پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

گفتمان انقلاب

 

 

نقد و بررسي کتاب گفتگو، ابزار يا گفتمان، اثر دکتر عماد  افروغ

گفتگو؛ ابزار يا گفتمان، هشتمين اثر از مجموعه آثار دکتر عماد افروغ بوده که توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنري به چاپ رسيده است. اين اثر را به طور کلي مي توان مجموعه اي از بريده مقالات و نظرات ايشان در زمينه هاي مختلف اما بسيار مرتبط و نزديک به هم در حوزه پاسخگويي دانست که از منابع مختلف جمع آوري گشته است. در اين فرصت سعي در ارائه يک بررسي کلي از اثر مورد نظر و مروري بر بخش هاي مختلف آن داريم. اين بررسي از دو جنبه محتوايي و شکلي آثار پيگيري خواهد شد.

اثر مورد بررسي در نه بخش مختلف به دنبال پيگيري گفتار هايي در مورد انتقلاب اسلامي و و بررسي آرا دکتر عماد افروغ در زمينه هاي مختلف اين موضوع است. موضوعات انتخاب شده در اين اثر نيز حداقل در ظاهر و عنوان از جذابيت کافي برخوردار هستند. مباحث بنيادگرايي، بحران هاي معرفتي غرب، گفتگو؛ ابزار يا گفتمان ( که عنوان کتاب نيز وام گرفته از اين مقاله است. )، بازنگري در نگاه خود به جهان، انقلاب اسلامي يک نرم افزار تهاجمي، ضرورت گفتگوي بين ديني، فرصتي براي گفتگو، شفافيت پيش شرط يا چراغ سبز يک سويه و در نهايت ارزيابي نامه رئيس جمهور به بوش، بخش هاي مختلف اين اثر را تشکيل داده اند.

آنچه در اين مقالات و نويسه هاي مشابه مي آيد فارغ از تفاوت هاي محتوايي در بخش هاي مختلف نشانه عزيمتي از سوي طبقه علمي کشور به سمت بازشناسي انقلاب درخشان اسلامي ايران پس از گذشت بيش از سه دهه از وقوع آن است. درک اين اهميت که رسيدن به آرمان هاي از پيش تعيين شده انقلاب تنها در شعار ممکن نيست و در جهان امروز براي حفظ انقلاب و تبديل شدن به نشانه اي جهاني از پيروزي حق بر باطل قبل از هر چيز بايد خودشناسي اجتماعي از آرمان هاي گذشته، وضعيت فعلي و نگاه به آينده همسو در رسيدن به آرمان ها داشته باشيم؛ امري است که زاينده مباحث اين اثر و آثار مشابه آن است. به هر روي هر انقلابي سير حرکتي خاصي دارد که در زمان هاي مختلف نيازمندي هاي خاص خود را طلب مي کند. آنچه در ابتداي امر آرمان هاي آنقلاب اسلامي را تشکيل مي دهند به صورت خلاصه در استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي شکل مي گيرند و در پس اين آرمان ها انقلاب به پيروزي مي رسد. اما هر انقلابي در مسير حرکتي خود با تغييراتي مواجه مي شود. آرمان ها يک انقلاب را به پيروزي مي رسانند و اگر درست انتخاب شده باشند و در صورت تحقق، آن را باور مي کنند. البته در واقعيت هميشه اين گونه نيست که همه آرمان ها محقق شوند و در تمام انقلاب هاي دنيا آرمان هايي مورد بي توجهي قرار مي گيرد و يا حتي آرمان ها با اراده اي جمعي حالت آرماني خود را از دست مي دهند. به هر روي اين سير تغييرات پيس از گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران امروزه شايد حتي بيش از هر زمان ديگري مورد توجه قرار گيرند. چرا که گذشت زمان در نگاه اول فرصت مناسبي را مي دهد تا به دور از شتابزدگي هاي ابتدايي به بررسي آرمان ها و ميزان رسيدن به آن ها و چگونگي تحقق آن ها بپردازيم و از سويي بتوانيم با نگاهي به خود و جهان پيرامون به تجديد آرمان ها و بازسازي آن ها و بررسي مواضع جديد انقلاب در مقابله با دنياي پيرامون بي انديشيم. البته اين بازانديشي ها در مورد انقلاب، بخصوص در مورد انقلاب اسلامي ايران داراي اصول خاص خود است. آرمان استقلال کشور، رسيدن به آزادي و جمهوريت و از همه مهمتر اسلاميت در انقلاب ما جاي مناقشه نيست و تنها بر سر ميزان دست يابي به آن و چگونگي رسيدن به آن مي توان به بررسي پرداخت. چراکه هر انقلابي را اصولي تشکيل مي دهد که بدون آن اصول انقلاب فارغ از معنا مي شود. اثر دکتر افروغ نيز در پيگيري و بازشناسي همين مسائل و با داشتن چنين دغدغه هايي شکل گرفته است. اگر اين بازشناسي ها امروز و توسط انديشمندان داخلي شکل نگيرد ممکن است مسيري به انحراف باز شود و ناخواسته انقلابي که آغشته به خون مطهر هزاران هزار شهيد در طول يک قرن مبارزه براي رسيدن به آرمان هاي آن است پايمال شود. تنها با داشتن چنين نگاهي مي توان به بررسي جايگاه انقلاب پرداخت. دکتر افروغ در اين اثر هرچند آنچنان که بايد و شايد به صورت علمي وارد اين مقوله نشده است ( چرا که اين بحث نيز داراي فاکتور هاي بازشناسي اساسي خود است و انديشمند بايد با تعيين شاخص، ارائه دليل، ايجاد مرزبندي هاي مختلف و... به ارائه نتايج بپردازد تا نتيجه اي که حاصل مي شود ملموس، قابل اعتماد و مثمر باشد. اما آنچنان که در ابتداي اثر نيز توضيحاتي در مورد پراکنده بودن آن ارائه شده به نظر مي رسد اين توضيحات بيشتر بر چگونه پراکنده بودن اثر بوده تا چرايي آن. به هر روي اثر پيش رو بيش از آن چيزي که انتظار مي رد پراکنده و تکته تکه است و اين پراکندگي و عدم تناسب را مي توان از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار داد.)، اما توانسته فتح باب خوبي براي اين مباحث باشد و هم به ايجاد احساس نياز در اين زمينه کمک کرده باشد و هم کليدهاي خوبي در موضوعات گوناگون به ساير انديشمندان و محققان براي ارائه کار بدهد. به روي چنين انتظاري هم از اثر پيش رو نمي رود. چرا که متذکر شده که چه کاستي هايي دارد و هدف نويسنده از تاليف آن چه بوده است.

نکته ديگر در مورد زبان اثر است که برعکس آنچه انتظار مي رود و در ابتداي اثر نيز الزام به رعايت آن ذکر شده است، زبان اثر براي مخاطب عام بسيار سنگين و پر از عبارات ناآشنا است. اين موضوع در بعضي سطور فهم اثر را با مشکل روبرو مي کند و باعث عدم يا نقص در انتقال پيام مي شود. البته اين نکته به دليل پيچيدگي ذاتي بحث نيز مي باشد و نمي توان دليل خاص ديگري بر آن مترتب دانست. هرچند اثر مي توانست از سادگي بيشتري نيز در بيان برخوردار گردد.

در ادامه نگاهي کوتاه داريم به هر بخش اثر و در حد بضاعت به ذکر ويژگي هايي از آن مي پردازيم.

اولين بخش گفتگويي است با دکتر افروغ تحت عنوان بنياد گرايي که به بررسي اين مسئله و شدت و حدت آن و ميزان تاثير گذاري اش در جهان و مقايسه آن در جهان اسلام و جوامع غربي پرداخته است. به طوري کلي اين فصل پا را فراتر از ذکر نکاتي در زمينه هاي گفته شده نگذاشته و مسئله را آن طور که بايد و شايد نشکافته است. به نظر مي رسد پيش از آنکه جامعه اسلامي نياز به اين داشته باشد که خود را از مسئله بنياد گرايي و به نوعي تحجر ( با وجود دوري اين دو معني و فقط در معني عام ) مبرا بنداند و يا اينکه به اثبات شدت بنياد گرايي در لايه هاي زيرين جوامع غربي بپردازد؛ نيازمند شناختن ريشته هاي بنياد گرايي و فهم درست تر اين قضيه است و همچنين نيازمند انکه بنداند اين بنيادگرايي با هر ميزان نفوذ در جامعه، به چه ميزان کارکرد يافته و بر مناسبات آن جامعه اثر گذاشته است. و در نهايت راه حل رسيدن به تعادل در اين موضوع از کجا مي گذرد. به هر روي از يک گفتگوي چند صفحه نمي توان انتظار پاسخگويي به تمامي دغدغه هاي موجود در اين زمينه را داشت و همين قدر که موجب جرقه اي در ذهن مخاطب مي شود به نظر رضايت بخش است.

چالش ها و بحران هاي معرفتي غرب عنوان بخش بعدي اثر است. اين بخش از ترتيب موضوعي و تقسيم بندي مناسب تري برخوردار است و نويسنده توانسته نظريه خود را در غالب يک تقسيم بندي ساده تعريف و نقد نمايد. بحث اصلي اين فصل را شايد بتوان بگونه اي ادامه بخش قبل دانست. بحث در اينجا بر سر تهي شدن جامعه غربي از معني است و پرداخت اين نظريه که جامعه غربي از افسون کري خارج شده است و اومانيسم را شيوه تفکر قرار داده که در نهايت اين بخش ا پرداخت به مشکلات رخ داده بر اثر اين نگرش مي پردازد. سوالي که ذهن مخاطب را به خود مشغول خواهد کرد اين است که جامعه غربي چگونه مي تواند در عين خالي شدن از معني به روايت اين فصل، به روايت فصل قبل به شدت بنياد گرا باشد. به هر روي اين سوال مي تواند سوال خوبي براي شروع يک بررسي باشد.

گفتگو؛ ابزار يا گفتمان نام بخش بعدي است. اين بخش هرچند خلاصه از ايجاز مناسبي در بيان برخوردار بوده و به يکي از مهمترين دغدغه هاي مورد بحث در اين موضوع پرداخته است. اينکه شرايط گفتگو چيست و چگونه شکل مي گيرد. اينگه چگونه گفتگويي نتيجه بخش مي شود و مهمتر اشاره به مسئله گفتگوي بين اديان است که شکل دهنده مطالب اين بخش بوده. تاکيد بر مسئله گفتگو و نزديکي بين اديان در پس گفتگو و نزديکي بين تمدن ها از مسائل رشيه اي و مهمي است که در اين بخش به خوبي به آن پرداخته شده است و نظر نويسنده به خوبي به مخاطب منتقل گشته است.

بخش چهارم با عنوان بازنگري در نگاه خود به جهان از فصولي است که در هر سطحي مي توان آن را نيازمند کمال بيشتر دانست. چرا که اين موضوع مبحثي است بسيار گسترده و نيازمند موشکافي هاي فراوان.  بحث ارتباط ما با ملل مختلف و نوع ان و همچنين تعيين تکليف در مورد ان ها از مباحث مهمي است که چاي کار فراوان دارد. در اين بخض البته مخاطب به طور کاملا خلاصه با آرا دکتر افروغ در اين مورد آشنا مي شود و کمتر جاي کار براي بحث هاي پايه اي در اين زمينه باقي مي ماند. مثلا يکي از سوالاتي که در اين زمينه ذهن مخاطبان را درگير خواهد کردن نقش گذشت زمان و رخ دادهاي گوناگون بر تغيير نوع روابط با کشورهاي مختلف است. و اينکه آيا اين ارتباطات و يا عدم آن ها بر اساس امري تعيين شده است و يا استراتژي اي ( حتي نانوشته ) که مي تواند در موقعيت هاي گوناگون عمل کرده و در مورد روابط گوناگون به قضاوت و تعيين سطح بپردازد.

انقلاب اسلامي يک نرم افزار تهاجمي نام پنجمين بخش از اين اثر است. اين بخش را مي توان کاربردي ترين بحث کتاب دانست. بحث صدور انقلاب و شناساندن آن به جامعه جهاني دغدغه سي ساله جمهوري اسلامي است که تنها با شناخت درست کارکرد هاي انقلاب اسلامي قابل تحقق است. به هر حال ما بايد بتوانيم ثابت کنيم که اين انقلاب نمونه اي موفق بوده است و توانسته آرمان هاي جامعه خود را به نحو احسن تحقق بخشد. در پس اين مبحث است که مي توانيم از اصول انقلاب خود در سطوح وسيع تري استفاده کنيم. البته در اينجا ما بيشتر با حربه هاي تبليغاتي مورد نياز روبرو شده ايم. بحث عملکرد ضعيف تبليغاتي ايران در جهان و... از اين امور است. اما اينکه در نهايت اين عملکرد مي خواد ارائه دهنده چه چيزي باشد امري مهمتر بوده که نياز بيشتري پرداخت دارد.

بخش ششم با عنوان ضرورت گفتگوي بين ديني را مي توان در ادامه بخش سوم دانست. در اينجا نيز بحث اينکه در امر گفتگوي بين المللي بيش از هرچيز نيازمند گفتگوي بين ديني هستيم مطرح شده است. به نظر مي رسد اين موضوع يکي از دغدغه هاي اصلي نويسنده باشد که در اينجا هم بر دلايل و مباني خود در اين مورد به خوبي و خلاصه وار پرداخته شده است.

بخش هفتم را نيز مي توان در همين موضوع گفتگو خلاصه دانست که البته بيشتر به سمت کارکردي شدن پيش رفته است و به اين موضع پرداخته که گفتگو چگونه به فرصت تبديل مي شود.

فصل هشتم با عنوان شفافيت پيش شرط يا چراغ سبز يک سويه، از فصولي است که کاملا کاربردي به يک موضوع خاص مي پردازد. اين بخش که به صورت پرسش و پاسخ آمده ( هرچند پرسش و پاسخ در مواردي تبديل به مناظره شده است و دو طرف به نقد نظرات يکديگر مي پردازند. )، به بررسي رابطه ايران و امريکا مي پردازد و از شرايط مورد نياز براي شکل گيري ان و خطوط قرمز آن پرده برمي دارد. در اين فصل جاي خالي مبحثي با عنوان ضرورت هاي گفتگو با امريکا نيز احساس مي شود که مي توانست به هدفمند تر شدن بحث فعلي بينجامد.

و در نهايت آخرين بخش از اين اثر به ارزيابي نامه دکتر احمدي نژاد به آقاي بوش مي پردازد. اين که اين نامه چه اثرات مثبتي دارد و لزوم آن چه بوده است و همچنين نقدهايي که برآن و نتايج و عکس العمل هاي ناشي از آن وارد است؛ از مباحثي بوده که در اين بخش مورد نظر بوده است.

در نهايت بايد گفت اثر مورد بررسي با وجود تلخيص بيش از حد و پراکندگي در گفتار و سنگيني کلام براي مخاطب عام داراي نکات مثبت فراواني است که خواندن و انديشيدن به مباحث آن را ( که مبتلا به جامعه امروز ماست. ) لذت بخش و مثمر ثمر مي کند. اميدواري در ايجاد زمينه مساعد براي گسترش چنين بحث هايي از سوي انديشمندان مختلف در اين زمينه ها مطمئنا با انتشار چنين آثاري محقق مي شود و از اين منظر کتاب گفتگو؛ ابزار يا گفتمان، اثري است در خور توجه و ارزشمند.

با آرزوي توفيق روز افزون براي دکتر عماد افروغ و تشکر از انتشارات سوره مهر.

 

 

 

چهارشنبه 6 بهمن 1389 - 11:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری