شنبه 4 خرداد 1398 - 2:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

اصلاح و فساد ( در داستانهاي قرآن )

 

اصلاح و فساد ( در داستانهاي قرآن )

مؤلف : دکتر حميد قاسمي       

شرکت چاپ و نشر بين الملل

چاپ اول:  1389

 

کتاب حاضر در خصوص صلاح و فساد جوامع از منظر قرآن کريم است. نويسنده در سطور نخستين اين اثر مي نويسد : « از آنجا که قرآن کريم در قالب داستانهاي نغز خود , به خوبي عوامل و زمينه هاي صلاح يا فساد افراد و جوامع را بيان نموده و تابلوهاي بديع و زيبايي را از انسانها و جوامع صالح يا طالح به تصوير کشيده و چهره مصلحان و مفسدان را به خوبي نقش زده است , بر آن شديم تا به اين موضوع مهم از منظر داستانهاي قرآن بنگريم و جلوه هايي از اين مناظر با شکوه را پيش روي حقيقت جويان و مشتاقان معارف ناب قرآني قرار دهيم .

اين نوشتار ضمن چند صفحه اي که به مباحث مقدماتي اختصاص دارد به دو بخش کلي تقسيم شده است .در بخش نخست کتاب افساد از منظر داستانهاي قرآن مورد بررسي قرار گرفته است . عوامل و زمينه هاي پيدايش و رواج فساد در جامعه يکي از موضوعاتي است که در اين بخش به آن توجه شده است , پيرو اين بحث نويسنده به دو عامل بيروني و دروني پرداخته است . در اين راستا به نقش مفسده انگيز طاغوت ها و رهبران فاسد نظير : خوار ذليل نمودن مردم , گمراه نمودن انسانها , سلب آزادي از مردم , رواج ارزشهاي مادي و دروغي و .....اشاره گرديده است.

نويسنده در قسمتي از اين بحث آورده است."غده چرکين فساد در نهاد هر جامعه اي يکباره و ناگهاني پديد نمي آيد تا بتوان آن را با روش اصلاحي خاص قلع و قمع کرد و پيکره جامعه را از شر آن نجات داد . مفاسد اخلاقي و انحرافات اجتماعي پديدهايي هستند که به تدريج همچون موريانه هايي اساس و بنيان يک جامعه را از درون پوک و تهي مي نمايند به گونه اي که با کوچکترين تلنگري بنيان جامعه فرو مي ريزد و ارزشهاي اخلاقي و انساني را در خود دفن مي کند ."

هم چنين در قسمت ديگري از اين بخش مي خوانيم : طاغوت ها با دامن زدن به ارزش هاي کاذب و دروغين و رواج ارزشهاي مادي در جامعه نقش مؤثري در بازداشتن مردم از گرايش به ارزشهاي معنوي و اخلاقي داشته اند و دارند به عنوان مثال فرعون معيار سنجش شخصيت افراد را در بهره مندي از ثروت و قدرت خلاصه مي کند و پيامبر خدا موسي (ع) را که لباسي پشمينه به تن داشت و بهره اي از طلا و جواهرات و ثروت دنيايي نداشت تحقير مي کند .

نيز نويسنده در خصوص عالمان فاسد که از ديگر موارد اين فصل محسوب مي شود مي نويسد :نقش علما و دانشمندان و رهبران فکري هر جامعه در تعليم و تربيت و رشد و تعالي انسانها و هدايتشان به سوي کمالات انساني و اخلاقي بسيار مؤثر و کارآمد است اما مصيبت از زماني آغاز مي شود که همين علما به خاطر هوس پرستي و گرايش به زخارف دنيا , سرمايه هاي گرانبهاي علم خود را در خدمت اهداف مادي و شيطاني به کار مي گيرند و از علم به عنوان ابزاري براي پيشبرد منافع پست و خواهش هاي نفساني خود و نزديکي به کانون هاي قدرت بهره مي جويند .

در ادامه نيز به عوامل دروني فساد و انحراف در جامعه پرداخته شده است که موارد آن عبارتند از : ضعف فکري و اعتقادي , انحطاط اخلاقي و از بين رفتن ارزشهاي معنوي و انساني , پيروي نکردن از رهبران حق , راحت طلبي و ترک جهاد و ....

به باور نگارنده رمز سعادت و سربلندي يک جامعه را مي توان در حفظ و حراست افراد آن از کيان خود و کوتاه ساختن دست دشمنان از هرگونه تعرض به نواميس و اعتقادات و ارزشهاي معنوي جامعه دانست .

از جمله اقوامي که قرآن , ضعف و زبوني آنها را در قالب تصاوير گويايي ترسيم کرده است قوم بني اسرائيل اند .آنها پس از قيام موسي (ع) توقع داشتند تا همه کارها زود سامان يابد , فرعون و فرعونيان نابود شوند و کشور پهناور مصر با تمام ذخايرش در اختيار آنها قرار گيرد و آنها بي آنکه براي تحقق اهداف خود تلاشي کنند همه کارهايشان از طريق اعجاز در طرفه العين انجام شود . اين جماعت راحت طلب مدعي بودند که قيام موسي جز رنج و دردسر براي آنها چيزي به ارمغان نياورده است و بي شرمانه به پيامبر خود اتهام مي زدند . آنها به خاطر همين ضعف و زبوني که در روح و جان آنها لانه کرده بود در آنجا که به فرمان رهبر آسماني خود وظيفه مي يابند تا سرزمن مقدس (بيت المقدس ) را به تسخير خود در آوردند و آن را از لوث وجود مشرکان پاک کنند با جسارت تمام به پيامبر خود مي گويند : ما تا آنها در اين سرزمين اند هرگز و ابدا ً وارد نخواهيم شد تو و پروردگارت برويد و با آنها بجنگيد ما همين جا نشسته ايم .

در فصل بعدي اين بخش به بررسي روش هاي کانون هاي فساد در اشاعه مفاسد و منکرات پرداخته شده است. استفاده از بازار شهوت جنسي , استفاده از ابزار تبليغات فريبنده و اغواگر , جلوه گري و زينت بخشيدن به گناه , سوء استفاده از جهالت و نا آگاهي توده ها و ... از مواردي که در اين مبحث به آنها اشاره گرديده است.

کانون هاي فساد در راه نيل به منويات شوم خود از ابزارهاي رنگارنگ و روش هاي متنوعي بهره مي جويند و از اين راه تلاش دارند تا سد اخلاقي و ارزشهاي معنوي جامعه را که مقدم يک جامعه به شمار مي آيد تخريب کنند و قبح گناه و ناهنجاريهاي اخلاقي و اجتماعي را از ميان ببرند تا بلکه از اين آب گل آلود ماهي مقصود خود را صيد کنند .

در قسمتي از اين اثر ضمن بررسي استفاده از ابزار تبليغات فريبنده و اغواگر به معرفي شيطان به عنوان نخستين کسي که از عنصر تبليغات براي نفوذ در فکر و انديشه ي آدمي و منحرف کردن او از راه حق بهره جست مي پردازد و مي نويسد : قرآن يکي از ابزارهاي شيطان را تبليغات گمراه کننده مي داند و از جمله راههاي نفوذ او را در دلها صداهاي تحريک کننده مي داند و مي فرمايد : هر کدام از آنها را مي تواني با صداي خودت تحريک و وسوسه کن و لشکر سوار و پياده ات را به سوي آنها با فريادت گسيل دار ....

نيز يکي از مواردي که در اين فصل به بررسي و تبيين آن پرداخته شده است سوء استفاده از مقدسات است که نگارنده در اين رابطه مي نويسد : بديهي است که منحرفان و مفسده جويان هيچگاه اغراض شوم خود را آشکار نمي کنند و در ملاء عام به اطلاع همگان نمي رسانند , بلکه آنها همواره سعي دارند تا براي پيشبرد اهداف خود آن را تحت لواي مقدسات مخفي نمايند و در اين راه تلاش مي کنند تا هيچگاه عواطف و احساسات مردم پاکدل را عليه خود نشورانند بلکه خود را اصلاح گر و دلسوز و خيرخواه مردم معرفي مي کنند . طاغوت ها همواره چهره زشت و نفرت آور خود را پشت واژه هاي زيبا و دلپذير و شعارهاي پر جذبه و مقدس مخفي مي کنند و خود را اصلاح گر و ناجي بزرگ مردم معرفي مي کنند که هدفي جز خدمت به خلق و سازندگي و گشودن دروازه هاي سعادت به روي مردم ندارند .

هم چنين اصلاح از منظر داستانهاي قرآن موضوع بخش دوم اثر حاضر است. فصل اول اين بخش را روش هاي اصلاح و يا راه هاي مبارزه با انحرافات و مفاسد تشکيل مي دهد . در مقدمه اين بخش مي خوانيم : بدون ترديد هرگونه اصلاح و ايجاد دگرگوني بنيادين در نظام اعتقادي , فکري , اقتصادي و اجتماعي يک جامعه خصوصا ً تغيير ارزشهاي مادي و شرک آلود آن به ارزش هاي معنوي و انساني , به ويژه در آنجا که فرهنگ و ارزشها و باورهاي اعتقادي مردم به تدريج و در طي سالها و قرون متمادي در پي سياست هاي شوم و شيطاني پادشاهان و طواغيت از مسير اصلي خود منحرف شده و رذائل و زشتي ها و پلشتي هاي فراواني در خلال اين دوره هاي سياه و ننگين در اعماق وجود مردم رسوخ کرده و با روح و فکر آنها پيوند خورده و جزو بافت شخصيتي آنها گرديده کاري است به عنايت دشوار و بسيار ظريف که نيازمند طرح و برنامه اي منسجم و آشنايي کامل با روش ها و ابزارهايي است که راه نيل به هدف را هموار مي سازد .....

در اين کتاب براي مبارزه با انحرافات و آلودگي هاي اخلاقي و زدودن مظاهر فساد و تباهي از جامعه روش ها و راه کارهاي گوناگوني ارائه شده است ليکن نگارنده بر آن است تا تنها از منظر داستانهاي قرآن به اين موضوع نگاه کند و از لابه لاي داستانهاي قرآن , روشهايي را که زمينه هاي لازم را براي سالم سازي محيط اجتماعي از مفاسد اخلاقي آورده شده جويا شويم .

در ادامه نيز به اين روشها اشاره شده است : ريشه يابي انحرافات , انقلاب فرهنگي و ارزشي , اصلاح تدريجي , امر به معروف و نهي از منکر , بهره جستن از روش هاي مختلف و ....

به نقل از کتاب حاضر , نخستين و مهمترين گام در راه مبارزه با مفاسد و تحقق اصلاحاتي بنيادين و همه جانبه و توجه به ريشه ها و قالب هاي اصلي مروج فساد در جامعه است , بديهي است تا زماني که کانون هاي فساد و تباهي در جامعه اي به اشاعه گناه مشغول هستند و روح و روان انسان ها با تيغ هاي زهرآگين که بر سر راه هدايت کاشته اند مجروح و مسموم مي سازند , نمي توان انتظار داشت تا افراد آن جامعه به سعادت و فلاح دست يازند .

يکي ديگر از موارد مطروحه در اين بخش نشان دادن راه حق بعد از محو باطل , است : از جمله روش هاي اصلاحي و تربيتي پيامبران الهي آن بود که هرگاه توفيق مي يافتند تا بر جبهه باطل و کانون هاي فساد و تباهي غلبه کنند و دامن جامعه را از لوث وجود آنها پاک نمايند , با طرح اعتقادات توحيدي و ارائه راه حق خلاء هاي فکري و اعتقادي مردم را پر مي ساختند و بدين وسيله مانع از رسوخ و نفوذ انواع خرافات و اعتقادات موهومي مي گرديدند که معمولا ً دامن هر جامعه انقلابي را پس از رهايي از چنگال فراعنه و طواغيت آلوده مي کند و جامعه را از مسير صلاح و فلاح دور مي سازد .

 ويژگي هاي مصلحان الهي فصل ديگري از اين بخش مي باشد که در آن به بررسي سيره فردي مصلحان الهي و سيره اجتماعي آنها توجه شده است . نگارنده معتقد است بررسي ويژگي ها و مشخصات مصلحان واقعي از منظر قرآن کريم امري ضروري و اجتناب ناپذير به نظر مي رسد , چرا که در طول تاريخ افراد بسياري ادعاي اصلاحگري داشته اند و خود را از مصلحين معرفي نموده اند حال اينکه در پشت اين عنوان زيبا و جذاب چهره ي کريه خود را پنهان نموده و به مفسده جويي و فتنه گري پرداخته اند و از هر فرصتي براي تخريب ارزشهاي اخلاقي و انساني بهره جسته اند .

همچنين در قسمتي از اين فصل آمده است : يکي از ويژگي هاي مصلحان الهي اين است که هيچگاه بر سر اصول و اهداف و آرمان هاي اصلي خود با دشمن معامله نمي کنند و هرگز حاضر نمي شوند اصول مکتب به نحوي از انحاء خدشه دار شود در واقع هدف نهايي و اصول تفسير ناپذير نهضت رهبران الهي فلسفه وجودي آن را تشکيل مي دهد يعني اگر قصد تحقق اين هدف و اصول در ميان نبود؛ نهضت آنها هيچ مطلوبيتي نداشت بنابراين اين هدف و اصول هرگز و در هيچ اوضاع و احوالي نبايد مورد غفلت , بي توجهي و چشم پوشي واقع شوند .

يکي ديگر از موارد مذکور در اين کتاب , توجه به نيازهاي فطري و طبيعي مخاطبان است . نويسنده در توضيح اين مطلب آورده است : رهبران و مصلحان الهي به خوبي به اين نکته واقف اند که دستيابي به اهداف والاي انساني و الهي بدون توجه به نيازهاي ضروري و تمايلات فطري انسان ها امکان پذير نيست و از اين رو نمي توان از کنار اين خواسته هاي فطري که لازمه تداوم حيات بشر است به راحتي گذشت و به آن بي اعتنا بود درست به همين دليل است که مي بينيم پيامبران الهي از جنس بشر و با ساختاري همانند تمامي انسان ها از حيث غرايض و نيازمندي هاي مادي انتخاب شده اند چرا که در غير اين صورت هيچگاه نمي توانستند نيازها , مشکلات , دردها , و گرفتاري هاي مختلف انسان ها را درک کنند و الگويي براي تبعيت آنها قرار گيرند .

اثر حاضر که در خصوص عوامل فساد در جامعه و ريشه يابي علل و عوامل آن است با بهره گيري از آيات و روايات جهت علاقه مندان به کنکاش در اين زمينه مفيد به نظر مي رسد . همچنين در اثر به راه هاي مبارزه با مفاسد و روشهاي اصلاح نيز اشاره شده است .

 

 

 

چهارشنبه 11 اسفند 1389 - 14:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری