سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 5:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نثري بي رحمانه

 

 

بررسي کتاب کويت در روزهاي اشغال، اثر سرگرد محمد هاشم و سروان محمد مطلک

در اين بررسي نگاهي داريم به کتاب کويت در روزهاي اشغال اثر دو نظامي عراقي شرکت کننده در اين جنگ که بر پايه خاطرات آن ها از وقايع رخ داده طي ماه هاي اشغال کويت توسط نيروهاي عراقي به رشته تحرير درآمده است. اين اثر از مناظر مختلف داراي ويژگي هاي گوناگوني است که بعضا داراي جذابيت هاي ويژه خود است و اثر مورد بررسي را به اثري خاص در زمينه خودش تبديل مي کند. سرگرد احمد هاشم به عنوان راوي اصلي ماجرا که در کنار خود از روايت هاي سروان محمد مطلک نيز سود برده است شيوه خاطره نويسي را براي اثر خود برگزيده و خاطرات خود را در ساده ترين شکل ممکن ادبي از ماجراي حمله جسورانه نيروهاي بعث عراق به سرزمين کويت بازگو کرده است. شايد يکي از ويژگي هاي بارز آثار ادبي منتشر شده در زمينه جنگ ها به رشته تحير درآمدن آن توسط يک نظامي باشد و خروج اثر از ذهن فردي که غالبا نمي تواند داراي ويژگي هاي کامل يک نويسنده باشد موجبات نکات خاصي در اثر مي شود که گاهي هرچند ضعف هايي را در اثر نمايان مي سازد اما در اثر موقعيت هايي مي آفريند که در کمتر روايت خارج از اين گود شاهده مي شود. به هر روي نمي شود انکار کرد که ذهن يک نظامي معطوف به مسائل خاصي است و از سويي تصاويري از واقعه را در ذهن دارد که در ذهن کمتر نويسنده يا پژوهشگري قابل کشف است. از اين روست که اين دست آثار فراغ از جذابيت هاي روايي قلم نويسنده به کسب ويژگي هايي نائل مي شوند که جذابيت هاي بسياري را براي مخاطب اثر ايجاد مي کنند. يکي از ويژگي هاي بارز کتاب کويت در روزهاي اشغال، نثر بي رحمانه آن است. در توضيح اصطلاح نثر بي رحمانه لازم به پيچيده سازي نيست. قلم نويسندگان ماجرا قلم افرادي است که خود در قتل و غارت و تجاوز حضور داشته و شريک بوده اند. قلم مجرمي که به راحتي اعمال مجرمانه خود را بازگو مي کند و گويي اين مسئله چنان برايش عادي گشته که حتي ترجيح نمي دهد بعضي از مسائل را در لفافه و غيرمستقيم ذکر کند. بارها و بارها در اين اثر ماجراي تجاوز به عن تکرار مي شود و بارها بازگو مي شود و بارها به سادگي راوي از آن مي گذرد. طوري که انگار در برابر عظمت حادثه اتفاقي رخ نداده است و اين مسئله وس اير مسائل رخ داده جزئي طبيعي از حادثه است و لازم به واکاوي بيشتر ندارد. اين زبان تلخ هرچند گاهي آزار دهنده مي شود و مخاطب را در شک اين توالي از اتفاقات ناگوار فرو مي برد اما مي توان آن را از ويژگي هاي بارز اثر دانست که آن را خاص کرده است و شکل تازه اي از روايت را ايجاد نموده است.

نکته ديگر که ناشي از ويزگي هاي نويسنده اثر است روح نظامي گري موجود در کل روايت است. طبعا يک فرد حاضر در ميدان جنگ نمي تواند بر تمامي ويژگي هاي حادث بر آن رخداد تسلط داشته باشد و به ذکر نکات آن بپردازد. اما اين امر کاري است که سرگرد محمد هاشم و همکارش در ظاهر به خوبي از پس آن برآمده اند. تاريخ دقيق حوادث به روز و گاهي حتي ساعت نشان دهنده دقت خاص اين افراد است و البته گاهي مي تواند نشان دهنده اعتماد بيش از حد اين افراد به روايت خود نيز باشد. فارغ از روايت دقيق و زمان بندي شده حوادث تحليل هاي بسيار در گوشه و کنار اثر نيز ناشي از همين ويژگي است. جايي که راوي به تحليل ريزترين مسائل منجر از جنگ در کويت نيز مي پردازد و براي هرچيزي نظر شخصي خود را دارد. چه اين مسئله احساس مردم کويت نسبت به مسئله تجاوز باشد و چه شکل مقاومت و چه ويژگي هاي جنگ. در کل چنان اعتمادي در روايت وجود دارد که مخاطب آن اگر واقعيت امر و جايگاه راوي را در نظر نگيرد احساس مي کند وي در تمامي صحنه ها حضور داشته و برداشتي ويژه از هر ماجرايي براي خود دارد. به هر روي نمي توان انکار کرد که همين نکات است که بر جذابيت اثر افزوده است و البته ذکر اين نکته نيز ضروري است که روايت برداشتي شخصي است که با توجه به ويژگي هاي شخص راوي و نگاهش به واقعه تا حدود زيادي منطبق با آنچه انتظار مي رود است.

نکته ديگر در مورد محتواي اين اثر توجه به مورد روايت قرار گرفتن يک واقعيت بيروني است. اين امر مسائل زيادي را به همراه دارد و حساسيت هاي ويژه اي را ايجاد مي نمايد که نويسنده را ناچار به رعايت عوامل مختلفي مي کند. اولين نکته برخورد با اثر از نظر واقع بني است و اينکه چقدر با حقيقت ماجرا مطابقت دارد. مقايسه اثر با ساير آثار و نيز تجارب مشابه آن چيزي است که براي هر اثري با چنين ويژگي اي رخ خواهد داد و قطعا براي اين آثار برخورداري از روايي امري است بسيار حياتي در مورد قبول واقع شدن از سوي مخاطبان. نکته ديگر قابليت استناد به يک اثر با اين ويژگي ها است. چه آنکه اثر پيش رو بيش از آنکه اثري برگرفته از منابع مختلف براي تنظيم روايت باشد؛ اثري است مستقيما برخواسته از ذهن نويسنده و سند هر نوشته حضور راوي در صحنه است. در واقع اثر خود نوعي مرجع است که تنها با مقايسه و حقيقت يابي مي توان به درصد درستي آن پي برد. اين ويژگي نيز از برتري هاي اثر است که از سويي آن را اثري قابل استناد نموده است و از سويي نيز جذابيت هاي روايي خاصي را براي ايجاد کشش در مخاطبين ايجاد کرده است.

و آخرين نکته در مورد محتواي اثر نيز ويژگي مثبت آن در روايت ماجرا از پايين به بالا است. به طوري که روايت بيش از هر چيز به وضعيت مردم در شرايط جنگ مي پردازد و واکنش هاي اجتماعي آن ها را مورد نظر قرار مي دهد. اتفاقاتي که براي مردم رخ مي دهد و عکس العمل متقابل آن ها و نيز اينکه نقش آن ها در واقعه چقدر و با چه سمت سويي بوده است از بخش هاي موثر و جذاب اثر است.

نکته قابل ذکر ديگر نيز بخش پاياني اثر است که با تصاويري از آرشيو اين جنگ ايجاد شده است. که متاسفانه آن طور که بايد مورد توجه قرار نگرفته و دست کم براي مخاطب فارسي زبان اثر آن چنان بخش ويژه و موثري نيست.

با گذشتن از بحث محتوايي اثر ذکر نکاتي در مورد ساختار کتاب مي تواند مهم باشد. اولين نکته در مورد نوع و زبان اثر است. کويت در روزهاي اشغال را همانطور که اشاره کرديم مي توان در غالب خاطره نويسي بررسي کرد و زبان آن را با توجه به ويژگي هاي راوي و نويسنده آن اثري ساده و همه کس فهم دانست که با ساتفاده از ادبياتي ساده و بدون چم و خم تنها به روايت ماجراي خود پرداخته و مي توان گفت در هچ کجاي اثري خبري از از شيوه هاي پيچيده روايت گري براي جذب بيشتر مخاطب نيست. اثر با همان سادگي خاص و به ساتفاده از روايتي خطي پيش مي رود و با ذکر تاريخ و زمان بندي هاي مشخص فصل هايي براي کتاب مشخص شده است که در هر فصل اتفاقي ويژه رخ مي دهد و شرايط به سمت و سوي خاي مي رود. التهاب ناشي از روايت نيز ناشي از ويژگي هاي ماجرا است و زبان اثر و... تاثير خاصي بر آن نداشته است. در اينجا بد نيست اشاره نيز داشته باشيم به ترجمه ساده و روان محمد حسين زوارکعبه که هرچند کار پيچيده اي پيش رو نداشته است اما کار خود را به خوبي انجام داده است.

توصيف هاي اثر يکي ديگر از ويژگي هاي ساختاري بارز آن است. در واقع روايت راوي در غالب موارد به توصيف ديده ها و شنيده هايش مي پردازد و اختصار، بي پرواي و سادگي در توصيف از نکاتي است که توصيف هاي وي را از موقعيت جذاب مي نمايد. زخم زنندگي و شدت واضح گويي موقعيت هاي خشن از ويژگي هايي هاي توصيفي است که در غالب آثار نظامي روايت مي توان مشاهده کرد که در اين اثر نيز با شدت نسبتا بيشتري به چشم مي خورد.

از نظر ساختاري شايد نتوان بيش از اين به ذکر نکات مشخص و کاربريد پرداخت. به عنوان مثال اثر را نمي توان داراي ويژگي هاي خلق شخصيت دانست و هيچ شخصيت خاصي در طول روايت حضور ثابت ندارد. شايد تنها شخصيت راوي را بتوان هميهض حاضر در صحنه ديد که آن هم بيش از انکه ويژگي هاي يک شخصيت را شامل شود به وظيفه روايت گري خود پرداخته است و داستان با محوريت او ايجاد نشده است. زمينه داستان نيز چيزي نيست که آفريننده دست نويسنده باشدو وي تنها به پرداختي جزئي از واقعيت براي خلق زمينه داستان خود در موقعيتي جغرافيايي با ويژگي هاي مشخص پرداخته است. البته طبعا مشخص است که اثر پيش رو بيش از انکه ساختار محور باشد اثري است مبتني بر محتوا و پايه هاي خود را بر چيزي که بايد بگويد استوار ساخته است. و غالبا نيز از اين آثار انتظار حرکت پيچيده اي در ساختار نمي رود.

به طور کلي کويت در روزهاي اشغال را مي توان اثري جذاب و مورد توجه مخاطب دانست که تجربيات خاص خود را به همراه خواهد آورد و مورد توجه قرار خواهد گرفت. جستجو در واقعه جنگ و تجاوز از زبان متجاوز و با نگاهي ريزبين و حساس به مسائل در طيفي گسترده، از اين کتاب، اثري در خور توجه ساخته است.

با آرزوي توفيق روزآفزون براي محمد حسين زوارکعبه در ترجمه آثار مشابه و تشکر از انتشارات سوره مهر حوزه هنري

 

 

سه‌شنبه 16 فروردين 1390 - 13:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری