پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 10:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

عروسکي در نمايشنامه

 

 

بررسي نمايشنامه هاي عروسکي خوبي کن و  باخدا باش و کشتي حيوانات

نمايشنامه هاي عروسکي روشي مناسب و جذاب براي انتقال مفاهيم مختلف به گروهي سني کودک و نوجوان است که در صورت استفاده درست مي تواند به هدف هاي خود نائل شود. در اين بررسي قصد داريم نگاهي بيندازيم به دو اثر در اين زمينه که توسط حوزه هنري استان تهران به چاپ رسيده است.

نمايشنامه خوبي کن و با خدا باش، اثر حسن دولت آبادي است که با دست مايه قرار دادن داستان قرآني حضرت سليمان و ملکه سبا، به رشته تحرير درآمده است. اين نمايشنامه در کل داراي ده شخصيت است که البته مي توان نقش اصلي را در چهار شخصيت اصلي آن متصور شد. دو هدهد حاضر در نمايشنامه بيشترين حضور را در آن دارند و پس از آن حضرت سليمان و ملکه سبا نقش پر رنگتري دارند. ماجراي نمايشنامه مسئله دعوت حضرت سليمان از ملکه سبا به يکتا پرستي و نفي خورشيد پرستي است؛ که اين مسئله البته در غالبي تازه و مناسب براي گروه سني مخاطب اين نمايشنامه نوشته شده است. آنچه نيز در اين زمينه اهميت دارد همين نکته است که بتوان داستان ها و روايات منبع اصلي چنين آثاري را تا حد ممکن و نياز ساده سازي کرد و نمونه اي منتاسب با شرايط مخاطبان را در اختيار آنان گذاشت. همانطور که گفتيم در اين مورد نيز نويسنده به اين مسئله پرداخته و داستان را از دو بعد مختلف ساده تر نموده است. از نگاه اول همانطور که اشاره شد پيچيدگي هاي داستاني ماجراي حضرت سليمان را آن گرفته است و تنها کوشيده پيام اصلي داستان را به عنوان هسته تشکيل دهنده آن حفظ نمايد و بجاي جستجوي پيام هاي ظريف تر داستان و بيان آن ها تنها به ارائه پيام اصلي آن اکتفا نموده است. از نگاهي ديگر نيز تلاش شده تا همان مطلب و پيام اصلي در غالب بيان و زباني ساده تر براي مخاطب ارائه شود و با استفاده از زبان شعر و ديالوگ هاي روزمره و زباني عام نمايشنامه را سهل الفهم تر و پر کشش تر نمايد.

در بررسي نگاه آول بايد پرسيد در نهايت آنچه به عنوان پيام يک اثر اقتباسي باقي مانده چه چيز است و در نهايت با تمام خلاصه سازي ها چه چيز قرار است به مخاطبان کودک و نوجوان اين نمايشنامه ارائه شود. در اين زمينه بنظر مي رسد هرچند در نهايت شکل اصلي داستان حفظ گرديده است اما بسياري از زيبايي هاي آن در پي اين ساده سازي فراموش گشته و داستان در نهايت پيامي تک بعدي و ساده را به مخاطب خود عرضه مي کند. البته اين که آيا نويسنده مي توانست نکات ديگري را نيز در اثر اقتباسي خود به نمايش درآورد خود جاي بحث است. چرا که اثر مختص گروه سني خاصي نوشته شده است که داراي مقتضيات ويژه خود هستند و بايد ديد آوردن نکات ظريف تر در چنين نمايشنامه اي تا چه حد موثر بر جذابيت و کارايي آن خواهد بود. چون در نهايت هدف اصلي آموختن و رساندن مطلبي به مخاطب است و تعيين حدود آن بسته به شرايط مخاطب بايد مشخص شود. قابل پيشبيني است که در نهايت ممکن بود پيچيده ساختن اثر باعث کسالت بار شدن آن براي مخاطبان و کاهش کارايي اش شود. هرچند با تمام اين توصيفات به اعتقاد نگارنده اين اثر مي توانست بي آنکه اثري منفي بر ويژگي هاي مثبتش بگذارد، حامل پيام هاي ظريف تري نيز براي مخاطبان خود باشد.

نگاه دوم نيز داراي نکات قابل توجهي است. در اقتباس صورت گرفته آنچه طبق معمو رخ داده است ساده سازي زبان داستان و آماده کردن آن براي مخاطب کودک و نوجوان است. اين ساده سازي را نيز مي توان از منظر نگاه کرد. اولين زاويه استفاده نويسنده از کلمات ساده تر و بيشتر قلمي شده و اشنا براي اثر خود است. در اين زمينه اثر به خوبي توانسته انتظارها را برآورده کند و آن چه را که مي خواهد بگويد به ساده ترين شکل ممکن بيان نموده و به نظر نمي رسد بخشي در اين اثر وجود داشته باشد که براي مخاطبان کودک نيز قابليت فهم آسان را ايجاد نکند. دومين شکل ساده سازي اثر استفاده از زباني عاميانه و کودکانه است. چنين که ديالوگ هاي ايجادشده بين شخصيت هاي اثر تا حد ممکن بهره برده از منطق کودکانه و بسيار شفاف و بدون پيچيدگي هستند. شخصيت ها به سادگي ذهن کودکانه با يکديگر ارتباط برقرار مي کند و در نهايت بايد گفت نويسنده توانسته منطق کودکانه را در زباني عاميانه جاري سازد تا بتواند مخاطب کودک و نوجوان خود را با نمايشنامه همراه سازد. و آخرين و مهمترين روش در اين زمينه استفه نوسنده از زبان شعر است. در اين زمينه نيز نکات فراواني وجود دارد. اول اينکه شعرهاي اين اثر نيز با استفاده از همان دو شيوه توضيح داده شده در بالا و در پي گرفت آن روش سروده شده اند و داراي همان قابليت ها هستند. اما اين زان شعر داراي اشکالاتي نيز مي باشد که مي توان ان را ضعف اصلي اثر نيز قلمداد کرد. اينکه مي گويند شعر کودکانه دليل بر اين نيست که در سرايش سهل انگاري صورت گيرد و شعر از قابليت ها و اصول خود دور گردد. شعر کودگکانه شايد در ظاهر نماي ساده تري داشته باشد. اما آنچه اين سادگي را فراهم مي کند نبايد موجب صدمه زدن به اصول شعرگويي باشد. رعايت وزن و قافيه امري است که در هر شعري که در غالب کلاسيک سروده مي شود امري لازم است و تنها با توجه به مقتضيات اثر پيش رو مي توان تا حدودي از ان چشم پوشي نمود. اما به نظر مي رسد ميزان اين چشم پوشي بسيار پيشتر از معمول آن است و ابيات آمده در اين اثر گاها در فضايي بسيار دور از سرايش نگاشته شده اند. اينکه مخاطب چنين نمايشنامه اي طبعا شناختي از اصول سرايش ندارد و نيز اينکه شعر وسيله اي است در جهت بيان ديالوگ هاي اين نمايشنامه؛ مجوزي براي افزايش ضريب سهل انگاري در سرودن نيست. شايسته بود در اين زمينه نيز نويسنده تلاش بيشتري مبذول مي داشت و با دقتي کافي حداقل نقاط ضعف واضح اثر را پوشش داده و ترميم مي کرد.

هرچند در نهايت بايد گفت حسن دولت آبادي نمايشنامه عروسکي خوبي کن باخدا باش را با توجه به موارد گفته شده در بالا و نيز ساخت و پرورش اين نمايشنامه در اثري نسبتا کوتاه و همچنين نمايش شخصيت ها در زمينه اي جذاب، توانسته اثري خوب د زمينه نمايشنامه عروسکي را ارائه دهد. که البته موفقيت چنين آثاري بستگي بسياري به کيفيت اجراي آن در صحنه خواهد داشت.

دومين نمايشنامه عروسکي که در اين بررسي به آن مي پردازيم اثري است از داوود کيانيان با عنوان کشتي حيوانات. اين نمايشنامه نسبت به نمايشنامه قبلي از تعداد شخصيت هاي بيشتري برخوردار است و به نسبت داراي ديالوگ هاي سنگين تر و حجيم تري است. از نظر ساختاري مي توان کشتي حيوانان را اثري ساده و يک دست توصيف کرد که بيشتر براي مخاطب نوجوان و حتي بالاتر مفهوم پيدا مي کند. زبان به کار گرفته شده در اين اثر تا حدودي عاميانه و به قولي زبان کوچه و بازاري است که براي هر شخصيت نيز متفاوت است. مثلا شخصيت موش ها زباني متفاوت نسبت شخصيت روباه به عنوان فردي داناتر دارد و اين مورد در مورد ساير حيوانات نيز به فراخور برداشتي که از هرحيوان در ذهن مخاطب جاي دارد و پيشينه ذهني او از اين مسئله شکل گرفته است. به نظر مي رسد کوشش نويسنده در اين بوده است تا با ايجاد اين تمايزات زباني دست به خلق شخصيت هاي به نسبت مستقل از هم بزند که هر کدام بتوانند کارکرد خاص خود را در اين نمايشنامه کوتاه داشته باشد. البته اين موضوع در چنين نمايشنامه اي با مختصات حجمي مشخص طبعا آنچنان که بايد قابل دستيابي کامل نيست ولي از نظر نگارنده نويسنده به خوبي توانسته تا جاي ممکن از اين امکان استفاده نمايد و بهره کافي را از آن در اثر خود ببرد. به هر روي ساختار اثر چه از نظر شخصيت پردازي و چه از نظر زبان گفتگوها با توجه به مانور بيشتر نمايشنامه روي اين دو مورد از کيفيت مطلوبي برخودار است.

از نگاهي ديگر محتواي اثر را بايد مورد بررسي قرار داد. نمايشنامه عروسکي کشتي حيوانات نيز اقتباسي است از داستاني قرآني در مورد روايت حضرت نوح (ع) و کشتي حيوانات آن که بارها به شيوه هاي گوناگون و براي مخاطباني از طيف هاي مختلف بازگو شده است. اين نمايشنامه عروسکي برداشتي است از اين روايت با پس زمينه اي که باعث تبديل شدن آن به يک نمايشنامه مخصوص مخاطبان کودک و نوجوان شده است. در اين اثر نيز همانند اثر پيشين ساده سازي و پرداخت به روايت اصلي هدف نويسنده بوده است و البته در کنار اين موضوع با نويسنده با زباني نزديک به طنز به بيان يک سري مشکلات کوچک اجتماعي نيز مي پردازد و مسائلي را در دل داستان اصلي خود و با استفاده از موضوع داستان اصلي بيان مي کند. هرچند که در نهايت داستان اصلي از مسير خود خارج نشده و به صوت کامل بيان مي شود.

همچنين اين نمايشنامه نيازمند ملزوماتي در اجرا است که تا حدودي شرح آن در ابتدا و لابلاي متن نمايشنامه رفته است و اين توضيحات مي تواند تکميل کننده اجراي خوب آن در صحنه باشد.

در نهايت بايد گفت توليد آثار هنري براي کودکان و نوجوانان امري است بسيار حساس و ظريف که نيازمند توجه زياد در انتخاب موضوع و دقت کافي در تهيه آن است. ميزان اثرگذاري يک نمايش بر روي کودکان چنان است که اين مسوليت را بيشتر نيز مي نمايد و چه در زمينه نوشتن چنين آثاري و چه در زمينه اجراي آن بايد آينده نگري کافي در نتيجه و نوع اثر آن بر اين قشر از مخاطبان را در نظر داشت. دو اثري که در اين فرصت بررسي شد به نظر مي رسد با استفاده از منابع مناسب براي داستان خود و بهره گيري از حجم کافي و زبان مناسب مخاطبان خود، توانسته اند تا حدودي انتظارات را از يک نماشنامه عروسکي کوچک برآورده کنند.

با آرزوي توفيق براي نويسندگان اين دو اثر و تشکر از حوزه هنري و انتشارات سوره مهر

 

 

 

 

يكشنبه 1 اسفند 1389 - 9:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری