جمعه 28 دی 1397 - 15:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

تاريخ عراق (جلد اول)

 

تاريخ عراق  (جلد اول)          

شرکت چاپ و نشر بين الملل

مؤلف : دکتر علي الوردي        

ترجمه و تحقيق : دکتر هادي انصاري

چاپ اول : 1389

کتاب حاضر در خصوص ديدگاه هاي اجتماعي عراق معاصر است . هادي انصاري مترجم اين مجموعه درباره اين کتاب مي نويسد: يکي از مهمترين کتابهاي دکتر علي وردي , کتاب تاريخ عراق در هشت جلد است که همچنان تنها مرجع درباره تاريخ معاصر اين کشور به شمار مي رود. وي کتاب خود را با ديد جامعه شناسانه فراهم آورده و به بررسي تاريخ عراق از چهار قرن پيش که از زير نفوذ و قدرت دولت صفويان بيرون آمد و تحت سلطه دولت عثمانيان قرار گرفت آغاز کرده است . نامبرده اين تاريخ را تا ميانه دوره پادشاهي عراق در نيمه قرن بيستم ميلادي ادامه داده و پس از آن به علت اختناق و فشاري که از سوي رژيم بعث عراق در آن هنگام وجود داشت از ادامه آن باز مانده است .

اين جلد از کتاب تاريخ عراق شامل سه بخش مي باشد. در بخش اول آن دوران طولاني از آغاز تشکيل دولت عثمانيان تا نيمه قرن نوزدهم مورد بررسي قرار گرفته است . به بياني ديگر بيشترين زماني که عثمانيان بر عراق حکومت راندند. مهمترين ويژگي جامعه عراقي در آن دوران شامل دو قسمت بوده است : نخست درگيري ها و نزاعهاي ترکي ,ايراني درباره عراق که به دنبال آن اختلافات و نزاعهاي طايفه اي شديد ميان شيعيان و اهل سنت را به همراه داشت و ديگري گسترش قدرت بدويان به عراق تا آنجا که مردم و جامعه آن را دوباره به عادت ها و سنت هاي جاهليت نخستين باز پس گردانيدند.

بخش اول اين اثر در ده فصل نگاشته شده است که فصل اول اين بخش را بررسي و تبيين برپايي دولت عثماني و فتح عراق تشکيل مي دهد : بر پايي دولت عثماني به دهه هاي پاياني قرن سيزدهم ميلادي مطابق با قرن هفتم هجري باز مي گردد . براي نخستين بار در دوران سلطان سليمان؛ قانوني به سال 1534 ميلادي يعني بيش از دو قرن پس از به وجود آمدن اين دولت عراق به اشغال نيروهاي دولت عثماني درآمد . دولت عثماني در اين دوران نسبتا ً طولاني با رويدادها و تجربه هاي ديني و غير ديني آن چنان دست و پنجه نرم کرد تا اينکه ويژگي هايي را کسب نمود که اين ويژگي ها آن را از ساير دولت هاي کهن و نوين برتري داد . در اين بخش سعي بر آن است که بخشي از رخدادهاي آن دوران را که با موضوع آن کتاب ارتباط دارد, بررسي شود در اين ميان نخست به تأسيس سپاه « ميني چري » که از مهمترين و مشهورترين ويژگي هايي بود که دولت عثماني بدان برتري داشت پرداخته شده است .

به نقل از کتاب حاضر در سال 1326 سلطان اورخان عهده دار دولت شد و در دوران وي بود که سپاه ميني چري پايه گذاري و تأسيس شد. وظيفه سپاه ياد شده در آغاز ربودن کودکان از سرزمين هاي مسيحي مجاور بود اين حرکت به اعتبار اينکه سرزمين هاي ياد شده به عنوان سرزمين کفر بود و ربودن و در اختيار گرفتن هر چيزي از آن ها حال چه انسان باشد يا کالا جايز به شمار مي آمد صورت مي پذيرفت . عثمانيان کودکان ربوده شده را در مؤسسه هاي ويژه اي که بي شباهت به مدارس شبانه روزي نبوده قرار داده و روحيه آنان را بر پايه سربازان اسلامي شکل مي دادند .

از جمله مواردي که در اين فصل و در طي رويدادهاي تاريخي به آنها اشاره شده است ظهور دولت صفويان است . در همان هنگامي که دولت عثماني قدرت خود را در فتح قسطنطنيه به رخ ديگران مي کشيد, منطقه آذربايجان ايران دستخوش جنبشي صوفيگرانه شده بود و چنين مقدر گرديده بود که بعدها اين جنبش صفوي به عنوان اهرم خطري براي دولت عثمانيان سر برآورد .

گفتني است آئين صفويه در آغاز تفاوت فراواني با آئين « بکتاشيه » که در اصل آميخته اي از تصوف و تشيع اثني عشري بود نداشت, پيروان آن معروف به قزلباش بودند که به معناي سرخ سر بود و اين بدان دليل بود که اين افراد کلاهي نمدي به رنگ سرخ که دوازده ترک داشت ( که اشاره به امامان دوازده گانه بود) بر سر داشتند .« بکتاشيه , طرفداران بکتاش هستند که سر دسته ميني چري ها بودند و سربازان ميني چري از وجود آنها قوت مي گرفتند »

در ادامه همين فصل به شخصيت شاه اسماعيل, مؤسس سلسله صفويان و سلطان سليم ياوز که در عهد شاه اسماعيل عهده دار سلطنت عثماني بود و طرفدار مذهب تسنن, پرداخته شده است هم چنين به چگونگي انتقال خلافت به عثمانيان و تشريح وحشت اروپا از حمله ترکان و همينطور فتح بغداد به دست ايرانيان توسط ترکان اشاره شده است .

در قسمتي از اين فصل مي خوانيم : سلطان سليمان پسر سلطان سليم از آغاز سلطنت خود همواره از سوي اطرافيان و مشاوران خود براي رهايي بغداد از دست ايرانيان و تجديد بناي مرقد ابوحنيفه (يکي از ائمه چهارگانه اهل سنت ) تحت فشار قرار داشت . شاعران نيز همواره در اشعار خود شهامت و مردانگي او را در اين راه بر مي انگيختند و خواجگان نيز دائما ً ضرورت از ميان برداشتن ايرانيان را با جنگ و خونريزي همانند راهي که پدرش سلطان سليم رفته بود, يادآور مي شدند .

در فصل بعدي کتاب به تشکيلات دولت صفويه و تشيع , ابزار گسترش مذهب , تلاش هاي عمراني شاه عباس کبير و هم چنين شخصيت هاي برجسته تاريخي نظير شيخ بهايي , محمد باقر مجلسي و... پرداخته شده است .ظهور دولت صفويه در ايران تأثير بسيار گسترده اي در شرايط سياسي و اجتماعي و اعتقادي ايران داشت اين تأثير تنها محدود به ايران نبود بلکه عراق و ترکيه و افغانستان و هند را نيز شامل گرديد. در حقيقت بررسي تاريخ عراق و چگونگي بافت جامعه آن را نمي توان بدون بررسي و تحليل دولت صفويه به طور نسبتا ً گسترده به دست آورد و فهميد . نويسنده در اين فصل تلاش دارد جنبه مذهبي دولت صفويه را که به نظر ارتباط عميقي با جامعه عراق داشته است مورد بررسي قرار دهد.

دوران دوم عثمانيها و فتح بغداد و چگونگي آن و در ادامه صلح دو دولت عثماني و صفويه و همينطور انحطاط و سقوط عراق و ظهور حسن پاشا و اقدامات او فصل بعدي کتاب حاضر را شامل مي شود : دولت عثماني در دوران سلطنت سليمان قانوني به اوج گستردگي و قدرت ( در اواخر قرن شانزدهم ميلادي) رسيد. از آن پس دولت عثماني به از هم گسيختگي و انحطاط رسيد . اختلال کارهاي دولت با اختلال نظام سپاه ميني چري آغاز گرديد. قابل توجه آنکه اين سپاه در آغاز کار يکي از عوامل قدرت و رشد دولت عثماني و شکوفايي آن به شمار مي آمد ليکن در پايان از عوامل مهم نابودي دولت بود .

در فصل بعدي اين بخش انقراض دولت صفويه و ظهور نادر قلي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .

"...هنگامي که حسن پاشا يکي از واليان قدرتمند عثماني عشاير را وادار به تسليم مي نمود و بدين ترتيب قدرت دولت عثماني را در عراق مستحکم مي کرد دولت صفويه در ايران سير نزولي خود را به سوي نابودي , شتابان طي مي نمود . تا آنجا که تاريخ نگار انگليسي « سرجون مالکوم » در اين باره چنين گفته است : همانند ساختمان عظيمي که در حال فروپاشي باشد تا پايان, دولت صفويه به وسيله يکي از قبايل افغاني منقرض گرديد. لازم به ذکر است که دولت صفويه در روزهاي قدرت خود بخش گسترده اي از سرزمين افغانستان را تسخير نموده بود. سعي و کوشش آنان به شيعه ساختن مردم به اندازه موفقيتشان در ايران نبود . افغانيان نيز در اين راستا به ويژه قبايل آنان منتظر فرصتي بودند که دولت صفويه را از ميان بردارند و انتقام خود را از آنان بگيرند .

هم چنين در قسمتي از اين بخش آمده است : در سال 1707 مير ويس يکي از رؤساي قبايل افغاني حج گذارد او در آنجا با فقهاي مذهب حنفيان که خود از پيروان اين مذهب بود ملاقات کرد و استفتايي از آنان درباره جنگ با ايرانيان و غارت اموالشان و اسارت زن و کودکان آنها نمود؛ همگي فقهاي ياد شده فتوا به چنين کاري دادند و تنها « عبدالکريم سندي » يکي از فقهاي حنفي از دادن چنين فتوايي خودداري کرد .

در ادامه در خصوص ظهور نادر قلي مي خوانيم : ...مردم بغداد چنين گمان مي کردند که جنگ ميان ايرانيان و عثمانيان تا ابد به پايان رسيده است و آنان از اين پس به دور از آشوب و جنگ در آرامش زندگي خواهند کرد . شخصيت نادرقلي را همچون اسکندر و چنگيزخان دانسته اند , اروپائيان نام ناپلئون شرق را بر وي گذاردند .نادر در کودکي شغل چوپاني را در نزديکي خراسان اختيار کرده بود سپس رشد نمود و به عنوان راهزن با گروهي از تيره بختان به کاروان ها يورش مي بردند .

نويسنده نيز به حمله نادرقلي به بغداد و مقاومت سرسختانه احمد پاشا پسر حسن پاشا به طور مبسوط اشاره کرده است : در حقيقت سپاه ايران به فرماندهي نادرقلي در اين نبرد شکست سختي خورد به طوري که سي هزار کشته و سه هزار اسير داشت . همچنان که تمامي توپ ها و ساز و برگ جنگي شامل چادرها و سازوبرگ و چهارپايان و خواربار آنان از ميان رفت نادر قلي به سرعت به همراه بازماندگان سپاهش عقب نشيني کرد و به سوي ايران از مرز عبور نمود .

در فصل بعدي اين بخش به برخي از کارهاي او به ويژه طرح تقريب مذاهب اسلامي که در اواخر دوران خود کوشش بسياري در جهت آن نمود, پرداخته شده است . طلاکاري گنبد حرم علوي , شکست نادرشاه از « لزگيها » (مردمان ناحيه کوهستاني شمال قفقاز ) , حمله به عراق , محاصره موصل, حرکت نادر به سوي نجف , کنگره نجف و قطعنامه اين کنگره , نبرد نادر شاه با دولت عثماني , قتل نادرشاه , و پادشاهي کريم خان زند , از مباحث بعدي اين فصل مي باشد . « از ورود نادرشاه به نجف چندان نگذشته بود که تصميم به گردهمايي عمومي ميان علماي شيعه و سني گرفت تا در آن , پايه هاي ارتباط ميان دو طا يفه درگير با يکديگر را بنا نهد .به باور نگارنده اين کنگره در نوع خود نخستين گردهمايي در تاريخ اسلامي بود و شايد آخرين آن نيز به شمار مي آمد »  نتيجه اين کنگره تنظيم قطعنامه اي مشتمل بر پنج بند بود که يکي از آنها اين بود که ايرانيان از عقايد پيشين خود دست برداشته و دشنام را نکوهيده و مذهب جعفري را که از مذاهب حقه به شمار مي آيد قبول کرده اند . از اين رو اميدواريم که قضات , علما و شخصيت هاي محترم آنان را به رسميت بشناسند و آن را به عنوان مذهب پنجم به شمار آورند .

دوران مماليک در عراق موضوع فصل بعدي کتاب حاضر است که انحراف اين مماليک, اولين فرد از مماليک به نام سليمان پاشا , قيام هاي عشاير , جنگ با ايران , کشته شدن عمر پاشا و از مباحث اين فصل است که نگارنده در بخشي از آن آورده است : دوران مماليک در حدود هشتاد سال در عراق به طول انجاميد, آغاز آن با حکمراني سليمان پاشا (ابوليله ) در سال 1749 بود که با عزل داود پاشا در سال 1831 اين دوران به پايان رسيد . به اعتقاد نگارنده دوران مماليک در عراق با توجه به کوتاهي آن از نظر اجتماعي اهميت فراواني داشت و بررسي اين دوران ديدگاه ارزشمندي را از جامعه عراقي به صورت عموم و جامعه بغدادي به صورت ويژه فرا روي ما قرار مي دهد .

مولف در ادامه مي نويسد : پيش از دوران مماليک و پس از آن همواره براي حکومت در عراق رقابت و درگيري وجود داشته است واليان پيش از دوران مماليک به فرماني از سوي سلطان عثماني در استانبول تعيين مي شدند و اين بدان معنا بود که هر کس خواهان به دست آوردن حکومت عراق بود مي بايست در استانبول کوشش فراواني از خود نشان دهد . به طوري که گاه بايد او سلطان يا نزديکانش را براي به دست آوردن فرمان حکومتي راضي نمايد اما در دوران مماليک شرايط تغيير کرده بود زيرا تأثير فرمان سلطان در تعين والي کم شده بود و گاه در برخي از شرايط هيچ گونه تأثيري نداشت ....

در فصل بعدي مجموعه حاضر به سليمان کبير و پيدايش حرکت وهابيان اختصاص دارد که استحکام پايه هاي قدرت او , خشکسالي در بغداد , روابط خوب او با سليمان شاوي در ابتدا و سپس تيرگي آن, پيدايش وهابيان و جنبش و تأثيرگذاري آنان در عراق و ... از مواردي است که به آنها پرداخته شده است .

در خصوص چگونگي پيدايش وهابيان آمده است : « در دوران سليمان پاشاي کبير؛ جنبش وهابيان در نجد آغاز شد . اين جنبش به دليل نام پايه گذار آن , شيخ محمد ابن عبدالوهاب به اين نام شهرت يافت . زماني که او مشاهده کرد که مردم به زيارت حرم مطهر پيامبر (ص) رفته و در برابر ضريح آن حضرت به دعا پرداخته و تقاضاي شفاعت حضرتش را در درگاه الهي آرزو مي کنند . محمد بن عبدالوهاب اين رفتار مسلمانان را بنا بر تخيلات باطل خود مخالف با آموزه هاي اسلام دانست و به مخالفت با آن برخاست .

بخش بعدي کتاب حاضر در خصوص مماليک پس از سليمان کبير است . موضع گيري هاي مذهبي بازگشت وهابيان , يورش به نجف , کشته شدن علي پاشا و ...از سر فصل هاي اين بخش است  : علي پاشا نزديک به پنج سال حکومت کرد که اين همراه گرفتاري ها و ناراحتي ها يي بود تا اينکه ناگهان به وسيله گروهي از گرجيان که فرمانده آنان مردي به نام « مددبک» بود کشته شد اين مرد از نزديکان علي پاشا به شمار مي آمد ليکن همواره کينه او را به دل داشت و دشمني با وي را از او پنهان مي داشت .

نويسنده در فصل بعدي اثر حاضر به داود پاشا پرداخته است  : داود پاشا در پايان ماه فوريه سال 1817 ميلادي عهده دار حکومت بغداد شد. مهمترين گرفتاري او مشکلات عشاير بود . هم چنين در ادامه آمده است : يکي از کارهاي تازه اي که داود پاشا بدان دست زد انتشار روزنامه اي به نام « ژورنال العراق » بود که براي نخستين بار صورت مي گرفت . همينطور يکي از ويژگي هاي دوران حکومت داود پاشا اهميت دادن به ساخت و ساز و يا تجديد بناي مساجد و مؤسسات ديني بود .

به باور نويسنده دوران داود پاشا آغاز بيداري نوين در ادبيات عراق به شمار مي آيد زيرا ساختار شعر در آن افزايش يافته و به رشد تازه اي دست يافت ....

وي داراي قدرت و نفوذي گرديده بود که مي توانست استقلال خود را از دولت عثماني به دست آورد. هم چنين اوضاع جامعه عراق را درک کرده بود و بر آن آگاهي داشت و مي دانست که چگونه بايد بر آنان حکمراني و ملت را اداره کند . داود پاشا در سال 1830 دچار اشتباه شد زيرا او فرستاده پادشاه عثماني را به قتل رسانيد اين شرايط موجب شد که روابط او با پادشاه عثماني تيره گردد که اين امر عامل از ميان رفتن او به شمار  مي آيد .

پايان ميني چريان و مماليک, موضوع فصل آخر اين بخش را تشکيل مي دهد که ضمن بيان چگونگي انحلال و پايان کار آنها به درگيري عثماني ها با بغداد و ... کشتار مماليک اشاره شده است .

به نقل از کتاب حاضر مخالفت و درگيري ميني چريان در دوران سلطان سليم سوم که در سال 1789 عهده دار سلطنت گرديد شدت يافت اين پادشاه که رفتار و انديشه اصلاح طلبان را داشت دست به يکسري اقدامات اصلاح طلبانه در بخش هاي گوناگون دستگاه دولتي زد ... ليکن اقداماتي که ميني چريان را بيشتر از ديگر اقدامات وي به خشم آورد همانا نظام نويني بود که بر اساس آن سربازان و لشکريان دولتي را ملزم نمود که خود را با آموزش هاي نظامي به روش اروپايي هماهنگ و کارآزموده سازند . در ادامه نيز  اشاره به ضمن مخالفت ميني چريان و برکنار کردن و سپس کشتن سلطان سليم سوم, به شورش اصلاح طلبان و بر تخت نشاندن سلطان محمود دوم به طور مبسوط پرداخته شده است .

بخش دوم اين کتاب به رخدادهاي نيم قرن, که آغاز آن ولايت عليرضا پاشا در سال 1831 ميلادي و پايان آن ولايت مدحت پاشا در 1872 ميلادي مي باشد پرداخته شده است . اين بخش در هفت فصل تنظيم گرديده که دو فصل نخست آن به رويداردهايي که در ارتباط با مصر و شام اختصاص داشته و ديگر فصول به تنش هايي که ميان نو انديشان و محافظه کاران به وجود آمد مي پردازد .مولف مي نويسد "در حقيقت فتح مصر به وسيله فرانسويان (ناپلئون بناپارت ) يکي از مهمترين رويدادهايي بود که در عصر جديد دولت عثماني را به لرزه در آورد."

در فصل اول و دوم اين بخش به اشغال مصر از سوي فرانسويان و ظهور محمد علي پاشا که در سال 1805 ظهور کرد و مصر نوين را پايه گذاري نمود و از نظر فرهنگ و تمدن آن را به پيشرفته ترين سرزمينهاي عثماني تغيير داد پرداخته شده است. همچنين جنگ با وهابيان و يونان , فتح سرزمين شام و ... نيز بررسي مي گردد : محمد علي پاشا ولايت شام را براي پاداش خدمتگزاريها و کوشش هاي خود در جنگ با وهابيان و يونانيان از سلطان محمود درخواست کرد ليکن سلطان؛ درخواست وي را رد کرد يا چنان ناديده انگاشت که محمد علي خشمگين شد و وي را بر آن داشت که ولايت شام را به جاي آنکه با رضايت و موافقت به دست آورد با قدرت و جنگ از آن خود سازد .

نيز در ادامه به گوشه اي از تاريخ دولت عثماني که موضوع کلي آن اختلاف ميان محافظه کاران و نوانديشان در آن است پرداخته مي شود که در قسمتي از  مقدمه اين فصل مي خوانيم : اختلاف ميان سنت گرايان و نوانديشان يا به عبارت ديگر ميان محافظه کاران و اصلاح طلبان يکي از واقعيت هاي اجتماعي است که در هر زمان و مکان باشد, ضعف ها يي متفاوت که مبتني بر شرايط آن اجتماع است ديده مي شود . شديدترين برخوردها در عصر نوين بويژه در  ميان ملت هاي عقب افتاده که با تمدن نوين مواجه شدند و آنان را شگفت زده کرد, اتفاق افتاد .

ولايت عليرضا پاشا, مبحث فصل سوم اين بخش است که در آن شخصيت وي و بغداد آن زمان که رخدادهايي نظير شورش جميل زاده و ابوالثناء آلرسي که پست عالي فتوا را در اختيار داشت در آن رخ داد موردبحث و بررسي قرار مي گير .

در مقدمه اين فصل آمده است: عليرضا پاشا که علي پاشا نيز ناميده مي شد نخستين والي عراق پس از برچيده شدن مماليک در سال 1831 ميلادي است ولايت او آغاز عهد جديد در عراق مي باشد که همان بازگشت اطاعت از دولت عثماني است زيرا در عهد سابق, عراق نيمه مستقل بود و واليان ,خود سرانه در آن حکومت مي راندند. نخستين اقدام عليرضا پاشا در بغداد همانا اقدام به کشتن مماليک بود . اين کشتار چون در پي دو کشتار ديگر بود مورد توجه قرار مي گيرد . نخستين رخداد در اين زمينه در قاهره در سال 1811 ميلادي بود؛ در اين حادثه محمد علي پاشا بر مماليک مصر دست يافت .

دومين رخداد در سال 1826 ميلادي در استانبول اتفاق افتاد به طوري که سلطان محمود بر ميني چاري غلبه يافت . فصل چهارم اين بخش به ولايت نجيب پاشا که در سال 1842 اتفاق افتاد اختصاص دارد. در اين فصل مباحثي نظير , رقابت انگليس و فرانسه براي نفوذ بيشتر در عراق , رخداد کربلا در ارتباط با ظلم و تعدي گروهي به نام « پرمازيه »و جنگي که به واسطه همين گروه به راه افتاد, همچنين موضوع کميته تحقيق بين الملل که براي بررسي اين رخداد تشکيل شد و ....پرداخته مي شود.

به نقل از کتاب حاضر , در سال دوم ولايت نجيب پاشا , حادثه کربلا رخ داد که در آن سربازان والي به فرماندهي شخص وي کشتاري عظيم را به وجود آوردند . گفتني است که جامعه کربلا در آن هنگام به دو قسمت تقسيم شده بود , گروهي شيخي بودند و گروهي ديگر مخالفان آنان .

در ادامه نيز به سالهاي پايان ولايت نجيب پاشا پرداخته مي شود .  در اين دوران است که "زني به نام « قرةالعين » که حجاب از رخ خويش برداشته بود جامعه عراق را به خود مشغول مي دارد . اين زن بر روي منبر مي رفت و ايراد سخن مي نمود." اين گونه رخ داد براي نخستين بار در تاريخ عراق و شايد در تاريخ تمامي شرق در طي قرون متمادي اتفاق مي افتاد . به عقيده نويسنده براي بررسي تاريخ جامعه عراق در آن هنگام لازم است که به معرفي شخصيت اين زن و ميزان تأثيرگذاري او در عراق و سپس ايران پرداخته شود . اين موضوع در فصل پنجم از اثر حاضر به بحث گذاشته شده است .

هم چنين وقايع عراق در دو دهه, مبحث فصل ششم است : در عراق ميان عزل نجيب پاشا و تعيين مدحت پاشا بيست سال فاصله قرار داشت که در اين ميان تعدادي از واليان بر آن حکومت کردند. مشهورترين آنها نامق پاشا , رشيد پاشا , و عمر پاشا بود . نخستين اقدام نامق پاشا پس از عهده دار شدن پست ولايت اين بود که در رأس لشگري گسترده به سوي عشاير شورشي فرات ميانه حرکت نمود .

ولايت مدحت پاشا و حوادث اين دوره تاريخي موضوعي است که در فصل بعدي مورد بررسي قرار مي گيرد . نيز شورش بغداد و فرات ميانه و تأسيس شهر ناصريه از مباحث اين فصل مي باشد . بنابر قول نگارنده: در اوايل ماه سپتامبر 1869 ميلادي , يعني چهار ماه پس از آغاز ولايت مدحت پاشا در بغداد قيام مردمي در بغداد بوجود آمد علت اين قيام قانون سربازي اجباري ساکنان بغداد بود .

مدحت پاشا از سختي هايي که عمر پادشا در اين باره با آن روبرو شد بود آگاهي داشت بنابراين تصميم گرفت که اين قانون را ابتدا درباره مردم بغداد عملي سازد . نيز در ادامه شورش هايي که در زمان او اتفاق افتاده بود و هم چنين فتوحات وي مورد ارزيابي قرار گرفته است .

در بخش بعدي اين مجموعه تاريخ عراق از آغاز دوران عثماني تا نيمه قرن نوزدهم مورد مطالعه قرار گرفت است . اين بخش در فصولي چند به سرفصل ها يي چون  سلطان عبدالحميد و رويدادهاي عراق , ميرزا محمد حسن شيرازي و نظام اجتهاد شيعه , انقلاب مشروطه در ايران و تأثير آن در عراق , مشروطيت ترکيه و رخدادهاي دوران قانون گرايي , رخدادهاي عراق در دوران نظام گرايي و ...مي پردازد.

در مبحث رخدادهايي عراق در دوران نظام گرايي , مقصود نگارنده 24 آوريل سال 1908 است که شهروندان عراق ناگهان با آذين بندي ساختمان ها و ادارات دولتي روبرو شدند. جوانان غرب گرا که در آن هنگام به افنديان مشهور بودند به تکاپو افتادند و خوشحال از رويداد تازه بودند . بر روي پارچه هايي با خط پهن شعار « حريت ,عدالت ,مساووات, اخوت »  نقش بسته بود مردم از يکديگر رخداد جديد را پرسش مي نمودند تا اينکه اعلام گرديد که سلطان فرمان به اجراي دوباره نظام قانونگرايي داده است .

در ادامه اين فصل نيز به آثار اين رويداد نظير آزادي زندانيان سياسي از بند , حق انتخاب نمايندگان , خلع سلطان عبدالحميد و بازتاب آن , گسترش امنيت در عراق و ... اشاره شده است.

پس از سلطان عبدالحميد , ناظم پاشا بود که قصد داشت به کارهاي عمراني و نوآوري در عراق دست بزند ليکن مدت ولايت او در عراق که تنها يک سال بود به وي اجازه انجام تمامي آن کارها را نداد با اين حال مي توان چنين گفت که وي در مدت کوتاه ولايت بر بغداد به کارهاي گسترده اي دست زد که برخي ويژه بغداد بود و برخي ديگر تمامي عراق را در بر گرفت .

مهمترين کاري که ناظم پاشا بدان اقدام نمود , از بين بردن آشوب و ناامني بود که در عراق وجود داشت. وي در اين راستا از کشتار رايج ميان عشاير جلوگيري نمود وي پس از ورود به بغداد براي پيشگيري از جنگ و خونريزي چاره اي انديشيد و نخست از روحانيان سني و شيعه درخواست کرد که فتواي خود را درباره تحريم جنگ و خونريزي به قلم آوردند .

در ادامه در اين فصل به عزل ناظم پاشا نيز اشاره شده است و هم چنين پيامدهاي اين عزل و جانشيني جمال يک مورد مطالعه قرار گرفته است . نيز فتواي جهاد از رويدادهاي دوران جمال يک است : در سي ام سپتامبر سال 1911 خبر حمله ايتاليا به طرابس غرب به بغداد رسيد والي جمال يک در بيانيه اي خطاب به مسلمانان عراق تقاضا نمود که براي کمک به دولت در جنگ با کفار خود را مهيا سازند اين بيانيه موجب گرديد که تظا هرات سنگيني در بغداد به وجود آيد و مردم طبل زنان در حالي که پرچم ها را بر افراشته بودند به سوي قشله که مرکز حکومتي در آن هنگام بود حرکت کردند .

در فصل بعدي اين بخش به نهضت بيداري عرب و تأثير آن در عراق پرداخته مي شود که اين نهضت تحولاتي را در اين دوره موجب گرديد که به تفصيل درباره آن سخن رفته است : عرب ها در دوران هاي اخير آگاهي و هوشياري آشکاري را که هم اکنون در دوران خود در آنها مي بينيم نداشتند زيرا اين آگاهي هاي مذهبي که در بين آنان جريان داشت به ويژه مسلمانان عرب , ترک ها را برادران ديني خود در چهار چوب دولت عثماني که نشانگر خلافت اسلامي در نظر آنان بود به شمار مي آوردند . آگاهي و بيداري ملت عرب از نيمه دوم قرن نوزدهم آشکار گرديد . آغاز اين بيداري نخست در ميان مسيحيان شامي به وجود آمد . در دنباله اين مطلب مي خوانيم : نخستين کوشش منظم در تاريخ بيداري عرب نوين در سال 1875 ميلادي آشکار گرديد در اين هنگام بود که پنج جوان مسيحي که از دانشگاه آمريکايي فارغ التحصيل شده بودند حزبي انقلابي و مخفيانه را تشکيل دادند؛ با گذشت زمان اين پنج نفر توانستند افراد گوناگوني از طائفه هاي مذهبي را به گروه خود وارد و شعبه هايي از حزب را در دمشق از طرابلس و صيدا افتتاح نمايند ...

آغاز تمدن تازه در عراق موضوع فصل بعدي است که مقصود نگارنده از اين سر فصل , اختراعات و نوآوري هاي اروپايي بود که از نيمه قرن نوزدهم به عراق راه يافت . در اين بخش به بررسي اين نوآوري ها و تأثيرگذاري آن در جامعه عراقي تا آغاز جنگ جهاني اول و ورود دولت عثماني در آن پرداخته شده است .

از جمله اين اختراعات و نوآوري هاي اروپايي که به عراق نيز راه يافت: کشتي , تلگراف , ترامواي , پست , کارخانه و موتور , چاپخانه , روزنامه و مجله , بيمارستان , و ... است. به نقل از اثر حاضر نخستين اختراع اروپايي که در قرن نوزدهم به عراق راه يافت , کشتي بود , والي رشيد پاشا نخستين کسي بود که به اين اقدام دست زد او در سال 1855 گروهي از بازرگانان را گرد آورد و شرکت کشتي راني را که نيمي از سرمايه آن از سوي دولت بود و نيمه ديگر آن با شرکت بازرگانان به آنان عرضه نمود .

نگارنده در خصوص پست آورده است : عراق تا نيمه قرن نوزدهم خدمات منظم پستي نداشت مردم هنگامي که قصد داشتند نامه ي خود را به شهر ديگري بفرستند به کاروان سراهاي مسافران مي رفتند و در آنجا با شخصي که به شهر مورد نظرشان قصد سفر داشت آشنا مي شدند و تقاضا مي کردند که نامه آنان را با خود بدان شهر ببرد .

فصل آخر مجموعه حاضر به زندگي سيد جمال الدين افغاني(اسد آبادي) اختصاص دارد : زندگي افغان نشان دهنده طبيعت اجتماعي کشورهاي خاورميانه در يک سوم پاياني از قرن نوزدهم به شمار مي آيد. علاوه بر آن افغان در برخي از رخدادهاي عراق به ويژه قضيه سامرا به گونه اي دست داشت که به نظر مي رسد شناسايي اين شخص و آشکار ساختن برخي از جنبه هاي پنهان زندگي او بخش هايي که به گونه اي با عراق ارتباط دارد ضروري باشد .

نگارنده معتقد است اهميت اين دوره تاريخ براي ايران و ايرانيان از آن جهت است که بخش گسترده اي از آن به رويدادهاي مشترک ميان عراق و ايران ارتباط داشتند که به بررسي نقش ايران و ايراني در زندگي سياسي , اجتماعي , مذهبي و اقتصادي عراق پرداخته است . بخش هاي وسيعي از کتاب به جنگ هاي صفويان , نادرشاه, کريم خان زند , قاجاريه و اختلافات مرزي ميان عثماني و ايران و روابط مردم ايران و عراق اختصاص دارد .

به نظر وي يکي از بخش هاي مهم اين تاريخ, بررسي رويدادهاي قرن بيستم و انقلاب سال 1920 ميلادي عراق است در اين انقلاب علما و مراجع شيعه و ايراني نقش رهبري و اساسي اين قيام و انقلاب را بر عليه استعمار و سياستهاي انگليس در عراق را به عهده داشتند

علي وردي يکي از مشهورترين نويسندگان شيعه عراق در نيم قرن اخير مي باشد که شهرت و اعتبار و ارزش نوشته هاي او از محدوده عراق فراتر رفته است . تحصيلات وي در رشته جامعه شناسي و فارغ التحصيل اين رشته در آمريکا مي باشد. وي پس از بازگشت به عراق , کرسي جامعه شناسي دانشگاه بغداد را به عهده گرفت و توانست به کالبد اين رشته در کشورهاي شرقي جاني تازه بدهد .

 

 

 

چهارشنبه 11 اسفند 1389 - 14:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری