چهارشنبه 22 آذر 1396 - 12:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

از نگاهي ديگر

 

 

نگاهي به مجموعه داستان آنچه اتفاق افتاد

مجموعه داستان آنچه اتفاق افتاد طرحي است به روايت مرتضي سرهنگي که از ميان آثار ادبي نظاميان عراقي انتخاب شده است. اين مجموعه را دفتر ادبيات و هنر مقاومت، در دسته بندي خاطرات جنگ ايران و عراق، توسط انتشارات سوره مهر منشر ساخته است.

اين مجموعه داراي ابتکارات خوبي چه در ساختار و چه در طرح و چه در محتواست؛ اما آنچه بيش از از هر چيز در اين مجموعه نظر مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد روايت حوادث جنگ تحميلي از سوي نظاميان عراقي است. به هر حال آنچه تا کنون در باب مسئله جنگ هشت ساله ايران و عراق شنيده ايم غالبا آثاري بوده است که توسط ايرانيان حاضر در صحنه به رشته تحرير درآمده است. اين موضوع اگرچه خللي در روايت حوادث جنگ ايجاد نمي کند و قابليت اعتماد بالايي دارد؛ اما حس وطن دوستي بخصوص در حادثه اي عظيم چون جنگ مي تواند منشا بسياري از نگاه هاي يک سويه به اين مقوله باشد. در اين شرايط است که روايت دشمن از وقايع مي تواند روشن کننده و اطمينان بخش مخاطب باشد. به هر روي اين مسئله که مخاطب به خواندن روايت هايي از سوي دشمن علاقه دارد دليلي بر رد روايت هاي صورت گرفته در سنگر خودي نيست. آنچه اين روايات را جذاب مي کند تنها حالت اعتراف گونه آن هاست. نمي توان انکار کرد که اين تحريرها و خاطرات در گوشه هايي خود نوعي اعتراف است که در اين جنگ چه کسي حق بود و چه کسي باطل. و اين مشي اعتراف گونه بر جذابيت اين نگاه از مقابل افزوده است. از طرفي درک اين جذابيت در نوع انتخاب روايت هاي اين مجموعه نيز به طور مشخصي به چشم مي خورد. ساده انگاري است اگر بپنداريم که در ادبيات عراق در مورد جنگ هشت ساله هيچ داستاني به حمايت از طرف عراقي نگاشته نشده است. در اينجا بحث يافتن طرف محق نيست. اين مسئله طبيعي بوده و البته اين موضوع که انتخاب هاي ما هم به گونه اي هماهنگ با ذهينت و برداشت خودمان از حادثه باشد کاملا طبيعي است. چرا که ما از ادبيات خود به نتيجه لازم در مورد حوادث جنگ رسيده ايم و چنين مموعه  هايي را تنها شاهد مثالي بر آنچه اتفاق افتاد مي دانيم.

نکته مهم ديگر در مورد اين خاطرات اين است که توسط نظاميان عراقي به رشته تحرير درآمده است. به واقع اهميت اين آثار نه در قدرت روايت ، زيبايي قلم و  يا استوار بودن ساختار و محتواست. آنچه اين خاطرات را بخصوص براي ما جالب وجه مي سازد همين روايت آن ها توسط افرادي است که مستقيما در محل رخ دادن وقايع حاضر بوده اند؛ و اين موضوع روايات را بسيار واقعي تر و باور پذير تر مي نمايند. همچنين از آنجا که اشاره اي نيز داشتيم به کاربرد اعتراف گونه اين خاطرات؛ نوشته شدن آن ها توسط نظاميان عراقي را بيشتر مورد نظر خود مي دانيم. چرا که به طور معمول يک نظامي با ديد بسته تر و تعصب بيشتري به حمايت از کشور خويش مي پردازد تا يک نويسنده آزاد. از اين روي دريافت چنين خاطراتي از سوي نظاميان عراقي بسيار تامل برانگيز و جذاب است.

اين اثر به عنوان جلد دوم از جمعا سه جلد اين مجموعه خاطرات به چاپ رسيده است؛ و ده خاطره را در خود جاي داده است. البته بايد يادآوري کرد که هر خاطره در دل خود روايتي ديگر نيز دارد که به معرفي اثري که خاطره از آن ترجمه شده است مي پردازد. با اين نگاه اين اثر بيست بخش مختلف براي خواندن دارد که در ادامه بررسي خود نگاهي خواهيم داشت به اين بخش ها.

پس از پشت سر گذاشتن بخشي با نام اشاره که توسط مترجم و جمع آوري کننده اثر به ذکر ويژگي ها و علل جمع آوري جنين مجموعه اي پرداخته؛ وارد بخش خاطرات مي شويم. اولين خاطره اين اثر با عنوان شام دستگيري، توسط سرگرد عزالدين مانع به رشته تحرير درآمده است. اين خاطره بخشي از کتاب گردان گم شده است که به مسئله اشغال خرمشهر تا روز آزادي آن مي پردازد. شام دستگيري را مي توان بلندترين اثر اين مجموعه دانست که به روايت دستگير شدن يک نوجوان بسيجي توسط نيرو هاي عراقي مي پردازد. اين اثر در کنار توضيحات خلاصه و خوب مترجم از کتاب منبع خاطره، در کنار يکديگر توانسته ديد خوبي از کليت کتاب گردان گم شده در اختيار مخاطب قرار دهد. وثژگي بارز خاطره شام دستگيري را بايد در محتواي اثر و حوادثي که مخاطب مي داند در دنياي حقيقت رخ داده است جستجو کرد. روبرو شدن يک گردان کامل با همه تجهيزات به نوجواني بسيجي و شجاعت مثال زدني او و تاثيري که او بر روي گردان مي گذارد بسيار جذاب و حيرت انگيز است. شايد اگر چنين روايتي از سوي خود جوان بسيجي صورت مي گرف آنقدر که از سوي نظامي عراقي حاضر در صحنه صورت گرفته است موثر واقع نمي شد. به هر روي در اين خاطره انچه بيش از هرچيز جلوه گري مي کند محتواي اثر است و در مورد ساختار اثر، هرچند از نثر روان و ساده اي برخوردار بوده و به خوبي توانسته به روايت واقعه بپردازد اما نمي توان آن را واجد ويژگي هاي خاصي دانست و ذکر خاطره در ساده ترين صورت انجام مي شود. همچنين از شکل بيان خاطره شدت تحت تاثير قرار گرفتن طرف عراقي از نوجوان بسيجي مشخص است. به طوري که بيان خاطره در قسمت هايي تبديل به ذکر بيانيه مي شود. به هر روي طولاني ترين خاطره اين کتاب را به دليل محتواي شگفت انگيزش مي توان خاطره اي جذاب و مفيد براي مخاطبان دانست.

دومين خاطره اين مجموعه با عنوان بهزاد قائدي، توسط دکتر مجتبي الحسيني به رشته تحرير درآمده است. منبع اين خاطره کتاب هنگ سوم نوشته دکتر مجتبي الحسيني است. توضيحاتي که مترجم درباره اين خاطره آورده بسيار روشن کننده جايگاه خاطره مي باشد. برريده شدن خاطره از يک اثر بزرگتر گاهي باعث ايجاد خلاء هايي در ذهن مخاطب مي گردد که اين توضيحات بخوبي توانسته پاسخ سوالاتي را که اين خلاء ها ايجاد کرده اند بدهد. خاطره بهزاد قائدي بسيار کوتاه است و البته بخوبي توانسته به صورت کاملا مختصر اما گويا حادثه رخ داده را به تصوير بکشد. در اين خاطره نيز استفاده از واژگان ساده و نثر روان، بدون استفاده از تکنيک خاصي کار ذکر خاطره را به پايان برده است.

سومين خاطره اين مجموعه تحت عنوان فرمانده مست را سروان اسعد حاتم العتابي به رشته تحرير درآورده است. ذکر توضيحات خاطره مشخص کرده که اين اثر از کتاب کابوس هاي هيرو استخراج شده است. همچنين اين توضيحات اشاره اي داشته به سرنوشت نويسنده خاطره و شرايط او در آن زمان. فرمانده مست را مي توان يکي از تلخ ترين خاطرات اين مجموعه دانست. نمايش روشن صفات حيوانيت در فرماندهي عراقي و کشتار بي دليل رزمندگان تسليم شده ايراني چيزي است که هر مخاطبي را متاثر خواهد کرد. نويسنده خاطره نيز همچون معمول کش و قوس زيادي به ماجرا نداده است و خيلي صريح، تنها به عنوان يک ناظر و بدون ابراز تاسف يا خوشحالي تنها به ذکر اين ماجراي دردناک پرداخته است. اين خاطره هرچند پيچيدگي خاصي در بيان ندارد اما عمق حادثه بسيار گسترده است و مخاطب اثر را بسيار با خود درگير خواهد کرد و نتايج زيادي مي توان از آن گرفت.

چهارمين روايت را با عنوان هلي کوپتر هشام، سروان فهمي الربيعي نوشته است. توضيحات مترجم در زير اين روايت بيشتر به معرفي اين سروان عراقي و همچنين اثر او با نام هنگ ترسوها ( که اين خاطره نيز از ان برداشت شده است. ) مي پردازد. هليکوپتر هشام را مي توان اثري مشابه روايت قبلي دانست که به طور گسترده تري پرده از جنايات حزب بعث برمي دارد. نمايش پستي و پلشتي فرماندهان عراقي در نهايت ممکن چيزي است که هر مخاطبي را در خوانش اين روايت درگير خواهد کرد. بخصوص که بنظر مي رسد قلم فهمي الربيعي در مقايسه با ديگر نظاميان نويسنده از گزندگي بيشتري برخوردار است. روايت مستقيم و بدون لفافه از انچه رخ مي دهد در اين خاطره گاهي بر شدت اثر آن افزوده است.

زميني که... پنجمين خاطره اين مجموعه است که توسط خلباني به نام عصام عبدالوهاب الزبيدي به رشته تحرير درآمده است. کتاب پرواز شماره بيست و دو به عنوان منبع اولين و آخرين کتاب اين خلبان عراقي است که در ايران به چاپ رسيده است. طبق معمول ساير روايات مترجم توضيحاتي را درباره اين اثر در زير خاطره اصلي آورده و مخاطب کتاب را با فضاي نوشته شدن اين خاطره مانوس نموده است. اين خاطره را مي توان روايتي آرام و بدون دغدغه، اما جذاب دانست. روايت فرود اضطراري خلبان عراقي در خاک ايران و نجات جانش، اگرچه حاوي نکته خاصي نيست اما با زباني ساده و روان توانسته روايتي از يک اتفاق بي حاشيه را براي مخاطب جذاب نمايد. مختصر بودن اثر و نمايش تقابل آرامش و طوفان در ميدان جنگ از ويژگي هاي جذاب اين روايت است.

ششمين روايت اين مجموعه با عنوان قرار توسط سرهنگ دوم سلمان صفر دروين نوشته شوده است. اين روايت از کتاب ايشان با عنوان جنايت هاي ما در خرمشهر استخراج شده است. پس از خواندن توضيحات خوب مترجم در مورد اثر که ديدي کلي از آن را به مخاطب مي دهد؛ در مورد روايت صورت گرفته بايد گفت که از نظر نگارنده يکي ازعجيب ترين روايت هاي صورت گرفته در اين مجموعه است. اين روايت نمايشي است بسيار کوتاه اما گويا از وضعيت اسف بار و غيراخلاقي نظاميان عراقي که حتي بر سر همرزمان خود نيز به معامله مي پردازند. اين روايت خيلي خشک و بدون کاربرد کلمات داراي بار احساسي چنان موقعيتي را به تصوير مي کشد که انسان را به فکر فرو مي برد. در کل اين روايت نيز از نظر ساختاري واجد ويژگي خاصي نيست و تنها موقعيت موجود در روايت است که حرفي براي گفتن دارد.

فاطمه خزرجي عنوان هفتيمين اثر اين مجموعه است که سرهنگ رضا الصبري آن را نوشته است. اين اثر نمونه اي کوچک از مقاوت و رشادت زنان جنوب در وقايع دفاع مقدس دارد. همچنين از سويي اين اثر بيانگر مقاومت مردمي شهرهاي جنوبي در مقابل رژيم بعثي است. حکايتي شگفت انگيز از مقاومت يک زن و شجاعت و احساس وظيفه او تا رسيدن به شهادت. همچنني اين خاطره نگاهي هم دارد به وضعيت فرماندهان عراقي و گريزي به دلايل گرفتن ترفيع ان ها نزد فرماندهان ارشد خود. که پرده از رازهاي بسياري برمي دارد و براي مخاطب اثر بسيار قابل تامل است. توضيحات مترجم در ذيل اين روايت نيز خود از ويژگي هاي مثبتي برخوردار است که خواندن آن نگاهي عميق تري نسبت به موضوعات گفته شده ايجاد مي کند.

هشتمين اثر اين مجموعه با عنوان شبگرد اثري است با نويسنده اي بي نام. اين اثر به نسبت آثار قبلي از قدرت روايي بيشتري برخوردار است و نويسنده توانسته با ايجاد موقعيت هاي خاص و توصيف هاي جذاب بر اثرگذاري خاطره خود بيفزايد. اين خاطره از مجموعه فرار از حلبچه برداشته شده است که توسط اسراي عراقي به رشته تحرير درآمده. داستان در اينجا هم بر سر روايتي است از مادي نگري و به فکر منافع خويش بودن نظاميان عراقي که در اين خاطره در سطح جزء تري به سراغ نظاميان رده پايين رفته است. و البته خاطره با ايجاد موقعيتي ويژه در انتهاي خود مخاطب را راضي و هيجان زده مي نمايد.

مهمان کوچولو نام نهمين اثر اين مجموعه است که باز هم از سوي نويسنده اي گمنام و از کتاب زوزه مرگ انتخاب شده است. مهمان کوچولو خاطره اي بسيار کوتاه است که روايتي آرام از يک اتفاق خوب در جنگ دارد. جايي که انسانيت فراتر از تمامي معادلات جنگي عمل مي کند و افراد را به هم نزديک مي نمايد. مهمان کوچولو با نثري ساده و روايتي بسيار کوتاه هرچند جذابيت ظاهري خاصي ندارد اما بيان کننده نمايي ديگر از جنگ است که کمتر به آن پرداخته شده است.

اخرين روايت اين مجموعه را اما در عين کوتاهي مي توان تاثيرگذارترين روايت ان ناميد. سربازي اين چنين، سربازي آن چنان، باز هم توسط نويسنده اي بي نام و از کتاب امروز روز ماست انتخاب شده است. نمايش نبرد خير و شر و پيروزي انسانيت بر قصاوت از درون مايه هاي اين خاطره است که به بيان اين موضوع مي پردازد که در سخت ترين شرايط نيز انسانيت و خير مي تواند عمل کرده و راه را بر شر ببندد. اين روايت اگرچه بسيار دردناک آغاز مي شود اما با درسي بزرگ به پايان مي رسد و اين خاطره مي تواند سال ها در ذهن مخاطبان ان باقي بماند.

در نهايت مجموعه آنچه اتفاق افتاد را بايد اثري در خورد توجه دانست که علاوه بر ويژگي هاي ذکر شده در ابتداي بررسي داراي ساختار، طراحي و شکل مناسب است و در کل اثري است آبرومند و قابل توجه که مي تواند در صورت معرفي درست مخاطبان زيادي را به سوي خود جلب نمايد و موجب آثار مثبتي گردد.

با آرزوي توفيق روزافزون براي مرتضي سرهنگي و تشکر از انتشارات سوره مهر

 

 

 

يكشنبه 17 بهمن 1389 - 14:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری