شنبه 4 خرداد 1398 - 17:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

كافه خنده(مجموعه نثر طنز)

 

كافه خنده(مجموعه نثر طنز)

علي رضا لبش

سوره مهر، 1389

شابك: 9-984-506-964-978

قيمت: 2900 تومان

 

وسعت مطالعه ودانش امتياز بزرگي براي هر هنرمند و از جمله طنزنويسان است، علي رضا لبش نويسنده كتاب كافه خنده نيز دامنه مطالعات وسيعي دارد. نويسنده در اين اثر نظريات علمي، مانند نظريه نيوتن و مباحث فلسفي را در معرض رويكرد خود به طنز، يعني طنز اجتماعي درآورده است. وي همچنين به قصه هاي رايج در فرهنگ عامه نيز توجه دارد و مي توان از باب مثال داستان «آدمي كه بختش خوابيده بود...» را نمونه آورد.

دامنه وسيع مطالعه به نويسنده اين مجموعه آن مايه از دليري را داده است تا اصلاً‌ و اساساً كار تازه اي انجام دهد، يعني بينشي كهن در مسائل زندگي آشفته جديد وارد و مطرح كند.

محمدعلي علومي درباره وي چنين مي گويد: «عليرضا لبش ظرفيتهاي زيادي دارد، چون طنز ظرفيتهاي زيادي دارد. لبش وارد مباحثي مي شود كه ديگران جرئت ورود به آن بحث ها و مباحث (مانند مباحث فلسفي) را ندارند.  به گمان من ايشان يكي از نقاط اميدواري طنزنويسي ايران است.»

كتابي كه قصد معرفي آن را داريم برگزيده جشنواره سراسري طنز مكتوب و همچنين برگزيده جشنواره سراسري طنز تهران مي باشد.

كتاب شامل 71 طنز مي باشد كه از جمله آنها مي توان به عناويني همچون؛يك گفتگوي كاملاً ساختگي، خاطرات پينوكيو، خاطرات كبري، كافه طنز، نامه به اديسون، نامه به نيوتن، چگونه بازيگر شويد، شيو در كليسا، شرط ازدواج، كاپ اخلاق، مسكن فايده عشق، بيداري، پولك، طعم آخر، همسايه ، عدالت و ... اشاره كرد.

داستان خاطرات پينوكيو به طرزي موجز و مختصر طرح اصلي از زندگي و ماجراهاي پينوكيو را در تضاد با باورها و ارزشهاي رايج جامعه معاصر بيان مي كند. در اين داستان پينوكيو به پدر ژپتو اصرار مي كند كه اجازه بدهد او برود مبل و صندلي شود زيرا الان هركسي هم كه واقعاً‌دكتر است از ترس تهمت تقلبي بودن مدركش انكار مي كند! و يا وقتي پينوكيو گرفتار گربه نره و روباه مكار مي شود مي‌خوانيم: «گفتند راهي مي شناسيم كه يك شبه پولدار شوي، پينوكيو گفت: دوباره گلدكوئيست؟»

محمدعلي علومي مي گويد: ... باز هم به باور نگارنده امتياز بزرگي است كه طنزنويس بتواند هرموضوعي را در معرض بينش و بيان طنز درآورد. «تصميم كبري» درسي بود در دوره دبستان كه همه ما خاطره اي به اصطلاح نوستالژيك از آن درس و از آن دوران داريم. كبري فراموش مي كند كه كتابش را از حياط بردارد و بعد ... اما همين موضوع فراموشي باعث مي شود در داستان جذاب خاطرات كبري با طنزي پنهان، ظريف در پرداخت و غمناك در بينش مواجه شويم. در قسمتي از داستان مي خوانيم:

«امروز جواني به خواستگاري ام آمد. وضع مالي اش خوب بود. با او ازدواج كردم. البته فراموش كرده بودم كه به سه نفر ديگر هم قول ازدواج داده بودم. هرچند وضع مالي آنها زياد خوب نبود. شب عروسي به شوهرم گفتم او هم بايد فراموش كردن را ياد بگيرد؛ ‌مثلاً‌خانواده اش را فراموش كند؛ آرامش رافراموش كند؛ پولهايش را فراموش كند و از همه مهمتر دادزدن، اعتراض كردن، غرغركردن را هم بايد فراموش كند. البته فقط يك چيز را نبايد فراموش كند و آن هم چشم گفتن است.»

همانطور كه پيشتر به آن اشاره شد نويسنده به قصه هاي رايج در فرهنگ عامه نيز توجه دارد و از جمله آن مي توان به داستان آدمي كه بختش خوابيده بود يا نويسنده سوژه يابش را گم كرده است اشاره كرد كه بينش اصلي داستان برگرفته از قصه اي در فرهنگ مردم است كه نويسنده به طرزي هوشمندانه و جالب توجه فضاهاي كهن و روستايي را وارد زندگي معاصر و جديد كرده است. چنانچه در قسمتي از داستان مي خوانيم: «... اينجوري كه نمي شود دست روي دست بگذارم و بنشينم. بايد بروم و بختم را بيدار كنم. پاشد راه افتاد. پايش را كه از خانه بيرون گذاشت توي آسانسور آپارتمان گير افتاد و بعد از كلي دادو بيداد طنزنويسي كه همسايه اش بود به فريادش رسيدو از آسانسور درش آورد. گفت: اي بدپيشاني! تو كه هميشه توي اين آسانسور گير مي افتي، بيا و از پله ها رفت و آمد كن! حالا كجا مي روي؟

مرد گفت: مي روم بختم را بيدار كنم...»

 

 

يكشنبه 12 دی 1389 - 11:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری