سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

او هست، ولي نگاهِ باطل از ماست

 

گفت و گو با عارفه دهقاني؛ شاعر«آخر شخص مفرد»


قدمت شعر و شاعري در کشورمان به قدمت همه مردماني است که در اين سرزمين زيسته اند و با شعر و شاعري زندگي کرده اند. چه در روزهاي ياس و نااميدي و چه در روزهاي شادي با شعر عجين بوده اند و دمخوار. رباعي،  قديمي ترين و اصيل ترين قالب شعر فارسي است. رباعي که پس از اسلام در ايران رواج يافت،  همچون ديگر قالب هاي کوتاه،  داراي فرمي منعطف و موجز است. دوبيت (چهار مصراع) که مصراع هاي اول،  دوم و چهارم و گاه نيز تمام چهار مصراع آن مقفي هستند. موزون است و از ويژگي هاي برجسته آن انعطاف پذيري در وزن است. اين قالب کوتاه داراي بيست و چهار (و به روايتي هيجده) وزن است که شاعر مختار است در هر مصراع يکي از اين اوزان را به کار گيرد. اين ويژگي منحصر به اين قالب است.البته دوبيتي نيز مشابهت هايي از نظر فرمي با رباعي دارد. اما دوبيتي منحصر در يک وزن است. رباعي را براي تأمل هاي عميق فکري و فلسفي مناسب دانسته اند،  ولي دوبيتي بيشتر ظرفي براي بيان حالات عاطفي است. در چند دهه اخير و پس از انقلاب نيما در شعر فارسي،  رويکرد شاعران به رباعي جدي تر شده است. اگرچه رباعي معاصر همچنان از نظر فرمي و قالبي پيرو رباعي کلاسيک فارسي است،  اما در حيطه درون مايه و محتوا با اتفاقاتي قابل لمس مواجه بوده است.کم حوصلگي مخاطب امروز در کنار گرايش مردم به قالب هاي کوتاه و ميني ماليسم،  راه را براي احياي مجدد اين قالب کهن باز کرده است. امروزه شاعران رباعي سرا دست از کلي گويي برداشته و به جزئي نگري روي آورده اند. بسياري از مضاميني را که تا چند دهه گذشته تصور نمي شد وارد حوزه محتوايي رباعي بشود،  به راحتي در اين قالب گنجانده شده و براي جزئي ترين مسائل اجتماعي از اين قالب استفاده مي شود. توجه به کارکرد صحيح طنز،  تصويرپردازي هاي شاعرانه و بکر،  توجه به مخاطب و مشارکت دادن مخاطب در روند شکل گيري معناي رباعي،  و نيز نوآوري هايي در حيطه زبان و گاه فرم،  رباعي را از انزوا بيرون آورده و امروزه شاهد مجموعه هاي مستقل رباعي در شعر معاصر هستيم.همين چندي پيش مجموعه رباعي از يکي شاعران جوان در سوره مهرمنتشر شد با عنوان «آخر شخص مفرد» که مجموعه سروده هاي عارفه دهقاني است.اگرچه اين مجموعه اولين تجربه شعري اوست ولي رباعي هايي اين مجموعه داراي ويژگي هايي است که اثر او را برجسته مي کند.استفاده از کنايات و ضرب المثل هاي رايج در ميان عامه مردم و نو بودن زبان شعري اين مجموعه از ويژگي هاي رباعي هاي دهقاني است. با اين شاعره جوان گفت و گويي داشتيم که مي خوانيد.

 

خانم دهقاني اولين سوالي که در مورد مجموعه رباعي هاي شما با عنوان «آخر شخص مفرد» مي خواستم بپرسم در مورد خود عنوان بود، درباره عنوان اين مجموعه توضيح مي دهيد که چرا «آخر شخص مفرد»؟

عنوانِ "آخرشخصِ مفرد"  در واقع همان "سوم شخص مفرد"  يعني"او"  مي باشد و اين ضمير همان ضميري است که رباعي پشت جلد کتاب با آن شروع مي شود.

او هست، ولي نگاهِ باطل از ماست

ديوار بلندِ در مقابل از ماست

مي بيندمان ولي نمي بينيمَش

بايد بپذيريم که مشکل از ماست!

و در واقع ضمير "او"  به معشوق حقيقي يعني "هو"  برمي گردد.

در اين مجموعه آنچه که زياد به چشم مي آيد استفاده وسيعي است که شما از ضرب المثل هاي بعضا رايجي است که همين الان در ميان عامه مردم رواج دارد و به کاربرده مي شود.

من قبل از سرايش اين مجموعه رباعي  سعي کردم ضرب المثل هاي ايراني و کنايات را جمع کنم و آنها را بخوانم و آشنايي بيشتري با کليت آنها پيدا کنم تا در سرايش اين مجموعه، از آنها نيز استفاده کنم0براي نمونه :

کنايات:دل به دريا زدن:در رباعي 10، صورت گل انداختن:در رباعي 11، حرف حساب شنيدن:در رباعي 12، آب از سر گذشتن:در رباعي14، مار از آستين بيرون آمدن، از سر و روي چيزي بالا رفتن:در رباعي15، زبان بند آمدن:در رباعي 17، آب افتادن دهان:در رباعي18، و...

همچنين ضرب المثل هايي مانند:انگار که مار از آستين مي ريزد:در رباعي 15، اشاره به مار در آستين پروردن دارد، هرچيز خدا بخواهد آن خواهد شد:در رباعي 25، آخر که به دست من مي افتي ملخک:در رباعي26، اشاره به"000آخر به دستي ملخک"دارد، گل بود غزل به غنچه آراسته شد:در رباعي39، اشاره به"گل بود به سبزه نيز آراسته شد"دارد، کينه شتري: در رباعي43، اشاره به کينه طولاني مدت در کسي بودن دارد، از دور فقط دست بر آتش دارند:در رباعي47، اشاره به" از دور دستي بر آتش داشتن "دارد

دوزاريِ دل کج است، عاشق نشده: در رباعي60،   با عشق درِ خواب و خوراکت بستست: در رباعي72

از بس که شلنگ تخته انداخت دلم:در رباعي79، اوضاع دلم قمر در عقرب شده است: در رباعي91

 اين رشته سرِ دراز دارد آقا: در رباعي 107، با اين همه لطف من نمک نشناسم:در رباعي123، ديدار به يک نظر حلال است آقا:در رباعي126، اشاره به:يک نظر حلال است، پايان شب سيه سپيد است بيا:در رباعي130،  قدري به کمان بگير دندان آ رام:در رباعي143، اشاره به دندان به جگر گرفتن، يک تير و هزار و سيصد و چند نشان:در رباعي 145، اشاره به"با يک تير 3نشون زدن، آمد به سرم از آنچه ميترسيدم:در رباعي 149 و ... که بعد از اين که اين ضرب المثل ها و کنايات را جمع آوري کردم، بر اساس آنها سعي کردم شعر بگوييم تا به نوعي زبان رباعي ها نو باشد و با واقعيت هاي امروز جامعه ارتباط داشته باشد و براي مخاطب قابل درک باشد.

 

اتفاقا مي خواستم به همين نو بودن زبان رباعي ها در اين مجموعه اشاره کنم، زباني که استفاده شده خيلي به زبان محاوره و روزمره مردم نزديک است، فکر نمي کنيد اين نزديک بودن رباعي ها به زبان محاوره از ارزش ادبي اين مجموعه شعري مي کاهد؟

نه،  در رباعي ها سعي شده است زبان،  نزديک به زبان محاوره باشد اما نه به گونه اي که از ارزش ادبي آن بکاهد.مثلا استفاده از برخي تکه کلام ها ي روزمره به طوري که در قالب رباعي بتواند حل شود و جا بيفتد.در عين حال،  استفاده از آرايه هاي ادبي و برخي نکات در پرده در آنها وجود دارد.

مثل اگر به اين تکيه کلام هايي که در اين مجموعه رباعي استفاده کرده ام دقت کنيد متوجه مي شويد که علاوه بر اينکه اين تکيه کلام ها در رباعي ها حل و جذب شده اند، از ارزش ادبي بالايي هم برخوردارند. مثلا مشکل از ماست:رباعي 1، ضرب المثل زمانه شد چشمانم:رباعي2، قيد همه چيز را زدم بعد از تو:رباعي6، مرغ از قفسش پريد خاکستر ماند:در رباعي7، وقتش شده بي خيالِ اينها قدري، ماهي بشويم، دل به دريا بزنيم:رباعي10، يک حرف حساب، از تو من نشنيدم:رباعي12، آب از سرِ سرگذشتِ منصور گذشت:در رباعي14، شک از سر روي خانه بالا رفته:رباعي15، از شوق، دهان ابرها آب افتاد:رباعي18، عشقِ تو عذاب از آب در ميآيد:رباعي21، قاليچه ي حضرت سليمان عشق است:رباعي24، هُل داده شديم تا به راه افتاديم:رباعي29، آنقدر که آتشش زبان ميريزد:رباعي37

از جانب ابر معذرت خواهي کرد:رباعي41،  و... که در همه رباعي هاي مجموعه اين تکيه کلام ها حل شده اند.

 

خانم دهقاني به نظر خودتان تفاوت اين مجموعه رباعي با رباعي هايي که به نام رباعي سنتي در ادبيات ايران مطرح است،  چيست؟

تفاوت مجموعه رباعي «آخر شخص مفرد» با رباعي هاي سنتي به نظرم در برخي از موضوعاتي ست که مطرح شده است. مثلا طرح موضوع "ترافيک"در رباعي24، يا ساير رباعي هاي طنز مثل رباعي2و4و32و6075و79و... همچنين تفاوت در زبان که رباعي هاي اين مجموعه به زبان امروز گفته شده اند. علاوه بر اينها در اين رباعي ها تکه کلام هايي ست که در رباعي هاي سنتي نيست. يعني زبان رباعي ها  در گذشته ، معمولا فخيم با موضوعات عاشقانه يا فلسفي بوده است و شايد کمتر طنز يا موضوعات اجتماعي يا آوردن اسامي معصومين يا موضوعات سياسي روز مثل"مورد هجوم قرار گرفتن غزه" در آن ديده شود

 

خب به موضوع اين رباعي ها اشاره کرديد، توضيحي در باره بخش بندي اين مجموعه مي دهيد؟

مجموعه «آخر شخص مفرد» در دو بخش سروده شده،  بخش اول شامل تمام رباعي هايي است که در قالبهاي اجتماعي ، عاشقانه، اخلاقي، طنز ميباشد که هشتاد و سه رباعي را شامل مي شود و بخش دوم هم شامل رباعي هايي است با موضوعات مذهبي، عاشورا و مهدويت.

 

خانم دهقاني در بين رباعي سرايان ايراني چه گذشته و چه معاصر،  بيشتراز کدام رباعي سرا الهام گرفته ايد؟

من حدود 4 سال قبل وبلاگي ساختم و به خواندن اشعار ثبت شده در وبلاگ ها مي پرداختم. در بين قالبها ، قالب رباعي نظرم راجلب کرد.البته قبل از آن غزل مي گفتم.يکي از وبلاگهاي جذاب ، وبلاگ" واران"  بود که به جناب صفربيگي اختصاص داشت.اين رباعي ها نظرم را جلب کرد و به اين قالب علاقه مند شدم و به خواندن رباعي هاي آقاي ارژن و زبردست و تني چند از رباعي سراها مشغول شدم و در اين زمينه از نقد هاي آنان و ساير استادانم  در دانشگاه تهران استفاده مي کردم.دقيقا نمي توان گفت از فرد خاصي الهام گرفته ام.زيرا با ديدي کلي بر رباعي هاي شاعران موفق، سعي کردم نکات موفقيت آنها را بفهمم و در اين زمينه با آنها مشورت کنم.

 

خب اگر موافق باشيد کمي در مورد وضعيت شعر امروز و شاعران نسل جوان صحبت کنيد، به نظرتان الان وضعيت شعر در ايران چگونه است؟

به نظر من شعر امروز در حال طي مسير کمال است و به مدارج درخشاني دست يافته است.الان خوشبختانه  در اکثر قالبها، شاعران بسيار موفق و شعرهاي سخته ، ديده مي شود.

 

به نظر شما حمايت هايي که از شاعران جوان مي شود کافي است؟

امروزه گام هايي در جهت حمايت از شاعران جوان برداشته شده است اما اينکه تا چقدر اين حمايت، شاعران را پوشش داده قابل تامل است.جشنواره هاي بسياري برپا مي شود .اما آيا همه عملکرد اين مراسم ها بر مبناي عدل و انصاف است؟

 

انگار زياد از عملکرد جشنواره ها رضايت نداريد؟

 من فکر مي کنم در اجراي اين جشنواره ها، بيشتر بايد جانب انصاف رعايت شود چرا که  داوري هاي نسنجيده گاهي باعث ياس شاعران جوان خواهد شد. الان در جشنواره هايي مثل "فجر" تنها 3 اثر از 41هزار اثر برگزيده مي شوند که به تبع اين مسئله  ممکن است نتوانند همه ي جوانب عدل را رعايت کنند.به نظر مي رسد که بايد تعداد برگزيدگان اين جشنواره ها را افزايش دهند مثلا اين تعداد را از 3نفر، مثلا به12نفر برسانند تا حق واقعي شاعران فرهيخته ناديده گرفته نشود و هر سال، موجبات رنجش خاطر شاعراني که به دلايلي نامعلوم، کنار گذاشته مي شوند، فراهم نشود.در ثاني اعتبار جشنواره ها اينگونه خدشه دار نخواهد شد.

 

خب، به عنوان آخرين سوال ،  در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟

هم اکنون در بخش نقد کتاب هاي شعر فعاليت مي کنم و اميدوارم به زودي مجموعه 4پاره اي را به ياري خدا به چاپ برسانم.

 

 

 

 

شنبه 21 اسفند 1389 - 9:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری