دوشنبه 25 شهريور 1398 - 8:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مفاخر موسيقي ايران (2)

 

مفاخر  موسيقي ايران (2)

روح‌الله خالقي

نوشته: سيدابوالحسن مختاباد

شركت چاپ و نشر بين‌الملل

 

در نوشتن اين كتاب سعي شده است تا عمده آثار نوشتاري خالقي بررسي و نكات برجسته آن ارائه شود. نويسنده براي نوشتن اين كتاب به منابع ديگري هم رجوع كرده و به ذكر خاطرات اهالي هنر و هنرمندان از وي پرداخته است.

روح‌الله خالقي هنرمندي است كه بر برخي دانش‌ها چون ادبيات اشراف داشت قلم روان و خواندني وي و احساس مسئوليتي كه در برابر رخدادهاي مثبت و منفي پيرامون خود داشت اين چهره تاريخ موسيقي ايران را بر آن داشت تا هر چه را كه مي‌بيند با قلم خود انعكاس دهد بنابراين در نوشته‌هاي وي، از نقد، تحليل و اعتراض به سياست‌هاي هنري و به ويژه موسيقايي تا نظريه‌پردازي، نقد فني و البته تاريخ‌نويسي را شاهد هستيم اين كتاب در ده فصل تهيه و تنظيم شده است كه فصل اول آن به دوران كودكي و محيط خانواده او اشاره دارد:

روح‌الله خالقي در سال 1285 همزمان با صدور فرمان مشروطيت در خانواده‌اي نسبتاً مرفه در كرمان به دنيا آمد. آنچنان كه خود از پدرش مي‌نويسد: ميرزا عبدالله‌خان در كرمان منشي فرمانفرما، والي كرمان بوده و همين همبستگي با خانواده فرمانفرما كه در آن به نوعي در زمره متمول‌ترين خاندان ايراني به شمار مي‌رفتند و به كانون‌هاي ثروت و قدرت‌ وصل بودند نشان مي‌دهد اوضاع كاري و اجتماعي پدر خالقي، مطلوب و در زمره قشر مرفه بوده است.

در قسمتي از اين فصل خالقي از مسير روزانه‌اش به مدرسه ياد مي‌كند و مي‌نويسد: وقتي روزها به مدرسه مي‌رفتم موزيك‌چي‌ها در يكي از گوشه‌هاي ميدان تمرين مي‌كردند. عصرها رئيس موزيك آن‌ها را دور خود جمع مي‌كرد و آهنگ‌هاي نشاط‌آوري مي‌نواختند كه براي من بسيار مطلوب و خوشايند بود. گوش سپردن خالقي و تماشا كردن هنر نوازندگان نظامي و تردد روزانه‌اش از اين مسير سبب شد تا خالقي علاقه‌مندي بيشتري به موسيقي پيدا كند.

از جمله خاطرات مهمي كه خالقي در كتاب خود به آن اشاره مي‌كند، ديدار وي از نمايش- اپرت «رستاخيز شهر ياران ايران»، بود كه ميرزاده عشقي آن را با گروه نمايش- موسيقي خود در اصفهان به صحنه برد. خالقي در كتاب خود از اين نمايش و اشعاري كه در آن خوانده مي‌شد، شرحي مفصل داده است به نظر مي‌رسد با توجه به سخناني كه خالقي درباره ميزان آگاهي‌اش از دستگاه‌ها و نغمه‌هاي ايراني به دست مي‌دهد وي در آن دوران به ظرايف موسيقي چندان آگاه نبوده كه بتواند گوشه‌هاي موسيقي خوانده شده در اين نمايش را تشخيص دهد و به قطع و يقين آنچه را در وصف برخي جزئيات فني آوازهاي اين نمايش آورده است به زمان نگارش كتاب باز مي‌گردد اما با توجه به اينكه خالقي در صفحات بعدي از حفظ كردن اين آهنگ‌ها ياد مي‌كند امر پيچيده‌اي نيست كه بگوييم اين نغمه‌ها را وي در حافظه داشته و همزمان با نگارش كتاب سرگذشت موسيقي ايران با تفضيل فني‌تري درباره‌شان سخن گفته است.

در فصل دوم مي‌خوانيم كه پدر خالقي با شوق و ذوق فرزندش به موسيقي تصميم مي‌گيرد او را به كلاس موسيقي بفرستد. يكي از كساني كه اول بار از جهت موسيقي بر او تأثير گذاشت درويش‌خان بوده و بعد از او ابوالقاسم عارف قزويني است. خالقي اشعار و تصانيف عارف را از روي كتابچه پدر استنساخ مي‌كند و چنان كه خود مي‌نويسد از دوران طفوليت با اين آهنگ‌ها انس و الفتي ويژه داشته است. خالقي، عارف قزويني را نخستين بار در سال 1301 در روي صحنه گراند هتل سر يك كنسرت مي‌بيند.

خالقي، چنانكه خود مي‌نويسد، 17 ساله بوده كه آگهي افتتاح مدرسه عالي موسيقي را مي‌خواند و براي اسم‌نويسي به كوچه آقا قاسم شيرواني در خيابان‌ نادري مي‌رود.

خالقي ويولن را به عنوان ساز تخصصي خود انتخاب مي‌كند. جديت خالقي در كار موسيقي سبب مي‌شود تا در همان سال‌ها شغل معلمي براي وي از طرف استادش، وزيري در نظر گرفته شود.

همچنين در فصول بعدي كتاب در خصوص خلقيات شخصي و اجتماعي او و آشنايي و ارتباطش با وزيري، نوازنده تار و آهنگ‌ساز نامي، ديدگاه‌هاي او درباره موسيقي و سياستگذاري هنري، آهنگ‌سازي و آثار خلاقه وي و خالقي در نگاه ديگران و همينطور نقدي بر سرگذشت موسيقي ايران آورده شده است. درباره آهنگ‌سازي خالقي نقطه نظرات فرواني گفته شده است و حتي برخي وي را بتهوون موسيقي ايران لقب داده‌اند.

روح‌الله خالقي 21 آبان ماه 1344 در سن 59 سالگي و در حالي كه جامعه موسيقي، حداقل دو دهه ديگر هم مي‌توانست از بركات دانش و تجربه او بهره‌ها ببرد درگذشت.

سيدابوالحسن مختاباد، مؤلف اين اثر، ادبيات مكتوب به جا مانده درباره چهره‌هاي موسيقي را اندك و كم‌مايه مي‌داند. وي تأكيد مي‌كند خالقي با قلم روان و صميمي درباره ويژگي‌هاي كاري خود و ديگر اهالي موسيقي كتاب نوشته است او به دليل تلاش‌هاي فراواني كه در عرصه‌هاي مديريتي و خلاقانه موسيقي انجام داده، ادبيات مكتوب و قابل اعتنايي از خود و ديگراني كه درباره‌اش نوشته‌اند به جا گذاشته است.

مختاباد در مقايسه با عموم‌ اهالي موسيقي در سده گذشته تا امروز ويژگي مهم خالقي را چيره‌دستي در نويسندگي مي‌داند و يادآوري مي‌كند همين خصلت سبب شده تا وي در مقام راوي بخش مهمي از تاريخ موسيقي ايران شناخته شود.

كتاب سرگذشت موسيقي ايران كه در 3 جلد منتشر شده به زعم گذشت بيش از نيم قرن از تأليف آن يكي از مهم‌ترين آثار در بررسي تحولات موسيقي ايران به ويژه در دوره قاجار و پهلوي اول و دوم به شمار مي‌رود.

به نقل از نگارنده: خواننده با خواندن زندگي و سلوك اجتماعي و فرهنگي خالقي درخواهد يافت كه وي چه در رفتار شخصي و چه سلوك اجتماعي مصداق اين سخن آن حكيم معروف بود كه «در زندگي نه خود را فريب داد و نه ديگران را و در كار خود صادق و جدي بود.»

 

 

 

دوشنبه 27 دی 1389 - 9:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری