پنجشنبه 8 تير 1396 - 1:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

افسانه اي کودکانه و کهن بر پرده سينما

 

نگاهي به توليد وکارگرداني فيلم خاله سوسکه(نادره ترکماني)


نادره ترکماني پس از سال ها تدريس سينما و فعاليت در عرصه مستندسازي اولين فيلم سينمايي اش را در گونه کودک و نوجوان و بر اساس يک افسانه عاميانه قديمي ساخته است. از افسانه خاله سوسکه روايت هاي مختلفي وجود دارد. ترکماني براي نگارش فيلم نامه کتاب خاله سوسکه از اولين روايت چاپي تا امروز نوشته خسرو صالحي پژوهش گر فرهنگ عاميانه را مبناي کار قرار داده و پس از بررسي روايت هاي گوناگوني که از افسانه وجود دارد، ترجيح داده که کامل ترين و طولاني ترين روايت موجود را به فيلم برگرداند.

خاله سوسکه امسال در جشنواره فيلم هاي کودک و نوجوان همدان هم نمايش داده شد. ترکماني در گفتگو با ماهنامه فيلم مي گويد:«در زمان برگزاري جشنواره همدان، فيلم در مرحله ميکس موسيقي و تيتراژ بود. به همين دليل نسخه اي که براي نمايش در روزهاي نخست جشنواره فرستاده شد  نسخه دي وي کم بود و کپي 35 ميلي متري شب آخر به دست برگزار کنندگان رسيد. در نتيجه بيشتر سانس هاي نمايش فيلم در جشنواره همدان با همان نسخه بي کيفيت ابتدايي انجام شد و نسخه 35 ميلي متري فقط يک بار در شب پاياني به نمايش درآمد.»

ترکماني اعتقاد دارد که فيلمش با اين که براي مخاطب کودک ساخته شده اما با بزرگسالان هم مي تواند ارتباط برقرار کند. او در اين باره مي گويد:«افسانه هاي عاميانه طوري طراحي شده اند که علاوه بر کودکان خانواده ها را نيز جذب مي کنند، چون قصه در حضور خانواده ها يا با قصه گويي آنان به گوش کودکان مي رسيد و بايد علاوه بر مخاطب خردسال براي خانواده ها نيز جذاب مي بود تا از تعريف کردن قصه لذت ببرند.»

فيلمبرداري خاله سوسکه در 22 روز انجام شد و اواخر آذرماه سال 1388 به پايان رسيد. به دليل مشکلات مالي و کمبود بودجه، پيش توليد در کم تر از دو ماه و با زمان بندي بسيار فشرده انجام گرفت.

موسيقي حميدرضا صدري با استفاده از تم هاي عاميانه و سازهايي چون زنبورک و دايره زنگي ساخته شده است. صدري براي صحنه هاي شعرخواني از موسيقي فولکلور تهران قديم الهام گرفته و روي بيش تر صحنه ها صداي تنبک و ضرب گذاشته شده. براي صحنه هاي موزيکال فيلم نيز دوبار آهنگ سازي شده است. ابتدا بهرام دهقانيار موسيقي فيلم را ساخت که در نهايت کارگردان تصميم گرفت از موسيقي حميدرضا صدري روي صحنه هاي موزيکال استفاده کند.

توليد و کارگرداني خاله سوسکه از زبان کارگردانش:

قصه «خاله سوسکه و آقا موشه»، شيرين ترين افسانه اي است که از سال هاي دور کودکي ام در ذهن دارم. اين قصه به همراه ده ها قصه و متل و ضرب المثل، از آن سال ها در يادم باقي مانده. هميشه دلم مي خواست خاله سوسکه را در ميان انبوه فيلم هايي که ساخته مي شود، ببينم. وقتي کتاب خاله سوسکه از اولين روايت چاپي تا امروز نوشته خسروصالحي را مطالعه کردم، متوجه شدم که ده ها نويسنده و راوي قصه در مناطق مختلف ايران با گويش ها و لهجه ها و آداب و رسوم گوناگون، اين قصه را به اشکال مختلف و به شيريني روايت کرده اند. حتي اين قصه در کشورهاي ديگر براي بچه ها روايت شده و مخاطبان فراواني را جلب و جذب کرده بود.

 اين کتاب مبنايي شد براي نگارش فيلم نامه بلند خاله سوسکه. ما برداشتي آزاد از روايت هاي گوناگون خاله سوسکه داشتيم، اما پتانسيل اصلي و ماهيت کلي فيلم نامه دقيقا بر اساس افسانه خاله سوسکه طراحي شد و شکل گرفت. به عبارت ديگر، فيلم حاضر بازآفريني افسانه شيرين خاله سوسکه است به نحوي که ضمن حفظ ارکان و ساختار اصلي روايت، قابليت هاي بصري نيز در آن تقويت شده است.

خاله سوسکه اولين تجربه من در زمينه کارگرداني فيلم بلند است. فيلمي با دستمايه اي ظاهرا ساده و پيش پا افتاده براي مخاطبان کودک و نوجوان، ولي در اساس پيچيده و چند وجهي. بيرون کشيدن خاله سوسکه شيرين و پر جنب و جوش از درون چندين روايت شفاهي و مکتوب و تصويري کردن آن بر پرده سينما کار ساده اي نبود. هريک از کساني که داستان خاله سوسکه را به ياد دارند، او را به نحوي در تخيل خود ساخته و پرداخته اند؛ اما خاله سوسکه اين فيلم کدام يک از آن هاست؟ دشوارترين بخش کار برگرداندن يک اثر روايي به فيلم نامه و سپس آوردن آن روي پرده سينماست. به خصوص اگر اثر مورد نظر در ذهن نسل هاي گذشته شکل گرفته و به يادگار مانده باشد.

«گو اين که يک تصوير گوياتر از هزار کلمه است.» خيلي ها اعتقاد دارند به تصوير کشيدن چنين افسانه هايي نتيجه مفيد و موثري به دنبال ندارد. با اين حال تصميم دارم شيرين ترين افسانه هاي سرزمين ام را بر پرده سينما ترسيم کنم و با آن ها کودکان را به دنياي تو در تو و پر رمز و راز قصه ها ببرم. افسانه ها هرچند بار و به هر شکلي که روايت شوند به دليل مضمون شيرين و انساني اش بر مخاطب اثر خواهند گذاشت. اين جادويي که در افسانه ها نهفته، همان چيزي است که سينما براي جذب مخاطبانش به آن نياز دارد.

بعد از انتخاب افسانه شيرين خاله سوسکه به عنوان دستمايه اي مناسب براي نگارش فيلم نامه، نگارش فيلم نامه را با عنوان سوسوله و بلبله آغاز کرديم. سوسوله را براي خاله سوسکه انتخاب کرديم، چون در برخي از مناطق ايران و در بعضي لهجه ها شنيده بوديم که سوسک را سوسوله مي خوانند و آقا موشه را به خاطر گوش هاي بزرگ و متحرکش بلبله ناميديم. فيلم نامه را با آقاي خسرو صالحي که محقق و پژوهشگر کتاب خاله سوسکه از اولين روايت چاپي تا امروز هستند، نوشتيم. فيلم نامه از نظر خيلي ها طويل بود و عده اي معتقد بودند اضافاتي دارد که بايد حذف شود، اما من آن را به همان شکل که نوشته بوديم دوست داشتم.

متن نوشته شده که دقيقا همين اثري است که چاپ شده، در شش نسخه مجزا به مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي ارائه شد و پس از تاييد شورا با برآوردي معين مي بايست کار را توليد مي کرديم.

تهيه کننده فيلم تاکيد کرد که بر اساس مقدار برآورد، مي بايست 22 روزه کاررا جمع کنيم. از آنجا که تمام عزم خود را براي ساخت اين فيلم جزم کرده بودم و حاضر نبودم تحت هر شرايطي اين امکان را از دست بدهم اين پيشنهاد سخت را پذيرفتم.

 در روزهاي پيش توليد متوجه شدم که در بسياري زمينه ها دستانم بسته خواهد بود و ناچارم بسياري از خواسته هاي از پيش شکل گرفته در ذهنم، تصورات خاص در سکانس هاي مورد علاقه ام، بخش هاي زيادي از جلوه هاي ويژه و حتي بازيگران از پيش تعيين شده ام را تغيير دهم. مي بايست بسياري از سکانس ها را در هم ادغام مي کردم، لوکيشن ها را تغيير مي دادم و حتي با افزودن اجزايي جديد در فيلم نامه بخش هاي بزرگي را حذف مي کردم و.... نتيجه اين که يادمان باشد در هر فيلم هميشه همه چيز آن طور که شما مي خواهيد پيش نمي رود.

روند شکل گيري فيلم نامه جديد با مختصات قابل توليد به سرعت طي شد. اما زماني که کار کليد خورد، محدوديت هاي زماني، نبود امکانات کافي و بسياري از ناچاري ها موجب شد که باز هم تغييرات فيلم نامه در هر روز و هر ساعت اتفاق بيفتد. گاهي فکر مي کردم از فيلم نامه اوليه تنها يک اسکلت باقي مانده و گوشت و پوست و ساير بخش ها درهم ادغام شده است. به سرعت 22 روز سپري شد، با تمام موانع و سختي ها و محدوديت هايش.

کتاب فيلم نامه خاله سوسکه به شکل فيلم نامه مصور مي تواند بخش عمده اي از آن چه را که در توليد اين کار ميسر نشد به منصه ظهور درآورد و همچنين فرصتي خواهد بود تا کودکان و نوجوانان به خواندن فيلم نامه تشويق شوند. اميدوارم روزي اين امکان فراهم شود تا اين فيلم نامه را به شکل تصويري در اختيار کودکان و نوجوانان قرار دهم.

همچنين اميدوارم جريان حمايت از آثار سينمايي که با پشتوانه ميراث فرهنگي و ماندگار کشورمان يعني افسانه ها توليد مي شوند مورد توجه و حمايت قرار گيرد. اين که سينما بهترين زبان بازگويي افسانه ها است، جمله اي اغراق شده نيست. در دنيا کمپاني هاي بزرگ سينمايي هستند که در صدد جمع آوري زيباترين افسانه هاي ملل هستند و از طريق ساخت اين آثار به شکل انيميشن و رئال(واقع گرا) و ساير تکنيک ها، دنياي کودکان جهان را تسخير مي کنند.

فيلم نامه خاله سوسکه در چارچوب و شکل کلي، کاملا بر اساس همان افسانه قديمي جلو رفته، منتها از آن جا که در سينما به دنبال بهانه اي براي روايت قصه بوديم، در ابتداي فيلم نامه، بخشي را طراحي کرديم که در زمان حال اتفاق مي افتد.

 دختر بچه اي به نام ريحانه به شدت از سوسک مي ترسد. او روز پس از تولدش به مادربزرگش سپرده مي شود تا در نبود پدر و مادر و خواهر و برادرهايش که هر يک مشغول کار و دانشگاه و.... هستند، در خانه تنها نماند و چون به دليل کسالت جزئي اي که دارد به مهد کودک هم نمي تواند برود، مي بايست در منزل مادربزرگ بماند. مادربزرگ که پي به ترس ريحانه از سوسک برده، براي سرگرم کردن او قصه خاله سوسکه را برايش روايت مي کند. از اين جا به دنياي افسانه و زمان گذشته مي رويم، زماني که لباس ها و مدل زندگي با امروز تفاوت هايي دارد. اين بخش از فيلم در بازاري قديمي در اراک و در کاروانسراهاي نودري و کتابدار کار شده است.

از لحظه اي که فيلمنامه نوشته شد در جست و جوي لوکيشن هاي(مکان فيلمبرداري) واقعي بوديم. در شهرهاي مختلف از بازارها و کاروانسراها بازديد مي کرديم، تا اين که بازار اراک را انتخاب کرديم. از بازسازي لوکيشن ها يا بهره گرفتن از مکان هاي ساختگي پرهيز کرديم. حجره ها، ورودي هاي بازار، مراکز خريد و فروش، منازل قديمي و هرآن چه در فيلم ديده مي شود مکان هايي است که براي پيدا کردن شان وقتي زيادي گذاشتيم. خوشبختانه در سراسر ايران هنوز مکان هاي قديمي زيبا و خيال انگيزي هست که مي توان از آن ها براي ساخت آثار سينمايي بهره برد.

خاله سوسکه در بيست و سومين جشنواره فيلم هاي کودکان و نوجوان همدان موفق به دريافت پروانه زرين و ديپلم افتخار به عنوان بهترين فيلم منتخب تماشاگران و در همان جشنواره به عنوان فيلم منتخب هيات داوران سازمان صنايع دستي انتخاب شد.

ديدن فيلم با بچه ها در جشنواره کودک و در سالن سينما بيشترين تجربه را برايم داشت و ضعف و قوت هاي فيلم را همان جا در ذهنم ثبت و ضبط کردم. اميدوارم اين تجربه در توليد فيلم بعدي کمکم کند.

خاله سوسکه با همت و تلاش و همراهي عواملي ساخته شد که هر يک سعي کردند در جايگاه خود به بهترين شکل ممکن و در شرايط سخت کار کنند و جا دارد از يکايک شان تشکر و قدرداني کنم.

اما بعد از خاله سوسکه فيلم نامه اي در دست نگارش دارم که يکي از افسانه هاي جذاب و سرگرم کننده ايراني است. اين فيلمنامه قابليت هاي جديدي را براي سينماي کودک و نوجوان تعريف مي کند. بخش هايي از آن مي بايست با شيوه اي خاص اجرا و توليد شود. اميدوارم امکانات ساخت اين فيلم برايم فراهم شود. همچنان عرصه کودک و نوجوان را براي ساخت آثار سينمايي مغتنم مي دانم.

مشخصات فيلم خاله سوسکه

کارگردان: نادره ترکماني. فيلم نامه: خسرو صالحي و نادره ترکماني. مدير فيلمبرداري: هاشم مرادي. صدابردار: آرش برومند. طراح صحنه و لباس: اسماعيل مقصودي. طراح چهره پردازي: علي عارفي. تدوين: سهراب خسروي. موسيقي: سيد حميدرضا صدري. بازيگران: سحر ولدبيگي، علي سليماني، فروغ قجابگلو، شاه علي سرخاني، فريده دريامج. تهيه کننده: جواد نوروزبيگي. مجري طرح: موسسه فرهنگي- هنري سخن فيلم.  محصول: مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي.

 

 

 

سه‌شنبه 17 اسفند 1389 - 12:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری