سه‌شنبه 6 تير 1396 - 20:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

جنايت زير آفتابي سوزان

 

 

 

«فيلم نوآر» اصطلاحي است که منتقدان سينمايي فرانسه براي توصيف نوعي فيلم جنايي  با فضاي دلهره آميز و تيره به کار برده اند، به خصوص فيلم هايي از اين نوع که در دهه چهل و اوايل دهه پنجاه ساخته شده اند.

رمان‌ پاتريشيا هاي‌ اسميت‌ به‌ نام‌ آقاي‌ ريپلي‌ بااستعداد كه‌ فيلم‌ آفتاب‌ سوزان‌ از روي‌ آن‌ ساخته‌ شده‌، تمام‌ ويژگيهاي‌ لازم‌ را براي‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ يك‌ نوآر موفق‌ دارد. تام‌ ريپلي(با بازي آلن دلون) مي‌تواند همان‌ ضد قهرمان‌ تنهاي‌ فيلم‌ نوآر باشد كه در اوج تنهايي و بدبيني قرار دارد‌. او مي‌خواهد با قتلي‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهد و با تغيير دادن‌ هويتش‌، ط‌بقه‌ اجتماعي‌ خود را تغيير دهد و از فقر به‌ ثروت‌ برسد و در اين‌ راه‌ دست‌ به‌ هر عمل‌ جنايتكارانه‌اي‌ مي‌زند. اما رنه‌ كلمان‌، از اين‌ داستان و اين شخصيت براي‌ خلق‌ يك‌ فيلم‌ نوآر متعارف، تعمدا چشم‌ پوشي‌ مي‌كند.

 در فيلم‌ نه‌ تنها از خيابانهاي‌ خيس‌ شبانه‌، سايه‌هاي‌ بلند، زواياي‌تاريك‌ و... فيلم‌ نوآرها خبري‌ نيست‌، بلكه‌ فيلم‌ در بسياري‌ از صحنه‌ها زير آفتاب‌ درخشان‌ درياي‌ مديترانه‌ گرفته‌ شده‌ است‌. از جمله‌، صحنه‌ قتل‌ فيليپ‌ به‌ دست‌ تام‌ در قايق،‌ که در آفتاب‌ سوزان‌ درياي‌ مديترانه به‌ تصوير کشيده مي‌شود.

 فيلم‌ با تيتراژ(عنوان بندي) اوليه‌ كه‌ نوشته‌ها در آن به‌ صورت‌ انيميشن‌ ظ‌اهر مي‌شوند،در جهت عکس يک فيلم نوآر حرکت مي کند. بعد، نماهايي‌ از پوسترهايي‌ از بناهاي‌ ايتالياي‌ باستان‌ به‌ رنگ‌ قرمز و سبز مي‌بينيم‌ كه‌ با حركت‌ دوربين‌ از روي‌ اين‌ پوسترها مي‌رسيم‌ به‌ نمايي از دست‌ تام‌ ريپلي‌ (آلن‌ دلون‌) كه‌ دارد امضايي را جعل مي‌كند. پيوند اين‌ نماها به‌ يكديگر، نشاندهنده  همسان بودن جاه طالبي هاي تام با حاکمان روم باستان است. جاه‌ط‌لبي‌هايي‌ كه‌ در نهايت‌ آنها را در دام‌ خود گرفتار كرده و نابود مي سازد‌. بي‌ دليل‌ نيست‌ كه‌ لوكيشن‌ داستان‌ هم‌ در كشور ايتاليا انتخاب‌ شده‌ است‌.

 فيليپ‌ (موريس‌ رونه‌)، جوان‌ ثروتمند آمريكايي‌ است‌ كه‌ به‌ ايتاليا آمده‌ و تام‌، دوستش‌ كه‌ همراه اوست از جانب‌ پدر فيليپ ماموريت‌ يافته‌ كه‌ در ازاي دريافت‌ پنج‌ هزار دلار او را به‌ آمريكا بازگرداند. فيلمساز از همان‌ ابتداي‌ فيلم‌، بر تم‌ انتقال‌ هويت‌ تاكيد مي‌كند. مانند صحنه‌اي‌ كه‌ تام‌ با اشتياق‌ لباس‌ فيليپ‌ را مي‌پوشد، موهايش‌ را مانند او شانه‌ مي‌كند و صداي‌ او را تقليد مي‌كند كه‌ اين‌ امر مورد اعتراض‌ فيليپ‌ قرار مي‌گيرد. ولي‌ تام‌ مي‌گويد كه‌ تنها قصدش،‌ شوخي‌ بوده‌ است‌. وقتي‌ تام‌ و فيليپ‌ سوار قايق‌ مي‌شوند تا به‌ شهري‌ ديگر بروند، نماي‌ دوري‌ از تام‌ و فيليپ‌ كه‌ روي‌ قايق، و‌ در وسط‌ دريا ايستاده‌اند، همراه‌ با موسيقي‌ هشدار دهنده‌ نينو روتا خبر از آينده‌اي‌ شوم‌ مي‌دهد.

وقتي‌ فيليپ‌ به‌ شوخي‌ تام‌ را در قايق‌ كوچكي‌ در دريا رها مي‌كند، تام‌ در اجراي نقشه بي رحمانه خود مصمم تر مي شود. سپس‌ نمايي‌ نزديك از تام‌ داريم‌ كه‌ كلاهي‌‌ بر سر دارد و گرمازده‌ و دلخور است‌، او چاقويي‌ برمي‌داردوتكه‌اي‌غذارابه‌دهان‌مي‌برد(كه اين‌ باز نمايي‌ هشدار دهنده‌ است‌) بعد سر ميز بازي‌ تام‌ و فيليپ‌ با هم شوخي مي کنند.تام‌ به شوخي مي‌گويد که مي‌خواهد فيليپ‌ را بكشد و هويت‌ او را اختيار كند و فيليپ هم‌ مي‌گويد كه‌ اين‌ كار غيرممكن‌ است‌، ولي‌ ناگهان تام‌ ‌چاقو‌ را از زير پايش‌ بيرون مي‌آورد و فيليپ‌ را به‌ قتل‌ مي‌رساند.

 فيلمبرداري‌ موثر هانري‌ دكا زير آفتاب‌ درخشان‌ درياي‌ مديترانه‌ (برخلاف‌ شيوه‌ مرسوم‌ فيلم‌ نوآرها)، واقعيتي‌ تلخ‌، را عيني‌ و واضح‌ به تصوير مي کشد. و اثر چنين تمهيدي‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ كمتر از سايه‌ روشن‌هاي‌ پركنتراست‌ فيلم‌ نوآرها نيست‌. اين صحنه‌، با حركات‌ موثر دوربينش‌ و همچنين حركت‌هاي‌ بي‌ وقفه‌ دلون‌ براي رها کردن جسد فيليپ در دريا، به‌ خوبي‌ جلوه‌اي‌ واقع گرا و‌ تلخ‌ و شومي‌ پيدا مي کند.

 آفتاب‌ سوزان‌ مديترانه‌ هم‌ تضاد و تلخي اين صحنه‌ را برجسته‌تر مي‌كند. در صورتي‌ كه‌ اين‌ تمهيد درنقطه مقابل مولفه هاي فيلم نوآر قرار دارد‌.فرانك‌ يوجين‌ بيور درباره‌ فيلم‌ نوآر مي‌نويسد:«اين‌ فيلم‌ها غالبا گنگستري‌ و داستان‌هاي‌ روانشناسانه‌اي‌ بودند كه‌ ط‌رح‌ كلي‌ نورپرداي‌ آنها بشدت‌ تيره‌ رنگ‌ بود. استفاده‌ از فيلم‌هاي‌ سياه‌ و سفيد معمول‌ در دهه‌ چهل‌ ميلادي‌ به‌ كارگردانها اجازه‌ مي‌داد تا آنها به‌ ميزان‌ وسيعي‌ از سايه‌ها (از سياه‌ به‌ سفيد) و آخرين‌ درجات‌ تيرگي‌ در فيلمبرداري‌از داستان‌ و شخصيت‌هاي‌ فيلمهايشان‌ استفاده‌ كنند. صحنه‌هاي‌ فيلم‌ نوآر، به‌ حدي‌ تاريك‌ و دلتنگ‌ كننده‌ بود كه‌ تصور مي‌شد در شب‌ فيلمبرداري‌ شده‌اند. صحنه‌هاي‌ خارجي‌ اين‌ نوع‌ فيلم‌ها تماما در شب‌ فيلمبرداري‌ مي‌شد. محل‌هاي‌ داستاني‌ فيلم‌ نوآرها، خيابان‌هاي‌ تيره‌ و تاريك‌، آپارتمان‌هاي‌ نيمه‌ تاريك‌ ـ نيمه‌ روشن‌ و اتاق‌هاي‌ هتل‌هاي‌ بزرگ‌ شهرها بودند.»

در فيلم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ در صحنه‌ قتل‌ در قايق‌، رنه‌ كلمان‌ از قوائد ژانر(گونه) تخطي‌ مي‌كند. او حتي‌ در صحنه‌هاي‌ داخلي‌ هم‌ قواعد را رعايت‌ نمي‌كند. به‌ ياد بياوريم‌ صحنه اي‌ را كه‌ دوست‌ فيليپ‌ به‌ تام‌ كه‌ هويت‌ فيليپ‌ را اختيار كرده‌ است‌، شك‌ مي‌كند. وقتي‌ از ط‌بقه‌ پايين‌ آپارتمان‌ به‌ ط‌بقه‌ بالا و نزد تام‌ مي‌رود، تام‌ با مجسمه‌اي‌ به‌ سر او مي‌كوبد و او را به‌ قتل‌ مي‌رساند. صحنه‌ با وجود اينكه‌ صحنه‌اي‌ داخلي‌ است‌، باز هم‌ نورپردازي‌ به‌ گونه اي صورت گرفته که با استفاده فراواني از نور روبرو هستيم و از كنتراستهاي‌شديدخبري‌نيست.‌

تام‌ ريپلي‌ به هنگام جنايت‌ اول‌ دستپاچه‌ است و وقتي‌ چاقو را در بدن‌ فيليپ‌ فرومي‌كند، منقلب‌ مي‌شود و صورتش‌ را با دستش‌ مي‌فشرد و بعد با عجله‌اي‌ كه‌ حاكي‌ از ترس‌ اوست‌، مي‌خواهد جسد را به هر شيوه ممکن معدوم‌ كند  ولي تام‌ در قتل‌ دوم‌ خونسرد است‌‌ اينجا، او بدل به همان‌ كليشه‌ هميشگي، و قاتل‌ خونسرد فيلم‌هاي‌ گنگستري‌ و جنايي‌ مي‌شود. هر چند وقتي‌ بعد از قتل دوم‌ با خونسردي‌ به‌ بازي‌ بچه‌ها در خيابان‌ نگاه‌ مي‌كند، اين‌ تضاد به‌ جنايت‌ او جنبه‌ مهيب‌تري‌ مي‌بخشد.

 جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ در فيلم‌ آفتاب‌ سوزان‌ صحنه‌هاي‌ پرتنش‌ و اضط‌راب‌آور، بر خلاف‌ فيلم‌ نوآرها در روز فيلمبرداري شده اند. (مثل‌ دو صحنه‌ قتل‌) و در صحنه‌هاي‌ شب‌ اضط‌رابي‌ وجود ندارد و صحنه‌هاي‌ شب‌ تنها‌ به‌ جستجوي فيليپ توسط‌ پليس‌ اختصاص دارد.‌ و نيز به‌ ياد بياوريم‌ صحنه‌اي‌ كه‌ تام‌، جسد دوست‌ فيليپ‌ را پس از قتل‌، با خود مي‌برد، كه‌ با وجود اينکه اين صحنه در شب اتفاق مي افتد. باز هم‌ اضط‌رابي‌ به تماشاگر منتقل نمي‌ شود، چرا كه‌ دو كشيش‌ كه‌ از كنار آنها مي‌گذرند، گمان مي‌كنند مقتول‌، فردي‌ الکلي است‌ كه‌ اين‌ ايده حتي‌ به‌ اين‌ صحنه‌ جنبه‌اي‌ كميك‌ مي‌بخشد.

 فيلم‌ آفتاب‌ سوزان‌ در كنار سه‌ گانه‌ رنه‌ كلمان‌ درباره‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌، يعني‌ نبرد راه‌ آهن‌ (1945)، لعنت‌شدگان‌ (1947) و بازي‌هاي‌ ممنوع‌ (1951) از فيلم‌هاي‌ قابل‌ بحث‌ و ارزشمند رنه‌ كلمان‌ به شمار مي آيد. او فيلمسازي متعلق‌ به‌ نسل‌ مياني‌ سينماي‌ فرانسه است‌ كه‌ ميان‌ نسل‌ قديمي‌ها و موج‌ نويي‌ها قرار مي‌گيرد.

 فيلم‌ هاي کلمان‌ بيشتر بر وجه‌ مستند درام تكيه‌ دارند. مانند رئاليسم‌ شاعرانه‌ و زيبايي که در‌ فيلم‌ بازي‌هاي‌ ممنوع شاهد آن هستيم. به‌ همين‌ جهت‌ جلوه‌هاي‌ اكسپرسيونيستي‌ فيلم‌هاي‌ نوآر در فيلم‌ آفتاب‌ سوزان‌ جايش‌ را به‌ شيوه‌اي‌ مستند با نورهايي‌ ط‌بيعي‌ داده‌ است‌.تاثير آفتاب‌ سوزان‌، را در فيلم‌هاي‌ موج‌ نوي‌ سينماي‌ فرانسه‌، نظ‌ير عروس‌ سياهپوش‌ (تروفو) تا حد زيادي‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد.

 در فيلم‌، در بانك‌ مرتبا شاهد تبديل‌ دلار به‌ لير هستيم‌ و دستهاي‌ فيليپ‌ و سپس‌ تام‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ پولها را با ولع‌ مي‌قاپند. در طول فيلم تام، دائم در تکاپو است و براي رسيدن به پول‌، دست‌ به‌ هر بزه و جنايتي‌ مي‌زند.

در لحظاتي از فيلم‌ روي‌ نقاشي‌هاي‌ مذهبي‌ قرون‌ گذشته‌ و نيز مراسم‌ مذهبي‌ در خيابان‌ها تاكيد مي‌شود كه‌ البته‌ در كشوري‌ مثل‌ ايتاليا كه‌ در ميان‌ كشورهاي‌ اروپايي‌، كشوري‌ مذهبي‌ است‌، ديدن چنين تصاويري‌ امري‌ ط‌بيعي‌  به شمار مي آيد‌.

 اما شايد فيلمساز خواسته‌ در اينجا اشاره اي هم به اين نکته بكند كه‌ در فقدان‌ معنويت‌، انسان ها براي‌ رسيدن به منافع مادي، چون‌ حيواناتي‌ درنده‌ به‌ جان‌ هم‌ مي‌افتند و تضاد اين‌ نماها از نشانه‌هاي‌ مذهبي‌ با نماهايي‌ از جنايت هاي تام‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ پول‌، اين‌ سئوال‌ را در ذهن‌ بيننده‌ ايجاد مي‌كند كه‌ چرا در جهان‌ معاصر، پول‌ و دارايي براي‌ برخي،‌ به‌ معياري‌ جهت‌ ارزشگذاري‌‌ انسان ها بدل شده‌ است‌؟ آفتاب‌ سوزان‌ هر چند ممكن‌ است‌ امروزه‌ اثري‌ كلاسيك‌ و فراموش‌ شده‌ به نظر برسد، اما از فيلم‌هاي‌ ارزشمند رنه‌ كلمان‌ است‌.

 فيلمبرداري‌ هانري‌ دكا، يكي‌ از بزرگترين‌ فيلمبرداران‌ فرانسه‌ و جهان‌، درخشان‌ است‌ (كه‌ در ط‌ول‌ مط‌لب‌ دلايل‌ آن‌ را ذكر كردم‌) و موسيقي‌ متفاوت‌ نينو روتا كه‌ گاه‌ متضاد با تصاوير است‌، حس‌ آرامش‌ تماشاگر را به‌ گونه‌اي‌ متفاوت‌ برهم‌ مي‌زند .آلن‌ دلون‌ در 24 سالگي‌ بازي‌ درخشاني‌ ارائه‌ مي‌كند. در مهم‌ بودن‌ فيلم‌ آفتاب‌ سوزان‌ همين‌ بس‌ كه‌ بگوييم‌ آلن‌ دلون‌ اين‌ فيلم‌ را در كنار فيلم‌هاي‌ روكو و برادرانش‌ و سامورايي‌ از بهترين‌ فيلم‌هاي‌ خود مي‌داند.

 

 

 


 

يكشنبه 17 بهمن 1389 - 9:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری