شنبه 25 آذر 1396 - 3:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

درامي کم شخصيت و در فضايي محدود

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «طبقه سوم»(ساخته بيژن مير باقري)

 

بيژن ميرباقري، فيلمنامه نويس و کارگردان متولد 1347 در تهران است. او ديپلم خود را در رشته مجسمه سازي وليسانس خود را با گرايش فيلمبرداري از دانشگاه هنر گرفته است. او در سال 1364، به عنوان مربي نقاشي در مرکز آفرينش هاي هنري کانون پرورش فکري شروع به کار کرد. او با ساخت انيميشن آفتاب مي شود، فعاليت حرفه اي خود را آغاز کرد و در ادامه انيميشن هاي، مرد و سايه، گل، مه سا و پسرک آبي را ساخت. بيژن ميرباقري از سال 1367 با ساخت فيلم کوتاه دو خواهر، به ساختن فيلم هاي کوتاه روي آورد و بعد از ساخت شش فيلم کوتاه از سال 1383 با ساخت اولين فيلم بلند خود به نام ما همه خوبيم وارد عرصه ساخت فيلم هاي بلند سينمايي شد. او تا کنون چهار فيلم سينمايي به نام هاي روز بر مي آيد، دوزخ،برزخ،بهشت و طبقه سوم را ساخته است.

ما همه خوبيم در بيست و سومين جشنواره فيلم فجر کانديد ده سيمرغ بلورين بود که در نهايت برنده دو سيمرغ بلورين بهترين تدوين(سعيد شاهسواري) و بهترين بازيگر نقش دوم زن(ليلا زارع) شد. ما همه خوبيم همچنين در جشن نهم خانه سينما کانديد 9 جايزه و برنده تنديس بهترين بازيگر نقش دوم مرد براي محسن قاضي مرادي شد. 

ميرباقري که روز بر مي آيد را بر اساس نمايشنامه مرگ و دوشيزه اثر آريل دورفمان و فيلم رومن پولانسکي(به همين نام) ساخت، در نگارش فيلمنامه طبقه سوم، از نمايش نامه مستخدم ماشيني اثر هارولد پينتر تاثير پذيرفته است. مستخدم ماشيني داستان انتظار دو مرد در طبقه فوقاني ساختماني است که در بيم و اميد به سر مي برند. اين نمايشنامه که الهام بخش سازندگان فيلم شاخص در بروژ بوده، اين بار نسخه سينمايي اش توسط مير باقري ساخته شده است.

طبقه سوم از 27 مهرماه1388در تهران کليد خورد و فيلمبرداري آن پس از 34 جلسه به پايان رسيد. مهناز افشار، پگاه آهنگراني، مهرداد ضيايي و پاشا رستمي از جمله بازيگران فيلم هستند.

ميرباقري در يادداشتي درباره طبقه سوم در جشنواره نوشت: «چرا به خودم اجازه مي دهم در مورد مسائل جوانان فيلم بسازم؟ در مورد انسان هاي بي نيازي که به اين فيلم ها احتياجي ندارند. تنها ما خودمان را مشغول ساخته ايم. جوانان که بزرگ هستند، تشخيص مي دهند، تصميم مي گيرند و در راهي که آرمان شان است آرام و ساکت قدم مي گذارند و خود را به ديگران ثابت مي کنند. حضور آنها را خيلي پر رنگ مي توان حس کرد... نه، مي توان ديد. شايد نفر بغل دستي مان باشد. شايد همسايه مان و شايد برادرمان... مي توانيم کنار بايستيم و حقانيت آنها را تماشا کنيم. مي توان در ميان شان نفس کشيد و خوشحال بود که در ميان آنهاست. مي توان دو نفر از آنها را به قصه فيلمي که مي سازيم دعوت کنيم و فيلم را به همت عزيزترين دوستان مان بسازيم. اکنون فيلم ساخته شده است. نمي توانم يادداشتي بنويسم. چي بايد بنويسم؟ چرا به خودم اجازه مي دهم در مورد مسائل جوانان فيلم بسازم؟ نکند اين فيلم ها جوابگوي همين آدم ها هم نباشد؟ نه هست! نه نيست! قطعا داوران اصلي در راه هستند.»

ميرباقري درباره تفاوت کارگرداني طبقه سوم با کارهاي گذشته اش در گفتگو با مجله صنعت سينما گفت: «کارگرداني هر کار سبک ثابتي ندارد و وابسته به متن آن است. چون اين کار متن متفاوتي داشت، کارگرداني اش هم متفاوت است. در اين فيلم بيشتر در خدمت متن بوديم.» ميرباقري در مورد انتخاب بازيگران هم گفت:«انتخاب بازيگران به خاطر ديد تجاري نبود. ما اصلا به پس زمينه تجاري يا غير تجاري بازيگران نگاه نکرديم، سعي کرديم از پس زمينه هنري آنها استفاده و آنها را با فيلمنامه عجين کنيم.»

مرتضي پور صمدي(مدير فيلمبرداري) در مورد همکاري با اين پروژه گفت:«خيلي اهل سينماي بدنه نيستم، ضمن اينکه توان و حوصله اش را هم ندارم. بيشتر سعي مي کنم در کارهايي که جنس متفاوتي از سينما باشند، حضور پيدا کنم. حدود 97، 98 درصد طبقه سوم داخلي است و در شب مي گذرد، خود اين يک ويژگي است و دليل دوم اينکه آقاي ميرباقري اصرار داشتند من اين کار را بپذيرم، به خاطر اين است که حدود 93،94 درصد کار، دوربين روي دست است که با توجه به ويژگيها و فضاي فيلم ريتم ملتهبي را مي طلبيد. کار سخت و سنگيني بود، اما راضي ام و فکر مي کنم کار جذاب و متفاوتي است.»

پورصمدي در مورد همکاري با ميرباقري مي گويد:«قبل از اين در دوزخ، برزخ، بهشت با بيژن همکاري داشتم. چون تخصص قبلي او فيلمبرداري است. مشکلي نداشتيم، ضمن اينکه او ايده هاي خوبي مي داد و از ايده هايش استفاده مي کرديم و کار رابسيار دوست دارم.»

ناصر شکوهي نيا(صدابردار) در مورد طبقه سوم در گفتگو با ماهنامه صنعت سينما گفت: «اکثر کار دوربين روي دست بود و دوربين بر دوش آقاي پورصمدي، اما استرس اينکه بايد کم خطا باشيم، کمتر از سنگيني دوربين نبود و امکان تکرار کم تري، برايمان وجود داشت. سعي مي کرديم که به خاطر صدا تکرار پيش نيايد. حدود 35 جلسه شب کاري داشتيم و اين کار ما را خيلي سخت مي کرد. تمام صحنه ها را تمرين مي کرديم و دقت داشتيم که اشکالي در کار به وجود نيايد. استرس زيادي برايم وجود داشت، خوشبختانه از نتيجه کار راضي هستم. فکر مي کنم صدابرداري اين فيلم نمره قبولي بگيرد.»

فاضل ژيان(طراح صحنه و لباس) درباره فعاليت در اين پروژه گفت:«در فيلم اتفاقات اصلي در طبقه سوم مي افتد. براي کل کار ساختماني چند طبقه و خالي از سکنه پيدا کرديم. در طبقه سوم بايد زندگي اي ساخته مي شد که متعلق به خانمي تنهاست، با سابقه اي که داشته و شغلي که داشته و وضعيت زمان حالش که آن را نشان مي دهيم. در واقع طراحي صحنه به وضعيت فعلي روحي و فکري او اشاره دارد و از اين طريق، سطح اجتماعي و مالي و سليقه اش را مي فهميم. سعي کردم فضاي آپارتمان را به نقطه اي برسانم که مدنظر خودم و کارگردان بود. ديوارهايي را خراب کرديم تا فضا بازتر شود و دوربين بتواند امکان مانور کافي داشته باشد. از جمله ديواري را برداشتيم که ارتباط ورودي آپارتمان با کل ساختمان را نشان دهد. جاهايي تخريب و جاهايي ساخت و ساز داشتيم. به طور کلي در اين گونه موارد بايد ساختماني داشته باشيم که بتوانيم به راحتي موقعيت ها را منطبق بر فيلمنامه تغيير دهيم.»

الهام صالحي(طراح چهره پردازي) در مورد چهره پردازي مهناز افشار و پگاه آهنگراني در اين فيلم گفت:«گريم خانم افشار و خانم آهنگراني خاص بود. خانم افشار بايد سن شان بالا مي رفت و تکيده تر مي شد. سعي کردم گريمي که آقاي ميرباقري مي خواستند را انجام دهم و فکر مي کنم خانم افشار از نظر گريم، متفاوت از کارهاي ديگرشان هستند. اما گريم خانم آهنگراني چند مرحله داشت و از اول فيلم که ايشان را مي بينيم تاصبح به خاطر شرايطي که برايشان به وجود مي آيد، گريم شان مدام تغيير مي کند.»

 صالحي در مورد همکاري با اين پروژه گفت:«در اين چند سال اخير معمولا با بيشتر اين دوستان، از جمله آقاي شکوهي نيا، آقاي ژيان، آقاي ميرباقري و آقاي شاهسواري تقريبا يک گروه نسبتا ثابت بوده ايم. همکاري در کنار آنها برايم لذت بخش است و خوشحالم که در اين کار هم حضور داشتم.»

پگاه آهنگراني(بازيگر) در مورد دليل حضورش در طبقه سوم در گفتگو با صنعت سينما مي گويد:«علت اصلي اش حضور بيژن ميرباقري  به عنوان کارگردان بود، چون فيلم اول ايشان(ما همه خوبيم) را خيلي دوست دارم و مي دانستم از نظر اخلاقي هم خيلي خوب است و دوست داشتم با چنين کارگرداني کار کنم. وقتي پيشنهاد دادند و فيلمنامه را خواندم، به نظرم فيلمنامه جالبي بود و خيلي جاي کار داشت. البته اگر فيلمنامه متوسطي هم بود به خاطر ميرباقري حاضر بودم نقش را بپذيرم.»

آهنگراني درباره چگونگي رسيدن به نقش گفت:«اصولا براي من اين طوري است که برنامه ريزي خاصي نمي کنم، ناخود آگاه اتفاق مي افتد با خواندن چندين و چندباره فيلمنامه و لحن هاي مختلفي که در دور خواني ها تمرين مي کنم. ممکن است رسيدن به نقش در روز اول و دوم فيلمبرداري اتفاق بيفتد، ممکن است روز هفتم. اما در طبقه سوم روز اول بعد از اين که با آقاي ميرباقري صحبت کرديم، به نظرمان هماني بود که فکر مي کرديم و نقش درآمده بود.»

«مشخصات فيلم طبقه سوم»

فيلمنامه نويس و کارگردان: بيژن ميرباقري، تهيه کننده: عليرضا قاسم خان، مدير فيلمبرداري: مرتضي پور صمدي، تدوينگر: سعيد شاهسواري، موسيقي: بهرنگ شگرف کار، صدابردار: ناصر شکوهي نيا، طراح صحنه و لباس: فاضل ژيان، چهره پرداز: الهام صالحي، بازيگران: مهناز افشار، پگاه آهنگراني، پاشا رستمي، مهرداد ضيايي، زمان: 90 دقيقه.   

 

 

 

يكشنبه 19 دی 1389 - 10:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری