يكشنبه 30 مهر 1396 - 4:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

روايت مبارزه‌اي سي ساله در زندان

 

خاطرات سمير قنطار در راه انتشار


«سمير قنطار» قديمي‌ترين اسير لبناني دربند رژيم صهيونيستي 20 جولاي 1962در روستاي دروزي نشين «عيبه» از توابع استان «جبل» لبنان به دنيا آمد. در سال 1978 ميلادي طي يك عمليات ضد صهيونيستي در شهر صهيونيست نشين «نهاريا» به اسارت در آمد و در لبنان «سردار اسرا» لقب گرفت. سمير قنطار در تاريخ 22 آوريل 1979 در حالي كه تنها 16 سال داشت به همراه سه تن از اعضاي گروه فلسطيني "جبهه خلق براي آزادي فلسطين" به شمال اراضي اشغالي نفوذ كردند و به محل اقامت يك صهيونيست به نام "هاران" در شهر "نهاريا" حمله کردند و در اقدامي متهورانه او را ربودند. در همين زمان با نيروهاي پليس مواجه و با آنان درگير شدند كه در جريان اين درگيري يكي از نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي كشته شد. در اين درگيري وي از سوي نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي دستگير شدند. سمير قنطار در تاريخ 28 ژانويه 1985 از سوي دستگاه قضايي رژيم صهيونيستي به پنج بار حبس ابد و نيز 47 سال حبس محكوم شد و پس از تحمل بيش از سي سال  زندان در ۱۶ ژوئيه ۲۰۰۸ ميلادي و در تبادل جنازه دو سرباز اسرائيلي اسير شده در جنگ اسرائيل و لبنان (۲۰۰۶) بين اسرائيل و حزب الله لبنان، به کشور لبنان تحويل داده شد.يعقوب توکلي؛پژوهشگر تاريخ و استاد دانشگاه است که تاکنون کتاب هايي همچون  «اسلام گرايي در مصر، «خاطرات علي اميني»،«خاطرات جهانگير تفضلي»، «کنکاشي در تاريخ نگاري معاصر» و «دو نظريه تروريسم و فداکاري در تاريخ معاصر ايران» از او منتشر شده است.تازه ترين کتابي که از توکلي قرار است از سوي انتشارات سوره مهر منتشر شود،کتاب خاطرات سمير قنطار است.اين کتاب مراحل آماده سازي را در سوره مهر طي مي کند.

 

به عنوان اولين سوال چه شد که تصميم گرفتيد به سراغ نوشتن کتاب خاطرات سمير قنطار برويد؟

شايد بيان خاطره شفاهي، براي گوينده آن نوعي تخليه خاطر بوده باشد، اما براي کسي که به عنوان يک گزارشگر و يا مورخ پاي صحبت خاطره گو مي نشيند، هر صفحه از آن خاطرات، کشفي جديد را در حوزه تاريخ و تحولات زندگي اجتماعي رقم مي زند.نسبت خاطره گو و مصاحبه کننده نسبت معدن با استخراج کننده آن است و هر قدر که معدن عظيم تر و داراي ذخاير بيشتر و بکرتر باشد ،شوق و شعف صاحب معدن به مراتب بيشتر و عميق تر خواهد بود.در سال گذشته پيشنهادي را مطرح کرده و پي گرفتم که در ابتدا چندان به چشم نمي آمد:مصاحبه با سمير قنطار، اسير مشهور لبناني که در افکار عمومي مشهور به مارکسيست بودن و ازدواج با دختر يهودي در زندان هاي اسراييل بوده است.

چرا مي گوييد در ابتدا چندان اين کار به چشم نيامد؟

هنگامي که پيشنهاد را به طور جدي تري پي گرفته و مسئولان حوزه هنري را که در آن زمان مديران مياني حوزه بودند قانع کردم که سمير قنطار حرف هاي بسياري براي گفتن خواهد داشت و ليستي از سوالات از او را که حدود 25مورد مي شد تهيه کردم، حتي بعضي از دوستان لبناني ما هم چندان باور نمي کردند که سمير قنطار چيزي براي گفتن داشته باشد. به نظر آنها آزادي سمير قنطار تلاشي براي نشان دادن ضرب شست به اسراييل بوده و  صرف نظر از اين او نه ارزش تئوريک دارد و نه ارزش ايدئولوژيک؛اما من از ايده ام کوتاه نيامدم تا اين که رييس انتشارات سوره مهر اميد داد که اين مصاحبه مي تواند زمينه اي براي ورود صاحب  اين قلم به موضوع تاريخ مقاومت باشد و با اميد به خدا زير بار هزينه و ريسک اجراي اين برنامه رفتيم.

گفتيد که از نظر بعضي از دوستان لبناني سمير قنطار چندان جايگاه تئوريک و ايدئولوژيک ندارد و آزادي او تنها يک ضرب شست بوده، پس راوي اين کتاب چه اهميتي دارد؟

هيچ کس نمي دانست که سمير چه حوادثي را ديده، چه اتفاقاتي در زندان هاي اسراييل بر سر او رفته و چقدر براي اسراييل اهميت داشته است و چرا سيد حسن نصرالله - که سمير هميشه از او به نام سماحه القائد و يا سماحه سيد ياد مي کند- صريحا و رسما اعلام کرد: «اگر ما از مزارع تبعا و کفرشوبا بگذريم از سمير قنطار نمي گذريم. حتي اگر شما بگوييد که او يک مارکسيست است.»

خود راوي يعني سمير قنطار چه واکنشي به درخواست شما نشان داد،منظورم اين است که وقتي خواسته شما مبني بر انجام مصاحبه و تدوين آن به صورت کتاب خاطرات را شنيد راحت اين امر را پذيرفت؟

هنگامي که سمير قنطار را در لبنان ديدم خود او نيز چندان باور نداشت که حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد. به او گفتم: «من جواني 20 ساله بودم که در راه سفر تحصيلي و رفتن و آمد به تهران، گزارش محاکمه نلسون ماندلا رهبر جبهه آزادي بخش افريقاي جنوبي را خواندم و به همين دليل هنوز به او علاقه مندم و نسبت به سرنوشت او حساسيت به خرج مي دهم.همين طور نسبت به زندگي هاي بسياري ديگر.مي دانم که زندگي و مبارزات شما هم مي تواند الگويي براي جوانان و مردم خاورميانه و جهان باشد.اما بايد اين را هم تاکيد کنم که اصلا  در موضع تملق نيستم و با همين اعتقاد اين همه راه را آمده ام.

سمير نيز با ناباوري پا به عرصه مصاحبه گذاشت اما توانايي عجيبي در بيان خاطرات و گذشته زندگي خود و مبارزاتش نشان داد.توانايي که نشان از انضباظ و دقت ذهني و هوشمندي و  توجه او نسبت به جنبه هاي مختلف قضايا و مهم تر از همه حافظه عجيب او در ثبت موضوعات؛ وي همچنين زباني روان در بيان حوادث داشت.دو جلسه گذشته بود که مصاحبه ما جهت خود را پيدا کرد و همان دوستاني که از پذيرش موضوع امتناع داشتند اين بار هر روز بعد از مصاحبه مرا در آغوش گرفته و خوشحال از کشف عظيمي که حاصل شده به رسم مهرباني لبناني ها ابراز لطف مي کردند و من به خوبي مي ديدم که سمير در مسير استخراج چه معدن عظيمي از حوادث تاريخ معاصر خاورميانه، جنايات اسراييل و مظلوميت مردم فلسطين و لبنان و جنايات کريه غرب در منطقه است.

انجام مصاحبه با سمير قنطار به چه صورتي بود؟

مصاحبه با سمير قنطار ساعت هاي متوالي در شرايطي بسيار حساس ادامه يدا کرد و اين در حالي بود که جوخه هاي ترور موساد،شهيد محمد المحبوح يکي از رهبران حماس را به شهادت رسانده  و هشدار داده بودند که نفر بعدي سمير قنطار است. سمير خودش مي گفت: «اسراييل وقتي چيزي را اعلام مي کند از انجام آن ابايي ندارد.آنها مرا از زندان آزاد کردند تا در خارج از زندان مرا به شهادت برسانند.»اين وضعيت، برقراري ارتباط ما را با سمير مشکل تر کرد و آمد و شدها نامنظم تر و و تعجيل براي اتمام گفت و گوها بيشتر شد.اما سمير همچنان صبور و منظم و علاقه مند و با اشتياق بيشتر مي آمد و همه حوادث را به خوبي توضيح مي داد.

لذا با دوربين و استوديوي حرفه اي،برنامه هاي گفت و گو را ضبط مي کرديم و بعد از رفتن سمير به بازنويسي متن مي پرداختيم.دو سه نفر از دوستان را هم براي يادگيري و آموزش کارگاهي به جلسه مصاحبه آورده بوديم تا اصول و روش هاي مصاحبه را به صورت عملي بياموزند و در عمل تجربه مصاحبه براي تاريخ شفاهي را داشته باسند.

خاطرات سمير قنطار حول چه مسائلي مي چرخيد؟

سمير از حقايق بسياري سخن گفت، از عملياتش،از جنايات اسراييل در کشتن دختر داني هاران و از خفه کردن دختر ديگرش توسط زن داني هاران.از عمليات تهور آميز آن ها در شهر نهاريا،از گلوله هاي بسياري که خورد و از شکنجه هاي طولاني مدتي که شد؛شکنجه هايي که به شدن سخت و آزار دهنده بود، طوري که وقتي پزشک سوييسي صليب سرخ پس از شش ماه از دستگيري بدن سمير را ديد زار زار گريست.

سمير از انواع رفتارهايي گفت که به قول مناخيم بگين،نخست وزير اسراييل قرار بود به حدي سخت و بيرحمانه باشد که به عقل شيطان هم نرسد.از اعتصاب غذاهاي مختلف زندانيان فلسطيني ،از مرگ خاموش در زندان هاي اسراييلي،از شکنجه هاي فراواني که تحمل آن براي هيچ انساني قابل تصور نيست،از شکنجه هايي که من آنها را «شکنجه ارزان» ناميدم.عجيب اينکه همين مربيان اسراييلي شکنجه،چه روش هاي گراني از شکنجه را به بازجويان ساواک ياد داده بودند تا بتوانند منافع بيشتري به جيب بزنند.

به عنوان يک تاريخ نگار و کسي که سال ها در زمينه مسائل تاريخي ايران و جهان اسلام کار کرده ايد، داستان زندگي سمير قنطار چگونه مبارزه اي را به تصوير مي کشد؟

داستان 30 سال زندان سمير قنطار با مبارزه اي بسيار سخت و نفس گير همراه بوده است.او در نوجواني و زماني که پسر بچه اي 17 ساله ،اما فرمانده عملياتي سازمان جبهه مردمي فلسطين بود،با وجود اصابت شش گلوله و پس از شش ماه شکنجه بي رحمانه و با اطمينان و قدرت،از قاضي دادگاه اسراييل،که سمير هيچ گاه براي او بر نخاست مي پرسد:« آيا شما براي اجراي اين حکم در مورد من در سرزمين هاي اشغالي فلسطين باقي مي مانيد؟ نه اسراييل عمري نخواهد داشتن تا مرا تا ابد در زندان نگه دارد».

نبض جوانک 17 ساله ناسيوناليست که وقتي ما در اوج درگيري هاي انقلاب اسلامي بوديم مرحله به مرحله انقلاب اسلامي ايران را در زندان هاي اردن و اسراييل مي پاييد.آرام آرام و با مقاومت شيعي مي زند.او با وجود تجربه همه گروه هاي سياسي و با وجود 4 هزار جلد کتابي که خوانده  و با اين که از سال 1990 تا زمان آزادي اش،يعني به مدت 18 سال هيچ گونه ملاقاتي نداشته است. چشم بر مقاومت حزب الله مي گشايد و شهادت هادي نصرالله،افق جديدي را در را ه زندگي اش مي گشايد.فرايند بسيار سخت مبادله اسرا،هيچ گاه در مورد سمير قنطار به اجرا در نيامد.بارها زندان ها پس از مبادله تخليه مي شدند،اما سمير تنها در زندان مي ماند .درک اين لحظات و روزها و تجربه فداکاريها و گذشت ها و تحول شخصيت يک جوان دروزي،در نهايت غربت و تنهايي که به رهبر مبارزات درون زندان عليه اسراييل مبدل مي شود.نشان از حقايق فراواني دارد که نوشته هاي بسياري مي طلبد تا عظمت و اهميت خاطرات سمير قنطار و حقايقي را که هر انساني – يهودي،مسحيي يا مسلمان - بايد بداند بيش از پيش جلوه گر کند.

الان که اين کار انجام شده و در مرحله آماده سازي کتاب خاطرات سمير قنطار هستيم نظرتان در مورد اين خاطرات چيست؟

بنظرم همه آنهايي که مي خواهند يک زندگي بسيار ويژه انساني و اخلاقي، يک پرونده خاص سياسي و انقلابي و يا يک فرايند بسيار عميق نظري و درک حقايق هستي را تجربه کنند و نيز آنهايي که مي خواهند يک کتاب بسيار هيجان آور را بخوانند و مدت ها با آن زندگي کنند، مي توانند در انتظار انتشار خاطرات سمير قنطار باشند.

 

 

 

چهارشنبه 17 فروردين 1390 - 8:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری