پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 1:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

فاوست ميلي به مرور گذشته ندارد

 

گفتگو با حميد رضا نعيمي نويسنده و کارگردان نمايش فاوست

 

مقدمه : نمايش فاوست موضوعي فراگير و جهان شمولي دارد. يکي از خصلت هاي بارز بشري ميل به جاودانگي، دست يافتن به رازهاي سر به مهر و قدرت و خرد است. در نمايش فاوست گوته مي کوشد انساني فرزانه و دانشمندي را که به ته خط رسيده و علي رغم نبوغش مورد توجه کسي نيست براي ثبيت موقعيت و ابراز توانايي هايش در يک چالش قرار دهد. مواجهه دکتر فاوست با مفسيتو به لحاظ دراماتيک يکي از جذاب ترين مواجهه هاي ادبيات و نمايش نامه نويسي است و به همين دليل است که در اغلب کشورهاي صاحب تئاتر اقتباس هايي از اين متن سترگ گوته که در شش دهه آن را نوشته است انجام  شده است.

 

 

نمايش نامه فاوست يکي از نمايش نامه هاي مطرح و جهاني است چگونه اين متن را براي اجرا انتخاب کرديد؟

يک گروه تئاتري چه تجربي، نيمه حرفه اي و چه حرفه اي در طول سال فقط فرصت و امکان يک بار نمايش روي صحنه بردن را پيدا مي کند. از اين يک فرصت ساليانه ترجيح مي دهم بهترين بهره برداري را انجام بدهم. نويسندگان شاخص ايراني داريم که درتمام موضوعات اعم از مذهبي، تاريخي و اجتماعي نمايش نامه  خوبي مي نويسند. در برخي از موارد هم اجراهاي قابل توجهي از اين دوستان بر روي صحنه اجرا مي شود. به شخصه ترجيح مي دهم موقعي که ساير دوستان کارگردان به سراغ اين نوع متن هاي ايراني مي روند تئاتر ما از اقتباس از متن هاي خوب جهاني بي بهره نباشد.آثار شکسيپر، گوته و سايرين همگي آثار مطرح و جهان شمولي هستند که در تمام ادوار مي شود به سراغ آنها رفت و نمايشي براساس نوشته هاي آنها روي صحنه برد. اينها نمايش نامه هايي هستند که نمي شود آنها را به جامعه و فرهنگ خاصي محدود کرد. خدا، عشق، آرمان خواهي، طمع، حسادت، خيانت و.... مضاميني انساني هستند که دروجود تمام آدمها وجود دارد. از سالها قبل دغدغه به روي صحنه بردن نمايش فاوست را داشتم و خوشبختانه در مقطع فعلي چنين موقعيتي به وجود آمد. نمايش را طبق امکانات اقتصادي و صحنه اي که در تئاتر ما وجود دارد براي اجراي عمومي آماده کردم.

 

در نمايش نامه  فاوست به چه ميزان فرهنگ آلماني قابل بازخواني است. کما اينکه در جاهايي از نمايش اشاره به ابر انسان بودن و ساير موضوع هاي مورد توجه آلماني ها مي شود؟

نمايش نامه فاوست اتفاق ساده اي در ادبيات نمايشي دنيا نيست. شکل گيري مدرنيته در ادبيات را مصادف با نوشتن شدن فاوست مي دانند. انسان امروزي هم خيلي از ويژگي هاي انساني که در نمايش فاوست مطرح مي شود را دارا مي باشد. انساني که هم کسي است و هم کسي نيست و مي خواهد به وجود آورنده همه چيزها باشد. امکاني که در دنياي امروز وجود ندارد و تمام رشته ها پيشرفت کرده و به گروههاي خاص و متعددي تقسيم شده است. دوره کارهاي انفرادي به پايان رسيده است و با اين شيوه نمي توان انتظار موفقيت داشت. اگر در نمايش فاوست صحبتي از ابر مرد به وجود مي آيد صحبت و تفسيري است که ديگران ارائه مي کنند و منطقي است موقعي که در ابتداي نمايش فاوست را با حالت نزار و خسته مي بينيم هيچ نوع سنخيتي با واژه ابر مرد و ويژگي هايش ندارد. در دهه هاي بعدي نيچه در کتاب هايش واژه ابر مرد را برجسته و مهم جلوه مي دهد.

 

آيا در نمايش فاوست زن يک قرباني است؟

در نمايش ما اين قرباني شدن به وجود آمده است. در متن اصلي فاوست چنين رويکردي در مورد مارگريت مد نظر گوته نبوده است و تغيير سني را در مورد مارگريت به کار برديم. فاوست در دوران و عصر رومانتيسيسم نوشته شده است و گوته هم چنين نگاهي دارد و به رابطه فاوست و مارگريت رومانتيک گونه مي پردازد. تغيير سن مارگريت به اين دليل بود که بيشتر جنبه هاي واقعيت گرايانه را نشان دهم و خشونتي که مي تواند در زمان معاصر قابل تسري باشد و مارگريت زني ميانسال است که بعد از گذراندن زندگي پر فراز و نشيبي زندگي خودش را وقف کليسا کرده است و يک نوع نگاه مرد ستيزي را با خودش به همراه دارد. بعد از اولين ملاقاتش با فاوست سريع مي رود و نزد کشيش اعتراف مي کند و طلب مغفرت و بخشش مي کند.

 

يک نوع نگاه ابزورد در برخي از لحظات نمايش ديده مي شود چقدر به اين مسئله اعتقاد داريد؟

بله چنين نگاهي وجود دارد. در لحظه اي که تصورمي شود دستاويز و نقطه اتکايي وجود دارد آن تکيه گاه از بين رفته است و شخص در يک خلا و شرايط نامتعادل قرار مي گيرد و به همين دليل در شرايط انسان وارد يک بازي بي معني مي شود. در برخي از مواقع نتيجه بخش ترين حرکات در نااميد ترين لحظات به وجود مي آيد. مفسيتو در جايي از نمايش فاوست را به مرور و بازخواني تاريخ و واکاوي در گذشته ارجاع مي دهد. اما فاوست در نمايش من ميلي به بازخواني و مرور گذشته ندارد. افق ديدش متوجه آينده است و به دنبال پيدا کردن راهکارهايي است و حتي به دنبال پيدا کردن پاسخ هايي براي سوال هايش منجمله اينکه چرا مارگريت کشته شده است و به همين دليل در نمايش مرگ مارگريت انگيزه و استارت حرکت فاوست براي ادامه راهش است.

 

بازيگران را براي بازي در نمايش براساس چه ويژگي هايي انتخاب کرديد؟

در وهله اول ميزان توانايي آنها برايم مهم بود. بهناز نازي يک بازيگر نمايشگر و توانا است که تجربه ايفاي نقش درام و کمدي را توامان دارد. براي بازي در نقش مارگريت نوع شخصيتي را خواستيم نشان بدهيم که خصوصيات يک زن عامي و رختشويي داشته باشد که ويژگي هاي برون گرايانه از قبيل داد و فرياد کردن را بروز بدهد. زني مقاوم که حتي جلوي يک شهر مي ايستد. حتي تصميم گرفتيم که گريم هم چندان به کمک نشان دادن حالات مختلف اين شخصيت مورد استفاده قرار نگيرد و اين کار بهناز نازي را به لحاظ ارائه بازي دشوار مي کرد. نوع بازي بهناز نازي به گونه اي است که در شب هاي مختلف اجرا بدون کمترين ميزان اوج و فرود کارش را ارائه مي کند. در مورد انتخاب ايوب آقاخاني براي نقش مفيستو بايد عنوان کنم که برنگ برنده ما بود و اولين تجربه همکاريش با گروه تئاتري ما بود. موقعي که پيشنهاد بازي در نمايش را به ايشان دادم  و او با کمال ميل قبول کرد و مهم ترين مسئله و ويژگي کاري آقاخاني حرفه اي بودنش  است و در برخي از مواقع که از او مي خواستم بخش هايي را به بازيش اضافه کند هيچ نوع مخالفت و بحث اضافه اي را پيش نمي کشيد و کارش را به درستي انجام مي داد و کاملا به کار من اعتماد داشت.  آقا خاني نظراتي را پيرامون کار و شخصيت مفيستو ارائه مي کرد اما همه اين پيشنهادات چون درست و اصولي بود مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

 

 

چهارشنبه 17 فروردين 1390 - 11:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری