جمعه 1 آذر 1398 - 14:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

جنگ و صلح

 

 

جنگ و صلح / جلد دوم - 16

نويسنده : لئون تولستوي

تلخيص :‌ مصطفي جمشيدي

چاپ و شمارگان : اول – 3000 نسخه

ناشر : شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به موسسه انتشارات اميركبير

 

جلد 16 از خلاصه‌ رمان‌هاي برجسته شركت سهامي‌كتاب‌هاي جيبي به جلد دوم رمان معروف وكلاسيك جنگ و صلح نوشته لئون تولستوي اختصاص دارد . ناشر در پيشگفتار خود به اين مساله اشاره مي‌كند كه انسان امروز شوق و انگيزه كم و وقت كمتري براي خواندن رمان دارد . اما رمان را بايد خواند . چرا كه بشر زندگي مي‌كند و نياز شديدي به تجربه‌هاي زندگي دارد . براي حل اين معادله بهترين راه فشردن رمان است . ناشر، رمان جنگ و صلح را نمونه‌اي از رمان‌هاي برجسته دنيا مي‌داند . در قسمت اول رمان جنگ و صلح با محوريت و شركت آندره شاهزاده نجيب‌زاده روسي در نبرد اوسترليس ديده مي‌شود كه شاهزاده آندره با شهامت زخمي مي‌شود و خبر مرگ او را به پدرش شاهزاده تيخون مي‌رسانند . اما آندره زنده مي‌ماند و به زادگاه خود برمي‌گردد تا شاهد مرگ همسر پا به ماه خود باشد .  پي‌ير حكايت سخت‌تري دارد . اين افسر كه با آندره دوست است پس از ازدواج با هلن زن زيبا در يك مهماني مي‌فهمد كه زنش با دالوخوف سر و سري‌ دارد . او را به دوئل دعوت مي‌كند و پيروزمندانه دوباره عازم جبهه مي‌شود .

 نبرد اوسترليس و حكايت‌هاي جنگ با داستان خواستگاري شاهزاده آندره از ناتاشا درهم مي‌آميزد . ناتاشاي نوجوان كه بلهوسي‌هاي خاص خود را دارد و برادر هلن ( برادرزن پي‌ير ) – كوراگين – عامل گمراهي اوست . عاملي كه آندره را مايوس مي‌كند . پي‌ير با فردي فراماسون شوقي در رويكرد به نظم و عدالت پيدا مي‌كند و به خيال خود اصلاحاتي در املاك خود بعمل مي‌آورد . او هلن را طلاق داده و اينك دوباره و بنابرخواست هلن به او رجوع كرده است . پي‌ير در اين آشوب فكري از خيانت نامزد دوست خود – ناتاشا – آگاه مي‌شود .

داستان جلد دوم رمان جنگ و صلح در اواخر سال 1881 آغاز مي‌شود .  در اين سال اروپاي غربي به تقويت تجهيزات و تمركز قواي خود مي‌پردازد و در سال 1812 اين قواي جنگي به جنبش درمي‌آيد . ميليون‌ها نفر با در نظر گرفتن كساني كه مامور حمل و نقل كارپردازي ارتش هستند از مغرب بسوي مشرق ، به جانب سرحدات روسيه كه از سال 1811 نيروهاي جنگي روس نيز در آنجا متمركز گشته بودند رهسپار مي‌شوند . روز دوازدهم ژوئن قواي اروپاي غربي از مرزهاي روسيه مي‌گذرند و جنگ آغاز مي‌شود و اين شروع حادثه‌اي است كه با عقل و منطق بشري و با تمام طبيعت انساني مغايرت دارد .

اين زمان اوقاتي است كه بيش از يك ماه امپراتور روسيه در ويلفا زندگي مي‌كند و از قشون رژه مي‌گيرد و از مانورها بازديد مي‌كند ، ولي براي جنگي كه همه انتظار آن را داشتند و امپراتور براي آن به پترزبورگ آمده است هنوز وسايل جنگ آماده و مهيا نيست . با همه اين احوال جنگ آغاز مي‌شود .  در قسمتي از اين رمان مي‌خوانيم كه :

" شب هفتم اكتبر عقب‌نشيني فرانسويان شروع شد . آشپزخانه‌ها و انبارها ويران گشت ، ارابه‌ها بار شد و ستون‌هاي قشون و كاروان‌هاي ارابه به حركت آمد . در اوايل اكتبر قاصدي با نامه‌اي از ناپلئون مبني بر پيشنهاد صلح نزد كوتوزوف آمد . براي فريب كوتوزوف محل نگارش اين نامه را در مسكو گذاشته بودند و حال آنكه در آن موقع ناپلئون در جاده كالوگا اندكي جلوتر از كوتوزف حركت مي‌كرد . كوتوزوف به اين نامه نيز همان جواب نامه اول را داد كه بوسيله لوريستون دريافت داشته بود ، يعني از مذاكره درباره صلح امتناع ورزيد .

به زودي پس از وصول اين نامه از واحدهاي پارتيزاني كه در سمت چپ تاراتينو موضع داشتند گزارش رسيد كه در فومينسكويه يكي از واحدهاي قشون دشمن ديده شده است و اين واحد كه لشكري تحت فرماندهي روسيه مي‌باشد از ساير قسمت‌هاي ارتش دشمن مجزاست و به سهولت مي‌توان آن را نابود ساخت . كوتوزوف مانند تمام پيران شب‌ها كم مي‌خوابيد . روزها اغلب چرت مي‌زد اما شب هنگام با لباس روي تختخواب خود دراز مي‌كشيد و قسمت اعظم شب را بيدار بود و در انديشه مي‌گذارند . "

 جلد دوم رمان جنگ و صلح ، نوشته لئون تولستوي و با تلخيص مصطفي جمشيدي در چاپ اول خود با تيراژ 3000 نسخه و با قيمت 20000 ريال توسط شركت سهامي كتابهاي جيبي وابسته به موسسه انتشارات اميركبير انتشار يافته است .

 

 

 

 

شنبه 21 اسفند 1389 - 9:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری