دوشنبه 27 آبان 1398 - 5:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

سايه‌اي پشت پنجره

 

 

سايه‌اي پشت پنجره  ( مجموعه روايت ديگر  - 28 )

نويسنده : عبدالرضا حياتي

طراح جلد : رضا زواري

نوبت چاپ و تيراژ : اول – 1000 نسخه

ناشر : كتاب‌هاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميركبير

 

جلد بيست و هشتم مجموعه روايت ديگر به نمايشنامه سايه‌اي پشت پنجره نوشته عبدالرضا حياتي اختصاص دارد .  پدر ( غريبه ) ، عاطفه ، ايمان ، دكتر ( سايه ) از شخصيت‌هاي ايفاء كننده نقش‌هاي اين نمايشنامه هستند . ابتداي نمايشنامه با صداي پدري آغاز مي‌شود كه از رفتن خودش سخن مي‌گويد و اينكه نمي‌دانسته كه يك روز نمي‌تواند برگردد و حالا كه برگشته گمان مي‌كند كه انگار زيادي است .  صحنه روشن مي‌شود . سمت راست چهارچوب در و پنجره‌اي و سمت چپ نيز چهارچوب دري ديده مي‌شود . سايه پدر نشسته روي ويلچر در عمق صحنه به چشم مي‌خورد . دو صندلي ، يك ميز ، پارچ آب ، تلفن و گلداني با گل‌هاي پلاستيكي وسايل صحنه هستند .

در بخشي از نمايشنامه "  سايه‌‌اي پشت پنجره " مي‌خوانيم :

عاطفه : ] متحير در چشمانش خيره  مي‌شود [ پس تو هم گوش كن ] از روي دفترچه مي‌خواند .  [ من امروز عده‌اي از اسراء عراقي را به پشت جبهه  انتقال دادم . يكي از آنها كه با زبان دست و پا شكسته‌اي فارسي صحبت مي‌كرد ، با گريه شديد  مي‌گفت فرمانده‌اش را كشته . وقتي علت را از او جويا شدم با خشم گفت ، من خودم شاهد بودم كه به سربازان تحت فرمانش دستور داد تا به جنازه زنان و دختران كشته شده تجاوز كنند و من در اين فكرم كه اگر اين جانيان دستشان به فرزندان ما برسد چه بر سر آنان خواهند آورد ؟ ! ] رعد و برق [

ايمان : ] با خشم [ اينو بابا نوشته ؟!

عاطفه : ] با زهرخند [ مگه برات مهمه ؟!

ايمان : اونا هميشه از دشمن هيولايي ميسازن تا كار خودشون ور توجيه كنن ؟!

صداي پدر : اون داره مياد !

ايمان : ] با فرياد [ آه اين صداي شوم ، مثل پتك تو مغزم ميكوبه !!

نمايشنامه سايه‌اي پشت پنجره نوشته عبدالرضا حياتي در چاپ اول خود با تيراژ 1000 نسخه و با قيمت 10000 ريال توسط انتشارات كتاب‌هاي سيمرغ وابسته به موسسه  انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است .

 

 

 

 

 

شنبه 14 اسفند 1389 - 13:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری