شنبه 28 مرداد 1396 - 8:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

از زبان دشمن

 

 

نگاهي به کتاب زنداني فاو، اثر گروهبان دوم عراقي عماد جبار زعلان الکنعاني

داستان زنداني فاو، خاطرات يکي از  اسراي عراقي است که توسط مهرداد آزاد ترجمعه شده و در سال هشتاد و دو و به همت دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري و انتشارات سوره مهر به چاپ رسيده است. همانگونه که در بخش آغازين و پيش از داستان اين اثر آمده است؛ اثر پيش رو را مي توان اولين اثر از يک اسير عراقي دانست که با نام خودش به چاپ مي رسد. اين آثار علاوه بر بحث هاي معمول داستان نويسي که خابليت بررسيي در جاي خود را دارند؛ از نظر محتوايي نيز داراي ويژگي هايي منحصر به فرد مي باشند که دست کم در ابتدا باعث جذابيت ظاهري اثر براي مخاطب گشته و توانايي ايجاد کشش واقعي را نيز به اثر مي بخشند.

زنداني فاو نيز مانند همنوعان خودش از نظر محتوايي جالب ترين ويژگي اش بيان گوشه اي از حوادث سال هاي دفاع مقدس توسط يکي از نيروهاي دشمن است. نگاه به ماجرا از زاويه اي ديگر که طبعا براي مخاطبان هرگز به آشنايي زاويه معمول بيان حوادث جنگ نيست خود عاملي است که جاي بحث و بررسي فراوان دارد. بخصوص در مورد داستان زنداني فاو که توسط رزمنده اي عراقي نگاشته شده است که با حب وطن فراوان و تحت تاثير تبليغات دروغين در مورد حقانيت جنگ قرار گرفته است. از اين رو مي توان نگاه هاي ويژه او را بسيار ارزشمند و قابل تفکر دانست. هرچند فضاي داستان اغلب از اين مسئله بسيار دورتر است که بتوان در انديشه هاي اين گروهبان دوم عراقي رسوخ کرد. اين مسئله از اين روي مد نظر است که ماجراي داستان در کمتر جايي عمق پيدا کرده و موضوع را به مباحث و چارچوب هاي اعتقادي مي کشاند و غالب اثر را حوادث رخ داده در ميدان رزم و سختي هاي رفته بر راوي خاطرات در چهار ماهي که خود را از نيروهاي ايراني مخفي کرده است؛ تشکيل مي دهد. هرچند در لابلاي همين ماجرا ها گاهي مي توان رده هايي از نگاهي عميق تر به ماجرا را ديد و به برداشت هاي کلي از ديدگاه هاي دو جبهه در مقابل يکديگر دست يافت. در کل به لحاظ محتوايي اثر مورد بررسي را بايد اثري نسبتا متوسط دانست که سعي کرده خاطرات خود را از سختي هاي پيش آمده در چهار ماه مخفي شدن اش به قلم بياورد. محتواي اثر بسيار ساده است و تمام صفحات در جدال راوي براي بدست آوردن غذا و زنده ماندن و فرار مي گذرد. و ماجراهايي که در اين زمينه براي وي رخ مي دهد که اغلب آن ها نيز از حالتي تکراري برخوردار است که اين موضوع گاهي ادامه داستان را کسل کننده مي کند و مخاطب را در انتظار انتفاقي بکر تر و جديد تر در اثر و يا عوض شدن زاويه روايت نااميد مي نمايد. در نهايت نيز اثر با تسليم شدن راوي بعد از چهار ماه به نيرو هاي ايراني و بازگشت ذهنيت راوي نسبت به رفتار ايرانيان با اسرا پايان مي پذيرد.

از نظر سبک نوشتن هرچند اين اثر بيش از انچه انتظار مي رود به شيوه هاي داستان نويسي پايبند بوده است و از آن براي پيشبرد روايت خود بهره گرفته است؛ اما نبياد فراموش کرد که سبک اصلي آن بيان خاطره است و در هر صورت از ويژگي هاي سبک هاي خاطره نويسي و نيز اثرگذاري اين دو شيوه بر يکديگر نيز بي بهره نبوده است. به عنوان مثال مي توان يکدستي روايت از نظر بازه هاي زماني و رخ دادن اتفاقات و حوادث در توالي مشخص را از ويژگي هايي دانست که سبک خاطره نويسي بر داستان زنداني فاو تحميل کرده است. همچنين در اين مورد بيان دقيق اتفاقات و ريز ماجراهاي رخ داده براي رواي نيز از ويژگي هايي است که در آثار خاطره نويسي بسيار مشاهده مي شود. البته اين اثر مي توانست جاي کار بيشتري قرار گيرد و با دور شدن از صرف خاطره نويسي و به کار گرفتن تکنيک هاي مختلف داستاني جذاب تر و پرکشش تر گردد. بخصوص اگر داستان در مسير پيچيده تر و پر شاخ و برگ تر پرورش مي يافت. که در اين صورت مي توانست به انتقال مفهيم گسترده تر و عميق تري نيز بپردازد. انچه اين موضوع را بيش از هرچيز محسوس مي کند اين است که داستان مورد نظر از نظر محتوايي زمينه اي بسيار قوي براي بيان نکاتي ايجاد کرده است که به راستي جاي خالي آن در اثر احساس مي شود. البته نمي توان خرده گرفت بر اين موضوع و بايد فراموش نکنيد که اين اثر خاطرات رزمنده عراقي است و به هر حال هميشه ديد وي نسبت به جبهه مقابل با نام دشمن تعريف مي شده است.

از سوي ديگر بايد نگاهي ساختاري از زواياي گوناگون به اثر داشت. زبان اثر را البته در نسخه ترجمه شده آن بياد زباني سليس و روان و فاقد پيچيدگي هاي لغوي دانست؛ که به راحتي به بيان خاطره مي پردازد و کمتر جايي در موقعيتي قرار مي گيرد که نيازمند به کارگيري زباني پيچيده تر باشد. نکته ديگر مورد توجه زمينه شکل گيري داستان است. ابتدا آن چيزي که دستمايه شکل گيري اين روايت مي گردد خاطره اي است از تلاش براي بقا و در ادامه محيط شکل گيري اين واقعه به شکل دادن زمينه داستان مي انجامد. در اين زمينه به نظر مي رسد نويسنده با توجه به حضور خودش به عنوان شخصيت اصلي داستان در متن حادثه به خوبي توانسته زمينه را براي بيان داستان خود شکل دهد و موضوع را براي مخطالب اثر از اين طريق محسوس و باور پذير نمايد. زمينه داستان زنداني فاو رامي توان فارغ از شخصيت اصلي ان و در محيط و جغرافياي شکل گرفته حوادث در آن جستجو نمود. هرچند در کنار اين زمن=ينه دو عامل شخصيت اصلي داستان و توصيفات نويسنده نيز خودنمايي مي کند.

از نظر شخصيت پردازي نمي توان اثر فوق را داراي بررسي خاصي دانست. به هر روي اثر فوق داستاني است تقريبا يک نفره که تمامي حوادث حول محور وي رخ مي دهد و اوست که در ارتباط با طبيعت و انسان هاي اطراف به شکل دادن و پيش بردن داستان کمک مي کند. در کل بجز شخصيت راوي مي توان گفت هيچ شخصيت واقعي ديگر که بتوان حرفي از بازنوشته شدن آن توسط نويسنده را ميان آورد؛ وجود ندارد. بررسي شخصيت اول اثر نيز با موانعي روبرو است. چرا که يک شخصيت داستاني بيش از هرچيز از روي گفتگو هايش شناخته و تحليل و مي شود و اين موضوع که اين شخصيت در طول داستان به ندرت به گفتگو با ديگري مي پردازد تحليل شخصيت وي را دچار مانع کرده است. تنها راه بررسي اين شخصيت اعمال وي است که اگر از اين منظر بخواهيم به اين شخصيت بپردازيم مي توان گفت وي از قوه باور پذيري نسبي در اعمال و رفتارهايش برخوردار است و مي توان او را شخصيت موثر در پيشبرد داستان معرفي کرد.هرچند از سوي ديگر اين موضوع که تنها شخصيت موجود در اثر خود به روايت حادثه مي پردازد نيز عاملي است که اين اثربخش بودن را در وجود راوي قوي تر نموده است و تمامي آن را نمي توان متاثر از قدرت شخصيت پردازي وي دانست.

بخش ديگر مورد توجه در زمينه ساختار شکل دهنده زنداني فاو، توصيفات شکل گرفته در متن آن است. حقيقا نمي توان توصيفات اين اثر را در يک دسته بندي مشخص و با عنواني مثل خوب يا متوسط طبقه بندي نمود. به نظر مي رسد در بخش هايي نويسنده به خوبي توانسته به توصيف امور بپردازد و در بخش هايي نيز آنچنان توفيقي کسب ننموده است. همچنين بايد توصيفات را در يک نگاه کلي تر نيز مورد بررسي قرار داد. اما آن بخش هايي که به نظر نگارنده داراي توصيفات قوي تر و کامل تري است بيشتر مربوط به وضعيت خود راوي (قهرمان داستان) مي باشد. به نظر مي رسد در اين بخش از توصيفات نويسنده با احاطه خوبي که بر وضعيت خود داشته به خوبي توانسته خود و محيط اطرافش را توصيف نمايد و در اين راه نه تنها مخاطب را با اثر همراه کند؛ بلکه حس همزات پنداري او را نيز تقويت نمايد. در اين بخش هاي بخوبي مي توان تصويري از وضعيت راوي را در ذهن ساخت و اين نشانه اي است از توصيفات خوبي که شکل دهنده اين قسمت ها بوده است. اما در بخش هايي که رواي به توصيفات محيط خارجي پناهگاه خود مي پردازد به نظر مي رسد نقصان هايي وجود داد که مانع از شکل گيري محل وقوع حوادث در ذهن مخاطب مي گردد. ساخت تصاويري پرداکنده در ذهن مخاطب شايد به دليل اين بوده است که خود راوي نز به عنوان نويسنده اين خاطرات تصور درستي از محيط پيرامون منطقه جنگي اطراف خويش نداشته است و از همين روي در توصيف ان نيز عملکرد مناسبي نيافته. همچنين در بررسي توصيف يک اثر سنجيدن اين موضوع که در هربخش توصيف تا چه حد موفق بوده آنچنان کارساز نيست. بلکه درجه ارشد تري از اين موضوع سطح پيوستگي توصيفات و ارتباط معنايي آن ها با يکديگر و همچنين با محتواي د استان است که بر ارزش توصيفات مي افزايد. در اين زمينه اگرچه نمي توان اثر پيش رو را دچار گسستگي خاصي در توصيف دانست، اما پر واضح است که از پيوستگي ( بخصوص پيوستگي ثمربخش ) در ان نيز ردپاي محسوسي مشاهده نمي شود. در نهايت ضعف هاي برشمرده شده بر توصيف را شايد تا حدودينيز بتوان به نويسنده حرفه اي نبودن صاحب اثر نسبت داد. چرا که در بررسي اين دست آثار نبايد فراموش کنيد که صاحب اثر پيش از هرچيز رزمنده اي حاضر در ميدان جنگ بوده و شايد اين ميدان جنگ است که توانايي نوشتن را به او اهدا کرده است.

در نهايت انچه کمتر به آن پرداخته شد ويژگي هايي است که در ابتداي بررسي خود شاراه اي کوتاه به آن داشتيم. فارغ از جذابيت هاي داستان نويسي و... آنچه چنين آثاري را مشخص و ويژه از ساير آثار مي نمايد همان حس بکر بودن و نگاه از زاويه اي ديگر به ماجرا است. چرا که به هر حال اين دست آثار چه اثري قوي از نظر ساختاري و محتوايي و چه اثري متوسط يا ضعيف باشند، مطمئنا بيش از اين موارد متاثر از روايتگري خود از زبان طرف مقابل هستند. مي گويند رزمنده اي در ميدان جنگ اين پرسش را مطرح مي کند که ما مي گوييم خدا با ماست و همچنين شنيده ام که دشمن نيز همين را مي گويد.براستي خدا چگونه با هر دوي ماست؟ و اگر نيست با کيست؟ اين پرسش شکل دهنده اصلي جذابيت هاي اين دست آثا است. شنيدن حرف از زبان غير خودي و رسيدن به حقانيت خويشتن از زبان دشمن نکته اي است که به وضوح بر توانايي ذهنيت يک جامعه از باور پذيري حقانيت خويشتن موثر است. همچنين در اين زاويه از بيان مواردي به چشم مي خورد که فاغ از بحث حقانيت قطعا از يدد نويسنده خودي خارج مي ماند. که دلايل اين امر مي تواند قابل بررسي باشد.

به هر حال اثر زنداني فاو را که خاطره اي است عجيب، بکر و جذاب از چهار ماه تعقيب و گريز و تلاش براي بقا، مي توان اثري خواندني براي علاقمندان به موضوعات هشت سال دفاع مقدس دانست. بخصوص حجم کم اثر و نزديکي نسبي آن از شيوه خاطره نويسي به شيوه داستان نويسي از نکاتي است که جذابيت خوانش آن را براي مخاطبان خود بيشتر خواهد کرد. هرچند به نظر مي رسد اين آثار را آنچنان که شايسته ترويج است مورد توجه قرار نداده اند و کمتر از آنچه توان نفوذ در ذهنيت مخاطب هدف خود را دارند از آن ها استفاده گشته است. اميد آن که اين موضوع نيز بيشتر از معمول مورد توجه بانيان امر قرار گيرد. چراکه توليد يک اثر خوب در سکوت توانايي هاي ان اثر را خنثي مي سازد.

با ارزوي توفيق روز افزون براي مهرداد آزاد، مترجم شايسته اثر و نيز انشارات سوره مهر حوزه هنري در توليد چنين آثاري.

 

 

 

 

سه‌شنبه 10 اسفند 1389 - 10:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری