چهارشنبه 22 آذر 1396 - 3:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد خانلري

 

نبايد امکان حضور قدرتمندانه در جامعة اطلاعاتي را از دست بدهيم

 

  

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين دكتر حميد شهرياري(رئيس مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي)

 

حجت­الاسلام والمسلمين دكتر حميد شهريارى متولّد 1342ش. است. وي مدرك كارشناسى فقه و اصول سطح 2 خود را از حوزۀ علميۀ قم دريافت كرده و كارشناسى ارشد الهيات و معارف اسلامي و دكتراى فلسفۀ تطبيقى را در دانشگاه قم گذرانده است. دكتر شهرياري مديريت گروه فلسفه و الهيات مركز تحقيق و توسعۀ علوم انسانى سازمان سمت و معاونت پژوهشى همين سازمان، دبيري شوراي عالي اطلاع‌رساني و مديريت شبكۀ اطلاع­رساني (اينترنت) حوزه را در كارنامۀ خود دارد. او به زبان عربى و انگليسي مسلّط است. در سال 66 شاگرد اول حوزه گرديد و اثر «شورا در فتوا» كه پايان­نامۀ كارشناسى ارشدش بود، جايزۀ پژوهش برتر در حوزۀ دين را برنده شد. از او ده­ها عنوان اثر شامل تأليف و ترجمه موجود است. وي از سال 1375 تاکنون رياست مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي را عهده­دار است.

 

به نظر جنابعالي جامعة امروز ما به لحاظ فرهنگ ديني در چه وضعيتي است؟ آيا نسبت به قبل بهتر شده يا دچار مشکل هستيم؟

اين سؤال پيچيده­اي است و جواب مبسوطي را مي­طلبد که در اينجا نمي­توان به آن پرداخت. اما به دو موضوع اساسي در اين رابطه بايد اشاره كنم؛ يكي مسئلة جامعة اطلاعاتي است و ديگري حوزه­هاي راهبردي فرهنگ. جامعة اطلاعاتي اگرچه يک مفهوم جديد و در حوزة فنآوري­هاي نوين است اما کاملاً و به طور گسترده با موضوع فرهنگ ارتباط دارد. ارتباط جامعۀ اطلاعاتي با حوزۀ فرهنگ اين گونه است كه امروزه فرهنگ در مفهوم عام آن، در بستر جامعۀ اطلاعاتي قرار دارد و فرهنگ هر ملّتي که ارزشمندترين داشتة آن ملّت است، با تحولات سريع و پيچيدة دوران گذار از جامعۀ سنّتي به جامعۀ اطلاعاتي مواجه و دست به گريبان است. بي­توجّهي به تحولات فنآوري كه جامعۀ اطلاعاتي بر آن استوار است، جامعه و فرهنگ، بخصوص فرهنگ ديني در کشوري مانند ما را به چالش­هاي اساسي درخواهد انداخت.

 

جامعة اطلاعاتي چيست و چه نقش يا کاربردي در تحليل فرهنگ ديني جامعه دارد؟

توضيح مي­دهم. اطلاعاتي كه روي ميز ما هست و چندان طبقه­بندي نشده که به صورت كتاب يا نامه يا هر نوع محتواي ديگري بتوانيم مطالعه کنيم، «داده» ناميده مي­شود. «داده» برابر فارسي كلمة «ديتا» است. ديتا طي فرآيندي تبديل به اطلاعات مي­شود و اين فرآيند زمان­بر و پُرهزينه است. پس داده، معلومات نامنظّم است و اطلاعات، معلومات منظّم. اطلاعات، يعني معلومات منظّم، تبديل به دانش يا دانايي مي­شود و از داده به صورت مستقيم نمي­توان دانش توليد کرد. دانش يا همان معرفت، به انسان قدرت مي­دهد. در اشعار فارسي هم به آن اشاره شده که توانا بود هر كه دانا بود. تبديل اطلاعات به دانايي، و دانايي به توانايي، چرخه­اي است كه مداوم است و اگر متوقّف شود، پيامدهاي سختي براي انسان و جامعة انساني خواهد داشت و در نهايت به نابودي او منجر مي­شود. اين چرخه نسبت بين سه مفهوم جامعة مقتدر، جامعة دانا و جامعة اطلاعاتي را نشان مي­دهد. وقتي كه اين چرخه ادامه پيدا بكند و توليد اطلاعات انبوه شود، اصطلاحاً جامعه­اي پديد مي­آيد به نام جامعة اطلاعاتي. جامعة اطلاعاتي، جامعه­اي است كه در آن، تصميمات و راهبردها بر مبناي اطلاعات شكل مي­گيرند. يعني اطلاعاتي وجود دارد تا بتوان بر بناي آن تصميم­گيري كرد. وجود يك جامعۀ اطلاعاتي در تحليل واقعي شرايط جامعه، ضروري است زيرا تحليل­هاي درست بر اساس آمار و داده­هاي دقيق به دست مي­آيد. نگاه به عنصر فرهنگ با توجه به بستر آن كه امروزه جامعۀ اطلاعاتي است، واقع­بينانه خواهد بود. به عبارت­ديگر نوع، كميت و كيفيت تعاملات و ارتباطات فرهنگي و اجتماعي كه در جامعۀ امروزي در حال شكل­گيري است، نگاه تحليلگران را از شرايط سنّتي به شرايط مدرن سوق مي­­دهد و مؤلفه­ها و شاخص­هاي اجتماعي به ويژه در حوزۀ فرهنگ را با توجّه به جهت­گيري جامعه به سوي جامعۀ اطلاعاتي سنجش مي­کند. جامعة اطلاعاتي در حوزه­هاي مختلفي از فرهنگ انسان مي­تواند نمود داشته باشد؛ دين و معنويت و اخلاق، علم و تحقيق و آموزش، خط و زبان، آداب و رسوم، نظام حقوقي، ميراث فرهنگي، هنر، گروه­هاي اجتماعي (خانواده، زنان، جوانان، و...)، امنيت فرهنگي و محيط رايانه­اي، بازي و سرگرمي، رسانه و خبررساني و حوزه­هاي مختلف ديگر. تحوّلي كه امروزه در جامعۀ اطلاعاتي شكل مي­گيرد، تحوّلات گستردة فرهنگي را به دنبال دارد.

 

تحوّل در جامعة اطلاعاتي کشور ما را مي­گوييد؟

بله. جمعيت كل جهان از هفت ميليارد فراتر رفته و از اين تعداد حدود يك­ونيم ميليارد نفر به اينترنت دسترس دارند. يعني اگر شما امروز چيزي توليد كنيد و آن را در اينترنت معرفي کنيد، چيزي حدود بيست­ويک درصد از مردم جهان آن را خواهند ديد. چنين فرصتي را جامعة اطلاعاتي فراهم کرده است. در شناخت شرايط فرهنگي امروز جامعه، اگر اين اطلاعات را نداشته باشيم، در ترسيم جامعة اطلاعاتي و نگاهي كه به فعاليت­ها و فرآيندها داريم، ممكن است به انبوه مخاطب­ها توجّه نكنيم. به هر حال، از بين کاربران اينترنت، آسيا با نزديک به ششصد ميليون کاربر در صدر است. اروپا حدود چهارصد ميليون، آمريكا حدود دويست­وپنجاه­ ميليون، آمريكاي لاتين حدود يکصدوچهل ميليون، آفريقا حدود پنجاه ميليون، خاورميانه حدود چهل ميليون، و اقيانوسيه حدود بيست ميليون كاربر دارند. كاربران در آسيا از اروپا و آمريكا بيشترند، ولي نرخ دسترسي برعكس است. نرخ دسترسي در آمريكاي شمالي بيش از هفتادوسه درصد، و در آسيا حدود پانزده درصد است. چون آسيا قارة پُرجمعيتي است. اين نرخ در خاورميانه حدود بيست­ويک درصد است. بنابراين جامعۀ اطلاعاتي در سراسر جهان در حال تشكيل و يكپارچه شدن است. جمعيت خاورميانه در سال 2008 صدونودوهفت ميليون نفر بوده كه سه درصد كل جمعيت جهان است. چيزي حدود بيست­ودو درصد از اين جمعيت به اينترنت دسترسي دارد. از سال 2000 تا 2008، نرخ دسترسي به اينترنت در اين منطقه، هزاروصدوهفتادوشش درصد افزايش داشته است.

در بين كشورهاي خاورميانه، ايران به لحاظ جمعيت، اول است و بيست­وسه ميليون نفر در آن به اينترنت دسترسي دارند. در سال 2000 طبق آمارها فقط دويست­وپنجاه هزار نفر ايراني مي­توانستند از اينترنت استفاده کنند. اين آمار بسيار قابل تأمل است. يعني نرخ رشد استفاده از اينترنت در ايران بيش از 9000 درصد بوده است. اين را گفتم تا اهميت جامعۀ اطلاعاتي در فضاي فرهنگي کشور را نشان دهم. جامعۀ ما در حال دگرديسي از وضعيت سنّتي به جامعة اطلاعاتي است و متولّيان فرهنگ نبايد از اين موضوع غافل باشند. نگاه به مقولۀ فرهنگ، چه مقايسه­اي باشد چه تحليلي، نمي­تواند از شرايط امروز جهان متأثر نباشد. اين وضعيت را دنيا زودتر از ما فهميده است. مثلاً اجلاس سران در سال 2003 بيانيه­اي اصولي تنظيم كرد كه طبق آن دولت­ها موظّف به ايجاد و گسترش جامعۀ اطلاعاتي شده­اند.

البته ما خودمان هم متوجّه اين نكته بوده­ايم و اين بيانيه را امضا كرده­ايم. در بُعد داخلي در برنامة چهارم توسعه در مادة 44 اين عبارت آمده كه دولت موظّف است به منظور استقرار جامعة اطلاعاتي و تضمين دسترسي گسترده و امن و ارزان شهروندان به اطلاعات مورد نياز، اقدامات لازم را به عمل آورد كه سه اقدام عمده بوده و در ذيل مادة 44 قانون برنامة چهارم آمده است.

واضح است كه در جامعۀ اطلاعاتي، فرهنگ از رشد و بالندگي سريع و فراگيري برخوردار خواهد شد و تحوّلات فرهنگي ديگر مثل سابق به صورت منطقه­اي رُخ نخواهد داد. جامعه­شناسان امروزي معتقدند عنصر فرهنگ در جامعة اطلاعاتي از انسجام و يكپارچگي ويژه­اي برخوردار خواهد شد و خرده­فرهنگ­ها در يكديگر هضم شده و گفتمان فرهنگي مقدر حاكم مي­گردد. اين وضعيت براي فرهنگ ما، هم فرصت است و هم تهديد. به هر حال كاربردهاي فنآوري اطلاعات، فضاي زندگي را تغيير داده. موضوع جهاني­شدن، چالشي جدّي در حوزۀ زبان و فرهنگ­ براي دنياي امروز ايجاد كرده؛ مهم­ترين ابزارش هم اينترنت است. اينكه بحث جهاني­شدن امروزه جدّي شده، به خاطر اين نيست كه حضور آمريكا يا انگليس گسترش يافته. آنها در دوره­هايي بر كشورهايي تسلّط داشتند و اين تسلّطشان هم با اسلحه و قوانين و مقرّرات خاص در مناطقي خاص بود و مثلاً باعث شد زبان فارسي از هندوستان حذف شود و زبان انگليسي جايش را بگيرد. امروزه اين اتّفاق بدون حضور نظامي و فيزيکي دارد رُخ مي­دهد. اين تغيير بر ما تحميل مي­شود بدون اينكه آن را احساس کنيم. ابزارش هم اينترنت است. در تقريباً تمام دنيا امروز زبان انگليسي زبان دوم است. اين وضعيت باعث شده كه مسئولين کشورهاي دنيا و حتّي اروپايي­ها احساس خطر كنند و بنابراين در «اعلامية اصول جامعۀ اطلاعاتي» گفتند بايد تنوّع فرهنگي حفظ شود. يعني تنوّع زباني در دنيا كمرنگ نشود. سران جهان در اين بيانيه براي جامعۀ اطلاعاتي احساس خطر كردند و ابعاد اخلاقي جامعۀ اطلاعاتي را گوشزد كردند. به آزادي، برابري، همبستگي، عدالت، منزلت و ارزش­­هاي انساني و خانواده و مفاهيمي از اين قبيل در آن سند جهاني اشاره شده است و اين بند را هم ايران اضافه كرد كه خانواده بايد به وسيع­ترين شكل ممكن حفظ شود و براي ايفاي نقش حياتي خود در جامعه، تقويت گردد. اين محور اول بود. محور دوم كه توجّه به حوزه­هاي راهبردي فرهنگ است، تا حدودي در محور اول اشاره شد ولي به طور كلّي بايد گفت تعيين راهبردهاي فرهنگي در كشور به ويژه با رويكرد فرهنگ ديني، وظيفة متصدّيان حوزۀ فرهنگ است. تدوين سند راهبردي فرهنگ كشور و يا مهندسي فرهنگي كاملاً بايد منطبق با واقعيت­هاي موجود باشد.

 

اين بحث را فرموديد که وضعيت کنوني فرهنگ ديني را در جامعه ترسيم کنيد. اين را هم بفرماييد تا بحث کامل شود.

بله. در چنين فضا و محيطي، به نظر مي­رسد که ما مورد هجوم انبوه اطلاعات قرار گرفته­ايم و بديهي است که جامعه از اين اطلاعات متأثّر شود. ما از يک­سو نمي­توانيم بگوييم که نسبت به مثلاً دهة اول انقلاب، وضعيت جامعه در حوزة فرهنگ ديني ضعيف­تر شده زيرا فضاي امروز با آن موقع کاملاً متفاوت است. از سوي ديگر، نمي­توانيم از اين وضعيت کنوني راضي باشيم چون ايده­آل ما نيست. ما بايد بتوانيم خودمان را در شرايط جديد تعريف کنيم بدون اينکه هويت و فرهنگمان را از دست بدهيم و تسليم سيل اطلاعاتي که به طرف ماست، بشويم. ما بايد خيلي کار کنيم و البته وضعيت ما امروز قابل قبول است و فرصت­ها و امکانات زيادي داريم براي تعريف موقعيت جديدمان. مي­توانيم از همين ابزار براي توسعه و تبليغ فرهنگ خودمان و فرهنگ اسلامي در سطح جهان استفاده کنيم. ما امروز مخاطب ميلياردي داريم و اين قبلاً براي ما مقدور نبوده که با اين تعداد انبوه در جهان مواجه باشيم.

 

به بحث تبليغ اشاره کرديد. فکر مي­کنيد در اين وضعيت جديد سازمان تبليغات اسلامي چه نقش و جايگاهي دارد؟

سازمان تبليغات تا آنجا که من اطلاع دارم، در اين حوزه، يعني حوزة اطلاعات و اينترنت، وارد شده است و خيلي خوب هم فعاليت مي­کند. سايت تبيان در همين چشم­انداز فعاليت مي­کند که مخاطب بسيار فراواني هم پيدا کرده است. من فکر مي­کنم که اين روند بايد با قدرت بيشتري ادامه پيدا کند. يعني راه ديگري نيست. نمي­توان از اين امکانات چشم­پوشي کرد. سازمان تبليغات مي­تواند با اين ابزار، فعاليت خود را در جهت مأموريت­هايي که دارد، بسيار گسترش دهد.

 

اُفق آينده مسائل فرهنگي را چگونه مي­بينيد؟

چشم­انداز را بعد از تعيين راهبردها و ترسيم نقشۀ مهندسي فرهنگي بايد توصيف کرد. مسائل فرهنگي جامعۀ ما با توجّه به تحوّلات حوزۀ ارتباطات و اطلاعات در آينده، دستخوش تغييرات گسترده­اي مي­شود. ابزار انتقال اطلاعات و دانش بشري و رسانه­ها، فرامرزي و فراملّي شده­اند. توجّه کنيد که برخورداري اقشار مختلف از ابزار ارتباطي مثل موبايل، فرهنگ عمومي جامعه را تحت تأثير قرار مي­دهد، استفاده از ماهواره، فرهنگ خانواده را متأثّر مي­کند و دسترسي به اينترنت، جوانان و به ويژه فرهيختگان را در معرض تعامل با فرهنگ ساير ملل قرار مي­دهد.

چشم­انداز آينده كاملاً متأثّر از جامعۀ اطلاعاتي خواهد بود و به اين ترتيب متناسب با غنا يا فقر فرهنگي، گفتمان فرهنگي ما مي­تواند غالب يا مغلوب شود. اشاره کردم که ما مي­توانيم از ابزار مدرن براي عرضة پيام و انديشه و فرهنگمان استفاده کنيم و اين فرهنگ اسلامي به دليل سازگاري با فطرت انسان، قطعاً مورد استقبال قرار خواهد گرفت. اين است که ما نبايد اين موقعيت را از دست بدهيم. يعني جهت­گيري ما بايد به سمت عرضة اسلام به مخاطبان جهاني باشد؛ مخاطباني که در همۀ جاي دنيا رو به افزايش هستند. در اروپا اکنون گرايش به اسلام خيلي افزايش پيدا کرده و اينکه مي­بينيد جلوي حجاب يا ساختن مناره را مي­گيرند، نشانة همين افزايش گرايش است. آنها مي­خواهند نمادهاي اسلام در مقابل چشمان مردم جوامعشان نباشد.

 

مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي از چه زماني و بنا بر چه ضرورتي شکل گرفت؟

مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي در سال 1368 و به صورت کاملاً خودجوش و البته با پشتيباني مقام معظّم رهبري مدظله العالي تشکيل شد. ضرورت تشکيل آن هم همان توضيحاتي بود که به سؤال اول شما دادم. يعني ما احساس کرديم که در حوزة چرخة اطلاعات بايد فعّال شويم و خودمان را به روز کنيم. وظيفة اصلي اين مرکز، الکترونيکي كردن منابع ديني و پژوهش­هاي علوم انساني است. همچنين مسئوليت آموزش طلاب را نيز بر عهده داشته و بيش از نيمي از آموزش­ديدگان دوره­هاي رايانه در استان قم توسط بخش آموزش اين مركز تعليم ديده­اند. توليد نرم­افزار از ديگر كارهاي اين مركز است. مركز اولين جايگاهي بود كه اينترنت را در استان قم راه انداخت. طراحي و توليد بيش از يکصد نرم­افزار تخصّصي و بيست پايگاه اطلاع­رساني از منابع علوم اسلامي و انساني و ترويج فرهنگ فنآوري اطلاعات در حوزه­هاي علوم ديني نيز از فعاليت­هاي قابل ذكر مرکز است. بايد گفت كه فعاليت مستمر در عرصۀ فنآوري اطلاعات به مدّت بيست سال، تجربة فراواني را در اختيار مركز قرار داده است.

 

با مراکز فرهنگي و ديني کشور چگونه ارتباط داريد؟

ارتباط با دستگاه­ها و مراکز فرهنگي و ديني، از مباني فعاليت ماست. مخصوصاً با دستگاه­هايي که خودشان امکان فعاليت مستقيم در حوزة فنآوري اطلاعات را ندارند يا در سطح وسيع و جهاني نمي­توانند اين کار را انجام دهند. از طرف ديگر ما به سفارش برخي از مراکز ديني، مثل حوزه، متون اسلامي را الکترونيکي کرده­ايم. در واقع آنها هم به اهميت حضور در فضاي مجازي پي برده­اند و مي­دانند که بايد با قوّت در اين فضا حاضر باشند. البته ما در زمينة ارتباط و مخصوصاً هماهنگي ميان دستگاه­ها و مراکز فرهنگي دچار مشکل هستيم و آن طور که بايد و شايد هماهنگي و ارتباط اين دستگاه­ها و مراکز، منسجم و قوي نيست. اين نقص البته در حال رفع شدن است و تمهيداتي انديشيده شده تا ارتباط دستگاه­ها و مراکز و تعامل آنها و استفاده از دستآوردها و امکانات يکديگر فراهم شود. ما هم در اين راستا آمادگي خود را اعلام کرده­ايم.

 

شما چه امکاناتي را مي­توانيد در اختيار دستگاه­هاي ديگر قرار دهيد؟

حوزة فعاليت ما مشخّص است. همچنين تقريباً تمام دستگاه­ها به موضوع فنآوري اطلاعات احتياج دارند. يعني ما زمينة همکاري با تمام دستگاه­هاي فرهنگي را داريم. تجربيات و توانمندي­هاي مركز را مي­توان به صورت كلّي در اين موارد برشمرد: توليد كتابخانۀ ديجيتالي و ارائۀ منابع و منشورات دستگاه­ها و نهادهاي علمي و فرهنگي، عرضۀ ساختار پايگاه تخصّصي مجلات براي نشريات و پايان­نامه­هاي تحصيلي دستگاه­ها، عرضۀ ساختار پايگاه انديشوران جهت معرفي خودروزآمد پژوهشگران، فارغ­التحصيلان، اساتيد و شخصيت­هاي فرهنگي، معرفي دستگاه­هاي فرهنگي در پورتال جامع مراكز فرهنگي، چاپ قرآن كريم مصحح با استفاده از يوني كد خط عثمان طه و نيريزي قابل استفاده در تمام ويرايشگرها، تجهيز نرم­افزاري بانك­هاي اطلاعات، مشاوره در شناسايي و اشتراك بانك­هاي اطلاعاتي خارجي، ارائۀ تسهيلات جهت آموزش دوره­هاي رايانه، برگزاري كارگاه­هاي آموزشي و دوره­هاي تخصّصي آموزش نرم­افزارهاي علوم اسلامي، ارائۀ تسهيلات ويژه جهت خريد نرم­افزار، توزيع محصولات نرم­افزاري دستگاه­هاي فرهنگي توسّط سيستم توزيع نرم­افزارهاي نور در داخل و خارج كشور، همكاري در برگزاري و شركت در نمايشگاه­هاي داخلي و خارجي، همكاري در برگزاري نشست­هاي تخصّصي در حوزۀ فنآوري اطلاعات، تبادل تجارب آموزشي، پژوهشي و اطلاع­رساني، تبادل بانك­هاي اطلاعاتي پژوهشگران، فارغ­التحصيلان، اساتيد و شخصيت­هاي فرهنگي.

 

اين مرکز پايگاه­هاي مختلفي راه انداخته است. آيا برآوردي از تعداد مراجعه­كنندگان و آمار مربوط به آنها داريد؟

مي­توانم ادعا كنم پايگاه حوزه­نت مركز، بيش از هر پايگاه ديگر در قم مورد مراجعه است. آمار مراجعين به پايگاه مجلات نيز به شدّت در حال افزايش است. به خاط همين در تلاش بوده­ايم که از طريق ابزارهاي الكترونيك، دانش و آگاهي مراجعين را افزايش بدهيم. پايگاه حوزه­نت محتواي ارزشي دارد و به مسائل سياسي و ورزشي و غيره نمي­پردازد. با اين وجود، آمار مراجعان به پايگاه حوزه­نت بسيار بالاست.

در شناخت شرايط فرهنگي امروز جامعه، اگر اطلاعات را نداشته باشيم، در ترسيم جامعة اطلاعاتي و نگاهي كه به فعاليت­ها و فرآيندها داريم، ممكن است به انبوه مخاطب­ها توجّه نكنيم. جامعۀ ما در حال دگرديسي از وضعيت سنّتي به جامعة اطلاعاتي است و متولّيان فرهنگ نبايد از اين موضوع غافل باشند. نگاه به مقولۀ فرهنگ، چه مقايسه­اي باشد چه تحليلي، نمي­تواند از شرايط امروز جهان متأثر نباشد. اين وضعيت را دنيا زودتر از ما فهميده است.

واضح است كه در جامعۀ اطلاعاتي، فرهنگ از رشد و بالندگي سريع و فراگيري برخوردار خواهد شد و تحوّلات فرهنگي ديگر مثل سابق به صورت منطقه­اي رُخ نخواهد داد. جامعه­شناسان امروزي معتقدند عنصر فرهنگ در جامعة اطلاعاتي از انسجام و يكپارچگي ويژه­اي برخوردار خواهد شد و خرده­فرهنگ­ها در يكديگر هضم شده و گفتمان فرهنگي مقدر حاكم مي­گردد. اين وضعيت براي فرهنگ ما، هم فرصت است و هم تهديد.

به هر حال كاربردهاي فنآوري اطلاعات، فضاي زندگي را تغيير داده. موضوع جهاني­شدن، چالشي جدّي در حوزۀ زبان و فرهنگ­ براي دنياي امروز ايجاد كرده؛ مهم­ترين ابزارش هم اينترنت است.

اينكه بحث جهاني­شدن امروزه جدّي شده، به خاطر اين نيست كه حضور آمريكا يا انگليس گسترش يافته. آنها در دوره­هايي بر كشورهايي تسلّط داشتند و اين تسلّطشان هم با اسلحه و قوانين و مقرّرات خاص در مناطقي خاص بود. امروزه اين اتّفاق بدون حضور نظامي و فيزيکي دارد رُخ مي­دهد.

تغيير بر ما تحميل مي­شود بدون اينكه آن را احساس کنيم. ابزارش هم اينترنت است. به طور كلّي بايد گفت تعيين راهبردهاي فرهنگي در كشور به ويژه با رويكرد فرهنگ ديني، وظيفة متصدّيان حوزۀ فرهنگ است. تدوين سند راهبردي فرهنگ كشور و يا مهندسي فرهنگي كاملاً بايد منطبق با واقعيت­هاي موجود باشد.

در چنين فضا و محيطي، به نظر مي­رسد که ما مورد هجوم انبوه اطلاعات قرار گرفته­ايم و بديهي است که جامعه از اين اطلاعات متأثّر شود. ما از يک­سو نمي­توانيم بگوييم که نسبت به مثلاً دهة اول انقلاب، وضعيت جامعه در حوزة فرهنگ ديني ضعيف­تر شده زيرا فضاي امروز با آن موقع کاملاً متفاوت است. از سوي ديگر، نمي­توانيم از اين وضعيت کنوني راضي باشيم چون ايده­آل ما نيست.

ما بايد بتوانيم خودمان را در شرايط جديد تعريف کنيم بدون اينکه هويت و فرهنگمان را از دست بدهيم و تسليم سيل اطلاعاتي که به طرف ماست، بشويم. ما بايد خيلي کار کنيم و البته وضعيت ما امروز قابل قبول است و فرصت­ها و امکانات زيادي داريم براي تعريف موقعيت جديدمان. مي­توانيم از همين ابزار براي توسعه و تبليغ فرهنگ خودمان و فرهنگ اسلامي در سطح جهان استفاده کنيم. ما امروز مخاطب ميلياردي داريم و اين قبلاً براي ما مقدور نبوده که با اين تعداد انبوه در جهان مواجه باشيم.

سازمان تبليغات تا آنجا که من اطلاع دارم، در اين حوزه، يعني حوزة اطلاعات و اينترنت، وارد شده است و خيلي خوب هم فعاليت مي­کند. سايت تبيان در همين چشم­انداز فعاليت مي­کند که مخاطب بسيار فراواني هم پيدا کرده است. من فکر مي­کنم که اين روند بايد با قدرت بيشتري ادامه پيدا کند. يعني راه ديگري نيست. نمي­توان از اين امکانات چشم­پوشي کرد. سازمان تبليغات مي­تواند با اين ابزار، فعاليت خود را در جهت مأموريت­هايي که دارد، بسيار گسترش دهد.

مسائل فرهنگي جامعۀ ما با توجّه به تحوّلات حوزۀ ارتباطات و اطلاعات در آينده، دستخوش تغييرات گسترده­اي مي­شود. ابزار انتقال اطلاعات و دانش بشري و رسانه­ها، فرامرزي و فراملّي شده­اند. توجّه کنيد که برخورداري اقشار مختلف از ابزار ارتباطي مثل موبايل، فرهنگ عمومي جامعه را تحت تأثير قرار مي­دهد، استفاده از ماهواره، فرهنگ خانواده را متأثّر مي­کند و دسترسي به اينترنت، جوانان و به ويژه فرهيختگان را در معرض تعامل با فرهنگ ساير ملل قرار مي­دهد.

چشم­انداز آينده كاملاً متأثّر از جامعۀ اطلاعاتي خواهد بود و به اين ترتيب متناسب با غنا يا فقر فرهنگي، گفتمان فرهنگي ما مي­تواند غالب يا مغلوب شود. اشاره کردم که ما مي­توانيم از ابزار مدرن براي عرضة پيام و انديشه و فرهنگمان استفاده کنيم و اين فرهنگ اسلامي به دليل سازگاري با فطرت انسان، قطعاً مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

ما نبايد اين موقعيت را از دست بدهيم. يعني جهت­گيري ما بايد به سمت عرضة اسلام به مخاطبان جهاني باشد؛ مخاطباني که در همۀ جاي دنيا رو به افزايش هستند. در اروپا اکنون گرايش به اسلام خيلي افزايش پيدا کرده و اينکه مي­بينيد جلوي حجاب يا ساختن مناره را مي­گيرند، نشانة همين افزايش گرايش است. آنها مي­خواهند نمادهاي اسلام در مقابل چشمان مردم جوامعشان نباشد.

جامعة اطلاعاتي اگرچه يک مفهوم جديد و در حوزة فنآوري­هاي نوين است اما کاملاً و به طور گسترده با موضوع فرهنگ ارتباط دارد. بي­توجّهي به تحولات فنآوري كه جامعۀ اطلاعاتي بر آن استوار است، جامعه و فرهنگ، بخصوص فرهنگ ديني در کشوري مانند ما را به چالش­هاي اساسي درخواهد انداخت.

ارتباط جامعۀ اطلاعاتي با حوزۀ فرهنگ اين گونه است كه امروزه فرهنگ در مفهوم عام آن، در بستر جامعۀ اطلاعاتي قرار دارد و فرهنگ هر ملّتي که ارزشمندترين داشتة آن ملّت است، با تحولات سريع و پيچيدة دوران گذار از جامعۀ سنّتي به جامعۀ اطلاعاتي مواجه و دست به گريبان است.

دانش يا همان معرفت، به انسان قدرت مي­دهد. تبديل اطلاعات به دانايي، و دانايي به توانايي، چرخه­اي است كه مداوم است و اگر متوقّف شود، پيامدهاي سختي براي انسان و جامعة انساني خواهد داشت و در نهايت به نابودي او منجر مي­شود.

جامعة اطلاعاتي، جامعه­اي است كه در آن، تصميمات و راهبردها بر مبناي اطلاعات شكل مي­گيرند. يعني اطلاعاتي وجود دارد تا بتوان بر بناي آن تصميم­گيري كرد. وجود يك جامعۀ اطلاعاتي در تحليل واقعي شرايط جامعه، ضروري است زيرا تحليل­هاي درست بر اساس آمار و داده­هاي دقيق به دست مي­آيد.

نگاه به عنصر فرهنگ با توجه به بستر آن كه امروزه جامعۀ اطلاعاتي است، واقع­بينانه خواهد بود. به عبارت­ديگر نوع، كميت و كيفيت تعاملات و ارتباطات فرهنگي و اجتماعي كه در جامعۀ امروزي در حال شكل­گيري است، نگاه تحليلگران را از شرايط سنّتي به شرايط مدرن سوق مي­­دهد و مؤلفه­ها و شاخص­هاي اجتماعي به ويژه در حوزۀ فرهنگ را با توجّه به جهت­گيري جامعه به سوي جامعۀ اطلاعاتي سنجش مي­کند.

جامعة اطلاعاتي در حوزه­هاي مختلفي از فرهنگ انسان مي­تواند نمود داشته باشد؛ دين و معنويت و اخلاق، علم و تحقيق و آموزش، خط و زبان، آداب و رسوم، نظام حقوقي، ميراث فرهنگي، هنر، گروه­هاي اجتماعي (خانواده، زنان، جوانان، و...)، امنيت فرهنگي و محيط رايانه­اي، بازي و سرگرمي، رسانه و خبررساني و حوزه­هاي مختلف ديگر. تحوّلي كه امروزه در جامعۀ اطلاعاتي شكل مي­گيرد، تحوّلات گستردة فرهنگي را به دنبال دارد.

 

 

 

سه‌شنبه 17 اسفند 1389 - 13:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری