جمعه 29 فروردين 1393 - 4:49

مقاله

 

داود خسروي

 

کمال الملک، نقاش بزرگ ايراني

 

 

محمد غفاري که او را به نام کمال الملک مي شناسيم در کاشان در يک خانواده برجسته هنري متولد شد. عموي او، ميرزا ابوالحسن خان غفاري که او را صنيع الملک مي ناميدند يکي از  نقاشان مشهور دوران خود بود که نقاشي هاي آبرنگ بي نظيري خلق کرده است. پدر او ميرزا بزرگ غفاري کاشاني، موسس مدرسه نقاشي ايران و يک هنرمند به نام و برادر او، ابوتراب غفاري هم در زمان خودش نقاش برجسته اي بود.

کمال الملک از همان سالهاي اول زندگيش به خوشنويسي و نقاشي علاقه خاصي نشان داد و با علاقه اي فراوان از ديوار اتاق خوابش يک طرح سياه قلم کشيد. بعضي از طرحهاي اوليه او هنوز موجودند.

کمال الملک به محض پايان يافتن تحصيلات دوره ابتدايي، به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون ثبت نام کرد. در اين مدرسه او شروع به آموزش نقاشي تحت نظر مزين الدوله( نقاش معروف که به اروپا رفته بود) قرار گرفت.

او در دارالفنون به مدت 3 سال تحصيل کرد و از همان ابتدا نبوغ خود را در زمينه نقاشي نشان داد. کمال الملک، کوچک ترين فرصت هايش را صرف نقاشي، طراحي و پيوند خود با طبيعت مي نمود. او با ديد وسيعي که داشت، توانست به راز خطوط و رنگهاي پنهان از چشم هر بيننده اي پي ببرد.

در دارالفنون به او لقب ميرزا محمد کاشاني داده شد. در دوران کوتاهي که از تحصيل او در دارالفنون مي گذشت او توانست توجه عموم به خودش، به عنوان يک هنرمند مستعد جلب کند.

ناصرالدين شاه قاجار در ضمن بازديدهايي که از دارالفنون به عمل مي آورد با کمال الملک آشنا شد و متوجه استعداد بي نظير او گرديد و او را به دربار دعوت نمود.

ناصرالدين شاه به علت استعداد بي نظيرش به او لقب «کمال الملک» را داد. کمال الملک طي سالياني که در دربار ناصرالدين شاه بود، بعضي از مهمترين آثارش را پديد آورد.

نقاشي هايي که او در اين دوره مي کشيد تا زمان ترور ناصرالدين شاه ادامه پيدا کرد و شامل پرتره هايي از مردم، مناظر طبيعي، درباريان، شکار گاه و قسمتهاي مختلف قصر سلطنتي بود.

او در دوران اقامت در قصر ناصر الدين شاه بالغ بر 170 اثر پديد آورد. آثار او در اين دوره بيانگر گرايش شديد او به نقاشي آبرنگ مي باشد. او به حدي در کار خود موفق بود که توانست خودش اصول پرسپکتيو را در آثارش به کار ببرد.

آنچه او را از هنرمندان معاصرش  متمايز مي کرد مهارت او در استفاده ظريف و مناسب از قلموي نقاشي به علاوه استفاده از رنگ هاي زنده آبرنگ است.

سفر به اروپا

بعد از فوت ناصرالدين شاه، کمال الملک نتوانست نزد مظفر الدين شاه باقي بماند. بنابراين در سن 47 سالگي براي ارتقاي هنر خود به اروپا سفر کرد. سفر به اروپا افق جديدي در مقابل ديدگان کنجکاو و مشتاق او گشود و در اثر نشست و برخاست با هنرمندان اروپايي براي او  فرصتي جهت يادگيري پيچ و خمهاي تکنيکهاي مختلف طراحي و ارتقا تکنيک نقاشي اش پديد آمد.

کمال الملک بعضي نقاشي هاي رامبراند را کپي کرد.اين کپي ها به حدي اصيل بودند که نمي شد آنها را از نقاشي هاي اصلي تمييز داد. او از بيشتر موزه هاي اروپايي ديدن کرد و آثار هنرمندان معروفي مانند رافائل و داوينچي را از نزديک مورد مشاهده قرار داد و از آنها کپي کرد. او به مدت 4 سال در اروپا اقامت داشت.

مهاجرت به عراق

فشارهاي زيادي که در دوران  مظفر الدين شاه براي کمال الملک ايجاد شد چاره اي ديگر براي او، غير از مهاجرت به عراق باقي نگذاشت و باعث شد که عليرغم ميل باطني اش ايران را به مقصد عراق ترک کند.

کمال الملک در ديدار از عراق و شهرهاي مقدس آن، ايده هاي جديدي براي خلق نقاشي هاي خود پيدا کرد. گنبد هاي طلايي، مناره هاي فيروزه اي، مساجد، اماکن متبرکه و صف طويل زوار همگي به عنوان منابع الهام او به شمار مي رفتند. دو نمونه از برجسته ترين آثار او «ميدان کربلاي معلي» و « فالگير بغدادي» در اين دوران پديد آمدند.

با آغاز جنبش مشروطه، کمال الملک پس از 2 سال اقامت در عراق به ايران بازگشت.

مدرسه هنري کمال الملک

جنبش مشروطه باعث گشايش فضاي تازه اي براي کمال الملک شد. مشروطه خواهان همگي افراد تحصيل کرده اي بودند و بيشتر از پيشينيان خود براي هنر ارزش قائل مي شدند بنابراين علاقه و تکريم کمال الملک و آثارش افزايش يافت.

در اين زمان او مدرسه صنايع مستظرفه را پايه گذاري کرد که به نام مدرسه کمال الملک معروف بود. هدف از تاسيس اين مدرسه يافتن استعداد هاي تازه و آموزش به آنها به بهترين وجه ممکن بود.

کمال الملک در مدرسه اش فقط خود را به نقاشي محدود نکرد بلکه او هنرهاي ديگري مانند صنايع دستي،فرش بافي،  طراحي موزاييک و کار با چوب ( را که در زمره هنرهاي فراموش شده زمان خودش بود) را مجددا احيا کرد.

کمال الملک بخش زيادي از وقت خود را در مدرسه اش  صرف مي کرد و حتي قسمتي از حقوق ماهيانه اش را به دانشجويان بي بضاعت اختصاص مي داد. در طي مدت کوتاهي کمال الملک توانست شاگردان زيادي تربيت کند که بعدها هنرمندان مشهوري شدند. آثار اين هنرمندان باعث شد توجه بيشتري در اروپا و ايران به کمال الملک  معطوف شود.

از ميان اين شاگردان مي توان به حسينعلي خان وزيري، اسماعيل آشتياني، علي محمد حيدريان، محمود اوليايي، نعمت الله مشيري، علي اکبر ياسمي و محسن سهيلي  اشاره کرد.

تبعيد

با به قدرت رسيدن رضا شاه در سال 1920، کمال الملک دريافت که سلسله پهلوي هم با حکومت فاسد قاجار تفاوت چنداني ندارد به همين دليل از همکاري با رضا خان پهلوي سر باز زد. هرچه رضاخان او را تشويق مي کرد و سعي داشت که توجه او را به دربار خود جلب کند کمال الملک بيشتر از  او کناره مي گرفت.

وقتي که رضا شاه متوجه شد که نمي تواند او را به همکاري با خود ترغيب کند، حقوق ماهانه کمال الملک و تمام هزينه هاي مربوط به مدرسه او را قطع، و او را وادار به استعفا کرد.

کمال الملک به نيشابور تبعيد شد و در حسين آباد، دهکده اي که خود انتخاب کرده بود اقامت گزيد و به کار کشاورزي مشغول شد. هنوز براي کسي مشخص نيست که چرا  کمال الملک در ساليان تبعيد هيچ اثر نقاشي خلق نکرد.

سرانجام کمال الملک در سن 93 سالگي در نيشابور در گذشت. مقبره او در جوار مقبره شيخ عطار قرار دارد و طراحي آرامگاه  او به عهده هوشنگ سيحون بوده است.

سبک کمال الملک و آثار معروف او

کمال الملک سبک جديدي در هنر ايراني پديد آورد. نقاشي ايراني در زمان قبل از او و حتي در ساليان اوليه زندگي او کاملا با سبکي که او پديد آورد متفاوت بود. در دوره قاجار و قبل از آن نقاشي  ايراني محدود به مينياتور مي شد.

از جمله آثار معروف کمال الملک مي توان به«نقاش باشي»، « آبشار دوقلو»، «کاخ  گلستان»، «باغ شاه»، «دره زانوسي»و «اردوي شاه» اشاره کرد.

ترجمه: غزال حسين زاده

 

 

 

چهارشنبه 11 اسفند 1389 - 10:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری