جمعه 6 مرداد 1396 - 23:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران

 

مباني و جلوه هاي عزت و افتخار در كلام وسيره امام حسين ( ع )

 


 

مقدمه

تاريخ يعني شرح حال ما ، منتها در يك صحنه ديگر . « مقام معظم رهبري »

با مطالعه تاريخ مي توان راز و رمز پيشرفت و يا عقب ماندگي جوامع بشري ، شكوفايي و يا انحطاط تمدن ها ، عزت و سربلندي و يا ذلت  و خواري امم و ملل دست يافت و آن را چراغي روشن براي استمرار حركت و شناخت موانع راه خويش قرار داد . از آن جا كه در فرهنگ اسلامي ، زيستن ، زندگي و بقا در دنيا به هر شكلي شايسته و زيبنده اشرف مخلوقات ( انسان ) نيست . بجز زندگي در وضعيت مطلوب ( معنوي ) و توأم با عزت ، اقتدار و سربلندي ، لذا ضرورت دارد براي دست يابي به چنين وضعيتي آرماني وسعادت بخش . اولاً عناصر و مباني آن را به درستي شناخت و ثانياً آن آموزه ها و اصول به دست آمده را به كار بست . كه به اعتقاد نگارنده ، كلام و سيره امام حسين ( ع ) سيد و سالار شهيدان و سرور آزادگان جهان ، بهترين منبع و مأخذ براي آشنايي با مباني عزت و افتخار جامعه به ويژه جوامع اسلامي محسوب مي‌شود ، زيرا امام (ع) با حماسه شكوهمند خويش تصويري روشن از زندگي توأم با عزت ارايه داد و با نفي هر گونه ذلت ( هيهات من الذله ) در همه مراحل قيام پرچم شرافت و افتخار را بر دوش كشيد و سرانجام با ترجيح مرگ با عزت بر زندگي با ذلت  مقتداي همه كساني گرديد كه مي خواهند سربلند و سعادتمند باشند .

به تعبير ابن الحديد :

« حسين ( ع ) سرور كساني است كه زيربار خواري نرفته اند كسي كه به مردم‌ ، مردانگي و غيرت و مرگ زير سايه شمشيرها را آموخت و چنين مرگي را بر خواري و زبوني ترجيح داد .»

شرح حال امام (ع) و ياران شريفش ، آيينه تمام نما و عبرت آموز است براي كساني كه مي خواهند در دنيا و عقبي شريف ، عزيز و سعادتمند باشند . بر اين اساس بود كه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله) با طرح « سال عزت و افتخار حسيني » استراتژي نظام و تكليف ملت مسلمان ايران را در برابر استكبار جهاني و ادبيات قلدر مآبانه آنان ، مشخص نمودند ، تا با تأمل و تدبير در كلام و سيره آن بزرگوار ، اولاً: جايگاه خود را در اين موقعيت حساس دريابيم ، ثانياً: از كارنامه و فرجام نقش آفرينان دو جبهه (حق و باطل ) عبرت گيريم و در نهايت اسباب سربلندي و اقتدار خويش و نظام اسلامي را فراهم آوريم . با عنايت به مواردي كه ذكر آن گذشت ، بر آن شدم تا به لطف الهي و عنايت سالار شهيدان‌ ، با انجام اين پژوهش ، قدمي هر چند كوچك در جهت هدفي بس بزرگ و مقدس- ارايه تصوير نسبتاً روشن از مباني و جلوه هاي عزت و افتخار حسيني- بردارم . اميد كه به تعبير مقام معظم رهبري « ملت عزير ايران با تمسك به معنويت حسين بن علي(ع) و آشنايي بيش تر با آن بزرگوار ، عزت و افتخار و سربلندي را براي خود كسب كند . » ( ان شاء الله )

چكيده

عزت در حقيقت يكي از صفات خداي متعال است ، اوست كه عزيز شكست ناپذير است و هر كه عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند . عزت حالتي است معنوي كه در پرتو بندگي خدا  حاصل مي شود و اگر انساني بدين صفت منصف شود‌ ، نيرومند ، شريف ، مقتدر و ارجمند مي گردد و با بادباني از توكل ، ذخيره اي از ايمان و تقوا ، عزمي راسخ و همتي والا ، تا رسيدن به سر منزل مقصود و ساحل نجات به پيش مي راند و در برابر امواج فتنه ها و طوفان هاي درون و برون استقامت ورزيده و درمقابل هيچ قدرتي جز رب العالمين سر تسليم فرود  نمي آوردند . حال اگر در جستجوي چنين مصداقي از عزت و افتخار باشيم ، بي شك تمامي نگاه ها معطوف سالار غير تمندان عالم حسين بن علي (ع) خواهد شد ، چرا كه امام و يارانش شريفش در پرتو بندگي خدا و با كارنامه اي  درخشان و پر افتخار ، تصويري كاملاً گويا و عبرت آموز از زندگي توأم با عزت و سربلندي را براي همه عصرها و نسل‌ها ترسيم نمودند و جاودانه تاريخ شدند . حال با عنايت به موقعيت حساس نظام جمهوري اسلامي و مواضع مستكبران ، اگر تشنه عزت و سعادتيم ، آب را بايد از سرچشمه نوشيد و با تأمل در كلام و سيره سرور آزاگان كه مظهر عزت و شرافت را تعيين و نمودار كامل افتخار حقيقي است ، بر مباني و عوامل مؤثر در چنين و قوف يافته و زان پس در زندگي به كار بنديم تا در دنيار و عقبي سربلند و ارجمند باشيم . با پژوهشي كه- در حد بضاعت اندك راقم اين سطور- براي دست يابي بدين مقصود صورت پذيرفت ، مي توان «مباني عزت و افتخار» را در سه محور ارايه نمود ، كه شرح و توصيف آن را در بدنه اصلي تحقيق آمده است .

الف ) مباني اعتقادي :

( عقيده به مبدأ و معاد ، گزينش احسن بر سر دو راهي دين و دنيا ، عمل به تكليف ، پيروي از امام و پيشواي صالح ... )

ب ) مباني اخلاقي و معنوي :

( تقوي و پرهيزگاري ، صبر و استقامت ، حريت و آزادگي ، فرهنگ ايثار و شهادت طلبي ، غيرت ديني ، پاسداري از ارزش ها … )

ج ) مباني سياسي و اجتماعي :

( آگاهي و بصيرت ، دشمن شناسي‌‌ ، تولي و تبري ، روحيه تسليم ناپذيري و استكبار ستيزي ، امر به معروف و نهي از منكر ، تقويت بنيه دفاعي و حضور در صحنه… )

تعريف واژگان

1- مباني ( اصول ) :

در لغت به معناي پايه ها ، بنيادها و قواعد و قوانين آمده است و مراد از مباني در اين پژوهش ، مهم ترين اصول و عواملي است كه مي تواند موجبات عزت و اقتدار انسان و جوامع بشري را فراهم آورد .

2- جلوه ها :

جلوه در لغت به معناي ، آشكار كردن و ظاهر ساختن است و مراد از جلوه‌ها در اين تحقيق ، يعني نمونه ها و شواهد عيني و گويا از ايمان ، صبر و اسقامت ، شجاعت و فداكاري ، ايثار و شهات طلبي و عزت آفريني امام حسين (ع) و ياران آن حضرت .

3- عزت :

عزت در لغت به معناي عظمت و بزرگواري و ارجمندي و سرافرازي آمده است . اين منظور ، اين واژه ها را به معناي قدرت و رفعت باز داردنده از شكست خوردن در برابر ظالمان و ستمگران و ضد ذلت و خواري مي داند . عزت به گفته « راغب » در « مفردات » در اصل آن حالتي است كه انسان را مقاوم و شكست ناپذير مي سازد و به زمين هاي صلب و محكم نيز به همين جهت ، عزاز ( بر وزن اساس ) مي گويند . عزت يكي از صفات خداي متعال است و تمام عزت از آن اوست و هر كس عزتي كسب مي كند ، از بركت درياي بي انتهاي اوست .

در حديثي از انس نقل شده كه پيامبر اكرم(ص) فرمود :

« پرودگار شما همه روز مي گويد : منم عزيز و هركس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند . »

شيخ بهايي ( ره ) مي گويد :

عزت اندر عزلت آمد اي فلان

تو چه جويي ز اختلاط اين و آن

گر تو خواهي عزت  دنيا و دين

عزلتي از مردم دنيا گزين

4-كلام و سيره

مجوعه احاديث و سخنان امام حسين (ع) و گفتار و كردار آن حضرت و ياران فداكارش از آغاز نهضت تا فرجام آن .

5- امام حسين‌ (ع) :

پيشوا و امام شيعيان ، كه با قيام و حماسه عزت بخش خود ، بزرگ آموزگار جهاد وشهادت گرديد و به همه غير تمندان و دوستداران حريت و آزادگي ، راه و رسم زندگي شرافتمندانه را آموخت .

مسأله تحقيق :

« آشنايي با مباني و عواملي كه در گفتار و كردار امام حسين (ع) و ياران فداكارش ، اسباب عزت و اقتدار جامعه اسلامي را فراهم مي آورند ؟ »

روش و روي آورد تحقيق :

با توجه به تقسيم بندي هايي كه در حوزه مطالعات ديني صورت پذيرفته است پژوهش مورد نظر از نوع مطالعات درون ديني است كه استفاده از روش گردآوري اطلاعات (كتابخانه اي) و تحليل محتوا پذيرفته است .

 

مباني و جلوه هاي عزت و افتخار در كلام و سيره امام حسين‌ (ع)

عزت و ارجمندي در نگاه امام (ع)

براي آشنايي و دست يابي به اين مباني ‌، ابتدا بايد صاحبان كرامت و عزت را از ديدگاه امام (ع) شناخت و زان پس با تأمل در گفتار ، مواضع و عملكرد ‌آنان اصول و مباني مورد نظر را به دست آورد . براي دست يابي بدين مقصود به توفيق الهي- و در حد بضاعت- مجموعه سخنان و خطبه هاي حسين بن علي (ع) را از آغاز حركت از مدينه تا واپسين لحظات و فرجام كار به دقت مورد بررسي قرار دادم تا آن كه به نكته اي قابل تأمل و بسيار گره گشا و آموزنده دست يافتيم و آن اين كه امام (ع) زماني يارانش را شريف ، عزيز و با كرامت خطاب نمود كه لحظاتي چند به آغاز جنگ با سپاه دشمن نمانده است و آنان كساني بودند كه در آزمون هاي مختلف- از مدينه تا كربلا- دچار ريزش نشده و سربلند و پيروز استقامت ورزيده اند ، لذا خطاب به آنان فرمود :

« قومو ايها الكرام الموت الذي لا بد منه… »

« برخيزيد اي بزرگ منش ها‌ ، اي كرام ، برخيزيد به سوي مرگ كه چاره اي از آن نيست… »

و براي آنان تعبيري با ارزش تر و زيباتر از اين تعبير، متصور نيست و ديگر بار زماني كه همه ياران غيرتمند و شريفش به شهادت رسيدند و جان بر سر عهد خويش نهادند . امام (ع) در اوج مظلوميت و عزت خطاب به آنان فرمود :

«… اي قهرمانان راستين ، اين سواران ميدان پيكار، چرا هنگامي كه صدايتان مي زنم پاسخ نمي دهيد؟… شما خوش خفته ايد ، اي كاش بيدار مي شديد تا حمايت قهرمانانه خويش را از پيشوايتان از سر بگيريد ، ... پس اي بزرگمردان اي كرام ، از خوابتان برخيزيد و از حريم پيامبر خدا در برابر بيدارگران رذل ، دفاع كنيد… »

بي شك آنان كه به دريافت نشان عزت و كرامت از امام عصر خويش نايل آمدند ، داراي صفات و ارزش هاي عزت آفريني بودند كه ان شاء الله در فصول مختلف به تبيين و توصيف آن ها مبادرت خواهند شد .

با توجه به بررسي انجام شده در كلام و سيره امام (ع) و ياران كريمش ، براي دست يابي به اهداف تحقيق ، مباني و جلوه هاي به دست آمده در سه محور تقديم مي گردد . اميد كه مرضي حق تعالي واقع گردد :

الف) مباني اعتقادي

ب) مباني اخلاقي و معوني

ج) مباني سياسي و اجتماعي

الف) مباني اعتقادي

1- عقيده به مبدأ و معاد :

اين ايمان و عقيده ، مهم ترين مشوق دروني انسان در جهت ترغيب و مهيا شدن انسان براي پاي نهادن به عرصه جهاد و شهادت محسوب مي شود . زيرا هيچ گونه انگيزه مادي نمي تواند انسان را به مرحله اي از گذشت و ايثار برساند كه از تعلقات دنيوي دل بريده و مهم ترين و با ارزش ترين گوهر هستي خود- جان را- تقديم جانان نمايد . چنان كه در آيينه كلام امام حسين (ع) و ياران وفادارش آثار چنين اعتقادي كاملاً نمايان است .

امام حسين (ع) در شب عاشورا كه بي تابي و نگراني خواهرش را مشاهده مي‌كند رمز اين فلسفه آسماني را ياد آور مي شود و مي فرمايد :

« خواهر من راه صبر و شكيبايي را در پيش گير و بدان كه همه مردم دينا مي‌ميرند ، آسمانيان هم نمي مانند ، همه موجودات از بين رفتني هستند ، مگر خداي بزرگ كه دنيا را با قدرت خويش آفريده است و همگان را دوباره مبعوث و زنده خواهد نمود… »

حمله اي ديگر بميرم از بشر

تا بر آرم از ملايك بال و پر

اين جهان زندان و ما زنداينان

حفره كن زندان و خود را وا رهان

وز ملك هم بايدم جستن زجو

كل شي هالك الا وجهه

بار ديگر از ملك قربان شوم

و آن چه اندر و هم نايد آن شوم

 

و يا وقتي كه خبر شهادت مسلم بن عقيل را از فرزدق شنيد ، فرمود :

« فان تكن الدنيا تعد نفسه فان ثواب الله اعلي و انبل و ان تكن الا بدان للموت انشات ، فقتل امري بالسيف في الله افضل . »

« پس دينا هر قدر زيبا باشد اما خانه بهشت بزرگ تر و زيبا تر است و اگر بدان ها براي مردن خلق شدند پس كشته شدن با شمشير در راه برتر است. »

جلوه هايي از ايمان به مبدأ و معاد در رجزها و سخنان حماسي ياران امام حسين(ع) :

وقتي عمرو بن خالد ازدي به ميدان رفت در رجز خويش گفت :

« اي جان‌ ، امروز به سوي خداي رحمان و روح و ريحان مي روي و آن چه را كه از پاداش هاي الهي در لوح تقديرات نوشته شده در مي يابي ، پس بي تابي مكن ، كه هر زنده اي مردني است . »

سعد بن حنظله :

« صبر و مقاومت بر شمشيرها و نيزه ها ، صبر بر اين زخم ها در راه رسيدن به بهشت و حوريان بهشتي ، اي نفس ، براي آسايش ابدي و خير جاودانه ، تلاش كن و راغب باش . »

2- بندگي و عبوديت راز عزت و كرامت

« من كان يريد العزه فلله العزه جميعا ... »

« هر كس خواهان عزت است ( پس بماند ) كه تمام عزت از خداست . »

در حديثي از انس نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند‌ :

« پرودگار شما هر روز مي گويد : « منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند . »

جناده بن ابي سفيان يكي از ياران امام حسين (ع) در ساعات واپسين عمر شريف آن حضرت ، درخواست پند و اندرز نمود.

امام حسين (ع) فرمود :

« ادا اردت عزا عشيره و هيبه بلاسلطان فاخرج من ذل معصيه الله الي عز طاعه الله . »

« هرگاه بخواهي بدون داشتن قبيله عزيز باشي و بدون قدرت حكومت هيبت داشته باشي ، از سايه ذلت معصيت خدا بدر آي و در پناه عزت اطاعت  او قرار گير . »

امام حسين (ع) كه در پرتو همين بندگي و عبوديت به اسوه اي جاودانه براي آزادگان و دوست داران عزت و كرامت مبدل شده اند ، فرمود :

« كل الكبر لله وحده و لا يكون في غيره ، قال الله تعالي : و لله العزه و لرسوله و للمومنين . »

« كبر و بزرگواري از آن خداست و براي او شايسته نيست كه خداوند مي‌فرمايد : عزت و بزرگواري از آن خدا و پياميرش و مؤمنين است . »

و يا در دعاي نماز شب همواره مي فرمود :

« اللهم انا نعوذ بك من ان نذل و نخري »

« خداوند از اين كه ذليل گشته و خوار شويم به تو پناه مي بريم . »

و آنگاه كه در مقام ابراهيم صورت مبارك بر روي سنگ مقام گذاشته و با چشمي گريان با معبود خويش مناجات مي نمايد ، اوج خشوع و بندگي در نيايش عارفانه آن حضرت متجلي مي گردد ،آن جا كه مي فرمايد :

« خدايا بنده كوچكت بر در خانه توست ، خادم كوچكت بر در خانه تو است ، سؤال كننده ات بر در خانه توست ، مسكين تو بر در خانه تو است. »

مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي :

« در رفتار امام حسين (ع) از همان كه از مدينه حركت كرد ، تا وقتي كه در كربلا به شهادت رسيد ، همان معنويت و عزت و سرافرازي و در عين حال عبوديت و تسليم مطلق در مقابل خدا محسوس است ، در همه مراحل هم اين طور است . »

غلام همت آنم زير چرخ كبود

ز هر رنگ تعلق پذير آزاد است

گر تو خواهي حري و دل زندگي

بندگي كن بندگي كن ، بندگي

3- تسليم در برابر فرمان خدا ( تسليم امر الهي )

امام حسين (ع) در مراحل مختلف قيام و حركت آگاهي بخش و عزتمند خويش ، از آغاز تا انجام ، تسليم امر الهي بوده و در پاسخ به كساني كه از سر صدق و دلسوزي و يا انگيزه هاي ديگر، سختي و موانع و خطرهاي احتمالي را ياد آوري مي نمودند تا شايد امام (ع) از ميانه راه منصرف گردد ، سخن از رضاي الهي به ميان مي آورد ، كه به نمونه هايي از آن اشاره مي شود :

امام خطاب به ام سلمه فرمود :

« اي مادر ، خداوند بزرگ چنين خواسته است كه من در راه اسلام كشته و سر جدا گردم و با ظلم و ستم مبارزه كنم و خدا خواسته است كه زن و فرزندان من اسير گردند ، مظلوم باشند … »

شخصي از امام حسين (ع) پرسيد ، اي پسر رسول خدا ، چگونه صبح كردي ؟

امام (ع) فرمود :

« صبح كردم در حالي كه پرودگارم بالاي سرم و آتشي در پيش روي داشتم ، مرگ مرا مي طلبد و حساب خيره خيره تماشايم مي كرد و من به يقين مي‌دانستم آن چه را دوست مي داريم نمي يابم و آن چه را دوست ندارم از خود نمي توانم دور كنم و زمام امور در دست ديگري است ، اگر او خواست عذابم مي كند و اگر او خواست عفوم خواهد كرد . بنابراين چه نيازمندي از من نيازمند تر است . »

و به هنگام وداع با قبر جدش رسول اكرم (ص) از خداوند چنين طلب مي نمايد :

«… اي خداي ذوالجلال و كرامت بخش ، به احترام صاحب اين قبر از تو درخواست مي كنم ، راهي را پيش روي من بگذاري كه مورد خشنودي تو و رضاي پيامبر توست . »

يكي درد ويكي درمان پسندد

يكي وصل و يكي هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران    

  پسندم آن چه را جانان پسندد

4- توكل

در فرازهايي از دعاي جامع ـ منسوب به امام حسين (ع) كه در بردارنده انواع ارزش هاي اخلاقي و معنوي است ، از خداوند بزرگ چنين درخواست مي كند :

« خدايا من از تو موفقيت هدايت شدگان و اعمال پرهيزگاران و نصيحت كردن توبه كنندگان و عزم و اراده صابران و تلاش و كوشش علم خواهان و زينت پرهيزگاران درخواست مي كنم…

خدايا ترسي كه مرا به انجام اطاعت تو وادار كند ، اعمالي كه با آن كرامت تو را به دست آورم… ترسي كه در تمام كارها به تو توكل كنم و به تو خوش بين باشم… »

يكي از راويان حوادث روز عاشورا مي گويد :

« فوالله ما رايت مكثورا . »

هرگز نديدم كسي كه در چنين هنگامه ، با اين همه مصيبت ، مثل حسين بن علي ، چهره شاد ، مصمم‌ ، حاكي از عزم و اراده و متوكل به خدا داشته باشد ، اين همان عزت الهي است . اين جريان را امام حسين (ع) در تاريخ گذاشت امام (ع) در واپسين روز زندگي- عاشورا- چون روزهاي آغازين قيام مي فرمايد :

« اني تولكت علي الله ربي و ربكم . »

رمز عزت و سربلندي ملت مسلمان ايران را نيز بايد در توكل و خدامحوري معمار بزرگ انقلاب اسلامي- حضرت امام ( ره )- و امت اسلامي جستجو كرد كه از نهضت ابا عبدالله (ع) آموخته بودند ، نه در عوامل و اسباب ظاهري و مادي . چنان كه ناخداي صالح و شايسته اي كه اين كشتي طوفان زده را با ذخيره اي از تقوا و بادباني از توكل به ساحل نجات رسانيد مي فرمايد :

« اگر ما يك روز اتكاي خودمان را از خدا برداشتيم و روي نفت گذاشتيم يا روي سلاح گذاشتيم ، بدانيد كه آن روزي است كه ما رو به شكست خواهيم رفت در همه كارها اتكال به خدا كنيد ، قدرت ها در مقابل خدا هيچ است … شما هم اتكال به خدا كنيد تا جبرييل امين پشت سر شما باشد ، با شما همراه باشد . »

تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست

راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش

5- شناخت وظيفه و عمل به تكليف :

دين اسلام ، برنامه اي است كامل و جامع ، كه به تناسب نيازهاي اساسي انسان و در همه ابعاد زندگي اش ، اعم از امور فردي و اجتماعي ، طرح و پاسخي مناسب دارد و وظيفه انسان را در عرصه هاي محتلف اعتقادي ، اقتصادي ، سياسي و اجتماعي مشخص نموده است . سعادتمند و سربلند ، دين داري است كه در مواجهه با مسايل و رخ دادهاي مختلف و با عنايت به شرايط زماني ، به تكليف خود بر اساس تعاليم و آموزهاي ديني عمل نمايد . آن چه در اين ميان بسيار حايز اهميت مي باشد ، شناخت وظيفه و اداي تكليف است نه نتيجه آن . گرچه به همه اهداف و يا آن چه مطلوب اوست دست نيابد .

اگر با الهام از آموزه هاي حماسه حسيني ، چنين فرهنگي ، يعني فرهنگ عمل به تكليف و وظيفه ديني ، در جامعه ترويج يافته و به بينشي عميق مبدل شود ، آثار و بركات زيادي خواهد داشت كه به برخي از آن ها اشاره مي نمايم :

1- روحيه بي تفاوتي و عدم احساس تعهد به مرور از جامعه رخت بربسته و روحيه احساس تعهد و مسئوليت جايگزين آن مي گردد .

 2- افراد جامعه به جاي يأس و نااميدي ، همواره احساس پيروزي و افتخار مي نمايد ، زيرا به تعبير قرآن به « احدي الحسين » دست مي يابند و شكست يا پيروزي ظاهري را كه نتيجه حركتي الهي است ، به فال نيك مي گيرند .

مهم ترين عامل و انگيزه اي كه سيد الشهداء (ع) و ياران فداركارش را مهياي چنين سفر پر مخاطره و تحمل مصايب بي شمار مي نمود ، عمل به تكليف و وظيفه ديني است . اوراق تاريخ و ميراث به جاي مانده از عالمان پيشين گواه آن است كه با وجود توصيه ها و نصايح متعدد افرادي نظير ابن عباس ، محمدبن خنيفه و يا امان نامه هايي كه امام را به محيطي امن و زندگي توأم با ‌آسايش فرا خواندند ، امام (ع) همواره بر عمل به تكليف آن هم آن گونه كه خداوند اراده فرموده است اصرار مي ورزيدند . چنان كه در يكي از منازل سفر فرمود :

« ارجوا ان يكون خيرا ما اراد الله بنا ، قتلنا ام ظفرنا »

« اميدوارم آن چه خدا براي ما اراده فرموده است ، خير باشد ، چه كشته شويم ، چه پيروز گرديم . »

حضرت امام خميني ( ره ) كه تمام مبارزات و مواضعش از آغاز قيام بر عليه نظام استبدادي تا واپسين لحظات زندگي بر مبناي « عمل به تكليف » بود ، مي‌‌‌‌فرمايد :

« اين كه حضرت ابي عبدالله (ع) نهضت كرد و قيام كرد با عدد كم و در مقابل اين براي اين كه گفتند من اين است كه استنكار كنم ، نهي از منكر كنم ما كه بالاتر از سيد الشهداء (ع) نيستيم ، آن وظيفه اش را عمل كرد ، كشته هم شد . »

و نيز بارها و در مناسبت هاي مختلف ، به ويژه دوران دفاع مقدس مي فرمود :

« همه ما مأمور به اداي تكليف وظيفه ايم ، نه مأمور به نتيجه . »

حتي پذيرش قطعنامه 598  را با وجود همه تلخي اش ، از آن جا كه تكليف الهي‌اش اقتضا مي نمود ، به اميد رحمت و رضاي خدا و حفظ مصالح نظام اسلامي ، به جان مي خرد و اين نيز از آموزه هاي عاشورا است .

وجود چنين تفكر و فرهنگي در اظهار وفاداري ياران امام حسين (ع) كاملاً مشهود است كه به ذكر نمونه اي اكتفا مي نماييم .

مسلم بن عوسجه ، در اظهار ارادت و وفاداري خود اعلام كرد :

« چگونه مي توانم تو را ترك كنم ؟  از آن پس در پيشگاه خداوند چه عذري در عدم انجام وظيفه نسبت به تو خواهم داشت؟ نه به خدا قسم ، ما هرگز از تو جدا نخواهيم شد . من تا آخرين نفس همراه با تو خواهم جنگيد تا اين كه با تو بميرم . »

6-گزينش احسن در دو راهي دين و دنيا ( رجحان دين بر دنيا )

كربلا محل آزمايش و آزمون بود ، آزموني بسيار دشوار كه ياران حسين بن علي (ع) را بر سر دو راهي دين و دنيا قرار مي داد ، يك طرف ايثار و فداركاي بذل جان و مال و تحمل مصايب عديده براي حفظ دين و احياي آن بود و آن سوء رفاه و آسايش ، عيش و نوش و زندگي ذلت بار. اما آن طايران وادي ملكوت و كفر ستيزان ظلمت روب با الهام از آموزه هاي عملي بزرگ معلم شهات و ايثار، به گزينشي احسن دست يازيدند ، ابتدا باب فتح خاك ريز بلند منيت ، نشان افتخار و كرامت را نصب خود نمودند ، زان پس با صلابت و اقتدار مهياي پيكار با خصم برون شدند و سرانجام بر قله هاي رفيع سعادت و عزت مأوا گزيدند .

اما شماري از حاضران در اين آزمون عظيم ( قيامت صغري ) كه دل در گرو دينا داشتند ، از قافله نور و معنويت جاي مانده و با پذيرش متاع قليل دنيا ، ذلت دنيوي و خسران اخروي را براي خويش رقم زدند . اينك ماييم و راهي پر فراز و نشيب در پيش ، ماييم و جاذبه هاي فريبنده دنيا كه در هيأت هاي مختلف ( پست و مقام ، موقعيت و ثروت… ) جلوه گري مي نمايد و گاه به مدد شيطان درون و برون و يا رجوع به توجيه المسايل مقبوليت يافته و لباس شرع به قامت خود مي پوشد . در اين ميان ، شيعيان و محبان اهل بيت (ع) كه انديشه تحقق اسلام ناب محمدي (ع) و عدالت علوي را درسر دارند ، مسئوليتي بسيار سنگين تر و آزمون هايي دشوارتر از ديگر مسلمانان در پيش دارند . چنان كه امام حسين (ع) از اين آزمايش دشوار خبر داده اند .

سعد بن ظريف مي گويد : در خدمت امام صادق‌ (ع) بوديم كه جميل ارزق وارد شد و از مشكلات و گرفتاري هاي شيعيان فراوان گفت و علت آن را پرسيد . امام صادق (ع) به نقل از امام سجاد (ع) فرمود : گروهي با همين پرسش ها خدمت امام حسين (ع) رسيدند و لب به شكوه گشودند و راه حل خواستند كه :

امام حسين (ع) فرمود :

« سوگند به خدا ، بلاها ، فقرها ، كشتارها ، بسيار زود دامن گير دوستان ما مي‌شود . چونان دويدن اسبان سواري در مسابقه يا حركت تند سيلاب ها به سوي زمين هاي پست . »

لذا بر امت اسلامي است كه با تأسي از سيد و سالار شهيدان و ياران شريفش ، راهي را در پيش گيرند كه اسباب عزت و سربلندي جامعه اسلامي و خشنودي رب العالمين را فراهم آورند و اين راهي نسبت جز طريقي كه پيشواي آزادگان در زماني بسيار ملكوتي و معنوي ( پس از نماز ظهر عاشورا ) و در مكاني بسيار مقدس ( كربلا ) طي فراخواني ، ياران  خود و همه پيروان واقعي قرآن را در همه عصرها و نسل ها به آن دعوت نموده و با بياني روشن و اما هشدار دهنده فرمودند :

« … يا امه القرآن هذه الجنه فاطلبوها . و هذه النار فاهربوا منها »

« اي امت واقعي قرآن ، اين بهشت در پيش روي شماست ، به سوي آن بشتابيد و اين جهنم است از آن بگريزيد . »

جلوه هايي از نكوهش دنيا دوستي و هشدار به خودباختگان دنيا :

فريبندگي دنيا :

 امام حسين (ع) فرمود :

«…  فالمغرور من غرته و الشقي من فتنته ، فلا تغرنكم هذه الدنيا… »

« خودباخته آن كسي است كه فريب دنيا را بخورد و تيره بخت و شقاوتمند كسي است كه دنيا او را شگفت زده سازد … اي مردم اين دينا شمار را نفريبد ، زيرا هر كس بر آن تكيه كند ، اميدش به يأس تبديل مي شود و هر كس بر آن دل بندد به آرزويش نمي رسد … »

چنان كه مولانا مي فرمايد :

اين جهان زندان و ما زندانيان

حفره كن زندان  و خود را وا رهان

ترجيح آخرت :

« … دنيا خانه اي پست و كوتاه مدت است ، پس براي آخرت خود توشه اي برگيريد كه توشه آخرت تقوي است . »

و در خطاب به معاويه فرمود :

« ناداني تو همين بس كه قدرت ظاهري دنيا را بر حقيقت هاي روشن كه در قيامت آشكار مي شود ترجيح مي دهي . »

وقتي ابن عباس از خطرات قيام سخن به ميان مي آورد ، امام (ع) چنين پاسخ داد :

« انا اعرف بنصر عي منك ، و ما ولدي من الدنيا الا فراقها »

« من از تو جايگاه كشته شدن خود را بهتر مي شناسم و تلاش من در دنيا جز اين نيست كه از آن جدا شده و به سوي آخرت رخت بربندم . »

دين داران در محك آزمون :

امام (ع) وقتي كاروان به كربلا رسيد فرمود :

« ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم يحو طونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون . »

« اين مردم پرده هاي دنيا هستند و دين بازيچه زبانشان مي باشد ، حمايت و پشتيباني از دين تا آن جاست كه زندگي شان در رفاه باشد ، اما آن گاه كه در بوته امتحان قرار گيرند ، دين داران كم خواهند بود . »

تعلقات مادي و حاكميت فاسدان :

آن گاه كه امام (ع) از مسئوليت و رسالت خواص سخن به ميان مي آورند ، برخي از بزرگان جامعه آن روز را مورد نكوهش قرار داده و مي فرمايد :

«… چون شما از مرگ فرار كرديد و عاشقانه به زندگي گذرا دل نهاديد و ضعيفان و بينوايان را به دست ستمگران سپرديد تا برخي را برده و مقهور خود ساختند و برخي را براي لقمه ناني بيچاره كردند… »

حب دنيا زمينه ساز ذلت و پستي

آن گاه كه امام حسين (ع) در برابر لشگريان عمر سعد قرار گرفت آنان را به رستگاري و اطاعت از امام نور و هدايت دعوت نمود ، اما وقتي عدم رغبت و تمايل آن گروه ذليل و منحرف را به سخن و طريق حق مشاهده نمود ، خطاب به كوفيان فرمود :

«… چه شد كه بر ضد دوستان خود گرد آمديد؟ و به نفع دشمنانتان دست بر دوستانتان بالا برديد ، نه آنان عدالتي در ميان شما اجرا كردند و نه اميد آينده بهتري برايتان باقي گذاشتند همه اين هياهو براي اين است كه آنان اندكي از مال حرام و زندگي پست كه برايتان گوارا است به شما وعده داده‌اند و گرنه هيچ كار خلافي از ما سر نزده و هيچ انديشه باطلي بر ما ره نيافه است ، آيا شما شايسته بلاها نيستيد كه از ما دوري مي جوييد  و ما را ترك مي كنيد ؟ زماني شمشيرها در نيام و دل ها آرام و فكرها بي تشويش بود ، ولي شما فتنه را بر انگيختيد و آن گاه مانند ملخ هاي ناتوان خيز برداشتيد و هم چون حشرات پر سوخته به حركت در آمديد . پس ذلت و خواري بر شما باد اي بردگان كنيز زاده يزيد . »

آن چه در اين به گزيني- گزينش احسن- نقشي بسيار تعيين كننده اي دارد ، معيارها و ملاك هايي است كه بر مبنابي انتخاب و محك سود و زيان قرار مي‌گيرند . آنان كه ظرف وجوديشان رو به سوي زمين دارد و پشت به آسمان- تعلق شان دنيوي است- غايت و امتداد نگاه شان در پشت مرزهاي دنيا متوقف شده و همه چيز را در اين وادي جستجو مي كنند . بالطبع چنين كساني كه در مقام گزينش دينا و ارزش هاي زود گذر مادي را بر عقبي و ارزش هاي معنوي ترجيح خواهند داد كه نمونه بارز آن را مي توان در مواضع و عملكرد افرادي نظير عمر بن سعد جستجو كرد .

امام حسين (ع) به ابن سعد فرمود :

« اي عمربن سعد ، واي بر تو از خداي تعالي كه بازگشت همه به سوي اوست . نمي ترسي كه مي خواهي با من جنگ كني ؟ در حالي كه از مقام و موقعيت ( منزلت ) من آگاهي و مي داني كه من كيستم ؟ از گام نهادن در راه ناحق دوري كن ، زيرا اصلاح دين و دنياي تو در اين است . كوفيان را رها كن و نزد من بيا و خود را از اين گمراهي نجات ده ، به اين دنياي غدار كه چون من و تو بسيار ديده مغرور مشو و يقين داشته باش كه سعادت تو در اين است كه مي گويم . »

ابن سعد گفت :

« اي حسين ، نيكو مي گويي ، ولي مي ترسم اگر به تو بپيوندم ، خانه ام را در كوفه خراب كنند و از بين ببرند .»

امام حسين (ع) فرمود :

« من آن را از نو بنا مي كنم و خانه اي جديد برايت مي سازم . »

ابن سعد گفت :

« كشتزار آبادي دارم كه مي ترسم پسر زياد آن را از دستم بگيرد . »

امام (ع) فرمود :

« من در حجاز زميني بهتر برايت مي خرم .»

عمر سعد گفت :

« زن و فرزندم در كوفه است و مي ترسم آن ها را به قتل برسانند . »

به استناد برخي از منابع ، برير بن حضير همداني يكي از ياران امام حسين‌(ع) با عمر بن سعد در اين باره وارد گفتگو شد تا شايد او را از رويارويي با امام (ع) باز دارد و در گزينش نادرست خويش تجديد نظر نمايد ، ولي ابن سعد در موضع خود اصرار ورزيده مي گويد :

«… اي برير تو به من مي گويي كه ولايت ري را رها كنم و آن را به ديگري بسپارم . هرگز نفسم اين امر را نمي پذيرد و مرا به حال خود وا نمي گذارد …مي دانم كه بد مي كنم ، اما چه كنم ؟ مملكت داري و نفاذ امر خوش حالتي است ، آسان ترك آن نتوانم گفت . »

برير نزد امام (ع) آمده و فرمود :

« عمر بن سعد چنان در گمراهي غوطه ور است كه حاضر است براي به دست گرفتن ملك ري  تو را بكشد و قدرت طلبي ، كشتن انسان هاي بي گناه را براي او آسان كرده است . چنان كه او را ديدم از انديشه اي كه دارد رو بر نگرداند و كاري كه او را فرموده اند به امضاء خواهد رسانيد . »

هشدار مقام معظم رهبري :

« دنبال شهوت راني ها و هوش ها و در يك جمله دنيا طلبي رفتن و به فكر جمع آوري پول و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنيا افتادن و اصل دانستن اين ها و فراموش كردن آرمان ها ، اين درد اساسي و بزرگ است و ما هم ممكن است به اين درد ، دچار شويم . »

مقام معظم رهبري بر اين عقيده اند كه بيش ترين نقش را در نوع گزينش مردم- در عصر امام حسين‌ (ع) و وقوع واقعه جانسوز كربلا دنيا طلبي خواص و برجستگان آن روز ايفا نموده است :

« در بين خواص طرفداران حق ، كدام ها جزء آن دسته اي هستند كه حاضرنند دنياي شان را قرباني دين شان بكنند و چه كساني دين شان را قرباني دنيا و چون كساني كه حاضرند دين شان را فداي دنيا بكنند بيشترند ، نتيجه اين مي شود كه در كوفه مسلم بن عقيل به شهادت مي رسد و بعد هم از همان شهر كوفه اي كه 18 هزار نفر آمدند و با مسلم بيعت كردند ، 20 يا 30 هزار نفر به جنگ امام حسين (ع) در كربلا مي آيد ، كربلا يعني حركت خواص كه به دنبال خود حركت عوام را مي آورد ، نمي دانم عظمت اين حقيقت كه براي هميشه گريبان انسان هاي هوشمند را مي گيرد ، درست براي ما روشن مي شود يا نه . »

در زيارت اربعين نيز به اين واقعيت تلخ اشاره شده است :

«… و قد توازر عليه من غربه الدنيا و باغ حظه بالار ذل الادني … »

« كساني براي كشتن امام حسين (ع) هم دست و مهيا شدند كه دنيا فريب شان داده و بهره خويش را به چيزي فرومايه و بي ارزش فروختند و آخرت خود را به بهايي اندك معامله كردند… »

ترا  ز كنگره عرش مي زنند صفير

نشيمن تو نه اين گنج محنت آباد است

مجو درستي عهد از جهان سست نهاد

كه اين عجوزه عروس هزار داماد است

7- پيروي از امام و رهبري صالح :

ياري امام و كرامت جامعه :

در فرهنگ عاشورا و منطق امام حسين (ع) كه تفسير عملي تعاليم ديني است ، گردن نهادن به حكم هر پيشوا و يا نصرت و ياري هر زمام دار و يا رهبري زيبنده انسان مسلمان و آزاده نيست ، زيرا سعادت و كرامت آدمي وقتي رقم مي خورد كه يار و ياور « امام نور » و پيشوايي صالح باشد ، نه امامان ( نار ) و پيشوايان ستمگر. لذا ياران سيد الشهداءكه بر اين منطق و عقيده اند وقتي خبر شهادت خود را از امام (ع) شنيدند ، يك صدا گفتند :

« الحمدلله الذي اكرمنا بنصرك و شرفنا بالقتل معك… »

« سپاس خدا را كه ما را در ياري دادن به شما كرامت بخشيد و با كشته شدن در راه شما شرافت عطا فرمود . »

تحكيم پيوند امام و امت :

امام حسين (ع) به هنگام اتمام حجت با كوفيان ، به ضرورت استواري بر سر پيمان و استحكام اين پيوند اشاره نمود و فرمودند :

« مردم ، من به سوي شما حركت ننمودم مگر آن گاه كه دعوت نامه هاي شما به سوي من سرازير شد كه ما امام و پيشوا نداريم دعوت ما را بپذير و بسوي ما حركت كن تا خداوند به وسيله تو ما را هدايت و رهبري نمايد . اگر بدين دعوت ها وفادار و پايبند هستيد اينك من به سوي شما آمده ام بايد با من پيمان محكم ببنديد و در همكاري و همياري با من از اطمينان بيشتري برخوردارم سازيد و اگر از آمدن من ناراضي هستيد ، به محلي كه از آن جا آمده ام مراجعت نمايم . »

مواضع امام مبناي گفتار و كردار

عمرو بن خالد صيداوي وقتي در لحظه هاي آخر روز عاشورا امام حسين (ع) را تنها ديد آماده نبرد شد و خطاب به آن حضرت گفت :

« يا اباعبدالله جانم فداي تو باد . من تصميم گرفته ام به ياران تو ملحق شوم و دوست ندارم از آنان عقب بمانم و تو را بي يار و ياور ببينم ، نگران هستم به پيكار ادامه دهم يا در كنار شما بمانم ؟ »

امام (ع) فرمود :

« به سوي دشمنان بتاز‌ ، ما نيز به زودي ساعتي ديگر به تو ملحق خواهيم شد . »

در آن زمان كه به واسطه گسترش ابرهاي تيره شبهه و گناه رؤيت خورشيد حقيقت دشوار گشته بود ، گروهي كه در جستجوي سعادت و عزت خويش بودند نداي امام نور را لبيك گفتند و آگاهانه به سفينه نجات ملحق گرديدند . آنان پس از اين انتخاب نكو ، در تمامي مراحل مبناي حركت ، برخورد و موضع گيري خود را رفتار ، كردار و گفتار امام (ع) قرار دادند به گونه اي كه نه از او جاي مانده و عقب بمانند و نه بر امام در امري سبقت بگيرند ، چرا كه به مصداق روايات هر دو گروه دچار خسران و انحراف خواهند شد . چنان كه در دعاي ويژه ماه شعبان به نقل از امام سجاد (ع) چنين آمده است :

« اللهم صل علي محمد و آل محمد ، الفك الجاريه ، في الجج الغامره ، يا من من ركبها ، و يغرق من تركها ، المتقدم لهم مارق‌ ، و المتاخر عنهم زاهق ، والازم لهم لا حق… »

« خدايا بر محمد و آل محمد رحمت فرست ، كساني كه كشتي روان در گرداب‌‌هاي بي پايانند ، هركه در آن سوار شود ، در امان است  و هر كه آن را رها كند غرق گردد ، هر كه بر آن ها ( اهل بيت ) پيش افتد و سبقت گيرد از مسير دين خارج باشد و هركه از آن ها پس افتد و عقب بماند نابود است و هر كس  همراه با آن ها باشد به حق مي رسد . »

و اين مناجات و پيام براي عصر و نسلي خاص نيست و در مرز مكان و زمان نيز متوقف نمي شود و همه ما را به اجابت فرا مي خواند . حال كه امواج سهمگين فتنه ها و شبهه هاي جبهه باطل از هر سو ما را احاطه كرده است، و تبرهاي آلوده و سمي مستكبران ، معنويت ، وحدت و امنيت و عزت ما و آزادگان و غيرتمندان جهان اسلام را آماج خود قرار داده است .

تنها راه نجات آن است كه از كوه بلند غرور و منيت فرود آييم و با نوح و حسين زمان خويش همراه شويم و گرنه به ساحل عزت و سعادت نخواهيم رسيد .

 چنان كه با استناد به آموزه ها و تجارت گران سنگ انقلاب اسلامي و دوران هشت سال دفاع مقدس مي توان گفت :

« اگر ملت مسلمان ايران ره افراط و تفريط در پيش مي گرفت و حركت خود را بر مبناي ديدگاه و مواضع رهبري صالح و شايسته ( حضرت امام خميني ) تنظيم نمي نمود ، امروز داراي چنين كرامت و عظمتي نمي شد .

 

 دكتر غلامرضا منتظري ( دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائمشهر ) 

 

 

يكشنبه 3 بهمن 1389 - 12:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری