چهارشنبه 26 مهر 1396 - 20:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

نيما نوربخش

 

اتحاد يک خانواده در مقابل مشکلات زندگي

 

«گزارشي از ديدگاه‌هاي کارگردان و بازيگر سريال پايتخت»


«سخنان سيروس مقدم کارگردان سريال پايتخت»:

 به گزارش جام جم کارگردان سريال «پايتخت» با بيان اين که از روز اول قصدمان اين نبود که به کسي توهين کنيم يا کسي را دست بيندازيم، گفت: «بهتر از اين نمي‌شد که خانواده‌اي از خطه مازندران را داخل کوهي از مشکلات برد و نشان داد که در بطن اين مشکلات، چگونه روز ‌به ‌روز بر اتحادشان افزوده مي‌شود.»

بنابراين گزارش، سيروس مقدم پيرامون چگونگي شکل‌گيري داستان «پايتخت» به فارس گفت: «سر يک کار ديگر با تنابنده بودم که يک خط داستان براي من تعريف کرد و گفت نظرت درباره اين که يک خانواده‌اي با يک کاميون در تهران اسير مي‌شوند چيست؟ آن زمان اصلا مطرح نبود که کار براي نوروز ساخته شود و صحبت شايد 6 الي 7 ماه پيش است. من گفتم که فوق‌العاده است و براي يک کار اجتماعي خيلي خوب است.»

وي ادامه داد: «ما اين طرح را خريديم و به صدا و سيما ارائه داديم. از همان ابتدا معلوم بود که کار، کار نويي است و وقتي هم نگارش شروع شد، من يک واو به آن اضافه نکردم چون فيلمنامه به اندازه کافي خوب و محکم بود و شخصيت‌ها قابل درک و رويت بودند. نيازي نبود که فرد ديگري وارد بازي شده و اصلاحات ديگري وارد کند.»

مقدم در مورد انتخاب بازيگران گفت:«واقعيت هم اين است که از همان ابتدا که فيلمنامه را مي‌خواندم دو شخصيت را در ذهنم داشتم که يکي خود نقي بود که از همان ابتدا فکر کردم تتابنده بهترين گزينه براي ايفاي آن است و مهران‌فر، هم من فقط يک عکس از او ديده بودم و فکر کردم که ارسطوي خوبي براي ما مي‌شود و خوشبختانه خيلي خوب منطبق شد با شخصيت ارسطو.»

مقدم ادامه داد: «وقتي به اين ترکيب رسيديم، تلاش کرديم که در اين کار متفاوت پيش برويم و مسيري را که بقيه دوستان ما مي‌روند تا به کار کمدي و طنز بروند، نرويم.»

مقدم در مورد انتخاب ساير بازيگران مي گويد:«براي بازيگر نقش زن، قطعي‌ترين انتخابي که داشتيم، خانم رامين‌فر بود که بهترين گزينه براي نقش هما بود. براي نقش بابا پنجعلي هم 2 گزينه داشتيم که هر دو را امتحان کرديم و به اين نتيجه رسيديم که عليرضا خمسه، باباپنجعلي بهتري براي اين خانواده است. با 2 دختر دو قلو هم در کار قبلي‌ام که يک تله فيلم بود، کار کرده بودم و محسن تتابنده 2 دختر را براساس اين ها نوشته و طراحي کرده بود. ترکيب بازيگران جديدم را سعي کردم از بچه‌هاي تئاتر که کم در تلويزيون ديده شده‌اند، انتخاب کنم؛ چون براي من امتياز است و تماشاچي از همان اول با آنها همراه مي‌شود.»

کارگردان مجموعه «چارديواري» در پاسخ به اين که با توجه به واکنش اصفهاني‌ها در مقابل لهجه بازيگران سريال «در مسير زاينده رود» شما از واکنش مازندراني‌ها در استفاده از لهجه نترسيديد، اظهار کرد: «از اول بنا بر اين بود که ما کسي را مسخره نکرده و دست نيندازيم.

قصد توهين به آدمي نداشتيم و فرقي نمي‌کرد که اين آدم کجايي باشد، وقتي بنا بر اين نباشد که به کسي توهين کني، به عواقبي که قرار نيست اتفاق بيفتد نيز فکر نمي‌کني، مثلاً اگر در سريال ديگري بحثي در گرفته شايد اين بحث دو طرفه باشد، ما سال گذشته نيز در سريال «چارديواري» تقي تاکسي را داشتيم که آذري‌زبان بود؛ ولي کسي از آن ناراحت نشد و براي مخاطبان دوست‌داشتني بود.»

وي توضيح داد: «بستگي به اين دارد که شما چگونه از قوميت‌ها و لهجه‌ها استفاده کنيد. علت اين که ما نقده را با مازندران جابه‌جا کرديم نيز اين بود که مي‌خواستيم بچه‌ها بتوانند بر کار تسلط داشته باشند، کما اين که الان کسي آقاي تنابنده و مهران‌فر را مي‌بيند، فکر مي‌کند که ما آنها را از دل مازندران بيرون کشيده‌ايم و هيچ‌کس تا الان غلط محاوره‌اي و لهجه‌اي از ما نگرفته است. ضمن اين که ما با شبکه صحبت کرديم و به آنها گفتيم قصد انجام چنين کاري را داريم. آنها هم استقبال کردند و هدف ما احياي قوميت‌ها و لهجه‌ها و فرهنگ نقاطي از ايران است که شايد مهجور مانده است و شايد اکثراً وقتي نام شمال را مي‌شنوند، ياد گيلان مي‌افتند و خيلي تفاوت بين گويش‌هاي مازندران و گيلان را نمي‌دانند.»

وي ادامه داد: «همه اينها باعث شد که ما تصميمان را جدي‌تر کنيم و شبکه هم تاييد را به ما داد و خوشبختانه بازيگران به قدري در اين کار مسلط بودند که خود من فکر نمي‌کنم نه تنها از هدف روز اول عقب نرفتيم؛ بلکه چند گام هم با توجه به پايان‌بندي سريال جلوتر بوديم.»

مقدم گفت: «به نظر مي‌رسد واقعا بهتر از اين نمي‌شد که خانواده‌اي از خطه مازندران را داخل کوهي از مشکلات برد و نشان داد که در بطن اين مشکلات، لبخند از روي لب‌شان پاک نمي‌شود و روز ‌به‌ روز بر اتحادشان نيز افزوده مي‌شود. از آب و گل مي‌شوند؛ ولي خندان.»

«سخنان محسن تنابنده، فيلمنامه نويس و بازيگر سريال پايتخت»:

محسن تنابنده، بازيگر نقش نقي هم گفت: «در چند باري که با آقاي مقدم کار کرده بودم. خيلي دوست داشتم به عنوان بازيگر کار کنم؛ ولي هر بار به دليلي نمي‌شد؛ اما اين بار وقتي به من گفتند که خودت نقش نقي را بازي کن، روي هوا پيشنهاد اين ايفاي نقش را زدم.»

 تنابنده گفت: «داستان مجموعه تلويزيوني «پايتخت» يک ايده از تورج اصلاني بود که من ايده را خيلي دوست داشتم و حدود يک سال پيش آن را تبديل به طرح کردم؛ ولي ابتدا نه براي سريال، ولي از همان موقع احساس مي‌کردم که ايده جذابي براي سريال است و از همان موقع شروع به بسط و گسترش ايده کردم. با آقاي اصلاني صحبت کرديم و ايده را چندين برابر قيمت از او خريديم و تبديل به طرح، و نگارش شد.»

 وي ادامه داد: «خشايار الوند نيز از قسمت پنجم به ما اضافه شد و چند قسمتي در خدمتش بوديم. او خيلي براي کار زحمت کشيد.»

تنابنده در پاسخ به اين سوال که داستان توسط خود شما نوشته شده است، زمان نگارش «نقي» را براساس خود و بازي خودتان نوشتيد يا بعد به اين نتيجه رسديد که نقش را خودتان ايفا کنيد، اظهار کرد: «قرار بود سريال نوشته شود و بعد درباره نقش نقي حرف بزنيم. در چند باري که با آقاي مقدم کار کرده بودم، خيلي دوست داشتم با آقاي مقدم کار کنم؛ ولي هر بار به دليلي نمي‌شد؛ ولي اين بار به من گفتند که خودت نقش نقي را بازي کنن، من هم خيلي استقبال کردم.»

وي ادامه داد: «اين خانواده اصلا از ابتدا اهل مازندران نبودند و خانواده‌اي بودند که از نقده مي‌آمدند و يواش يواش طي کار به اين نتيجه رسيديم که اهل مازندران باشند.»

وي با بيان اين که ما يک فيلمنامه‌ي الزاما با اسم فلاني و شخص خاص نداريم، توضيح داد: «فيلمنامه ما توسط افراد تيم دائم در حال پويا شدن و نوشدن است و عمده‌ترين چيزي که اتفاق افتاد اين بود که سر و شکل مي‌گرفت و تبديل به متن مي‌شد، دائم در حال تغيير بود، و از جايي بازيگران به قدري سوار بر موقعيت شده بودند که ما دائم حرف مي‌زديم و فيلمنامه را بسط و گسترش مي‌داديم. در تيتراژ نام‌هايي براي نگارش فيلمنامه آمده است؛ اما يک تيم پشت فيلمنامه است.»

 بازيگر نقش نقي همچنين درباره لهجه‌اش در اين سريال نيز توضيح داد: «ما به اين نتيجه رسيديم که الزاما اين خانواده بايد از جغرافيايي بيابند که ما در تصوير وقتي مي‌بينيم خيلي لذت ببريم و وقتي که با معضلات تهران مواجه مي‌شوند، ببينيم که چه زيبايي‌ها و لذت‌هايي را از دست داده‌اند. در نهايت به اين نتيجه رسيديم که بهترين جا، استان گيلان يا مازندران است. از آنجايي که مازندران و به خصوص گلستان خيلي مهجور بود و من خيلي خوب استان گلستان را مي‌شناختم، ترجيح داديم که اين خانواده گلستاني باشند. من نسبت به لهجه آنها هم تسلط بسياري داشتم.»

 وي ادامه داد: «در سريال در مسير زاينده‌رود نيز آقاي فتحي زحمت بسياري کشيده بود؛ ولي نسبت به سريال بي‌مهري شده بود؛ چون هر جور نگاه مي‌کني به نظر نمي‌رسد که ايشان قصد توهين به لهجه و مردم اصفهان را داشته باشد. به نظرم، خيلي هم مي‌بايست از آقاي فتحي تقدير و تشکر مي‌شد، چون او تمام عواملش را به اصفهان برد.»

نويسنده فيلمنامه سريال پايتخت همچنين درباره لهجه مهران فر نيز گفت: «مهران فر ذاتاً اکثر لهجه‌ها را به سادگي حرف مي‌زند. اين که تقليد صرف باشد نيست. او آنقدر آدم‌هاي متفاوت ديده که برايش کار راحتي است. او يک زنبيل از اين هنرها دارد. که به تدريج رو مي‌شود. اين براي ما شدني بود که حتما رامين فر نيز مازني حرف بزند، چون از يزدي صحبت کردن راحت‌تر بود؛ ولي بيشتر اين رنگ‌آميزي براي ما اهميت بسياري داشت.»

 

 

 

دوشنبه 22 فروردين 1390 - 14:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری