سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نگاهي به داستان عقابهاي تپه شصت

 

 

نگاهي به داستان عقابهاي تپه شصت، اثر محمد رضا بايرامي

عقابهاي تپه 60 اثري داستاني است از محمد رضا بايرامي که توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي به چاپ رسيده است. اين اثر را مي توان از دو جنبه محتوايي مورد بررسي قرار داد. ابتدا ارتباط اثر با ادبيات دفاع مقدس مي تواند محل بحث و بررسي باشد و موازي با آن قرار گرفتن اثر در حوزه ادبيات کودک و نوجوان مي توان بررسي هايي را در پي داشته باشد. در اين بررسي ابتدا مي کوشيم نگاهي داشته باشيم به جنبه هاي محتوايي اثر از اين دو منظر گفته شده و سپس به بررسي اجمالي ساختار داستان مي پردازيم.

 محمد رضا بايرامي را علاقمندان به حوزه ادبيات داستاني به خوبي مي شناسند و اثر پيش رو را نيز مي توان از آثار قدرتمند اين نويسنده دانست. به هر حال نگاهي به موفقيت هاي کسب شده توسط اين اثر چه در استقبال علامندان و مخاطبان و چه در کسب جوايز داخلي و بين المللي، نشان از وجود اثري متفاوت و ارزشمند است. در ادبيات دفاع مقدس هرچند آثار متنوع و متعددي به انشا رسيده و هر ساله نيز بر اين بيلان افزوده مي شود؛ اما انچه در اين بين کمتر رخ مي دهد ارائه شدن آثار متفاوت است. اين تفاوت مي تواند داراي جنبه هاي مختلفي باشد و از جنبه هاي گوناگوني خودنمايي کند. اما آنچه مهم است اينکه در ادبياتي که هويتش را از واقعه اي رخ داده در گذشته کسب مي کند و از استقلال کمتر و وابستگي بيشتري به حوزه خود دارد؛ توليد و ساخت آثاري متفاوت بسيار مشکل است. نگاه به جنگ يک نگاه هويت مدار، هدفمند، با توجه به ريشه ها و ارزش هاي پذيرفته شده آن است. از اين رو آثار توليدي به سمت يکدستي و شباهت هرچه بيشتر براي رعايت اين موازين، پيش مي روند. و همين موضوع تفاوت ها را کمرنگ تر کرده و ايجاد آن را کاري مشکل مي نمايد. اما به اعتقاد نگارنده آنچه شروع تفاوت اين آثر با ساير آثار اين حوزه است، همين کشف شيوه اي نوين براي ساخت اثري نو است. از اين منظر عقاب هاي تپه شصت توانسته با بکار بردن فاکتورهايي دست به توليد اثري متفاوت بزند. نگاه بسيار جزئي نگرانه نويسنده به بخشي بسيار کوچک از يک واقعه آن چيزي است که دست نويسنده را باز گذاشته تا ماجرا را تا نزديک ترين و پنهان ترين لايه هاي جنگ ببرد. در اين اثر مخاطب به آساني وارد سنگر رزمندگان مي شود، با آن ها زندگي مي کند؛ سلوک آن ها با يکديگر را از نظر مي گذراند و ويژگي هاي دروني ان را به کمک قلم نويسنده فهم مي کند. در اين جا ديگر تنها بحث بر سر مناطق عملياتي و پيروزي و شکست و يا حتي شجاعت و حقانيت نيست. بلکه در نقطه اي بسيار دور تر از اين موضوعات زندگي عادي چند رزمنده در يک دسته مورد توجه قرار مي گيرد. و اين خود نقطه تفاوت اثر را شکل مي دهد. زندگي در شرايط جنگي و حوادث مختلف رخ داده در آن حين چيزي است که عقابهاي تپه شصت به آن پرداخته است و با همين ويژگي توانسته مخاطبان خوبي براي خود دست و پا کند.

نگاه ديگر به اين اثر بررسي آن در طبقه ادبيات کودک و نوجوان است. اين بررسي جايگاه ذکر ويژگي هاي لازم يک اثر موفق در اين زمينه نيست. اما آنچه در مورد عقابهاي تپه شصت خودنمايي مي کند وجود ويژگي هاي متعدد در نزديک کردن اثر به اين طبقه است. بررسي محتواي گفتگوها و توصيفات و نيز شخصيت هاي داستان همگي ايجاد کننده فضايي مساعد براي جذب اين طيف سني هستند. مهمترين مسئله نيز در اين زمينه دست مايه و درونمايه اصلي داستان است. نگه داري يک جوجه عقاب توسط يک رزمنده نوجوان و بزرگ کردن و آموزش دادن او و در نهايت استفاده از او در جنگ، اگرچه بسيار کم پيش مي آيد و اصلا ممکن است در واقعيت رخ نداده باشد؛ اما مهم آن است که مي تواند مضامين مختلف را توسط اين دست مايه به مخاطبان خاص خود منتقل کند و جذابيت هاي ايجاد داستاني فراتر از توپ و تانک و خمپاره را براي خوانندگان ايجاد نمايد. البته باز هم نمي شود گفت داستان داراي دست مايه اي کاملا غير واقعي است. چراکه ماجراي ذکر شده به خوبي در ذهن مخاطب مي نشيند و براي او بسيار قابل پذيرش است. شايد بهتر است بگوييم داستاني است که ممکن است تنها يک بار در طول جنگ رخ دهد و البته قطعا ممکن است. از طرفي اين دست مايه را بايد وسيله اي براي بيان درون مايه اثر بدانيم. کشف و خلق دست مايه اي مناسب مخاطبان خاص اين اثر بيش از هرچيز به دنبال ارائه درون مايه محتوايي خود است. داستان مرد شدن رزمندگان نوجوان در طول جنگ، بزرگ شدن آن ها و کسب تجارب و... همگي از آموزه هايي است که نويسنده به خوبي توانسته بدون ايجاد حالتي تصنعي در بيان و ايجاد تذکره اي نصيحت گونه به ارائه آن ها بپردازد. به هر روي در کل مي توان گفت درون مايه و دست مايه و زبان اثر به گونه اي انتخاب و پرداخته شده است که به خوبي مي تواند با طيف سني مخاطبان خود ارتباط برقرار کند و از طرفي موضوعاتي را پيش بکشد که متناسب اين گروه سني باشد. نه انتظاري فراتر از آن و نه سطحي نگري هاي معمول.

بحث ديگر در مورد عقابهاي تپه شصت بررسي ساختاري آن است. در مورد زمينه داستان اشاراتي در دو بخش بالا داشتيم و به نسبت نکاتي به صورت غيرمستقيم ذکر شد. در تکميل آن بايد گفت زمينه اثر بيش از هرچيز بر پايه توصيفات نويسنده از فضاي رخ دادن ماجراهاي داستان شکل گرفته است و نويسنده کوشيده با توصيف دقيق جزئيات فضايي مساعد و باورپذير را براي پرورش اثر خود ايجاد نمايد؛ که در اين زمينه نيز قابل تقدير است. توصيفات جزئي از فضاها و شخصيت ها و حوادث رخ داده به خوبي توانسته فضاي اثر را در ذهن مخاطب به تصوير بکشد و با زباني ساده آنچه را که لازم است بازگو نمايد.

موضوع ديگر شخصيت هاي موجود در داستان است. در يک دسته بندي کلي اثر از دو شخصيت اصلي شکل گرفته است و چند شخصيت فرعي نيز حول و حوش آن ها به ايفاي نقش خود در داستان مي پردازند. شخصيت احمد و سعيد به عنوان دو دوست نوجوان که با هم به جبهه اعزام مي شوند؛ شکل دهنده شخصيت هاي اصلي ماجرا است که روايت حول محور آن ها مي چرخد. از نظر پرداختن بيشتر نيز اين دو شخصيت ( بخصوص شخصيت احمد که با عقاب ها ارتباط برقرار مي کند ) بيشتر مورد توجه بوده اند و ريزه کاري هاي بيشتري در مورد آن ها توضيح داده مي شود و در لابلاي داستان بروز پيدا مي کند. به هر روي خلق اين دو شخصيت به خوبي صورت گرفته و در جايگاه خود با توجه به مسئوليتي که در اثر به عنوان يک رزمنده نوجوان بر عهده دارند؛ توانسته اند شخصيت هاي منطقي و قابل درک در ذهن مخاطب باشند. هرچند از نگاهي ديگر همه شخصيت هاي داستان تقريبا در يک سطح قرار دارند و هيچ کدام داراي ويژگي خاصي براي دنبال کردن وضعيت خود نمي شوند. به عنوان مثال به نظر نمي رسد در ذهن مخاطب تفاوتي در شدت دنبال کردن وضعيت سعيد با احمد يا حبيب باشد، و هريک در جايگاه خود از جذابيتي نسبي برخودار هستند.

در نهايت نيز زبان داستان نکته قابل توجهي است که اثر خاصي بر جذابيت اثر گذاشته است. زباني ساده و با واژگاني متناسب مخاطبان هدف و همچنين اسفاده از روايتي يک دست و خطي در کنار به کار گرفتن جملات شاعرانه و احساس برانگيز از مواردي است که بدون افراط و تفريط توانسته جذابيت خاصي در خوانش اثر ايجاد نمايد.

در انتها بايد گفت عقاب هاي تپه شصت اثري است که در حوزه تخصصي خود موفق عمل کرده است و البته نشانه ها نيز اين موضوع را بارها مورد تاييد قرار داده اند.

با آرزوي توفيق روز افزون براي محمدرضا بايرامي و تشکر از نشر سوره

 

 

 

 

يكشنبه 14 فروردين 1390 - 8:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری