جمعه 28 دی 1397 - 14:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

سياست آب در خاورميانه

 

سياست آب در خاورميانه

مولفان: دکتر مصطفي دولتيار و پرفسور تيم اس. گري

 ترجمه: دکتر رسول افضلي

نوبت چاپ: اول 1389    

شرکت چاپ و نشربين الملل

 

اين پژوهش برمبناي ارائه تحليلي از نيازهاي واقعي کشورهاي ساحلي رودخانه هاي بين المللي و همچنين بر پايه پيچيدگيها و برداشت هاي سياسي ناشي از منابع آبي نابرابر منطقه، درصدد هدايت کشورهاي ساحلي است. در واقع اين پژوهش به دنبال آن است تا موانع پيش روي کشور هاي منطقه را براي نائل شدن به يک توافق و سازماندهي جمعي شناسايي کند.

دامنه اين مطالعه شامل رودخانه هاي بين المللي، سفره هاي آبي برون مرزي و مشترک بين چند کشور در منطقه خاورميانه است منطقه اي که در آن به علت خشکي آب و هوا و ميزان بالاي رشد جمعيت دسترسي بدون مانع به منابع آب شيرين با مسئله بقاي ملي گره خورده است.

اين مجموعه در هفت فصل گرد آوري شده است که فصل اول آن را، “آب، اساس تمدن تشکيل “مي دهد. تمدنهاي آبي، دسترسي به آب به عنوان چالش عمده جهاني,آب درخاورميانه عناوين زير فصل هاي اين مجموعه است در اين مطالعه، فرضيه اصلي اين است که برخلاف اين داستان تکراري که مناقشه بر سر منابع آب، به جنگ درون منطقه اييا درون حوزه اي منجر خواهد شد گرد آورندگان اين اثر معتقدند که اين پيشگويي ها احتمال ندارد. اين احتمال که جستجوي آب بيشتر در منطقه، منجر به وقوع جنگ تازه اي مي گردد، بسيار ضعيف مي باشد.

به نقل از نوشتار حاضر، آب به مثابه مايه حياتي است که مسير تاريخ انسان را تحت تاثير جدي قرار داده است. فراواني آب جوامع را قادر ساخته تا به شکوفايي و پيشرفت دست يابند و برعکس، کمبود آن باعث شده که جوامع دچار رکود و پسرفت شوند.

در ادامه اين مطلب آمده است: در واقع فراواني نسبي آب، بي خيالي و عدم نگراني را براي مردم منطقه در پي داشته و باعث شده است که از درک واقعيت محدوديت و متناهي بودن آب عاجز باشند. در مقابل در مناطق کم آب و خشک، مردم هميشه آب را به اندازه منبعي متناهي و محدود، مورد احترام و تقديس قرار داده اند و آن را به مثابه عاملي حيات بخش که همواره بايد مورد توجه و حفاظت و احترام قرار گيرد در نظر گرفته اند.

از ديدگاه بسياري از تحليل گران، مقوله آب، موضوع اصلي مناقشات درخاورميانه است. «کيلوت» با توصيف خاورميانه به مثابه منطقه مورد توجه بين الملي همراه با اغتشاشات سياسي و کمبود جدي آب اظهار داشته که در آينده، آب و نه نفت موجب درگيريهايي نظامي و شکاف اقتصادي در منطقه مي شود. نيز در ادامه ديدگاههاي صاحب نظران و تحليل گران ديگر در خصوص آب مطرح گرديده است.

در قسمتي از کتاب حاضر، فرضيه هاي اصلي و ارزيابي فرايند هاي پويا و روبه تکامل هيدروپلتيکي حوزه هاي مهم بين الملل آب در خاورميانه مطرح شده است فرضيه نگارنده اين است كه  آب منبع بسيار حياتي است که به خاطر آن جنگي رخ نمي دهد و کمبود. ، آب به عنوان يک متغير مستقل، باعث همکاري ميان کشورهاي ساحلي حوزه آبي مشترک خواهد شد. استدلال نگارنده در ارائه اين فرضيه اين است که: خشکي منطقه، نياز مبرم کشورها و آسيب پذيري سازه هاي مهندسي گران قيمت آبي مانند سدها، تأسيسات آبي و شبکه هاي توزيع آب، زمينه هاي وابستگي متقابل دوجانبه اي ايجاد کرده که در صورت وقوع جنگ هم کشورها درخطر آسيب پذيري قرار دارند . . .

 نگارنده در ادامه از چشم اندازي چند بُعديبه پنج رهيافت اصلي درباره هيدروپلتيک اشاره كرده است كه رهيافت امنيتي، اقتصادي، حقوقي، تکنولوژيکي و زيست محيطي از جمله آنها است. در حالي که هر کدام از اين رهيافت ها مسئله آب را به وضوح مورد مطالعه قرار داده اند اما رهيافت پنجم مسائل مربوط به آب را مشخص تر و روشن تر، آن طور که امروز جلوه مي کند، مورد بررسي قرار داده است.

به نقل از اثر حاضر، رهيافت امنيتي از تهديدات جنگ بر سرآب خبر مي دهد اما موضوع را به آساني نظامي مي کند و تهديد را اغراق آميز جلوه مي دهد . . .

مطابق اين مطالعه هر کدام از اين رهيافت ها در سه حوزه سياست آب در خاورميانه، يعني حوزه رود اردن، حوزه دجله و فرات و حوزه شبه جزيره عرب بررسي شده اند. اين سه حوزه به اين دليل انتخاب شده اند که کاهش منابع آب آنها در ادبيات سياسي مربوط به آب، آشکارترين تجلي و نماد بحران آب را داشته اند.

بنابراين مطالعه موارد فوق اين امکان را براي ما فراهم مي سازد که به بررسي و ارزيابي فرضيه هاي جنگ آب درخاورميانه بپردازيم . . . در اين حوزه ها نويسندگان ميزان شدت تنش بر سر منابع آب را مورد بررسي قرار داده اندآنان در اين فصلبر حوزه رودخانه اردن که منابع آبهاي آن، در نتيجه وخامت درگيري فلسطيني ها و اسرائيلي ها به شدت، از لحاظ سياسي، امنيتي، نظامي مورد توجه مي باشد تاكيد نموده اند.

مولفان كتاب در فصل دوم به بررسي ادبيات هيدروپلتيک مي پردازند و پنج رهيافت اصلي و اصول و مباني فکري، که اين رهيافت ها از آنها مشتق شده اند را بررسي مي کنند: «کاهش و تخريب ذخاير آب شيرين، افزايش سيلابها و خشکسالي ها، افزايش هزينه هاي تهيه آب که به سختي تهيه مي شوند همه نشانه هاي آشکارياز بحران آبي است که بشر در بخش هاي مختلف حيات زندگي خود در کره زمين، پيش رو دارد. اين وضعيت هم کشورهاي توسعه يافته و هم کشورهاي در حال توسعه را تحت تأثير قرار داده است.

در اين فصل پنج نگرش اصلي مربوط به معضل کمبود آب در حوزه ي ادبيات هيدروپلتيک (امنيتي، اقتصادي، حقوقي، تکنولوژيکي و زيست محيطي) تشريح و معرفي مي شود.

براين اساس در رهيافت اول محققان معتقدند، آب يک منبع قدرت است و کمبود آب يک معضل استراتژيک و حياتي براي توسعه اجتماعي و اقتصادي است که ملت ها را تحت تأثير قرار مي دهد و در پي آن قدرت سياسي آنها را تهديد مي کند . . .

دکترين هاي حقوق آبييکي از مواردي است که در اين فصل مورد مطالعه قرار گرفته است. از اين رو، دکترين حاکميت سرزمين مطلق، و دکترين تماميت ارضي مطلق و دکترين اشتراک منابع آبي، حاکميت سرزميني محدود و دکترين توسعه بهينه حوزه رود خانه، به عنوان پنج نظريه متمايز درباره اصول کنترل قانون آب معرفي شده است. دکترين حاکميت سرزميني مطلق بر اين نظريه استوار شده که هر کشوري حق مطلق دارد. از منابع آب درون قلمرو و خود. بدون در نظر گرفتن اثرهاي برون مرزي آن بهره برداري کامل کند و . . .

در قسمتي ازاين فصل با عنوان فناوري آمده است: از نظر خوش بين هاي تکنولوژيک؛  از سال 1700 قبل از ميلاد مسيح که بابلي ها براي پمپاژ کردن آب براي آبياري از آسياب هاي بادي استفاده مي کردند. شاهکارهاي تکنولوژيکي، کويرهاي نقاط مختلف جهان را آباد کرده بود. آبراهه کاليفرنيا در آمريکا، سد بلند اسوان در مصر، کانال قراقوم در آسياي مرکزي، رودخانه ميد در ليبي، پروژه گاپ در ترکيه، طرح تري گونز در چين، کارخانه هاي بزرگ شيرين سازي آب در شبه جزيره عرب و فناوري هاي پيشرفته حفظ آب در اسرائيل همگي شاهکارهاي هيدرولوژيکي ناميده مي شوند به همين سان، آلودگي را نيز مي توان به وسيله ابزارهاي تکنولوژيکي کاهش داد. و حتي آب به شدت آلوده را مي توان قابل مصرف کرد.

فصل بعد كتاب حاضر با عنوان کمبود آب به عنوان يک معضل جهاني، با در نظر گرفتن بحران آب نشان مي دهد که اين مسئله با لحاظ کردن هيچ کدام از رويکردهاي مرسوم حل نمي شود و همچنان يک معضل است بنابراين، براي بررسي آن بايد رويکرد کل نگرانه اي برگزيد و راه حل را در نگرش و رويکرد زيست محيطي جست.

در اين راستا آمده است: از نخسين روزهاي تمدن انساني، مديريت آب چالش اصلي بشر بوده و آب به عنوان اولين منبع حياتي؛ جوامع انساني، اقتصادي را دچار محدوديت کرده است. شهرهاي بزرگ باستان از قبيل بابل،اور، ممفيس، آتن، اسکند ريه و روم به مهندسان و سامانه هاي آب متکي بودند. اين مهندسان، منابع آبي مورد نظر را کشف و آب را به شهرها انتقال مي دادند و براي ذخيره و توزيع آب ترتيبات خاصي را اتحاذ مي کردند و جهت دفع صحيح فاضلاب، اقدامات مهمي انجام مي دادند. امروزه هنوز چند معضل مهم که بشر با آن روبه روست به آب مربوط مي باشند مثل آلودگي، بيابان زايي، اشباع زمين هاي کشاورزي، سيل و معضلات مربوط به کمبود آب .

تقاضاي آب در سطح جهان، معضلات منطقه اي آب و نيز ميزان وخامت بحران آب در برخي مناطق اروپا و آسيا و آمريکا از مواردي هستند که در اين فصل به تفصيل مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته اند.

در اين راستا آمده است: در منطقه خاورميانه، اجتماعات انساني؛ در محيط هاي خشکي که آب طبيعي محدودي دارند و با چالش هاي جدي مواجه اند قرار دارند در حالي که نواحي مرطوب جهان داراي مازاد آب هستند. کشورهاي خاورميانه از کمبود جدي آب رنج مي برند اين منطقه اساساً با مشکل جدي آب مواجه است و وخامت اين موضوع در کشورهاي آن متفاوت است. در ميان کشورهاي خاورميانه فقط لبنان، ترکيه و ايران براي برآورده کردن نيازهاي آبي حال و آينده خود به ويژه نيازهاي کشاورزي شان داراي منابع آب طبيعي کافي هستند. از ديدگاه بانک جهاني، هزينه هاي عرضه آب و بهداشت عمومي در خاورميانه بيشترين نرخ هزينه ها را در جهان به خود اختصاص داده به طوري که اين هزينه ها دو برابر هزينه هاي آمريکاي شمالي و پنج برابر اين هزينه ها در آسياي جنوبي است بر همين اساس برخي محققان معتقدند که کشورهاي خاورميانه در حال حاضر، دو برابر موجودي کنوني خود به آب نيازمندند و . . .

در فصل بعد اين مجموعه، به بررسي مشکلات کمبود آب در کم آب ترين منطقه يا همان منطقه خاورميانه پرداخته شده و نويسندگان بحث خود را با بررسييکي از تنش زاترين بخش هاي اين منطقه يعني حوزه روداردن پي مي گيرند.

ويژگيهاي آب و هوايي و هيدروپليتيکي، سير بحران آب در حوزه رودخانه اردن و نقش صهيونيسم ها، سياست آب اسرائيل و واکنش اعراب و . . . از مباحثي است که در اين فصل مورد توجه و ارزيابي قرار گرفته اند: در حالي که بحران آب، مشکلي جهاني محسوب مي شود؛ بسياري از مطالعات و گزارش ها بر اهميت اين مقوله در خاورميانه تأکيد مي کنند و در بين حوزه هاي آبي خاورميانه، حوزه رود اردن بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. اين رود به رغم اهميت تاريخي اش، کوچکترين آبراهه يا گذر گاه آبي در خاورميانه است که بيش از دو کشور در آن مشترک اند از لحاظ هيدرولوژيکي، توصيفاتي که در متن تورات در مورد اين رودخانه آمده است به هيچ وجه واقعيات فيزيکي آن را منعکس نمي کند همان طور که از نام اين رود يعني نهر الاردن برمي آيد بيشتر يک نهر کوچک است تا يک رودخانه در مفهوم  واقعي کلمه.

در اين فصل نشان داده شده است تصويري که از درگيري و نزاع در حوزه رود اردن ارائه گرديد، به چهار دليل تحريف شده و به شدت گمراه کننده است. نخست اينكه اين نوع نگاه يک جانبه است، زيرا که به طور خيلي محدود و تنگ نظرانه به نقش آب در روابط بين المللي مي پردازد و نوعي اهميت و برتري استراتژيک به آب مي دهد که غير واقعي است، دوم آنكه در اين رويکرد؛ اين واقعيت که بحران آب در حوزه رود اردن اساساً به چگونگي توزيع آب و استفاده داخلي کشورهاي هم ساحل مربوط مي شود نه با مسائل في مابين آنها، ناديده انگاشته مي شود.

سياست آب در حوزه دجله و فرات در فصل بعدي مورد توجه و تدقيق قرار گرفته است که ويژگي هاي هيدروپليتيکي و آب و هوايي، تکامل مديريت  آب در بين النهرين و هم چنين وقايع نگاري و بررسي شناسنامه تاريخ جنگ هاي مربوط به آب در خاورميانه باستان و . . . ا زمباحثي است که در اين زمينه به آن پرداخته شده است.

نيز مسئله آب در بين النهرين جديد و سياست آبي ترکيه و واکنش اعراب؛  ديگر موضوعات اساسي اين فصل را تشکيل مي دهد.

در قسمتي از مقدمه اين فصل مي خوانيم: از اواسط دهه ي 1980، يعني از زماني که برخي از مقامات آمريکايي مثل جان کولي، از دانشگاه دولتي آمريکا و ريچارد آرميتاژ معاون سابق و زير دفاع، در امور امنيت بين المللي اعلام کردند که بحران آب در خاورميانه، جور ديگري به چشم انداز سياسي جنگ افزوده است. اوضاع وخامت بيشترييافت. ايالات متحده مطالعات متعددي را در مورد نزاع مربوط به آب انجام داده و علاوه بر اين امکان برخورد و جنگ بر سر آب را مورد بررسي دقيق قرار داده است که خود اين مسئله، ممکن است مداخله آمريکا را در بيشتر نواحي جهان و به ويژه در بيشتر بخش هاي خاورميانه به دنبال داشته باشد. سازمان اطلاعات مرکزي (سيا) و پنتاگون، ارزيابي هاي خود را از جنگ هاي بالقوه آبي ارائه داده اند اين سازمان در کنار حوزه رودخانه اردن، حوزه دجله و فرات را نيز از جمله نقاطي دانسته است که احتمال بروز جنگ در آنجا وجود دارد. در سال 1992 نپتاگون اولين رويداد اين حوزه را بروز جنگ آبي بين سوريه و ترکيه اعلام کرده بود .

فصل ششم كتاب حاضر در خصوص سياست هاي آب و شبه جزيره عربستان است که سيماي هيدروپليتيکي و آب و هوايي، سيرتکاملي مديريت آب در شبه جزيره عرب، سياست هاي مديريت آب در کشورهاي منطقه، مديريت آب  هاي زير زميني، منابع آبي غير مرسوم و . . .  از مباحثي است که در ذيل اين فصل مطرح شده است: از سه مطالعه موردي که در اين کتاب انجام گرديده است بحث بر انگيزترين آنها شبه جزيره عربستان است. اين منطقه با کمترين ميزان آب، ناحيه خشک منطقه خاورميانه است و به طور پراکنده، جمعيت را در خود جايداده و با بالاترين ميزان رشد جمعيت و شهر نشيني نيز روبه رو است. با اين وجود، دغدغه بسيار کمي درباره جنگ آب بين همسايگان وجود دارد و هيچ نشانه يا مثال روشن و عيني از جنگ آب در آن ديده نمي شود .

به نقل از نوشتار حاضر مي توان گفت که کمبود آب شبه جزيره عربستان، محدود کننده ترين عاملي است که فرآينده توسعه اقتصادي- اجتماعي اين منطقه را تحت تاثير قرار داده است با اين وجود سياست هاي مديريت آبي  که از سوي کشورهاي شبه جزيره عرب اتخاذ شده نشان مي دهد که اين جوامع به رغم شدت معضل کمبود آب اهميت و ضرورت آن را کمتر از نفت مي دانند. بر خلاف نظر استراتژيست هاي غربي، به عقيده اين جوامع کمبود معضل آب را مي توان با راهکارهاي تکنولوژيکي و اقتصادي حل کرد.

در اين فصل بيان شده است که شرايط آب و هوايي بسيار خشک منطقه شبه جزيره عربستان و بارش ناچيز و نامنظم آن، شرايط غير ممکن را براي ايجاد شبکه آب هاي سطحي دايمي به وجود آورده است اين شرايط و در پي آن، کمبود آب به عاملي اساسي در همکاريهاي کشورها ي شبه جزيره تبديل شده تا منابع آب ارزشمند را  حفظ و تعيين کند دورنماي تاريخي مديريت آب در شبه جزيره عربستان نشان مي دهد که راه حل ها و تدابير اجرايي و اجتماعي اتخاذ شده در مواجهه با مشکل کمبود آب روز به روز بهتر شده اند اين فرضيه در مناطق نيمه خشک مکرر اثبات شده است البته پيشرفتهاي اقتصادي، اجتماعي و تکنولوژيکي به شدت مي تواند سبک زندگي آنها را تغيير داده و چهره ساختار جمعيتي را در جامعه عوض کند.

بر پايه فرضيه اصلي اين کتاب، اگر چه مهمترين سناريوي تکراري ذکر شده اين است که مناقشه بر سرآب به درگيري و جنگ منجر خواهد شد اما بعيد به نظر مي رسد که تقاضاي آب باعث ايجاد جنگي جديد در خاورميانه شود در حقيقت کمبود آب بايد به فرصتي براي ايجاد همکاريهاي منطقه اي در نظر گرفته شود.

اهميت اين مطالعه در اين است که از يک طرف، محدوديت ها و فرصت هاي موجود در دست يابي به يک راه حل جمعي براي مديريت يک منبع مشترک (آب) را مشخص مي نمايد و از طرف ديگر با اجتناب از تفسير هاي نادرست سياست هاي آبي، (منابع) آب رايک عامل حياتي در حرکت کشورهاي منطقه به سوي همکاري جمعي قلمداد مي کند نه عامل خشونت هاي نظامي ميان همسايگان يا کشورهاي هم ساحل يا داراي سواحل مشترک و کشورهايي که در يک منبع آبي با يکديگر سهيم هستند و مرز مشترک دارند.

اين پژوهش درصدد نشان دادن اين موضوع است که اگر چه آب در برخي مواقع به تحريک مناقشه ها در منطقه خاورميانه منجر گرديده است اما با اين وجود، اغلب باعث ارتقاي سطح همزيستي ميان کشورهاي رقيب يا مخالف هم شده است.

 

 

 

 

چهارشنبه 24 فروردين 1390 - 9:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری