سه‌شنبه 25 تير 1398 - 18:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

يه باغ گل تو دلم پرپر ميشه

 

 

 

يه باغ گل تو دلم پرپر ميشه   ( مجموعه روايت ديگر  - 19 )

نويسنده : عبدالرضا حياتي

طراح جلد : رضا زواري

نوبت چاپ و تيراژ : اول – 1000 نسخه

ناشر : كتاب‌هاي سيمرغ وابسته به موسسه انتشارات اميركبير

 

جلد نوزدهم مجموعه روايت ديگر به نمايشنامه يه باغ گل تو دلم پرپر ميشه نوشته عبدالرضا حياتي اختصاص دارد . اين نمايشنامه داراي سه فصل با عناوين گمشده ، عكس‌ها و گمنام مي‌باشد . پيرزن ، پيرمرد ، دختر ، نوجوان ( غريب) زاير و همچنين راننده از شخصيت‌هاي اين نمايشنامه هستند . آغاز نمايش مزار يك شهيد را نشان مي‌دهد . مزار شهيدي  با قاب عكس آلومينيومي كه پرده‌اي بر روي آن كشيده شده است . پيرزني پيچيده در چادر نماز بر سر مزار ، و رو در روي تماشاگران نشسته است . دختري كه بيست و دو ساله مي‌نمايد  ، چادر به سر و مشوش در جلوي صحنه روبروي تماشاگران همه جا را با چشم مي‌كاود .

در بخشي از نمايشنامه " يه باغ گل تو دلم پرپر ميشه " مي‌خوانيم :

پيرزن : ولي اون ساكت بود و لام تا كام حرف نمي‌‌زد !

دختر : آره ، شما از كجا ميدونين ؟!

پيرزن : گفتم كه تو اولين گمشده نيستي !

دختر : بهش گفتم كه من سه سال بيشتر نداشتم كه پدرم شهيد شد .

پيرزن : اونم حرف جالبي بهت زد .

دختر : هوم ، بهم گفت : دنبال رد پاي پدرت مي‌گردي يا جان محمد ؟!

پيرزن : تو چي بهش گفتي ؟!

دختر :‌ تا اومدم جوابشو بدم گفت ...

پيرزن : « اونم خونه‌شون » و رفت .

دختر : خونه جان محمد رو نشونم داد و رفت . نذاشت ازش تشكر كنم ! انگار مثل يه خواب بود ؟ يا ... نميدونم؟!

پيرزن : بالاخره رسيدي ،‌خوشحال نيستي ؟! ] پيرزن مي‌نشيند و پرده جلوي قاب آلومينيومي را كنار مي‌زند . [

دختر : ] به عكس شهيد نگاه مي‌كند . شگفت زده و سرگشته [

نمايشنامه يه باغ گل تو دلم پرپر ميشه نوشته عبدالرضا حياتي در چاپ اول خود با تيراژ 1000 نسخه و با قيمت 10000ريال توسط انتشارات كتاب‌هاي سيمرغ وابسته به موسسه  انتشارات اميركبير به چاپ رسيده است .

 

 

 

 

 

 

يكشنبه 8 اسفند 1389 - 9:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری