پنجشنبه 28 شهريور 1398 - 19:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

انقلابي پرجاذبه

 

انقلابي پرجاذبه (سير تكوين و تحول جنبش انقلابي در ايران از دهه 40 تا دهه 60)

مؤلف: امير عظيمي دولت‌آبادي

انتشارات اميركبير

 

نگارنده در اين اثر تلاش دارد تا رهبري امام خميني(ره) و جنبش انقلابي را در ايران مورد بررسي قرار داده و علل تكوين، روند شكل‌گيري و تحول اين جنبش را در مقطع زماني دهه 40 تا اواخر دهه 60 تحليل كند. آنچه كه تحقيق حاضر، مشخصاً به دنبال كاوش و بررسي در مورد آن خواهد بود بنابر تأكيد نويسنده دو مسئله بسيار مهم و مناقشه‌آميز حول اين جنبش است. اولين مسئله زمينه‌هاي پيدايش و علل شكل‌گيري جنبش كاريزما در ايران از دهه چهل به بعد است و دومين مسئله كه جنبه فرعي‌تر خواهد داشت فرآيند روزمره‌شدن يا نشدن جنبش انقلابي است به بيان واضح‌تر اين تحقيق درصدد پاسخگويي به دو سؤال خواهد بود يكي از منظر تحليل جنبش كاريزمايي علل پبيدايش و ظهور جنبش انقلابي در ايران دهه 50 چه بوده است و ديگري اينكه آيا جنبش انقلابي در ايران تحت تأثير نيروهاي مؤثر در روزمره شدن، در دوران حيات امام(ره)، قرار گرفته است يا خير؟

اثر حاضر در چهار فصل تهيه و تنظيم شده است. فصل اول به مباحث نظري اين مبحث مي‌پردازد نظير تعريف و مفهوم كاريزما و جنبش كاريزمايي و سابقه تاريخي، ريشه‌ها، زمينه‌هاي ظهور و فرايند تكوين كاريزما.

در نخستين سطور مقدمه اين فصل مي‌خوانيم: مانند اكثر پديده‌هاي اجتماعي، جنبش‌هاي اجتماعي نيز از پيچيدگي‌هاي خاصي برخوردارند و لذا انتظار ارائه تعريفي ساده و منسجم از آن‌ها دشوار و گاهي ساده‌انگارانه است مشابه اكثر تعاريف در علوم اجتماعي، تعريف جنبش اجتماعي نيز مشكلات خاص خود را دار و هر كدام از نظريه‌پردازان جنبش‌هاي اجتماعي بر بعد خاصي از آن در تعريف خود تأكيد مي‌كنند، «پاره‌اي بر نقش ارزش‌ها و هنجارهاي جديدي كه جنبش‌ها عرضه مي‌كنند و آرمان‌ شهري كه به عنوان نظم نوين اجتماعي در نظر دارند، تأكيد مي‌كنند، عده‌اي نقش تشكل سازماندهي و شبكه‌هاي ارتباطي را پررنگ مي‌سازند برخي با توجه به نقش عنصر زمان بر پايداري جنبش اجتماعي به نسبت ساير پديده‌ها، تأكيد مي‌كنند»

كاريزما كه در فارسي به عطيه الهي، فره‌ ايزدي، جاذبه استثنايي و فرهمندي ترجمه شده است به نظر مي‌رسد در بعد تعريف مفهومي و سابقه تاريخي پيچيدگي‌ها و مشكلات ابعاد ديگر را نداشته باشد و ظاهراً برداشت‌هاي نزديك به هم در اين بعد زياد است و اين برداشت‌ها تنها با تأكيدي كه بر ويژگي‌هاي فردي رهبر يا قبول اين‌ ويژگي‌ها از طرف پيروان وي دارند از همديگر فاصله مي‌گيرند. توضيحي كه «وبر» در ابتداي بحث اقتدار كاريزماتيك در كتاب جامعه و اقتصاد آورده است، معمولاً در اكثر مباحثي كه از طرف صاحبنظران در مورد كاريزما و جوانب آن صورت مي‌گيرد مورد قبول واقع شده و از آن سوي آن‌ها به آن استناد مي‌گردد، «واژه كاريزما براي خصوصيت ويژه شخصيت يك فرد كه به خاطر اين ويژگي از افراد عادي جدا انگاشته مي‌شود، به عنوان كسي كه صاحب توانايي‌ها يا خصوصيات فوق طبيعي، فوق انساني، يا حداقل استثنايي باشد به كار مي‌رود اين ويژگي‌ها بدان گونه‌اند كه قابل دسترسي براي افراد عادي نيستند بلكه منشأ آن‌ها الهي يا منحصر به فرد تلقي مي‌شود بر اين اساس فرد مورد نظر به عنوان رهبر تلقي مي‌گردد.»

به اعتقاد نگارنده جوامعي كه فرهنگ آنها از عناصر نيك و بد انباشته است و آن جوامعي كه در فرهنگ آن‌ها در مقابل يك عنصر خيرخواه و نيك، يك عنصر خودخواه و شرير وجود دارد، فرهنگ آن‌ها و اسطوره‌ها و ارزش‌هاي موجود در آن، از يك طرف مي‌تواند با تحسين كاريزما موجب قدرتمندي او شود و از طرف ديگر، با تقبيح ضدكاريزما موجب تضعيف و انحلال آن مي‌شود به عنوان نمونه همانند كردن امام خميني(ره) و وقايع انقلاب اسلامي با اسطوره‌هي شيعي چون امام حسين(ع) و وقايعي چون كربلا همان قدر تأثيرگذار است كه همانند كردن شاه با يزيد.

در ادامه اين فصل به مواردي ديگر نظير ويژگي‌ها و توانايي‌هاي شخص رهبر، پيروان و ادراك آن‌ها، شرايط بحراني كه اقتدار كاريزمايي را در شرايط و دوره‌هاي فشار و اضطرار رواني، فيزيكي، اخلاقي، و... بررسي مي‌كند، مي‌پردازد.

عده‌اي از محققان به طور عمده روان‌شناسان اجتماعي، در بحث از كاريزما و جنبش‌هاي كاريزمايي و علل شكل‌گيري آن‌ها شرط مهم و ضروري را وجود رهبري با ويژگي‌هاي خارق‌العاده مي‌دانند و اگر چه ساير عوامل را ناديده نمي‌گيرند ولي كانون توجه‌شان خصوصيات فردي رهبر كاريزماست. از نظر آن‌ها رهبران كاريزما يك سوي ويژگي‌هايي دارند كه باعث جذب توده‌ها به آن مي‌شود و همين ويژگي‌هاست كه آن‌ها را در رأس حركت‌هاي اعتراضي و جنبش‌هاي انقلابي قرار مي‌دهند اين ويژگي‌ها بسيار متنوعند: احساس رسالت ويژه، اعتماد به نفس بالا، اعتقاد و ايمان به پيام‌ها و رسالت خويش، نياز به قدرت و... از ديدگاه اين محققان هيچ كاريزمايي بدون سخنوري وجود ندارد و رهبران كاريزما كساني هستند كه با داشتن شخصيت با نفوذ و با داشتن پيامي ساده و روشن و عامه‌پسند مي‌توانند در اعماق جان انسان‌ها نفوذ كنند.

مباحث مفهومي و تعاريف، فصل دوم اثر حاضر است كه برخي از مفاهيم مورد استفاده را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد.

يكي از اين مفاهيم نوسازي است كه آن فرآيندي است كه تغييرات و دگرگوني‌ها در تمام يا بخشي از ابعاد عيني و ذهني زندگي فردي و جمعي را شامل مي‌شود، اين ابعاد را مي‌توان به اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، رواني و سياسي تقسيم كرد.

در ادامه اين بحث نگارنده مفهوم نوسازي را به چهار بعد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي تقسيم كرده است و براي هر بعد شاخص‌هاي لازم را ارائه داده است. يكي از اين بعدهاي مطرح شده در پژوهش حاضر، بعد فرهنگي است كه مشتمل بر تغيير در ارزش‌ها و رواج نگرش‌هاي جديد، گسترش كمي و كيفي آموزش و پرورش، گسترش وسايل ارتباط جمعي (تلويزيون، راديو، روزنامه، كتاب و...) است.

از موارد ديگري كه در اين فصل به آن‌ها اشاره شده بحران نظام معنايي، بحران مشاركت سياسي، بازتفسير مفاهيم شيعه، ويژگي‌هاي شخصيتي استثنايي، ويژگي‌هاي رواني و عاطفي توده‌ها، جنبش كاريزمايي و روزمره شدن است.

به باور نگارنده تعريف مفهوم بحران نظام معنايي ساده و آسان نيست. خود اين مفهوم از سه جزء «بحران»، «نظام»، «معنا» تشكيل شده است كه تعريف هر كدام از آن‌ها با دشواري‌هايي همراه است با وجود اين تا آنجا كه به موضوع تحقيق حاضر مربوط مي‌شود بحران را مي‌توان چنين تعريف كرد: هرگاه پديده‌اي به طور منظم، معمولي و آن‌طور كه از قبل پيش‌بيني مي‌شد، جريان نيابد حالتي از نابساماني پديد آيد، يا نظمي مختل شود و يا حالتي غيرطبيعي رخ نمايد، سخن از بحران به ميان مي‌آيد. همينطور در تعريف نظام آمده است: تركيب اجزايي از يك مجموعه كه چنان تفسيق و انتظام يافته باشند كه يك كل را پديد آورند و يا آنكه در تحقق نتيجه‌اي مشترك مدد رسانند. اما مفهوم معنا را به طور كلي مي‌توان جوهري متافيزيكي تصور كرد كه در نمادها، يا در مغز فرد يا در خود اشيا جاي دارد معني يك چيز يا كلمه از طريق پاسخ‌هايي كه به آن داده مي‌شود تعيين مي‌گردد يعني معنا رابطه است نه جوهر، با توجه به اين تعاريف بحران نظام معنايي عبارت خواهد بود از به چالش كشيده شدن و بر هم خوردن تصورات توجيه‌گر و تبين‌گر امور شخصي و جمعي به واسطه تضادي كه در ارزش‌هاي يك جامعه رخ مي‌دهد.

زمينه‌ها و فرآيند شكل‌گيري جنبش‌ انقلابي در ايران (از شروع تا پيروزي) موضوع فصل سوم را شامل مي‌شود: دهه چهل و مشخصاً 15 خرداد 1342 نقطه عطفي در تكوين جنبشي است. كه در نهايت در اواخر دهه 50 به سرنگوني رژيم حاكم انجاميد. از همين دهه به تدريج رهبري ظهور كرد كه در عين شجاعت، قاطعيت و سازش‌ناپذيري، نامش براي بخش اعظمي از پيروانش تداعي‌گر شخصيت‌ها و اسطوره‌هاي مقدس و قابل احترام بود. از همين دهه به تدريج امام خميني ارادت خالصانه بسياري از ايرانيان را به خود جلب نمود. ارادت به امام خميني و ستايش ايشان به قشر يا گروه خاصي محدود نشد و تقريباً خيل عظيم ايرانيان را از زن و مرد، پير و جوان، فقير و غني و مذهبي و غيرمذهبي را شامل گرديد و روز به روز نيز بيشتر شد.

موارد مطرح شده در اين مبحث: نوسازي و بحران نظام معنايي است كه متعاقب اين نوسازي دگرگوني‌‌هايي در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي بوجود آمد. كه اين عرصه‌ها به طور مشروح و مبسوط در ادامه اين فصل بررسي شده است.

در عرصه اجتماعي، آنچه تحت تأثير نوسازي قرار گرفت: جمعيت، شهرنشيني، مهاجرت، قشربندي و خانواده و همبستگي‌هاي محلي بود. نوسازي در ايران همانند اكثر كشورها با افزايش جمعيت بر اثر كاهش مرگ و مير و گسترش شهرنشيني و مهاجرت‌هاي گسترده از روستا به شهر همراه بوده است.

نيز بحران در نظام معنايي ايرانيان، يكي ديگر از مباحث اين فصل است كه به تضاد ارزش‌هاي مدرن و سنتي، تضاد ارزش‌هاي مذهبي و ارزش‌هاي مذهبي و ارزش‌هاي تبليغي حكومت، پيامدهاي نوسازي بر نظام معنايي ايرانيان، و بحران معنايي و شكل‌گيري جنبش انقلابي مي‌پردازد.

در قسمت از مقدمه اين مبحث مي‌خوانيم: يكي از مهم‌ترين و شايد مهم‌ترين تأثيراتي كه نوسازي بر جامعه ايران در دوران محمدرضا شاه پهلوي نهاد، دگرگون كردن نظام معنايي ايرانيان بود. نوسازي به واسطه مظاهر عيني و ارزشي و ذهني كه با خود همراه داشت در يك بستر اجتماعي و فرهنگي شديداً سنتي، منجر به تضادهاي جديدي شد. ارتباط و هماهنگي بين تعاريف و برداشت‌ها با عينيات و واقعيات را بر هم زد و تعاريف و برداشت‌هاي گذشته را براي واقعيات جديد ناكافي جلوه‌گر ساخت. ارزش‌هايي كه با خود به همراه داشت در تضاد با ارزش‌هاي جا افتاده و نهادينه شده قرار گرفت و نظام فكري و معنايي مذهبي را با ارزش‌هايي كه وارد جامعه ايران كرد به چالش فراخواند اين وضعيت را بحران نظام معنايي نام نهاده‌ايم.

نيز در خصوص تضاد ارزش‌هاي مذهبي و تبليغي حكومت آمده است: از زمان دولت صفويه كه شيعه به عنوان مذهب رسمي كشور پذيرفته شد و حتي قبل از آن تاكنون، فرهنگ ايران به طور عمده از عناصر اين مذهب قوام يافته است به عبارت دقيق‌تر عناصر اساسي فرهنگ كشور ايران از مذهب شيعه پديد آمده است. اگر چه در كنار مذهب شيعه، عناصري از فرهنگ ايران پيش از اسلام و عناصري از فرهنگ غرب كه در تماس با خارج وارد فرهنگ ايران شده است نيز حضور دارند ولي بدون شك فرهنگ غالب جامعه ايران و اكثريت مردمان آن را فرهنگ و مذهب شيعه تشكيل مي‌دهد.

همچنين در زمان محمدرضا شاه پهلوي، حضور عناصر شيعه در فرهنگ ايران به نحو ديگري به واسطه تبليغ ارزش‌هاي ملي‌گرايانه و ايران باستان و ارزش‌هاي غربي مورد تهاجم قرار گرفت نوسازي جامعه ايران در دوران پهلوي دوم از نقطه‌نظر فرهنگي، احيا و تبليغ ارزش‌هاي ديني و باستاني بر ضد ارزش‌هاي مذهبي بود.

از ديگر مباحث اين فصل نوسازي و بحران مشاركت سياسي است كه مشتمل بر بحران مشاركت و تأثيرات نوسازي، عدم امكان فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي مستقل، عدم آزادي مطبوعات و رسانه‌ها، عدم آزادي انتخابات و فعاليت‌هاي پارلماني، عدم آزادي اجتماعات و گردهمايي‌هاي سياسي، است.

به نقل از نويسنده كتاب حاضر، تا كودتاي 28 مرداد 1332 فعاليت احزاب، مطبوعات، مجلس و... كم و بيش تداوم داشت اما از اين تاريخ به بعد وضعيت به گونه‌اي متفاوت شد از يك طرف حكومت تلاش مي‌كرد تا فعاليت احزاب و گروه‌هاي مخالف را به حداقل برساند و يا اينكه آن‌ها را سركوب كند، مانع فعاليت مطبوعات مستقل شود، بر انتخاب نمايندگان نظارت كند و برگزاري اجتماعات را به حداقل برساند، از طرف ديگر خود حكومت با انجام دگرگوني‌ها در جامعه عملاً به تعداد گروه‌ها و اقشار خواهان مشاركت افزود و آگاهي آنان را بالا برد.

عجيب اينجاست كه به موازات افزايش آگاهي سياسي و درخواست مشاركت، رژيم شاه نيز در اين زمينه سخت‌گيري بيشتري از خود نشان داد.

مبحث ديگر اين فصل تأثيرات بحران مشاركت سياسي بر شكل‌گيري جنبش انقلابي است: واقعيت جامعه ايران نيز به اين ترتيب بود كه اگر چه طي دوران پهلوي دوم، تغييرات اقتصادي- اجتماعي بزرگي رخ داده بود اما دگرگوني سياسي اساسي و قابل توجهي به وقوع نپيوسته بود. در واقع در شرايطي كه آزادي فعاليت مستقلانه حزبي و گروهي وجود نداشت، خواسته‌هاي گروه‌ها و اقشاري كه در پي نوسازي پديد آمده بودند به شكل آتشفشاني كه هر لحظه امكان فوران داشت درآمد در فاصله سركوبي جنبش مقاومت سال 1342 و آغاز سال 1356 مخالفت‌هاي عمومي ضد رژيم در سطح كوچك، پراكنده و اغلب تقريباً نامرئي باقي ماند اما در سال‌هاي 1356 و 1357 تغييري با ابعاد بزرگ رخ داد كه امكان بررسي استمرار يا عدم استمرار آن وجود نداشت.

در قسمت ديگري از اين موضوع آمده است در واقع ويژگي‌هاي امام خميني و درك ايشان از مبارزه با رژيم، كاملاً با درخواست‌ها و نياز اقشار و گروه‌هاي اجتماعي ايران كه درخواست آن‌ها براي مشاركت در درون رژيم پيشين ناديده گرفته شده بود، منطبق بود. در جريان انقلاب اسلامي تنها شخصي كه داراي خصوصيات يك رهبر انقلابي ايده‌آل (شهامت، رفتار مبارزه‌جويانه) و مورد قبول اكثريت مردم بود، امام بودند كه با شهامتي كم‌نظير از سال‌ها پيش به صورت آشكار، و با بياناتي كوبنده به مبارزه پرداخته و بعدها با وصف سن زياد، رفتاري مبارزه‌جويانه و پرانرژي داشتند از اين رو هنگامي كه گروه‌ها و اقشار اجتماعي از مشاركت در رژيم مأيوس شدند، در جذب و پيوستن به كسي كه رژيم شاه را به خاطر مستبد بودن و شيوه‌هاي ديكتاتورانه و سركوبگرانه‌اش سرزنش مي‌كرد به خود ترديدي راه ندادند...

مبحث ديگري كه در ادامه اين فصل به صورت مبسوط مطرح شده است باز تفسير مفاهيم شيعه و جنبش انقلابي است كه در قالب موضوعاتي نظير: بازتفسير مفاهيم شيعه، امامت، عدالت، شهادت و غيبت و انتظار، بررسي شده است.

به نقل از اثر حاضر، امامت يكي از اصول عقايد شيعه است به اعتقاد شيعه بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) حضرت علي به عنوان ولي و امام مسلمانان برگزيده شد. امامت ايشان اگر چه به ناحق توسط ساير اصحاب پيامبر غصب گرديد ولي در نهايت به وي و سپس فرزندان و نوادگان وي منتقل گرديد. شيعيان نوعي احساس علاقه شديد عاطفي به علي(ع) و اولادش دارند و براي اين علاقه خود نيز دلايل عقلي و نقلي فراواني ذكر مي‌كنند. علي(ع) اولين كسي است كه با پيامبر بيعت كرد. داماد پيامبر و يار مورد اعتماد اوست. در راه اسلام فداكاري‌ها و شجاعت‌هاي زيادي از خود نشان داد.

نكته‌اي كه در اين رابطه بايد به آن توجه داشت اين است كه در برداشت‌هاي جديد از مفهوم امامت برخي جنبه‌هاي سنتي آن حفظ مي‌شود. نيز تولا و تبرا كه از مزرع مذهب شيعه محسوب مي‌گردد در همين پيوند عاطفي و علاقه دروني معنا پيدا مي‌كند در واقع ولايت معناي دومي نيز دارد كه عبارت از دوست داشتن پيامبر و اهل‌بيت اوست.

به باور نگارنده، فرهنگ و مذهب شيعه به طور بالقوه داراي سنت انقلابي در درون خود و يا لااقل مستعد آن است. اين سنت به طور عمده از عقايد و آموزه‌هاي آن ناشي مي‌شود... اسلام خصوصاً اسلام شيعي داراي آموزه‌هاي بالقوه انقلابي، در درون خود است اگر چه همه اديان هم حاوي تعاليم بالقوه تسليم‌طلبانه‌اند و هم حاوي آموزه‌هاي بالقوه انقلابي، نسبت اين تضمنات متفاوتي سياسي در اديان گوناگون يكسان نيست.

فصل ششم اختصاص دارد به ويژگي‌هاي استثنايي امام خميني و جنبش انقلابي مباحث اين بخش به بررسي اين موضوع خواهد پرداخت كه اعتقاد به وجود ويژگي‌هاي شخصيتي استثنايي در امام خميني در جذب مردم به ايشان و شكل‌گيري جنبش انقلابي در ايران مؤثر بوده است. اما پيش از اين به طور مختصر مروري دارد بر سير زندگي ايشان تا پيروزي جنبش انقلابي در 22 بهمن 57 تا درك شكل‌گيري اعتقاد به ويژگي‌هاي ايشان در بستر زندگاني سياسي-اجتماعي ايشان بهتر ميسر گردد: دوران كودكي و نوجواني امام در محيطي ناامن كه مدام از سوي اشرار و خوانين مورد تهاجم قرار مي‌گرفت سپري شد.

تحصيلات روح‌الله خميني از همان كودكي شروع شد ابتدا در منزل فردي به نام ميرزا محمود به خواندن و نوشتن مشغول بودند و سپس قدم به مكتب‌خانه گذاشته و در نزد ملاابوالقاسم و سپس شيخ جعفر به تحصيل پرداخت بعد از تأسيس مدارس دولتي به مدرسه‌اي كه تازه تأسيس شده بود در تحصيلات دبستاني و تمرين و آموزش خط نزد استادي به نام آقا حمزه محلاتي پرداخت و قبل از 15 سالگي تحصيلات دبستاني آن روز را به پايان برد. در دوران نوجواني روح‌الله با دو مصيبت بزرگ روبه‌رو شد يكي مرگ عمه بود كه در تربيت و سرپرستي وي نقش تعيين‌كننده‌اي داشت و ديگري مرگ مادر بود كه در غياب پدر، روح‌الله و برادران و خواهرانش را سرپرستي مي‌كرد.

به نقل از كتاب حاضر در تمام دوران وقوع انقلاب اسلامي، ويژگي‌اي كه برجستگي خاصي دارد، شجاعت امام خميني در نظر پيروان ايشان است هم پيروان امام و هم رژيم شاه به اين نتيجه رسيده بودند كه با شخصيتي سر و كار دارند كه در هيچ واقعه و رخدادي كوچك‌ترين ترسي را به خود راه نمي‌دهد. صدور اعلاميه‌ها و بيانيه‌هاي تند و كوبنده به رغم ممنوعيت‌هاي موجود ايراد سخنراني‌هاي افشاگرانه، دستگيري، زندان، تهديد و تبعيد همگي بيانگر اين بودند كه هيچ ترديدي و هيچ خطري نمي‌تواند در اراده ايشان خللي وارد كند.

ويژگي‌هاي رواني توده‌ها و جنبش‌ انقلابي مبحث ديگري است كه در ادامه اين فصل به آن پرداخته شده است كه در چهارچوب اين مبحث موضوعاتي نظير يأس و نااميدي، ترس و احساس فشار و از خودبيگانگي، بررسي مي‌شوند. نيز تأثير ويژگي‌هاي شخصيتي امام خميني بر شكل‌گيري جنبش انقلاب يكي ديگر از موارد اين مبحث مي‌باشد.

امام خميني تمام ويژگي‌هاي لازم را براي تبديل شدن به يك شخصيت كاريزمايي، در متن جامعه‌اي بحران‌زده دارا بودند. چنانكه برخي از محققين امام خميني را بارزترين و كامل‌ترين نمونه براي كاريزماي «وبري» دانسته‌اند. قاطعيت، پايداري و استقامت، ساده‌زيستي، شجاعت، مهارت در سخنراني، سيماي جذاب و خلاصه تمام ويژگي‌هايي كه مي‌تواند يك فرد را به رهبري كاريزما تبديل كند مي‌توان در امام خميني سراغ گرفت.

آخرين فصل اثر حاضر در خصوص جنبش انقلابي در ايران پس از پيروزي (از پيروزي تا رحلت) است كه مشتمل بر نيروي مؤثر بر روزمره شدن جنبش انقلابي مي‌باشد كه اين مورد در قالب عدم اقتصادگريزي و در اولويت قرار دادن آن بررسي شده است: در قسمتي از سخنراني امام آمده است: «آن‌هايي كه دم از اقتصاد مي‌زنند و زيربناي همه چيز را اقتصاد مي‌دانند از باب اينكه انسان را نمي‌دانند يعني چي، خيال مي‌كنند كه انسان هم يك حيواني است كه همان خورد و خوراك است... اين‌هايي كه زيربناي همه چيز را اقتصاد مي‌دانند اين‌‌ها انسان‌ها را حيوان مي‌دانند حيوان هم همه چيزش فداي اقتصادش است البته اين نكته بدين معنا نيست كه امام خميني به امور اقتصادي توجهي نداشته است.

چرا كه امام خميني اصولاً به اقتصاد به عنوان حوزه عملي و عرفي كه معيشت و زندگاني مادي مردم را تأمين مي‌كند همواره به ديده اهميت نگريسته است.

جنبش انقلابي ايران از حمايت‌هاي گسترده اقشار متوسط سنتي (يعني روحانيون و بازاريان) برخوردار بود از اين رو هنگامي كه به پيروزي رسيد اين اقشار تلاش كردند تا به تناسب تلاش‌ها و انتظارات خود، خواسته‌هاي خود را نيز در آن منعكس سازند. بسياري از روحانيوني كه از امام خميني در دوره قبل از پيروزي جنبش حمايت كرده بودند در سال 1358 حزب جمهوري اسلامي را تشكيل دادند و با در اختيار گرفتن اكثريت كرسي‌ها مجلس خبرگان بر جريان تدوين قانون اساسي اعمال كنترل كردند. اين روحانيون به طور عمده روحانيون انقلابي وفادار به امام خميني و از مريدان وي محسوب مي‌شدند.

انقلاب اسلامي ايران به لحاظ گستردگي و تنوع افراد و گروه‌هايي كه از گرايش‌ها و اقشار مختلف جامعه گرد آمده و رهبري امام خميني را به شكلي ارادتمندانه و در يك رابطه مريد و مرادي پذيرفتند انقلابي كم‌نظير و پرجاذبه محسوب مي‌شود اين اثر در صدد تبيين اين پرجاذبگي است و علل آن را در شخصيت استثنايي امام خميني ويژگي‌هاي فرهنگي جامعه، بحران نظام معنايي، ويژگي‌هاي رواني و عاطفي توده‌ها و شرايط خاص سياسي و اجتماعي ايران در آستان انقلاب جستجو كرده است.

 

 

 

 

 

شنبه 9 بهمن 1389 - 11:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری