چهارشنبه 4 مرداد 1396 - 17:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

اسناد يک محفل

 

گفتگو با يحيي آريابخشايش مولف كتاب تاريخ آغازين فراماسونري در ايران

 

با شروع فعاليت هاي استعمارگرانه غربي ها در کشورهاي ديگر،آنها براي اينکه راحت تر بتوانند به فعاليت هاي استعماري خود ادامه دهند، ابتدا در پوشش مبلغان مسيحي و در ادامه با رواج و گسترش جريان هاي فرماسونري به فعليت در کشورهاي تحت سلطه بپرداختند،در ظاهر در پي اين بودند که انديشه هاي آزاد خواهي ،برابري و ترقي خواهانه و نوع دوستي را در کشورهاي تحت سلطه ترويج دهند.بدون شک  آنها اهداف پنهاني هم داشته اند که از جمله آنها مي توان به ترويج ارزش ها و فرهنگ غربي در ديگر کشورها اشاره کرد.همزمان با سلطنت قاجاران در ايران اين انجمن ها  توسط دولت هاي بيگانه در کشور تاسيس شدند و برخي از ذي منصبان ايراني هم ضمن عضويت در اين انجمن ها، از رواج اين ها در ايران دفاع مي کردند.از جمله اين لژهاي که در ايران با عنوان فراموش خانه معروف شدند مي توان به انجمن آدميت، اخوت، بين الطلوعين و ... اشاره کرد. درست چند روز پس از پيروزي جنبش مشروطه در ايران انجمني ماسوني در ايران شروع به فعاليت کرد که اين بار بر خلاف جنبش هاي ديگر ماسوني داراي کار تشکيلاتي و سازمان دهي بود. اين لژ با عنوان «لژ بيداري ايران»، وابسته به «لژ شرق اعظم» کشور فرانسه بود.اين لژ توانست همزمان با شکل گيري انديشه هاي آزادي خواهانه ، برابري و ترقي خواهانه در ايران به عضو گيري بپردازد و برخي از رجال مشروطه خواه ايراني را به عضويت درآورد. عضويت 121 نفر از اعضاي تاييد شده اين لژ در اسنادي که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در منزل ذکاالملک فروغي به دست آمد به حوزه هنري رسيد. در سال هاي گذشته انديشه انتشار اين مجموعه اسناد به اين ختم شد که تاکنون چهار جلد از اين اسناد منتشر و يک جلد ديگر هم در راه انتشار است که به زودي توسط سوره مهر منتشر خواهد شد. اهميت انتشار اين مجموعه پنج جلدي ما را بر آن داشت که با يحيي آريابخشايش تدوين گر سه جلد آخر اين مجموعه گفت و گويي داشته باشيم.

 

در ابتدا درباره تاريخچه تاسيس و فعاليت «لژ بيداري ايران» توضيح بدهيد؟

«لژ بيداري ايران» به عنوان اولين لژ سازمان يافته ايراني محسوب مي شود.با توجه به اينکه تا قبل از پيدايش اين لژ، هيچ لژ فرماسونري در ايران به صورت سازمان يافته و تشکيلاتي فعاليت نمي کرد از اين بابت اين لژ داراي اهميت است.اين لژ دقيقا در يک محدوده زماني به وجود آمد که تمام مسائل سياسي و اجتماعي ياران را تحت تاثير خودش قرار داد.يعني دقيقا يک سال بعد از مشروطيت اين لژ با پيشگامي خيلي از مشروطه خواهان،افرادي که در دل مشروطه بودند،مثل تقي زاده،سيد محمد طباطبايي و پدرش،وثوق السلطنه، قوام سلطنه ، محمدعلي خان فروغي ذکا ملک فروغي اول و برادرش و .... که همگي از رهبران جنبش مشروطه در ايران بودند تاسيس شد.اين را عرض کنم که اين لژ به خاطر اين که دقيقا يک سال پس از جنبش مشروطه در ايران به وجود آمد در فضاي اجتماعي و سياسي جامعه خيلي تاثير داشت.قبل از جنبش مشروطه در ايران انجمن هايي بودند که اينها شبه ماسوني بودند.يعني فعاليت هايي شبيه لژ بيداري داشتند.مثل انجمن اخوت،مجمع آدميت،...اينها نه اينکه لژ باشند ولي فعاليت ها و برنامه هايي که داشتند و جلساتي که برگزار مي کردند شبيه لژ بيداري در ايران است.

 

در اين  مجموعه به آنها اشاره شده است؟

بله در جلد اول در مورد اين جنبش ها اشاره شده است که بعد توضيح خواهم داد.اما پيش از اينکه وارد بحث شوم مي خواهم در مورد لژ بيداري و فضايي که در کشور ايجاد شد و باعث شد اين انجمن ها در ايران شکل بگيرند توضيح بدهم.قبل از جنبش مشروطه در ايران و به وجود آمدن «لژ بيداري ايران» جنبش هاي شبه ماسوني مثل اخوت، بين الطلوعين و ... فعاليت هايي شبه ماسوني داشتند. يکي از مقررات اصلي لژ ماسوني اين است که اين انجمن ها يا بايد مستقل باشد يا اينکه از يک سازمان فرماسونري شناخته شده بين المللي تبعيت کند.از آنجايي که هيچ کدام از اين انجمن ها اين شرايط را نداشتند به اعتقاد من نمي توانيم اينها را به عنوان لژ فرماسونري شناخته شده حساب کنيم.چون آنها شرايط انجمن بودن را نداشتند و شناخته شده هم نبودند.کساني مثل ملکم خان و ميرزا عسکرخان ارومي در اين انجمن ها فعاليت مي کردند. تا اينکه انقلاب مشروطه پيش آمد، يک سال بعد از پيروزي انقلاب مشروطه يعني در 1335 قجري قمري اولين لژ به عنوان لژ بيداري ايران از سوي لژ «شرق اعظم فرانسه» «گراند اوريون فرانسه» در تهران تشکيل شد.افراد بنامي هم از رجال شناخته شده مشروطه به اين لژ پيوستند.کساني مثل اميري فراهاني؛اديب معروف که شعري هم در مورد تشکيل و فوايد اين لژ سروده است.

 

اين اسناد چطور به صورت يک مجموعه درآمد.

بعد از انقلاب مجموعه اي از اسناد فروغي در منزلش به دست آمد. مجموعه اسناد «لژ بيداري ايران» از همين اسنادي بود که در خانه فروغي قرار داشت. بعد از انقلاب اين اسناد به حوزه هنري رسيد.چون اسناد بسيار با ارزشي بودند.غير از اين اسناد ديگري هم هست که در مورد خاندان خود فروغي است و در حال حاضر روي آنها هم کار مي شود که در آينده منتشر شود.

 

چرا مي گوييد اسناد لژ بيداري ايران اهميت دارد؟

چون تا به حال نه در جايي ديده شده و نه تا به حال کسي از اين اسناد استفاده کرده است. اولين بار است که اين اسناد منتشر مي شود. حتي خود اسماعيل راعين  که يک مجموعه سه جلدي با عنوان « فراموش خانه و فراماسونري در ايران» درباره فعاليت جنبش فرماسونري دارد هم از اين اسناد خبر نداشته است.تک و توکي از اين اسناد را در کتابش آورده است.اما تقريبا 95 درصد اين اسناد که در اين مجموعه پنج جلدي آورده شده منحصر به فرد است.

 

جلد اول و دوم اين مجموعه را حميدرضا شاه آبادي تدوين کرد ...

آن زمان که حميدرضا شاه آبادي با دفتر ادبيات انقلاب اسلامي همکاري داشتند جلد اول و دوم اين اسناد را تدوين کرد. بعد که او از حوزه هنري رفت ادامه اين مجموعه به عهده من گذاشته شد.

 

اين اسناد به اين صورت آمده که در ابتدا مقدمه در باره آن فرد که عضو لژ بوده آمده و بعد هم اسناد مربوط به او آمده است.

جلد اول اين مجموعه 5 جلدي با همين عنوان «تاريخ آغازين فراماسونري در ايران» به کليات فرماسونري مي پردازد که اصلا فرماسونري چيست؟ خاستگاه آن کجاست؟ از چه زماني شروع شده؟ نفوذ آن ميان دولت ها و بين مردم و جامعه و روابطي که با کشورهاي خارجي داشته اند، آمده است؟البته يک بخشهايي از کار در جلد اول مغفول مانده بود.

چه بخشي هايي مغفول مانده است؟

مثلا در جلد اول پايان کار لژ بيداري در ايران مشخص نشده است.من با توجه به سندي که در همين مجموعه وجود داشت اثبات کردم که «لژ بيداري در ايران» دقيقا پنج، شش روز بعد از جنگ جهاني اول در ايران تعطيل شد.هر چند سيدمحمد کمره اي که خودش از اعضاي لژ بوده و بعدها خاطراتش را چاپ کرده،عنوان کرده که بعد از پايان جنگ جهاني اول ما در تهران در منزل ارباب جمشيد يا منزل فروغي جمع مي شديم و در مورد فعاليت هاي لژ بيداري در ايران بحث مي کرديم.ولي درست است که اين جلسات در مورد لژ بيداري است ولي رسمي نيست و فاقد تشکيلات است.«لژ شرق اعظم» فرانسه هم تاييد نمي کند که فعاليت هاي اينها رسمي بوده است.لذا دقيقا در 17 اوت 1914 «لژ بيداري ايران» رسما به فعاليت هاي خود در ايران پايان مي دهد. اين هم براساس نامه اي است که «لژ شرق اعظم» فرانسه به ايران مي فرستد که ما به سبب جنگ جهاني فعاليت هاي خودمان را تعطيل کرده ايم و تلويحا از اين ها هم مي خواهد که به فعاليت هاي خود پايان دهند.

 

چه مسائل ديگري مطرح نشده بود؟

يا عنوان نشدن بحث فيمينستي.چون يکي از قوانين محکم لژ فرماسونري در جهان اين است که زنان نمي توانند عضو لژ فرماسونري شوند.اما در دوره اي که لژ بيداري ايران فعاليت مي کرده فضايي در ايران پيش مي آيد که اينها با اجازه لژ شرق اعظم فرانسه اجازه مي يابند که در آينده بتوانند زنان را وارد فعاليت هاي فرماسونري کنند که البته نشده بود.بنابراين جلد 5 اين مجموعه به خاطر مسائلي که مطرح کرده ام خيلي کاربردي است و براي پژوهش در مورد لژ بيداري در ايران مفيد است.در اين جلد آمدم اعضاي لژ بيداري در ايران را با ويژگي هاي مختلف طبقه بندي کرده ام. که اين اعضا داراي چه ويژگي هايي بوده اند؟هر کدام خاستگاه شان کجا بوده؟ در کجا تحصيل کرده اند؟ شغل پدرشان چه بوده؟ شغل خودشان چه بوده است؟ و... همه را به صورت جدول آورده ام. 

 

در مورد اين 5 جلد و ترتيب اوردن اسناد توضيح دهيد؟

جلد اول که کليات است.جلد دوم،سوم،چهارم و بخشي از جلد پنجم درباره اعضا و معرفي شدگان به لژ است.اين پرونده ها به ترتيب شماره است و بر اساس شماره پرونده اين ها در کتاب هم آمده است.در جلد دوم اقاي شاه ابادي اين طوري کار کرده بود که براي اين افراد در ابتدا يک مقدمه آورده و بعد سندها را آورده است.من هم همين گونه عمل کرده ام.چون خواننده بايد بداند اين شخصي که در موردش اسناد ارائه مي شود چه کسي بوده است.منتها در جلد دوم مختصر اين افراد معرفي شده اند اما در جلد سوم و چهارم مفصل تر اين افراد را معرفي کرده ام.مقدمه اي که تهيه شده از کتاب ها و روزنامه ها ارشيو کتابخانه تخصصي تاريخ انقلاب است و بايگاني خود دفتر ادبيات که در مورد زندگي نامه ها است استفاده کردم.

 

خب کلا اين اسناد چند تا بوده است؟چون در مقدمه عنوان شده که 121 پرونده است؟

حدودا 131 پرونده است.لژ بيداري ايران 121 عضو رسمي داشته است و 9 عضو ديگر رسمي نبودند.اعضاي رسمي کساني بودند که عضويتشان توسط لژ بيداري ايران و شرق اعظم فرانسه تاييد شده است.ببينيد شرايط عضويت اينگونه بوده که هر کسي که مي خواست عضو لژ شود سه تا پنج مفتش در باره اين فرد تحقيق مي کردند که صلاحيت عضو دارد يا نه؟تحصيلات خانواده فرد و شناختش از لژ و فعاليت هاي لژ مورد بررسي قرار مي گرفت.13 سوال بود که بايد اين مفتش ها در باره اين سوال ها بررسي مي کردند. وقتي اين برگه هاي تحقيق کامل مي شدند به فرانسه فرستاده مي شد که آنجا هم تاييد کنند.اين 121 نفر عضويتشان در ايران و فرانسه تاييد شده است.

 

9 نفر ديگر چگونه بوده اند؟

9 نفر ديگر کساني هستند که اينها در مرحله معرفي مانده اند.يعني افرادي هستند که توسط فلان شخص عضو به لژ معرفي شده اند.اينها درخواست عضويت داده اند ولي عضويت شان رسما تاييد نشده است.

 

دليل عدم قبول عضويت شان چه بوده است؟

به خاطر اينکه کار لژ در ايران تمام شده،يا لژ تاييد نکرده يا مفتشان آنها را تاييد نکرده اند و ... بنابراين کساني هستند که در کش و قوس عضو شدن قرار داشته اند. البته پرونده هايي براي اينها وجود دارد ولي رسما عضويتشان تاييد نشده است.لذا مي توان گفت اينها اعضايي هستند که در مرحله مقدماتي مانده اند. شايد هم  تاييد  شده اند ولي اسناد اينها به دست ما نرسيده است.چون دقيقا هر کسي که عضويتش تاييد مي شد يک سوگند نامه داشتند در يک صفحه که بايد اين سوگند نامه را امضا مي کردند ولي اينها اين سوگند نامه را هم ندارند. هشت ، نه نفر ديگر هم هستند که تنها به لژ معرفي شده اند.مثلا فلان کس اينها را معرفي کرده است.معروفترين اينها سيد ضيا طباطبايي است يا سيد محمد امامي که زماني امام جمعه تهران بود.اسناد اين دسته افراد تنها همان معرفي نامه ها است.بنابراين به اين 9 نفر را که در مرحله مقدماتي مانده اند به اضافه کساني که معرفي شده اند در جلد 5 پرداخته ام.جمعا  حدود 19 نفر مي شوند.

 

نمي شد عکس اين افراد آورده شود؟

براي همگي اين افراد عکس وجود نداشت.حتي در مورد برخي از اين افراد ما اطلاعات نداشتيم.براي بعضي هم مجبور شديم که از داخل خود اسناد اطلاعات شان را بياوريم.مخصوصا افرادي که خارجي بودند.چون 17 نفر از اعضاي لژ خارجي بودند.تبعه فرانسه يا بلژيکي بودند.

 

بيشتر فعاليت اين ها حول مسائل سياسي بوده است؟

انگيزه اصلي تشکيل لژ در ايران فعاليت هاي سياسي بوده است.چرا که دقيقا بعد از پيروزي انقلاب مشروطه در ايران اين لژ تاسيس شد.خود اين مي تواند دليلي باشد که اينها بيشتر فعاليت شان سياسي بوده است.البته من تاکيد مي کنم و در يک مقاله هم نوشتم که لژ بيداري ايران بحثش با جنبش هاي فرماسونري که در دوره پهلوي در ايران فعاليت داشته اند متفاوت است.در اين لژ افراد بسيار وطن پرست و ايران دوست و ملي گرا بوده اند.چون عموما  وقتي درباره فرماسونري در ايران بحث مي شود فکر مي شود که اينها همگي بيگانه پرست و غرب زده هستند. در لژ بيداري ايران افرادي عضويت داشته اند که وطن پرست بوده اند و خيلي براي اين کشور کار کرده اند.مثلا فردي مثل دهخدا را ما نمي توانيم بگوييم خائن بوده است.يا فردي مثل سيد محمد طباطبايي که يک روحاني بوده نمي توان گفت خودباخته بوده است.اما فضايي که آن دوره ايجاد کرده بود و فضايي پيشرفت و ترفي خواهانه آن دوران باعث شده بود که اينها به عضويت لژ در بيايند.

 

در اين اسناد به اهداف استعماري اين جنبش ها هم اشاره شده است؟

ما نمي توانيم سندي را ارائه دهيم که نشان دهد که فرماسونري در ايران اين فعاليت ها را انجام مي داده است و همه اين فعاليت ها پنهاني بوده است.چون اساس فرماسونري در فعاليت پنهاني است.اما در برنامه اي که اين انجمن داشته آزادي،برابري،نوع دوستي و پيشرفت و ترقي خواهي و ... بوده  است. منتها يکي از قوانين لژ اين بوده که اعضاي لژ نبايد هيچ تعصب مذهبي داشته باشند.

 

 

يكشنبه 19 دی 1389 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری