شنبه 3 تير 1396 - 6:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران

 

اثرات مخرب اسراف و تبذير

 


 بي‏ترديد ابتلا به اسراف و تبذير، يكي از مشكلات جامعه است.

مصرف‏گرايي و زياده‏روي در مصرف، مشكلات اقتصادي بسياري براي جامعه ايجاد كرده است.

مشكل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده است كه صرفه‏جويي و جلوگيري از اسراف و تبذير به عنوان يكي از راه ‏حل هاي اساسي تنظيم اقتصاد جامعه اسلامي مطرح مي‏شود.

 از ديدگاه قرآن، اسراف يكي از نكوهيده‏ترين كارها است كه حتي آن را يك عمل فرعوني دانسته و مي‏فرمايد: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِي الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفين» (1)

علاوه بر آن قرآن اسراف كنندگان را اصحاب دوزخ مي‏شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ» (2)

امروزه اسراف و تبذير به صورت عرف و عادت و گاه يك ارزش درآمده است.

از اين رو تغيير زيرساختهاي عرفي، اخلاقي و فرهنگي جامعه يكي از مهم‏ترين عوامل براي نابود كردن اسراف به شمار مي‏آيد كه آن هم در گرو درك صحيح اين مشكل است.

با توجه به اينكه قرآن گره‏گشاي بسياري از مسائل علمي، فرهنگي و اجتماعي است، برآنيم تا در اين نوشتار از ديدگاه قرآن و روايات اشاره‏اي به پيامدهاي ويرانگر اسراف و تبذير داشته باشيم.

از آنجا كه مبلغان گرامي با رفتار و عملكرد خويش بيشترين تأثير را بر مخاطبان مي‏گذارند، لازم است درباره اسراف و تبذير دقت بيشتري كنند تا خداي نكرده به صورت غيرمستقيم الگو و اسوه رواج تبذير و اسراف براي مخاطبان خود نباشند.

 در اين نوشته درباره پيامدهاي ويرانگر اسراف و تبذير در ابعاد فردي و اجتماعي در دو حوزه دنيوي و اخروي بحث مي‏شود. تعريف اسراف و تبذير واژه «اسراف» در لغت به معني «گزاف‏كاري كردن، در گذشتن از حد ميانه، تلف كردن مال، ولخرجي كردن آمده است. (3)

 راغب در مفردات مي‏گويد: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ في كُلِّ فِعْل يَفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ كانَ ذلك في الإِنْفاق أشْهر؛ سرف به معناي تجاوز كردن از حد در هر كاري است كه از انسان سر بزند.» (4)

 گرچه كاربرد آن در هزينه كردن مال بيشتر است.» و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن گفته مي‏شود.

«تبذير» در لغت به معناي پراكندن و پريشان ساختن است. (5)

 راغب مي‏گويد: «التبذيرُ التفريقُ واصله القاء البذر وطرحُهُ فاستعير لكل مضيع لماله؛ تبذير به معناي پراكنده كردن است و اصل آن پاشيدن بذر است و به هر كس كه مالش را ضايع مي‏كند گفته مي‏شود.» (6)

 واژه اسراف تنها يك واژه اقتصادي نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالي نيست.

بلكه اين واژه قبل از آنكه نشانه جرم در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيت نامناسب و غيرمعقول اخلاقي و فرهنگي شخص يا جامعه مسرف است كه حالت تجاوزگرانه و بي‏اعتنايي به قوانين و حدود شرعي و انساني مي‏باشد.

بر اين اساس، به كارگيري اين واژه در قرآن كريم و ادعيه ماثوره در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلتهاي انساني و گام نهادن به وادي گناه و معصيت بسيار است.

 «وَما كانَ قَوْلُهُمْ اِلاّ أنْ قالُوا رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَاِسْرافَنا في أَمْرِنا وَثَبّت اَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَي الْقَومِ الْكافِرين؛ و سخن آنان جز اين نبود كه گفتند: پروردگارا، گناهان ما و زياده‏روي ما در كارمان را برما ببخش و گامهاي ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران ياري ده.» (7)

 «قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلي اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللّه‏ِ انّ اللّه‏ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم؛ بگو اي بندگان من ـ كه برخويشتن زياده‏روي روا داشته‏ايد ـ از رحمت خدا نوميد مشويد، همانا خدا همه گناهان را مي‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است.» (8)

 پيامدهاي اسراف و تبذير

 الف. پيامدهاي دنيوي:

1. كم بركتي اسراف، عملي مخالف تقوا و دستورات و سفارشهاي خدا و اولياي الهي است و باعث مي‏شود بركت از زندگي انسان رخت بربندد. امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «اِنَّ مَعَ الاسْراف قِلَّةَ الْبَرَكَة؛ همانا اسراف همراه با كاهش بركت است.» (9)

 2. زوال نعمت يكي از آثار شوم اسراف و تبذير تباهي و زوال نعمت است. امام علي عليه‏السلام فرمودند: «اَلْقَصْدُ مَثْراةٌ وَالسَّرْفُ مَثْواةٌ؛ اعتدال و ميانه‏روي موجب فراواني مال و ثروت و اسراف باعث تباهي و نابودي آن است.» (10)

از امام كاظم عليه‏السلام نقل شده كه فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَقَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَمَن بَذَّرَ وَاَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ؛ كسي كه ميانه‏روي و قناعت ورزد، نعمتش باقي مي‏ماند و آنكه تبذير و اسراف كند، نعمتش زوال مي‏پذيرد.» (11)

 3. ورشكستگي (افلاس) از ديگر آثار زيانبار افراط و ولخرجي كه كم و بيش در اطراف خود به چشم ديده‏ايم، ورشكستگي است.

 خيلي از افراد به خاطر داشتن ثروت زياد دست به انواع ريخت و پاشها و ولخرجي مي‏زنند و چون داراي ثروت هستند، ترسي از آينده ندارند، غافل از اينكه ولخرجي موجب مفلسي و بينوايي است.

 اگر اين اسراف و ولخرجي از حد اعتدال و ميانه‏روي تجاوز كند و فرد مسرف به ريخت و پاش خود مغرورانه افتخار كند، طولي نمي‏كشد كه استخوانهاي او زير ضربات سهمگين ورشكستگي مالي خورد شده، به خاك مذلت كشيده مي‏شود. علي عليه‏السلام فرمودند: «مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذيرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاس؛ هر كس به ريخت و پاش افتخار كند، با تهيدستي (ورشكستگي) كوچك مي‏شود.» (12)

 4. فقر بي‏شك يكي از عوامل مهم فقر و تنگدستي در جهان، اسراف و تبذير است. آنهايي كه دست به ولخرجي و ريخت و پاشهاي بي‏حد و حساب مي‏زنند و با اسراف، امكانات مادي بيشتري را صرف هوس هاي خود مي‏كنند، سرانجامي جز تهيدستي و شكست اقتصادي در انتظارشان نيست.

 علي عليه‏السلام فرمودند: «سَبَبُ الْفَقْرِ اَلاِْسْراف؛ اسراف سبب فقر است.» (13)

 امام صادق عليه‏السلام به عبيد فرمودند: «يا عُبَيْدُ اِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ وَاِنَّ الْقَصْدَ يُورِثُ الْغِني؛ اي عبيد! اسراف باعث فقر مي‏شود و ميانه‏روي موجب بي‏نيازي مي‏گردد.» (14)

  5. نابودي امكانات از جمله آثار ولخرجي، نابودي امكانات است. اميرمؤمنان علي عليه‏السلام فرمودند: «اَلاِْسْرافُ يُفْني الْجَزيلَ؛اسراف، [امكانات] زياد را نابود مي‏سازد.» (15)

هم چنين فرمودند: ««اَلاِْسْراف يُفْني الْكَثيرِ؛ اسراف، [مال] زياد را نابود مي‏كند.» (16)

 6. بخل يكي از صفات اخلاقي كه مورد توجه دين و اولياي الهي است و ائمه معصومين عليهم‏السلام آن را بخشي از سيره و روش خود قرار داده بودند، جود و بخشش است.

 در روايتي از پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ولخرجي و افراط در مصرف، يكي از آفتهاي اين فضيلت اخلاقي بيان شده است: «آفةُ الْجُودِ اَلسَّرْفُ؛ اسراف آفت سخاوت است.» (17) يعني، اسراف و تبذير فرد باعث مي‏شود كه نتواند جود و بخشش داشته باشد و به اين صفت اخلاقي عمل كند.

 7. بيماري جسمي امروزه پژوهشهاي دانشمندان به اين نتيجه رسيده كه سرچشمه بسياري از بيماريها، غذاهاي اضافي است كه به صورت جذب نشده در بدن باقي مي‏ماند.

 اين مواد اضافي هم بار سنگيني براي قلب و ساير دستگاه هاي بدن است و هم منبع آماده‏اي براي انواع عفونتها و بيماريها است. لذا براي درمان بسياري از بيماري ها، نخستين گام آن است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله‏هاي بدن هستند، سوخته و پاكسازي شوند.

عامل اصلي تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده‏روي در تغذيه و به اصطلاح «پرخوري» است و براي جلوگيري از آن راهي جز رعايت اعتدال در غذا نيست. (18)

بي‏جهت نيست كه علي بن حسين واقد در جواب طبيب مسيحي كه پرسيد: در كتاب شما چيزي از علم طب نيست، در حالي كه علم دو تاست، علم پزشكي و علم اديان. گفت: خداوند تمام پزشكي را در نصف آيه جمع كرده است: «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفوا؛ بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.» (19)

و پيامبر ما تمام پزشكي را در يك جمله خلاصه كردند و فرمودند: «اَلْمِعْدة بَيْتُ كُلّ داءٍ وَالْحِمْيَةُ رأْسُ كُلّ دَواءٍ؛ معده خانه هر بيماري و پرهيز برترين داروست.» (20)

 طبيب مسيحي گفت: قرآن و پيامبر شما چيزي از پزشكي براي جالينوس باقي نگذاشته‏اند. (21)

  8. محروميت از هدايت خداي متعال همواره درهاي رحمتش را به روي بندگان گشوده و با ارسال پيامبران، همگان را براي رسيدن به كمال و قرب الهي فراخوانده است.

 اماگاه عواملي باعث مي‏شود كه انسان در اين مسير قرار نگرفته، از هدايت الهي محروم بماند. يكي از اين عوامل كه باعث محروميت انسان از هدايت مي‏شود، اسراف و تبذير است.

 قرآن كريم درباره اسراف كاران و كساني كه در معصيت و گناه پا را از حد فراتر نهاده‏اند مي‏فرمايد: «اِنَّ اللّه‏ لايَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذّاب؛خدا كسي را كه افراط كار دروغ زن باشد، هدايت نمي‏كند.» (22)

به عبارت ديگر اسراف از آنها سلب توفيق كرده، بهره‏اي از بيّنات نمي‏برند و در نتيجه در وادي ضلالت و گمراهي باقي مي‏مانند.

  9. بي‏مروّتي جوانمردي و مروت كه از خصال نيك انساني است و همگان دارنده اين صفت را مي‏ستايند، با اسراف و تبذير قابل جمع نيست. علي عليه‏السلام فرمودند: «مِنَ المُروّةِ اَنْ تَقْصِدَ فَلا تَسْرِفَ وَتَعِدَ فَلا تُخْلِفَ؛ از جوانمردي است كه ميانه‏روي كني و زياده روي ننمايي و چون وعده دادي خلف وعده نكني.» (23)

10. از بين رفتن شرافت خصلت شرافت كه فرد را در اجتماع مورد تكريم و احترام قرار مي‏دهد، با افراط و ولخرجي از بين مي‏رود. اميرمؤمنان علي عليه‏السلام فرمودند: «مِنْ اَشْرَفِ الشَّرَفِ اَلْكَفُّ عَنِ التَّبْذيرِ وَالسَّرَفِ؛ از شريف‏ترين شرافتها، خودداري از تبذير و اسراف است.» اگر فرد دست به اسراف و تبذير بزند، بدست خود اسباب شرافت خويش را از بين مي‏برد. (24)

  11. سلب توفيق يكي ديگر از آثار دنيوي اسراف و تبذير بي‏رغبتي به انجام كارهاي خير است. به طور معمول انسانها در انجام كارهايي كه فايده عمومي دارد، خود را شريك مي‏كنند تا از اجر و ثواب اخروي آن بهره‏مند شوند؛ ولي آنهايي كه اهل ولخرجي و اسراف هستند، دستشان از اين كارها كوتاه است.

 رسول گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در حديثي ضمن بيان نشانه‏هاي افراد اسرافكار به اين مطلب اشاره مي‏فرمايند: «اَمّا عَلامَةُ الْمُسْرِفِ فَأَرْبَعَةٌ: اَلْفَخْرُ بِالباطِلِ وَيَأْكُلُ مالَيْسَ عِنْدَهُ وَيَزهدَ في اِصْطِناعِ المَعْروفِ وَيُنْكِرُ مَن لا يَنْتَفِع بِشَي‏ءٍ مِنْهُ؛ نشانه اسرافكار چهارچيز است: به كارهاي باطل مي‏نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي‏خورد، در انجام كارهاي خير بي‏رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، انكار مي‏كند.» (25)

  12. عدم استجابت دعا خداوند متعال دستور به خواندن دعا مي‏دهد تا خود دعاها را اجابت كند. اماگاه به خاطر اسبابي اجابت دعاها به تأخير افتاده يا مستجاب نمي‏شود. يكي از عوامل عدم استجابت دعا، اسراف و تبذير است.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «اَرْبَعَةٌ لا تُسْتَجابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ... وَ رَجُلٌ كانَ لَهُ مالٌ فَأفْسَدَهُ فَيَقُولُ اللهمَّ ارْزُقْني فَيُقالُ لَهُ أَلَمْ آمُرْكَ بِالاقْتِصادِ، اَلَمْ آمُرْكَ بِالاِْصْلاحِ؛ چهاردسته هستند كه دعايشان مستجاب نمي‏شود... و مردي كه مالي داشته كه آن را ضايع كرده و مي‏گويد: خدايا به من روزي بده، به او گفته مي‏شود: آيا تو را به ميانه روي امر نكردم؟ آيا به تو دستور اصلاح [در مال] را ندادم» (26)

 ب. پيامدهاي اخروي در قرآن و روايات

براي اسراف و تبذير آثار اخروي نيز بيان شده كه به برخي از آنها اشاره مي‏شود: 1. خشم الهي اسراف كار از رحمت خداوند دور بوده، گرفتار خشم الهي مي‏شود، همان گونه كه در قرآن كريم آمده است: «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ الُمسْرِفينَ؛زياده‏روي نكنيد كه او اسراف‏كاران را دوست ندارد.» (27)

 امام جعفر صادق عليه‏السلام هم در اين زمينه فرمودند: «اِنَّ السَّرَفَ اَمرٌ يُبْغِضُهُ اللّه‏ُ؛ اسراف از اموري است كه مورد غضب خداست.» (28)

 2. كيفر اخروي كساني كه از ذكر خدا روي گردانده، آيات او را فراموش كنند همچنين آنهايي كه نعمتهاي خدادادي چون چشم و گوش و عقل را در مسير نادرست به كار گرفته، آنها را بيهوده برباد دهند، نه تنها گرفتار فقر و تنگدستي در دنيا مي‏شوند، بلكه عذاب اخروي نيز در انتظار آنها خواهد بود: «وَكَذلكَ نَجْزي مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّه وَلَعذابُ الاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقي؛ و اين گونه هر كه را به افراط گراييده و به نشانه‏هاي پروردگار ايمان نياورده است، سزا مي‏دهيم و قطعا عذاب آخرت سخت‏تر و پايدارتر است.» (29)

 هم چنين فرمود: «وَاَنَّ المُسْرفينَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ؛و افراط‏گران همدمان آتشند.» (30)

 3. خواري قيامت وقتي اميرمؤمنان عليه‏السلام در عطاياي بيت المال رعايت مساوات كردند، عده‏اي از خودخواهان بر حضرت ايراد گرفته، آن را برخلاف سياست دانستند.

حضرت ضمن ايراد خطبه‏اي به آنها فرمود: «...ألا وَاِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ في غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَاِسْرافٌ وَهُوَ يَرْفَعُ صاحِبَهُ فِي الدُّنْيا وَيَضَعُهُ فِي الآخِرَةِ وَيُكْرِمُهُ فِي النّاسِ وَيُهينُهُ عِنْدَ اللّه‏ِ وَلَمْ يَضَعْ امرؤٌ مالَهُ في غَيْرِ حَقِّه وَلا عِنْدَ غَيْرِ اَهْلِهِ اِلاّ حَرَمَهُ اللّه شُكْرَهُمْ وَكانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ...؛ آگاه باشيد كه بخشيدن مال در غير حقش تبذير و اسراف است. اين كار در دنيا انجام دهنده آن را بالا مي‏برد ولي در آخرت موجب سرافكندگي وي مي‏گردد و در ميان مردم گراميش مي‏نمايد ولي در نزد خداوند خوارش مي‏سازد. (31)

 هيچ كس مال خودش را در غير مورد حقش مصرف نكرد و به غيراهلش نسپرد جز اينكه خداوند او را از سپاس‏گذاري آنان محروم ساخت و محبتشان با ديگري بود.»

 4. هلاكت اسراف از هر نوعي كه باشد، انسان را به نابودي مي‏كشاند؛ به خصوص افرادي كه با انكار آيات الهي و تكذيب پيامبران درباره خويش و جامعه‏اي كه در آن زندگي مي‏كنند اسراف كنند.

 خداي منان مي‏فرمايد: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَمَنْ نَشاءُ وَاَهْلَكْنا الْمُسْرِفينَ؛سپس وعده (خود) به آنان را راست گردانيديم و آنها و هر كه را خواستيم نجات داديم و افراط كاران را به هلاكت رسانديم.» (32)

 منابع:

 1. يونس/83: «در حقيقت فرعون در آن سرزمين برتري‏جوي و از اسراف كاران بود.»

2. غافر/43: «اسراف كنندگان همدمان آتشند.»

3. محمد معين، فرهنگ معين، تهران، اميركبير، چاپ پنجم، 1362، ج1، ص266

4. الراغب الاصفهاني، مفردات ألفاظ القرآن، تحقيق صفوان عدنان داوودي، دمشق بيروت، الطبعة الاولي، 1416 ه، ص407 (ماده سرف)

5. فرهنگ معين، ص1021

6. مفردات الفاظ القرآن، ص113

7. آل عمران/ 147

8. زمر/53

9. الكافي، ج4، ص55، حديث3

10. همان، ص52، حديث4

11. تحف العقول، ص403

12. همان، ح 8141

13. همان، ح8126

14. الكافي، ج4، ص53، ح8

15. غررالحكم، ح8118

16. همان، ح8119

17. همان، ح8226؛ همچنين، آفةُ الجُودِ التَّبذير. (همان، ح8626)

18. تفسير نمونه، ج6، ص152

19. اعراف/ 31

20. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص412؛ نهج الفصاحة، ج2، ص320، ح1911 21. همان

22. غافر/ 28

23. غررالحكم، ح8131، همچنين حديث 5292

24. همان، ح8143

25. تحف العقول، ص21

26. الكافي، ج2، ص511، ح2

27. انعام/141

28. الكافي، ج4، ص52، ح2

29. طه/ 127

30. غافر/43

31. نهج البلاغه، خطبه 126

32. انبياء/9

 

حميد عنايتي اماني

مسئول روابط عمومي اداره تبليغات اسلامي پاكدشت

 

 

شنبه 21 اسفند 1389 - 9:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری