جمعه 28 دی 1397 - 14:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

صحنه در دست بچه‌ها (ياريگر كشف خلاقيت‌هاي نمايشي كودكان و نوجوانان)

 

صحنه در دست بچه‌ها (ياريگر كشف خلاقيت‌هاي نمايشي كودكان و نوجوانان)

لنكا پترسون و دن اوكاتر

ترجمه ركسانا شاه‌جاني و احمد كولي وندي

حوزه هنري استان قم، 1389

شابك: 2-4-90681-600-978

قيمت: 7500 تومان

در عصري كه سينما، تلويزيون و ساير رسانه‌هاي مدرن، بيشترين مخاطب را به خود اختصاص داده‌اند، تئاتر به دليل ويژگي منحصربه فرد خود، يعني زنده بودن، و ظرفيت بي‌پايانش، قابليت اجرا در هر شرايط، با هر گونه امكانات و هر تعداد از مخاطب و هنرمند، هنوز هم جايگاه خاص خود را حفظ كرده است و بدون شك پس از اين نيز به حيات خود ادامه خواهد داد.

در اين ميان يكي از گونه‌هاي با ارزش تئاتر كه طيف وسيعي از مخاطبان و عوامل اجرايي را در بر مي‌گيرد، «تئاتر تعليمي و آموزشي» است به اين معنا كه از ظرفيت‌ها و ويژگي‌هاي منحصر به فرد تئاتر، در مسير تعليم و آموزش استفاده مي‌شود.

هر چند بسياري از متخصصان و صاحب‌نظران، شأن هنر تئاتر را فراتر از وسيله‌اي براي تعليم و تربيت و ابزاري در جهت آموزش مي‌دانند اما به گمان ما، اينكه تئاتر بتواند علاوه بر كاركرد هنري و زيباشناختي و پرداختن به موضوعاتي جهان شمول و انساني، در عرصه تعليم و آموزش نيز نقش ايفا كند، نه تنها از شأن و جايگاه آن نمي‌كاهد بلكه نشان از قابليت‌ بي‌نظير و انعطاف‌ فوق‌العاده اين قالب هنري دارد.

حوزه هنري استان قم، با عنايت به چنين امري و با تشخيص ضرورت و نياز به كار علمي و زيربنايي در اين خصوص، و با توجه به كمبود منابع داخلي در اين زمينه، چندي است تلاشي پژوهشي جهت گردآوري، ترجمه و انتشار آثار علمي و كاربردي با موضوع «تئاتر تعليمي و تربيتي» را آغاز نموده است.

كتاب حاضر نيز در همين راستا و اهداف به چاپ رسيده است. نويسنده پس از مقدمه كتاب را در سه بخش و ده فصل تنظيم كرده است.

بخش اول ذيل عنوان «همه بچه‌ها مي‌توانند بازيگر باشند» در سه فصل با عناويني چون: سرآغاز، نظام پايه‌اي و تقويت مهارت‌ها گردآوري شده است.

نويسنده در اين بخش به اين نكته اشاره مي‌كند كه والدين بايد ضروري‌ترين اصول و مباني كار، يعني حس دلسوزي، اشتياق براي دانستن ايده‌هاي جديد، تمايل به بهتر ساختن زندگي، حداقل براي تعداد محدودي از كودكان را دارا باشند.

درك نيازهاي بچه‌ها، داشتن احساسات مثبت بجاي احساسات منفي نسبت آن‌ها، به اضافه انتظار توفيق، منجر به موفقيت‌ نهايي خواهد شد.

شوخ‌طبعي، شور و شوق، صداقتي مهرآميز، و توانايي ايجاد انرژي و انگيزه باعث مي‌شود رابطه خوبي با بازيگران جوان خود داشته باشيد...

وي ادامه مي‌دهد كه يكي از جالب‌ترين تناقضاتي كه در كار كردن با بچه‌ها به چشم مي‌خورد اين است كه همواره در حالي كه بايد كاري كنيد تا گروه نمايشي‌تان سكوت را رعايت كنند، ضمناً بايد از فردي كه مي‌خواهد قطعه‌اي را اجرا كند بخواهيد تا صدايش را بالا ببرد...

نويسنده معتقد است كه والدين به عنوان مربي، موظف هستند تا مهارت‌هاي پايه‌اي تقويت صدا را به گونه‌اي به بچه‌ها آموزش دهند كه هم بتوانند خوب حرف بزنند و هم خوب آواز بخوانند. در اين شرايط، والدين بايد خود خواننده باشند يا اينكه مربي فن بيان در غير اينصورت مي‌بايست از فرد ديگري بخواهند تا اين وظيفه را بجاي شما انجام دهد...

فصل دوم به اجراي يك نمايش اختصاص دارد و در پنج فصل با عناوين مختلفي همچون؛ انتخاب يا توليد يك نمايش، گام‌هاي اوليه، پيكره‌بندي و ميزانسن، تمرين‌ با همه وجود و گام به گام با نمايش بيانگر يك مطلب است و آن اين است كه همه بچه‌ها و حتي والدين مي‌توانند نمايش اجرا كنند.

نويسنده در اين بخش بعد از معرفي مختصري از قالب‌هاي نمايشي همچون: تراژدي، درام جدي، ملودرام قرن نوزدهم، نمايش خنده‌دار، كمدي، فانتزي و نمايش‌هاي موزيكال از والدين مي‌خواهد كه تخيلات كودكان را تقويت كنند و بعد از آزمون‌هاي اوليه در مورد انتخاب بازيگر تصميم‌گيري نمايند.

مؤلف معتقد است در بيشتر موارد، استفاده از دخترها در نقش‌هاي پسرانه بهتر است. با اين وجود، از آنجا كه ناهمخواني قد و قامت در سنين مابين يازده تا سيزده سال ميان دخترها و پسرها بسيار زياد است و...

پس از انتخاب بازيگر بايد مقدمات اوليه نمايش همچون صحنه‌آرايي، طراحي لباس، كار كردن روي ديالوگ‌ها، تقويت شخصيت‌پردازي و... را آماده كنند. او مي‌گويد از آنجايي كه كارگردان حكم ميان رابط ميان تماشاگران و بازيگران را دارد، بنابراين يكي از مواردي كه همواره مي‌بايست در نظر بگيرد گوناگوني افرادي است كه براي ديدن نمايش به سالن مي‌آيند. از والدين، دوستان و شهروندان گرفته تا بچه‌هاي كوچكي كه در بين مخاطبين شما حضور خواهند داشت. به همين دليل معمولاً اين اجراها براي بچه‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. پس وضوح در ديالوگ‌ها و رواني طرح كلي نمايش‌نامه در اين نمايش‌ها اهميت بيشتري پيدا مي‌كنند و گاهي نيز لازم است براي مهم‌تر جلوه دادن برخي از صحنه‌ها بر روي برخي از شخصيت‌ها و عناصر نمايشي بيشتر تأكيد كنيد...

در بخش سوم با عنوان «گسترش دادن كار» كه شامل دو فصل پاياني كتاب مي‌شود نويسنده كار با بچه‌هاي بزرگ‌تر را آموزش مي‌دهد و اذعان مي‌دارد كه همان اصول و قواعد اساسي را كه در تمام فصول قبل مورد بحث قرار داديم، هنگام كار كردن با افراد سيزده سال به بالا نيز بكار برده مي‌شود. در اين گروه‌هاي سني هم، نياز به احترام، توجه و اشتياق به حل و فصل‌ مشكلات در كنار شما، مشاهده مي‌شود. بايد آن‌ها را تشويق كنيد تا تمركز كنند؛ و به قدرت تخيل خود اعتماد نمايند؛ براي يافتن جواب‌هاي واضح و صحيح به پنج سؤال معروف (چه كسي؟ چه چيزي؟ چه زماني؟ چه جايي؟ چه كاري؟) دقيق‌تر جستجو كنند و عناصر حسي داستان را واقعي نمايند.

نويسنده همچنين معتقد است نوجوانان و جوانان، بزرگ‌تر، قوي‌تر، باتجربه‌تر و از بعضي جهات ماهرتر و پيچيده‌تر هستند. دغدغه‌ بچه‌هاي كوچكتر درك جهان اطرافشان است در حالي كه دل‌مشغولي نوجوانان، درك و شناخت خودشان مي‌باشد.

به همين دليل، نوجوانان در مقايسه با كوچكترها به طور مثال با «شكسپير» بيشتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند...

در نهايت در سخن پاياني نويسنده اميدوار است كه اين كتاب عامل موفقيت‌ و پيروزي براي خوانندگان باشد و خواسته‌هاي آن‌ها را كه اجراي نمايش با بچه‌هاست، برآورده كند، و معتقد است كه تلاش‌هاي والدين، مربيان و آموزگاران در اين زمينه، نقطه اوجي در زندگي‌شان خواهد بود.

و همانطور كه پيشتر بدان اشاره شد نويسنده مي‌گويد كليد گشايش كار اين است كه قدرت تخيل بچه‌ها را تقويت كنيم و براي رسيدن به نتيجه، بايد از اصول و قواعدي كه به آن‌ها اشاره شد پيروي كنيم و بدانيم كه اين روش، براي تمامي گروه‌هاي سني كودكان و نوجوانان قابل اجرا مي‌باشد:

در ذيل به بخش‌هايي از راهنمايي‌هايي كه در كتاب براي مربيان، آموزگاران و والدين در رابطه با كودكان و نوجوانان آورده شده، اشاره مي‌شود:

1- «براي هدايت و راهنمايي جوان‌ها صادقانه از آن‌ها پرس‌وجو كنيد، به حرفشان گوش فرا دهيد، سؤال‌هايشان را نيز صادقانه پاسخ دهيد و به شكلي حقيقي و واقعي به آن‌ها اهميت دهيد.»

2- «بگذاريد مشكلاتشان را خودشان حل كنند. آن‌ها بحث مي‌كنند، راه‌حلي را انتخاب مي‌كنند و آن را به كار مي‌بندند.»

3- «در آن‌ها انرژي ايجاد كنيد و براي اين كار به شكلي خاص و دقيق با آن‌ها رفتار كنيد؛ اهدافشان را با دقت تشريح نماييد و تلاش كنيد تا به اهدافشان دست يابند.»

4- «به بچه‌ها فرصت دهيد تا در دنياي خودشان ريسك كنند و دست به خطر بزنند.»

5- «اجازه دهيد تا در سازمان‌دهي امور خودشان شركت كنند.»

6- «از داوري كردن بين آن‌ها بپرهيزيد. فقط نظرات و ايده‌هاي آن‌ها را در نظر داشته باشيد. از اينكه راهي كاملاً درست يا غلط را برايشان تصور كنيد، بپرهيزيد، كشف طبيعي راه حل را به آن‌ها نشان دهيد تا اين روش در وجودشان نهادينه شود.»

7- «بچه‌هاي كم سن و سال‌تر و خويشتن‌دار را حمايت كنيد. به آن‌ها كمك كنيد يا بهفمند كه وسعت شجاعت، خيال‌پردازي و اهميت‌شان در گروه چقدر است.»

يكي از نتايج اين روش‌ كار كردن اين است كه وسعت ديد بچه‌ها گسترش يافته و افكار آن‌ها نيز وسعت مي‌يابد. اين آگاهي سبب مي‌شود تا بچه‌ها هر چه بيشتر به جزئيات درسي كه مي‌خوانند بپردازند تا بتوانند آن جزئيات را به بازيگران نمايش‌هاي خود القا كنند...

بعد از سخن آخر نويسنده دو ضميمه الف: راهنماي مربيان و ضميمه ب: نمايش كريسمس براي پايه‌هاي چهارم و پنجم را به عنوان حسن‌ختام مباحث خود آورده است.

خود مؤلف درباره ضميمه الف خطاب به مربيان مي‌گويد: راجع به اين بخش، به عنوان شبكه‌اي امن و مطمئن تفكر كنيد. اين يك برنامه كاري پيشنهاد شده در طول ده جلسه، و حدود 90 تا 120 دقيقه براي هر جلسه همراه با بازيگران جوان، در نظر گرفته شده است. اين راهنما براي رده سني 10 تا 13 است، اما پراكندگي سني بيشتر از اين را هم شامل مي‌شود. جلسات مذكور را مي‌توان روزي دو تا سه بار در هفته برگزار كرد و اينكه تا چند ماه آن را طول داد و به درازا كشاند، به خواست شما و ظرفيت بچه‌ها بستگي دارد. اما از آنجا كه اغلب بچه‌ها خواستار تكرار برخي اجراها و تمرينات مي‌شوند، مي‌توان در بيست جلسه، به اندازه كافي زمان و موارد مورد نياز را فراهم نمود؛ خصوصاً اگر گروهي را كه با آن‌ها كار مي‌كنيد فعال و پرنشاط باشند...

ضميمه ب، نيز نمايش «صلح روي زمين» است كه چند سال پيش در مدرسه‌اي ابتدايي كه بزرگ‌ و پرجمعيت بود؛ و در ماه نوامبر با توجه به استعدادهاي مختلف بچه‌ها نمايش را اجرا كرديم.

در ذيل به قسمت‌هايي از نمايش اشاره شده است:

پدربزرگ: او چه درخت عالي و خوبيه، به نظرم كريسمس خوبي در پيش رو داريم. زود باشيد بايد بي‌درنگ همه چيز را سرجايش بگذاريم.

مادر: كجا هستن كساني كه مي‌خواستن به من كمك كنن؟ من هنوز پنج دوجين شيريني دارم كه بايد بپزم.

خواهر بزرگتر: يه دقيقه مهلت بده. نمي‌تونم چيزي رو كه براي تزئين درخت مي‌خوام پيدا كنم.

پدربزرگ: اول اين‌ها رو به درخت آويزون نكن. بايد لامپ‌ها رو نصب كنيم. پسرا! لامپ‌ها كجا هستن؟

برادر بزرگ‌تر: آمديم، آمديم، به شرطي كه اين پسره مسخره لامپ‌ها رو به من بده!

مادر: بس كنين پسرا امروز شب كريسمسه...

 

 

 

 

 

شنبه 2 بهمن 1389 - 10:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری