سه‌شنبه 28 آبان 1398 - 3:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

آخرين پيامبر خدا (كوتاهه‌هايي از زندگاني رسول اكرم(ص)

 

آخرين پيامبر خدا (كوتاهه‌هايي از زندگاني رسول اكرم(ص)

مهندي قزلي

شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي وابسته به مؤسسه اميركبير، 1388

قيمت:1700 تومان

در روزگاري كه تشخيص سره از ناسره و خوب از بد سخت شده است، آشنايي با تاريخ زندگاني، شخصيت و سيره معصومين كه منبع صدور حق و حقيقت بوده و هستند، ضرورتي غيرقابل‌انكار است. در روزگاري كه مردم دچار مشكلات مختلف و متعدد هستند، داشتن چنين منابعي كتاب آخرين پيامبر خدا كه وقت زيادي هم نمي‌برد انگيزه مطالعه را مخصوصاً در مناسبت‌هاي خاص بيشتر مي‌كند...

اين مجموعه سعي خواهد داشت با غور در زندگاني حضرات نور و متكي بر فرم كوتاهه‌نويسي و ساده‌نويسي در نثر، زمينه آشنايي سريع و صريح با ايشان را فراهم كند.

قطعاً شناخت دقيق سير و سيره معصومين احتياج به تأمل و مطالعه بيشتري دارد و اين مجموعه كفاف نگاه پژوهشگرانه را نخواهد داد ولي طعم شيرين زندگي با خدا و براي خداي ايشان را در كام مخاطب باقي خواهد گذاشت.

آخرين پيامبر خدا اولين كتاب از مجموعه كتاب‌هاي چهارده معصوم مي‌باشد، و نويسنده سعي كرده است با نثر و بياني ساده و روان زندگي رسول اكرم را به رشته تحرير درآورد.

به طور مثال نويسنده درباره تولد پيامبر اين‌چنين آورده است:

«ايوان كسرا شكافت، آتشكده فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشكيد، خدايان سنگ و چوب عرب سرنگون شدند. نوري به آسمان بلند شد كه تا فرسنگ‌ها آن‌ طرف‌تر ديده شد.

انوشيروان و موبدان خواب‌هاي وحشتناك ديدند...

انگار قرار بود خدا به مردم بشارت بدهد به زودي دوره بت‌پرستي تمام و راه هدايت به سوي خدا روشن مي‌شود. و محمد(ص) به دنيا آمد.»

بعد از تولد پيامبر نويسنده به نامگذاري، چگونگي انتخاب حليمه به عنوان دايه پيامبر، پيمان حلف‌الفضول، آشنايي با خديجه(س)، ازدواج پيامبر با حضرت خديجه، مبعوث شدن محمد به پيامبري، اذيت و آزار مشركان، ماجراي شعب‌ابي‌طالب و... اشاره كرده است.

در ادامه نوينسده داستان‌هايي نيز درباره پيامبر نقل كرده است كه از آن جمله مي‌توان به داستان فوت سعدبن معاذ اشاره كرد:

آمدند پيش رسول خدا گفتند: سعد پسر معاذ از دنيا رفت. سعد از ياران باوفايش بود هم در جنگ‌ها، هم روزهاي صلح، پيامبر گفت غسل و كفنش را انجام دادند. آماده شد براي تشييع جنازه.

پاي برهنه، بدون عبا، از در خانه سعد همراه مردم جنازه‌اش را تشييع كرد.

در تشييع مي‌رفت سمت چپ تابوت را مي‌گرفت. كمي راه مي‌رفت بعد مي‌رفت سمت راست تابوت. تا به قبر برسند همين حال را داشت.

رفت داخل قبر، سعد را گذاشت در آن، با دست قبر را مرتب و محكم كرد. خاك را روي قبر ريختند. ما در سعد گفت: اي سعد بهشت مباركت باشد.

پيامبر گفت: براي خدا تكليف معلوم نكن. سعد الان در فشار قبر است.

صحابه گفتند: قبل‌تر كسي را اينطور تشييع نكرده بوديد؟ پاي برهنه و بدون عبا.

پيامبر گفت: ملائكه همينطور بودند، خواستم مثل آن‌ها باشم. پرسيدند: چرا چپ و راست تابوت مي‌رفتيد؟

گفت: دست من در دست جبرئيل بود، هر طرف مي‌رفت، مي‌رفتم.

پرسيدند: جريان فشار قبر سعد چه بود؟

گفت: سعد با خانواده‌اش خوش‌اخلاق نبود.

نگارنده در ادامه داستان‌ها و ماجراي زندگي پيامبر را تا زمان فوتش آورده است و درباره فوت حضرت مي‌گويد:

«وقتي از دنيا رفت از خودش مال و منالي به جا نگذاشت. كاخي نساخت. براي خدا تلاش كرد و دنيا را تكان داد. اعراب خرافه‌پرست بيابان‌گرد را تبديل به متمدن‌ترين انسان‌هاي عصر كرد و نداي الله‌اكبر را در دنيا پراكند. حكومت‌هاي اطراف به وحشت افتادند كه نكند مردمشان به دين او تمايل پيدا كنند. اخلاق را در ميان بي‌اخلاق‌ترين اقوام به سر حد كمال رساند. وقتي از دنيا رفت نبوت هم تمام شد ولي راه خداپرستي تازه باز شده بود. محمد براي خدا خوب بنده‌اي بود و براي مردم خوب پيامبري. او از دنيا رفت در حالي كه الگوي حسنه انسانيت در تمام دوران شده بود.»

 

 

 

دوشنبه 11 بهمن 1389 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری