.

در ادامه نيز به ميزان ساده و ميزان ترکيبيدر رابطه با زمان بحث شده است. در ميزان ساده، ميزان سه ضربي ساده، دو ضربي ساده و در ميزان ترکيبي، دو ضربي ترکيبي و ميزان سه ضربي و نيز چهار ضربي ترکيبي بررسي شده است.

در خصوص ميزان دو ضربي ساده (زمان بندي دو ضربي ساده) آمده است: اين نوع زمان بندي وقتي است که ضرب آکسان دار هر دو يک بار روي دهد.

فصل ششم به انتقال و پارتيتور اختصاص دارد: در ابتداي اين فصل به پيدا کردن گام (توتاليته) يک ملودي پرداخته شده و مواردي چند در ارتباط با آن مطرح شده است.اگر سلاح کليد ملودي مشخص است مشکل خيلي بزرگ نيست. قطعه در دو گام ممکن است باشد، گام ماژور يا مينور نسبي آن به ندرت اتفاق مي افتد که يک ملودي در گام مينور باشد ولي اثري از نت هادي نيم پرده زير شده نباشد

نيز آمده است انتقال به طور عمومي، معني تغيير گام مي دهد. اين واژه در آواز هم استفاده مي شود که به معني وفق دادن محدوده صداي خواننده است همچنين به معني تغيير کليد هم هست بدون نياز به تغيير گام.

به نقل از کتاب حاضر، انتقال به يك اکتا و بالا تر به اين معني است که هر يک از نت هاي ملودي بايد در يک اکتاو بالاتر بازنويسي شوند. اين انتقال ممکن است شامل تغيير کليد هم بشود ...

هم چنين انتقال همراه تغيير گام و انتقال از يک گام ماژور به يک گام ديگر ماژور و پارتيتور، از عناوين ديگر اين فصل است که درباره آنها همراه با تصاوير نت ها مشروحاً بحث شده است: پارتيتور يک صفحه از موسيقي نوشته شده است که در آن بخش ها به صورت جداگانه تقسيم بندي شده اند و هر بخش با کليد مخصوص به خود در يک خط حامل نوشته شده است.

نيز مشخص کردن اشتباه هاي نت نويسي در يک ملودي؛ موضوع ديگرياست که در ادامه به آنها اشاره شده است.

اصطلاحهاي ايتاليايي، علامت ها و اختصارها، بخش ديگريازاثر حاضر است که در فصل بعد مطرح گرديده است. بنا برقول نگارنده:

آنچه که دراين فصل آمده است فهرستي از معمول ترين اصطلاحهاي ايتاليايي، علامت ها و علامت اختصارها است،که دانشجوي موسيقي بايد آنها را بداند اين اصطلاحها در دسته هاي سرعت، قطعه، سبک، و . . . گروه بندي شده اند نظيراصطلاحهاي مربوط به سرعت قطعه:

سرعت آرام:

بي نهايت آرام و موقر  ........................... grave

بسيار آرام .............................................adagio

آرام .........................................................lento

آرام و وسيع (فراخ) ................................largo

کمي تند تر از largo ....................laryhetto

در فصل هشتم اين نوشتار بيشتر اصطلاحهاي موسيقي مطرح شده است و شبيه يک لغت نامه کوچک است. اين فصل شامل همه اصطلاحهاي فصل پيش و همچنين شامل ديگر اصطلاحهاي مفيد هم هست.

در ادامه نيز نويسنده فهرستي از فرمهاي موسيقي، همراه توضيح کوتاهي براي هر يک آورده است که هنرجويان موسيقي در اولين سالهاي آشنايي با موسيقي، با اين فرمها برخورد ميکنند.

باربارا وارام (1928- 1977)  در تورنتو کانادا چشم به جهان گشود وي فارغ التحصيل مدرسه برنک سام هاي و دانشکده موسيقي دانشگاه تورنتو بود. ويداراي مدرک عالي نوازندگي پيانو  از رويال کنسرواتوار موسيقي تورنتو نيز بود.

وارام پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه تمام مطالعات خود را روي تئوري موسيقي متمرکز کرد وي همچنين کتاب ديگري به نام تئوري براي نو آموزان موسيقي نوشته است.

 

 

 

 

چهارشنبه 24 فروردين 1390 - 9:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری