دوشنبه 1 بهمن 1397 - 19:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

عرفان عاشورايي

 

عرفان عاشورايي

محمدجواد رودگر

نوبت چاپ: اول1388

كتاب‌هاي پرستو وابسته به مؤسسه انتشارات اميركبير

 

عرفان عاشورايي در حقيقت عرفان قرآن و عترت، عرفان وحياني و سلوك ثقليني است كه همه ارزش‌هاي اخلاقي، سلوكي را در طي طريقت الهي بر پايه شريعت محمدي(ص) براي نيل به حقيقت دربردارد. عرفان عقلايي و خردپذير، عرفان هماهنگ با فطرت انسان، عرفان زندگي‌ساز، عرفان حماسه و شهود، سجاده و سنگر و عرفان درد خدا و خلق است.

در اين اثر همه اصول، روش‌ها، مؤلفه‌ها، مقامات و احوال عرفاني بر محور سير سالكان عاشورايي و سلوك وجد به اصحاب كربلايي ترسيم و تصوير شده است.

نويسنده در مقدمه اين اثر مي‌نويسد: عرفان عاشورايي، سرمايه اصلي معرفتي، معنوي و شريعتي عرفان عاشورايي، قرآن كريم و عترت طاهره است كه در آن شريعت، طريقت و حقيقت سطح و ساحت يك وجود ذومراتبند.

وي همچنين تأكيد مي‌كند كه هر آنچه را كه از عرفان طلب مي‌كنيم و در پي آن هستيم مي‌توان از بينش‌ها، نگرش‌ها، گرايش‌ها، منش‌ها و روش‌هاي امام حسين و يارانش در جريان عاشورا يافت.

در كتاب حاضر در هفتاد و دو بند سير و سلوك الي‌الله، همه اصول، روش‌ها، مؤلفه‌ها، مقامات و احوال عرفاني بر محور سير سالكان عاشورايي و سلوك وجد به اصحاب كربلايي ترسيم و تصوير شده است.

در قسمتي از بند اول آن با عنوان خداجويي آمده است: «عرفان فراتر از خداداني، خداخواني، خداجويي است كه دانستن و خواندن و جوئيدن در معرفت‌هاي ديگر نيز موجود و ممكن است يعني در معرفت تجربي، تجريدي و نيمه تجريدي قابل حصول و وصول است لكن هر كدام را مرتبه و تعالي است و سالك كوي هر يك از آن معارف در مرتبه خويش و به نسبت با مرتبه آن علم و معرفت قدم در وادي حق گذاشته و در حال سعي بين صفا و مروه در كوي جمال و جلال الهي دارد. اما زيباتر، عالي‌تر و جالب و جاذب‌تر عرفاني است كه خداخويي غايت و نهايت آن است...»

نويسنده در عنوان «از رزم سلوك تا بزم شهود» با اشاره به عرفان عاشورا، مي‌نويسد: آري چگونه در پرتو دولت عشق كربلائيان پاينده شدند و در شب عاشورا خندان بودند و گنج غم عشق آن‌ها را از غم رهانيد و از مردگي به در آمده و زندگي كردند و مي‌كنند و نه تنها بهشتي كه خود بهشت گشتند، آنان عقل و عشق را با ايمان و آزادگي گره زدند و با سرور آزادگان عالم پيوند خوردند و در رنگ و رايحه او را گرفتند تا الگوي پايدار و ماندگار براي همه نسل‌ها و عصرها شدند. وي در ادامه تأكيد مي‌كند: پس اگر مرد ميدان و اهل راهيم تجربه عشق عاشورايي كنيم و عاشورايي را در دل خويش پديد آوريم.

همچنين در بند ديگر كتاب با عنوان رَستن و رسيدن، به تعبيري از امام حسين(ع) در خصوص سالك اشاره شده است كه چنين مي‌فرمايند: «سخن آن‌ها و روح و روحيه‌شان چنين خواهد بود: كه سالك بيدار از خدا به خدا استدلال كرده و سير از خدا به خدا مي‌نمايد و طلب وصال را نيز از خود او مي‌جويد و به نور هدايت الهي هدايت شده و با صدق بندگي محض در كوي جمال و جلال الهي مقيم خواهد شد او از خدا جز خدا نخواهد زيرا اينك دريافته است كه از اوست و به سوي او باز مي‌گردد»

مؤلف در خصوص جذبه و سلوك معتقد است سالكان كوي حق يا سالكان مجذوبند و يا مجذوبان سالك. حال اگر با جذبه‌اي سلوك مي‌كني و يا با سلوكي جذبه‌اي شامل حال شد آن را غنيمت دان و در ميان اصحاب «سر» و ياران «راز» كربلا و شيعيان شهودگراي عاشورايي باقي بمان كه دارالشفاء و دارالشهود آنجاست.

در قسمتي از بند فقر و فنا مي‌خوانيم: كاروان عاشورا همچنان به پيش مي‌رود و تحت تدبير حق و ولايت الهيه است و چه خوش كارواني است كه حجت الهي و خليفه‌الله راهنما و راهبرد آن‌هاست. اين كاروان دانسته و يافته كه هيچ از خود ندارد و فقر و نياز عين وجود و محض هستي اوست.

نويسنده در بند ديگر به سه عنصر كليدي عرفان عاشورايي مي‌پردازد: عناصر خودآگاهي، خودنگهداري و خود نقدي، عناصري كه فقدان هر كدام در عالم سير و سلوك، خسارت‌زا و آسيب‌رساننده است چه اين كه سالك تا خويشتن‌شناسي نكند تا به خود و سرمايه‌هاي وجودي‌اش معرفتي نيابد. نشناسد كه كيست و چيست؟ و از كجا آمده و در كجا هست و آمدنش براي چه بوده است و به كجا مي‌رود نمي‌تواند قدم از قدم بردارد.

وي بر اين باور است كه عاشورا عرفان خونين، عرفان جهادي و حماسي را به نمايش مي‌گذارد. عرفاني كه نمازش با وضوي خون تأويل مي‌گردد. عشق نيز در عرفان عاشورايي عشقي است كه هندسه وجودي‌اش را پيامبر اكرم(ص) ترسيم و تصوير كرد. عشق عاشورايي آسماني، ملكوتي، نوراني و قدسي است و اساساً بوي و رنگي از عشق زميني، مُلكي و عُرفي در آن نيست.

همينطور در بند ديگر اين مجموعه به مهم‌ترين مؤلفه‌هاي سرنوشت‌ساز و شرايط سير و سلوك، اشاره شده است كه همانا داشتن ولي، پير طريقت، خضرراه و هادي است و مي‌نويسد: چه استاد سلوكي و پير ميكده عشق و خضرراهي بالاتر و والاتر از انسان كامل معصوم(ع) مگر عارفان تأكيد و تكرار نكرده‌اند كه انسان كاملي لازم است تا دست سالك را بگيرد و بر همه ابعاد او از جمله نيازها و ظرفيت‌هايش آگاهي و اشراف داشته باشد.

عرفان عاشورايي عرفاني است كه رياضت دارد، رياضت معقول و معتدل به نقل از كتاب حاضر يكي ديگر از شاخص‌هاي بنيادين عرفان عاشورايي شريعت‌محوري است، عرفان مبتني بر شريعت الهيه و متكي بر آموزه‌ها و گزاره‌هاي وحياني عرفاني است كه در كربلا متجلي شد.

نويسنده در ادامه نيز به مقامات عرفاني و منازل سلوكي، مي‌پردازد و به اين مسئله كه چگونه عرفان عاشورايي اين مقامات را در خود متبلور ساخته از جمله اين مقامات را در خود متبلور ساخته از جمله اين مقامات توبه، ورع معيار كمال، زهد، فقر، صبر سلوكي، توكل توحيدي، رضا و راحتي، اصحاب سر، فتح عرفاني، ربط وجودي، سلوك ثقلين و... است.

مؤلف، معتقد است: توبه بايد به مرحله بالاتر وصل شود و آن ورع است، ورع نه تنها دوري از گناه و حرام، بلكه دوري از هر چه كه بويي از گناه دارد نيز هست. يعني اوج شريعت‌محوري است و انسان بايد همه اعمال خرد و كلان را متوجه باشد تا از انگيزه، انديشه، اخلاق و عمل مراقبت نمايد كه هر انجام وظيفه‌اي ولو از نظر ظاهر كوچك باشد در دستگاه‌ الهي و ساحت عرفان عاشورايي بس بزرگ و تأثيرگذار است.

در يكي از بندهاي اثر حاضر با عنوان عرفان حسيني، نويسنده ويژگي‌هاي مختص به عرفان عاشورايي كه در سخنان امام حسين(ع) از مدينه تا كربلا ظهور يافته را محض دريافت عرفان جامع و كامل، برمي‌شمارد كه از جمله آن‌ها: عرفان جهادي، عرفان عزيزانه كه جلب عزت و دفع ذلت بود، عرفان شهادت‌محورانه، عرفان تسليم و رضا، عرفاني كه در آن دنياگرايي و دينداري جمع‌شدني نيست، عرفان معادگرايانه، عبادت‌گرايانه و بندگي، خداگرايانه، پارسايانه، ولايت‌گرايانه، محبت‌گرايانه و توحيدمحورانه است.

همچنين در ادامه و در بررسي عرفان زندگي آمده است: عرفان اگه در همه تار و پود حيات انسان سايه انداخت و چون خون در رگ‌هاي حيات فردي، خانوادگي و اجتماعي جريان داشت و ديد نافذ، روحيه‌الهي، خصلت خدمت به مردم براي تحصيل رضاي خداوند، روح توحيدي و وظيفه‌شناسانه به انسان بخشيد، عرفان كارآمد و مقبول است. عرفان بايد انسان را از خاك تا خدا سير و طير دهد.

همينطور خودافزايي، عرفان فطرت‌گرا، عرفان فراجنسيتي، عرفان و آزادگي و آراستگي، لاهوتيان، فوق فرشته، مرگ مرگ، احياي عرفان ناب از عناوين بندهاي ديگر اثر حاضر است.

به نقل از كتاب حاضر، عرفان عاشورايي، طبقاتي، صنفي و جنسيت‌گرايانه نيست در اين عرفان حسين(ع) و زينب، علي‌اكبر، سكينه، وهب و مادرش و... حضور دارند، عرفان عاشورايي نژادپرستانه هم نيست چرا كه از همه نژادها رنگ‌ها در آن حضور دارند.

انسان از حيث انسانيت بر ساير موجودات برتري دارد و انسانيت انسان كه فصل مميز اوست، انتها و پاياني ندارد يعني دريايي ناپيدا كرانه است و تا بي‌نهايت راه دارد چه اينكه انسان بر صورت خدا آفريده شده و قرار است خليفه او شود لكن از اين جهت بالقوه است و بايد بالفعل شود يعني انسان حيوان بالفعل و انسان بالقوه است. انسان يعني انسانيت پس بايد عوامل و زمينه‌هاي فعليت، رشد و كمال او فراهم گردد.

نيز در بندهاي ديگر اين مجموعه به عناويني چون تزكيه و تجلي، انسان خدايي، ادبستان، عشق توحيدي، درس و درد ارزش‌ها، معرفت و حكمت، عرفان كتاب و سنت، زمين آسماني، اينجايي آنجايي، عقل عاشق و رمز عاشورايي شدن اشاره شده است.

عرفان عاشورايي پيامي بسيار مهم در خود نهفته دارد و هماره بر گوش و جان ما مي‌خواند و آن اين است كه حب به نفس و حب به دنيا، سرچشمه همه انحرافات، لغزش‌ها و كثر راهه روي‌هاست. آن چه عامل اصلي ظلم و بيداد، فساد اخلاقي و مالي، انحراف سياسي و اجتماعي مي‌شودف حب به نفس است و اگر با حب دنيا كه رأس همه خطيئه‌هاست جمع شوند و البته ريشته حب دنيا حب به نفس است انسان را در سراشيبي سقوط قرار مي‌دهد.

از عناوين ديگر كتاب كه به آن پرداخته شده است مشتمل بر: سلوك محمدي(ص) عبديت و عنديت، مديريت بر خود، عمل مسئولانه، دنياگريزي، استغفار، گره‌گشايي، خوف خدا، مرگ‌انديشي، دم غنيمت شمردن، حق‌گرايي، پيروان پاك سالك جواد، عرفان عزيزانه، تز سلوكي عرفان عاشورايي، ادب سلوكي، آزمايش دائم، هندسه ولايت، خدامحوري، اخلاص، عرفان جامع، اطاق عمل عاشورا، عرفان علم و عقل و عرفان به عرفان است.

در بخشي از كتاب آمده است: در عرفان عاشورايي كارگشايي و گره‌گشايي براي خلق خدا نه تنها از عبادات مهم است بلكه نشاني از عنايات خاص الهي است و عرفان حسيني، عرفان خدمت و مسئوليت، عرفان درد مردم و مساعدت با آن‌ها.

نيز آمده است: در مكتب عاشورا خوف الهي كه خوفي عقلي- عرفاني است از يك جايگاه ويژه برخوردار است و خوف خدا در رأس حكمت الهي و خشيت الهي نشانه معرفت به خداست.

در عرفان عاشورايي تنظيم رابطه با محوريت خدا با خلق خدا و دوستان و وابستگان است و سالك عاشورايي اهل جود و سخا و عفو و بخشش وصله رحم است.

به نقل از كتاب حاضر، در عرفان عاشورايي عنصر امر به معروف و نهي از منكر از منزلتي ويژه برخوردار است به گونه‌اي كه تز ديني و مدل و متد اجتماعي واقع شده و با توجه به اين كه امر به معروف و نهي از منكر گستره وسيعي دارند يك عارف عاشورايي هرگز از اين عنصر چشم‌پوشي نمي‌كند.

نويسنده كتاب، محمدجواد رودگر متولد 1342 داراي تحصيلات حوزوي و دانشگاهي و نيز دكتراي عرفان اسلامي است وي عضو هيئت علمي دانشگاه، دانشيار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، مدير گروه عرفان دانشنامه قرآن‌شناسي و سردبير فصلنامه كتاب نقد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است.

از وي بيش از 25 اثر علمي به صورت كتاب منتشر شده است. همچنين داراي ده‌ها مقاله علمي- پژوهشي، علمي-ترويجي و علمي-تخصصي است كه در مجلات معتبر علمي چاپ و نشر يافته است. از جمله كتاب‌هاي منتشره وي عبارتند از: فيلسوف فطرت، صحيفه عرفان در دوازده دفتر، سر سلوك، سير و سلوك در قرآن، همگرايي عقل و عشق در نهضت حسيني، آفتاب احياگران، سپيده و سعادت و...

 

 

 

 

چهارشنبه 22 دی 1389 - 14:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری