چهارشنبه 26 مهر 1396 - 23:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

حضرت زينب(س)؛ بهترين الگو و اسوه براي زنان جامعه امروز

 

 

گفتگو با فرزانه نيکوبرش، رييس گروه برنامه ريزي ويژه بانوان سازمان تبليغات اسلامي

 

-نقش حضرت زينب(س) پس از وقايع عاشورا تا اربعين و تداوم نهضت حسيني در دوران اسارت را بيان کنيد؟

نقش حساس حضرت زينب(س) در حوادث و وقايع پس از روز عاشورا تا اربعين حسيني بسيار مهم است. رسالت عظيم حضرت زينب(س) پس از فاجعه ي كربلا آغاز گرديد كه در راستاي حفظ و زنده نگهداشتن و تداوم نهضت امام حسين(ع) و در جهت ولايت مداري اهل بيت(ع) ادامه داشت تا اربعين حسيني(ع) كه با مديريت و درايت تمام به اذعان تاريخ توانست رسالت خود را به انجام برساند. پس از عاشورا، حضرت زينب (س) هم به عنوان قافله سالار كاروان كربلا،‌ و هم به عنوان پرستار امام سجاد (ع) انجام وظيفه مي كند. وظايفي از اين دست نيز از آغاز حركت امام حسين (ع) و با وجود حضور مرداني چند در كاروان، از مسئوليت هاي زينب كبري (س) به شمار مي رفته، اما از اين به بعد، به دليل شهادت كليه مردان كاروان و بيماري امام سجاد (ع) اين مسئوليت عظيم بر عهده ي آن حضرت نهاده مي شود. اكثر مورخين معتقد هستند نهضتي كه حسين(ع) عليه كفر و ارتداد بر پا كرد، اگر زينب (س) نمي بود و وظايف سنگين خود را پس از شهادت برادر انجام نمي داد و زمام امور را در مراحل اسارت خانواده پيغمبر در دست نمي گرفت، اين چنين سامان نمي يافت و آن رستاخيز خونين به چنين نتيجه مطلوب نمي رسيد. نهضت حسيني تنها در گرو همت عالي اين بانوي بزرگ است كه در واقع حلقه ي اتصال و پيوند آن فاجعه بلا با قرون و نسل هاي آينده شده است.

 

 

 -ولايت مداري حضرت زينب(س) و حفظ و تداوم سير ولايت در اين دوران را چگونه بررسي مي کنيد؟ 

يكي از رموز موفقيت انقلاب زينب كبري(س) پيوند او با مقام ولايت بود. كار و تلاش زينب كبري(س) را از ديدي مي توان نوعي حركت براي حفظ و تداوم سير ولايت و حكومت حقه دانست اوخانه،‌ زندگي و فرزنداني داشت همه را براي انجام رسالت عظيم خود فدا كرد. اصل را بر اين گذاشت كه از مقام ولايت دفاع كند، حكومت حقه را استقرار بخشد و مردم رنگ و مزه حكومت اسلامي را بچشند. اين حركت براي آن نبود كه فردي از بستگان او به نام حسين(ع) داعيه اي دارد و نيازمند به كمك است

و زينب (س) به كمك او بر مي خيزد. بلكه اگر اين حق در غير خانواده او هم بود، زينب(س) بپا مي خواست و از خود جوشش و شوري نشان مي داد. هرگاه امام نباشد رشته وجود عالم منفصل مي گردد، نمونه تسليم و اطاعت بي چون و چراي زينب و اطاعت از امام اين بود كه شب عاشوراوقتي حضرت زينب(س) بي تاب شد و از شنيدن وقايعي كه در عاشورا اتفاق خواهد افتاد و از هوش رفت امام حسين(ع) او را به هوش آورده و وصايايي به ايشان فرمودند حضرت زينب(س) بعد از شهادت و در طي اسارت به تمام معنا اطاعت از ولي او، خود را ثابت نمود و طبق وصيت امام حسين(ع) صبر پيشه نمودند و رسالت خويش را اتم و اكمل به پايان رساندند.

از دريچه شناخت و معرفت او نسبت به امام و شناساندن امام به ديگران نمونه اين كه وقتي در مجلس يزيد مي بيند كه با چوب خيزران بر لب و دندان خون خدا جسارت مي كند، فرياد مي زند «تَبَّتْ يَدا أَبي لهب» اي يزيد! دستانت بريده باد! آيا مي داني چه مي كني؟ آيا مي داني كه چوب بر لب و دندان حبيب خدا، پسر مكه و منا و پسر فاطمه زهرا (س) مي كوبي؟

اين مسأله را نبايد صرفاً از ديدگاه عاطفي و روابط نسبي توجيه و تحليل نمود، بلكه اينجا بحث امام و مأموم مطرح است. اينجا زينب (س) خود را فردي مي بيند كه بايد براي حفظ جان امام معصومش خطر را به جان بخرد و از دشمن نهراسد، حتي در كربلا هم وقتي امام سجاد (ع) را در ميان خيمه ي آتش گرفته گرفتار مي بيند، براي نجات او خود را به آتش مي زند.

زينب كبري (س) حتي در اشعار و سوگنامه هايي كه از سوز دل بيان مي دارد، نه تنها از گفتن جملات سخيف و بي معنا پرهيز مي كند، بلكه از روي تعهد الفاظي را به كار مي گيرد كه به نوعي اهل بيت (ع) به خصوص اباعبدالله را معرفي كرده باشد. حضرت در مقابل رجز خواني دشمن بر سرهاي به نيزه شده با شجاعت نهيب مي زند كه «واي بر تو! به جاي اين اراجيف و اباطيل بگو: «من كسي را كشته ام كه جبرئيل در گهواره برايش لالايي مي گفت، ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل از جمله خدمتگزاران او بودند ... او كسي است كه از كشته شدنش عرش رحمان به سوزه درآمد. واي بر تو! بگو من كشنده احمد، مرتضي،‌زهرا، مجتبي، ائمه هدي، ملائكه آسمان و جميع انبياء و اوصيا هستم.» او مدافعي است كه صداي جانسوز كودكان در زير فشار بلند طناب، گوشش را مي آزارد، بيش از همه چيز در ذكر مسئوليت خطير خود يعني حفظ جان امام است.

 

-در صحبت هايتان به دفاع از امامت توسط حضرت زينب(س) اشاره کرديد، نمونه هايي از آن را بيان کنيد؟

همانطور که اشاره کردم، يكي از جلوه هاي ولايت مداري حضرت زينب، حفاظت از امام سجاد(ع) بود زيرا از جمله كمالات نفسانيه و عبادات مهمه تحفظ و نگهداري پيغمبر و امام است. حضرت زينب در موارد متعددي به حفاظت از امام سجاد پرداختند به طوري که وقتي شمر به خيمه ها کشکر کشيد و اراده قتل امام سجاد را کرد آن مظلومه چنان تضرع و بي تابي كرد تا او را نجات داد يا وقت آتش زدن به خيمه ها؛ اگر آن مظلومه نبود امام سجاد (ع) سوخته بود و هنگام عبور اسراء به قتلگاه، در حالي كه حضرت زينب(س) مشغول وداع برادر بود و با آن حالت كه زبان عاجز است از بيان آن، متوجه امام سجاد(ع) شد، ديد بالاي شتر كه پاهايش بسته بود، حالت احتضار به فرزند برادر عارض شده براي نگهداري او «حالَتْ بَيْنَهُ‌ و بَيْنَ جَسَدِ أَخيهَا الحُسَيْنِ» و عرض كرد: «مالي أراكَ‌ تَجُودُ بِنَفْسِكَ يا بَقِيَّهَ المَاضين»، او را تسلي داده و حديث «ام أَيمن» را نقل کرد، به اين تدابير آن حضرت را نگهداري نمود.

نمونه اي مهم ديگر در دفاع از امات توسط حضرت زينب را ميتوان در مجلس شوم ابن زياد، پس از محاجّه بين علي بن الحسين (ع) و ابن زياد دانست، وقتي که آن ملعون امر به شهادت امام داد و حضرت(س) دست به گردن امام چهارم انداخت و گفت:‌ «نخواهم گذاشت او را بكشيد تا من زنده هستم»، راضي بود خود را فداي حضرت سجاد (ع) نمايد. اين مسأله را نبايد صرفاً از ديدگاه عاطفي در روابط نسبي توجيه و تحليل نمود، بلكه اينجا بحث امام و‌ مأموم مطرح است، اينجا زينب (س) خود را فردي مي بيند كه بايد براي حفظ جان امام معصومش خطر را به جان بخرد و از دشمن نهراسد. ابن زياد مدتي نگاه كرد به اين دو نفر و بدو گفت:‌ به خدا قسم مي بينم كه الان اگر بخواهيم اين جوان را بكشيم، اول بايد اين زن را بكشيم. به همين دليل صرف نظر كرد. اين يكي از خصوصيات اهل بيت (ع) بود كه با منطق جبرگرايي (كه در دنيا جبر است و در عين جبر، عدل است، يعني بشر در اين جهان هيچ وظيفه اي براي تغيير و تبدّل و تحول ندارد و آنچه هست آن است كه بايد باشد و آنچه نيست همان است كه نبايد باشد، بنابراين نقشي ندارد، مبارزه كرد.

 

-مسئوليت و وظايف حضرت زينب(س) را در پيام رساني و تبليغ دين در صيانت از انقلاب و تحريف زدايي پس از حادثه کربلا را توضيح دهيد؟

حضرت زينب (س) و اهل بيت پيام، مؤثر ترين نقش را در صيانت از انقلاب، تحريف زدايي و دشمن شناسي داشت. براين اساس ممكن است تشريع تكليف بردن اهل بيت (ع) به كربلا به دليل مصالح عمده اي بوده كه حضور اهل بيت (ع) در كربلا داشته است. درست است كه اهل بيت (ع) اسير شدند و سختي ها و اهانت ها بر آن ها روا داشته شد ولي اسارتي بود كه موجب حفظ خون شهداء و عامل بقاي دين گرديد. اگر اهل بيت (ع)، به ويژه حضرت زينب (س) نبود، حادثه ي كربلا در همان كربلا باقي مي ماند واقعيت آن است كه حضرت زينب (س) نه تنها در انجام رسالت خو موفق بودند، بلكه از شيوه ها و ابزار تبليغي رايج

آن زمان،‌ مانند شعر و خطبه استفاده كردند، از طرف ديگر عزاداري نيز، مهمترين وسيله معرفي شخصيت امام حسين (ع) و بيان مظلوميت و حقيقت ها بود. از اين رو نتايج مهمي كه از اين شيوه هاي پيام رساني حضرت زينب(س) مي توان بدست آورد خنثي سازي تبليغات دشمن، زنده نگهداشتن هدف و ياد امام حسين(ع)، تحريف زدايي، معرفي پيامبر و خاندانش، رشد فرهنگي، معرفي اهل بيت امام حسين (ع)، افشاي ماهيت حكومت يزيد، معرفي امام حسين (ع) است.

 

 -يکي از ارکان مهم تبليغي پس از واقعه عاشورا، معرفي امام حسين(ع) و اهل بيت و جلوگيري از تحريف نهضت و معرفي جنايات حكومت به مردم بود، نقش حضرت زينب(س) را در اين دوره جگونه بررسي مي کنيد؟

تبليغات گسترده يزيد در كوفه بي تأثير نبود شايد بسياري از جوانان و نوجوانان كوفه امام حسين (ع) را به خوبي نمي شناختند و نمي دانستند كه او جگر گوشه ي پيامبر مي باشد و كشتن او برابر با شكافتن قلب رسول خدا (ص) است. آن ها اگر چه نمي دانستند كه براي چه قيام كرده است،‌ اما دست كم اين پرسش برايشان مطرح بود كه علل قيام او چه بود و دشمنان او چه كساني بودند و چرا او را بي رحمانه كشتند از اين رو ضرورت داشت عده اي به سخنان خود،‌ امام و اهل بيت را معرفي كنند.

حضرت زينب (س) با تشريح واقعه ي كربلا و چگونگي شهادت امام حسين (ع) و ياران او، هم جنايات حكومت را بيان كرد و هم از تحريف قيام جلوگيري نمود، زيرا دشمن، امام حسين (ع) را خارجي و مخل امنيت و عامل تفرقه امت اسلامي معرفي كرده بود، از اين رو در مقابل، زينب (س) از امام به عنوان جگر گوشه ي رسول خدا (ص) ياد نمود و از قتلش به عنوان گناهي ذكر كرد كه زمين و آسمان را فرا گرفته است.

بي ترديد جملات و كلمات حضرت زينب (س) هم چون بمبي بود كه بر كاخ يزيد فرود مي آمد و هر كلمه اش مثل خون شهيدان عاشورا برنده تر و تعيين كننده بود، چنان كه پير مردي كه در اثر تبليغات دشمن، اهل بيت را به عنوان خارجي مي شناخت، بعد از قرائت خطبه گفت: «پدر و مادرم قربان شما! پير مردان شما بهترين مردان، جوانان شما بهترين جوانان و ذريّه شما بهترين نسل است و شما خانواده بزرگوار و با فضل و كرامتي هستيد». حضرت زينب (س) در راستاي پيام رساني خويش تنها به خطبه خواندن اكتفا نكرده بلكه بعد از سكوت مرگ باري كه بر مردم كوفه سايه افكنده و غير از اشك و آه و هق هق گريه چيزي شنيده نمي شد، به عزاداري مي پرداخت. و اين چنين سخنان زينب (س) وجدان خفته مردم نامرد را بيدرا كرد كه اي شيطان صفتان! گمان كرديد حسين را كشتيد و كار تمام شد؟! زهي خيال باطل! اكنون اين روح حسين است كه در كالبد من است، اوست كه شمشير گذاشته و تيغ زبان برگرفته و بر سرتان فرياد مي كشد و شما را مفتضح و رسوا مي كند.

 

 -با وجود آن همه مصايب در روز عاشورا و از دست دادن عزيزان، حضرت زينب(س) چگونه به حفاظت و مراقبت از اسراء با روحيه اي بالا مي پرداخت؟

در ماجراي غم انگيز كربلا، آقا اباعبدالله الحسين (ع) وظيفه حفظ و حراست و مراقبت از زنان و كودكان و پرستاري از بيماران را به خواهرش زينب (س) سپرده بود، وقتي كه نازدانه امام حسين (ع) با قلب شكسته و گوش پاره از هوش مي رود، اين زينب (س) كه سرش را به دامن گرفته و به او آرامش مي بخشد. او كه مصايب چون باران بر سرش مي بارد و مشكلات چون طوفان او را در بر مي گيرد و داغ هاي پي در پي آزارش مي دهد و لحظه اي از وظيفه اش نسبت به «پرستاري و مراقبت» از كاروان اسرا غفلت نمي ورزد. وظيفه زينب (س) در پرستاري از امام سجاد (ع) خلاصه نمي شود. جمعي زن و كودك كه داغدار، گرسنه و تشنه و بي پناه هستند، شديداً به يك سرپرست نيازمندند و آن فرد كسي جز دختر آزاده زهرا نيست. همه ي اطفال و زنان در هنگامي كه نياز به كمك پيدا مي كردند، پناهشان زينب (س) و هر كدامشان با خشونت و ضرب و شتم دشمنان مواجه مي شدند اين زينب (س) بود كه حمايتشان مي كرد.

امام حسين (ع)، مرشد و مراد زينب (س) بود و زينب همراهي با او را در شرط ازدواجش قرار داده بود. روش امام حسين(ع) و دلداري هاي او از عوامل توانمندي روحي زينب (س) است. او با جرأت و شهامت به پيش مي رود، با گام هاي محكم حركت مي كند، زيرا حسين (ع) به او دلداري داده بود كه خداي به شما كمك و دشمنان شما را مخذول خواهد كرد و بدين گونه است كه زينب (س) در مصائب و كشمكش ها، تألّمات روحي را كنار مي گذارد و بر سوز دل مسلط است، مي داند، چه كند و چگونه به پيش رود و يا در موضع گيري ها قدرتمندانه و مسلط حركت مي كند و راهي را براي داوري هاي مبهم و فريبكارانه باقي نمي گذارد. در جنگ ها، در مسافرت ها و در مواردي كه انسان حوادث تلخي را در پيش دارد، آنچه از هر چيز براي انسان لازم است، روحيه و دلگرمي است. اگر انسان براي انجام كارهاي مهم و حساس روحيه نداشته باشد، آن كار با موفقيت انجام نشد و به نتيجه نخواهد رسيد و چه بسا كه با شكست نيز مواجه شود. وجود نازنين حضرت زينب كبري (س) در نهضت حسيني براي همه، به ويژه براي برادرش امام حسين (ع) از اين حيث واجد اهميت بسيار است. امام (ع) با شناختي كه از خواهرش دارد، به خوبي مي داند كه او در اين آزمون سربلند خواهد بود و اطمينان دارد كه پس از او سالار كاروان بوده و بدون هيچ خطايي آن را تا رسيدن به مقصد نهايي رهبري خواهد كرد. لذا از اين جهت هيچ نگراني ندارد. با وجود اين كه امام براي فرزند بيمار و كودكان خردسال خويش نگران است ولي حضور با كفايت شيرزن كربلا، زينب كبري (س)، قوت قلبي براي او مي باشد.

 

 -معرفي حق و افشاگري حكومت غاصب توسط حضرت زينب(س) در آن دوره چگونه انجام شد؟

راهي را كه زينب(س) برگزيد راه معرفي حق بود، راه معرفي حكومت موجود به مردم بود و كوشيد شرايط موجود را به مردم نشان دهد در قالب خطبه ها و حتي مرثيه خواني ها حقايقي را به مردم تفهيم كند كه حاصل آن رهيابي مردم و آگاهي به شأن و موقعيت خاندان پيامب (ص) بود. او در همه جا شهادت امام حسين (ع) را سعادت معرفي كرد و نشان داد حسين (ع) مظلوم است نه مغلوب و هم تفهيم كرد آنچه مردم مي كشند ناشي از خروج حق از خرد و رمز خويش است. حضرت زينب (س) به مردم ناپاكي دشمن را نشان داد و يادآور شد كه در برابر ناحق نبايد سكوت كنند و نبايد ناسزاگويي را مذهب دشمني قرار داد.

حضرت زينب (س) به مردم كوفه و شام فهماند كه رهبري اسلام در اختيار افرادي منحرف است و زمامداران اسلام كساني هستند كه مقدسات دين را ناديده مي گيرند به مردم هشياري داد كه اين مغزهاي الكلي و اين افكار پليد پديد آمده از آنان نمي توانند كار رهبري و حكومت اسلامي را بر عهده گيرند. حضرت زينب (س) در مجلس ابن زياد و مخصوصاً در مجلس يزيد نشان داد كه او عملي خلاف عدل و انصاف دارد، اعضاي حرم خويش را در پشت پرده قرار داده و دختران پيامبر را در معرض تماشاي مردم نشانده است و اين يك امر خلاف انساني و عمل يزيد درباره مسلمان اسير جرم است.

 

 -در پايان نتايج و اهداف مبارزاتي حضرت زينب(س) را شرح دهيد؟

امام حسين (ع) با اعلام قصد خويش در مورد قيام كه ايستادگي در برابر حكومت فاسد و ضد اسلامي يزيد بن معاويه بود، همراه خانواده، برادران، برادرزادگان و تعدادي از عموزادگان به سوي كربلا حركت مي نمايد. با توجه به اين عدّه و عُدّه اگر از بعد ظاهري هم به اين قيام توجه مي شد، شكست در ميدان جنگ حتمي به نظر مي رسيد. حضرت زينب(س) به عنوان امين امام بخش وسيعي از مسئوليت هاي امام نسبت به سرپرستي خانواده و امور كاروان را تقبل مي كند تا بدين وسيله وقت، نيرو و فكر امام به صورت كامل و همه جانبه فقط در خدمت قيام قرار گيرد. از بعد ديگر، وجود آن حضرت در كاروان، به عنوان اسوه صبر و مقاومت و شهامت براي زنان است. با اين اوصاف و بيان انگيزه حضور حضرت زينب (س) دركربلا، موجبات ايجاد وظايفي نيز بر عهده حضرت زينب خواهد بود كه بروز اين وظايف در خطبه هاي حضرت زينب آشكارتر مي گردد. درس هايي كه مي نتوان از حضرت زينب(س) گرفت:اسوه و الگوي زنان،سعه صدر،اقتدار و صلابت، حضور آگاهانه و همراهي ولايت،حضور مستقل و مقتدرانه،حضور زن در عرصه سياسي جامعه ،حضور اگاهانه و شجاعانه در صحنه ي نبرد حق و باطلاست كه جاي جاي اين حضور بزرگي جلال روح و عشق بي پايان او به گوهر وجود امام و برادري چون حسين (ع)را نشان مي دهد.

حضرت زينب (س)، پس از وقايع عاشورا نقش حساسي را برعهده داشتند، ايشان هم به عنوان قافله سالار كاروان اسرا و هم به عنوان پرستار امام سجاد (ع) نقش آفريني نمودند و با حفاظت از جان امام سجاد(ع) پرستاري از اهل بيت(ع) و حفاظت و مراقبت از اسراي كربلا، ولايت مداري را به اثبات رساندند. حضرت زينب(س) مؤثرترين نقش را در صيانت از انقلاب امام حسين (ع) و تحريف زدايي و دشمن شناسي داشتند؛ آن جا كه مردم كوفه را خطاب قرار داده و آنان را مورد سرزنش قرار مي دهد و به افشاي ماهيت دشمن و معرفي جنايات حكومت مي پردازد و علل قيام امام حسين(ع) را بازگو مي كند، هدف ايشان معرفي حق و رسوايي حكومت وقت و تفهيم جو و شرايط حاكم بر جامعه ي آن روز مي باشد. حضرت زينب (س) با اين روش ها، بهترين الگو و اسوه براي زنان جامعه ي ما مي باشد چرا كه حضور ايشان آگاهانه و در پرتو ولايت مداري تحقق يافت، حضور ايشان در عرصه هاي مختلف به ويژه عرصه سياست زنان ما را به سمتي سوق مي دهد كه زنان ما علاوه بر فعاليت در خانواده‌، فعاليت در جامعه همراه با رعايت حجاب و عفاف و با حضوري آگاهانه داشته باشند. كه زنان ما در تحقق پيروزي انقلاب اسلامي و به ثمر رسيدن دفاع مقدس الگوپذيري از آن حضرت را به اثبات رساندند.

 

 

دوشنبه 4 بهمن 1389 - 12:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر