شنبه 28 مرداد 1396 - 17:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

فتنه گران اصول اساسي انقلاب را هدف گرفته بودند

 

رئيس سازمان تبليغات اسلامي تاکيد کرد: اتاق فکر مرکزي در هدايت طرح فتنه 88نقش داشته است. حال اگر يک آدمي در داخل نمي فهمد عروسک خيمه شب بازي غرب مي‌شود برود خودش را اصلاح كند، ولي همه فهميدند که صحنه را آرايش کرده اند.

 

 

*  در ابتدا به عنوان سوال آغازين اگر از حادثه تلخ عاشوراي سال گذشته خاطره اي در ذهن داريد بفرماييد.

- حجت الاسلام خاموشي: من در عزاداري سنتي خانه پدري بودم، حدود ساعت 10 صبح به بازار رفتم، در بازار با من تماس تلفني برقرار کرده و گفتند به سازمان تبليغات استان تهران حمله شده است من خودم را سريعاً به مکان سازمان تبليغات استان تهران که مقابل بيمارستان طرفه است رساندم. من به اين خاطر از اين نقطه آغاز کردم زيرا شبکه‌هاي بيگانه تصوير حمله اغتشاشگران را به عکس مقام معظم رهبري با لوگوي سازمان تبليغات اسلامي بيش از 60 بار نشان دادند. مفهوم اين براي ما خيلي روشن است. مفهومش اين است که از آنجايي که سازمان تبليغات تشکل‌هاي ديني و هيئات را سازماندهي مي‌کند، مورد هدف دشمن است و سازمان در نگاه دشمن سازمانده هيئت‌هاي ديني است.

* علت توجه ويژه فتنه‌گران به نمادهاي مذهبي و هيئات عاشورايي را در چه مي‌دانيد؟

- به نظرم هيئت هاي حسيني نهادي هستند که نقش تعيين کننده اي در انقلاب و تداوم آن داشتند و به طور طبيعي بايد دشمن به اين مراکز مهم مي‌تاخت و من اين را دور نمي ديدم. يادم است هنگامي که انفجاري در هيئت رهپويان وصال شيراز صورت گرفت آن اوايل در اين که اين انفجار ناشي از وجوداسلحه هاي باقيمانده  نمايشگاه نظامي که در آنجا برقرار بوده يا بمب انفجاري دشمن است با من تماس گرفته شد که من گفتم با تحليلي که من به آن معتقدم، اينها به هيئات مذهبي حمله مي‌کنند. دشمن بايد با آنها مقابله کند زيرا  آن ها نيز در تحليل هاي خود به اين نکته واضح رسيده اند که دشمن اصلي آن ها همين کانون‌هاست.

بعد از مدتي ثابت شد که اين توطئه را دشمن از خارج مرزها سازماندهي کرده است. اگر حمله هاي اين‌چنيني را در چابهار مشاهده مي‌کنيم که در تاسوعا رخ داد و نمونه نظام يافته آن را در سال گذشته ما ديديم که به پرچم هيئات مذهبي حمله کردند، خيمه آتش زدند، مسجد آتش زدند و و قرآن را آتش زدند و همين هيئتي‌ها از هيئت بيرون مي‌ريزند و با آنها مقابله مي‌کنند. آنجا که من رفتم ديدم نگهبان سازمان مي‌گفت فتنه‌گران آمدند و مستقيم رفتند و به عکس آقا اهانت کردند و به اسم آرم سازمان، و غرض ديگري نداشتند و بر اساس يک توطئه از پيش تعيين شده دوربين ها با فاصله چند ده متر از زاويه‌هاي مختلف عکسبرداري کردند و آن را پخش کردند. اين نکته اي بود که در آن لحظه آغاز شد و بعد هم با بقيه مردم بوديم در صحنه تا روز 9 دي.

* به راهپيمايي نهم دي ماه اشاره کرديد، ارزيابي شما از طيف‌هاي شرکت کننده در اين راهپيمايي چيست؟

- 9 دي به نظر من به هيچ سازماني متعلق نبوده و هيچ کس نمي تواند مدعي شود که من اين کار را انجام دادم. در اين حماسه در واقع همه سازمانها در تبعيت مردم بودند. در معناي اعلاي کلمه بيعت امت با امام مطرح بود.  در اين جا هم همين تشکل هايي که اهل تبعيت هستند اطاعتشان از فقيه جامع الشرايط سبب بقاي آنها شده است. در حماسه نهم ديماه هم اطاعت مردم از رهبري و امام راحل سبب پيروزي ديگري شد. در دفاع مقدس هم مردم بر مبناي همين سيره، جانانه از کيان دين و وطن دفاع کردند و با تمام جهان مقابله کردند. در روزهاي قبل از جنگ که بحث اقليمي و قومي را مطرح مي‌کردند همين تشكل‌ها در مقابل آنها ايستادند. بعد از رحلت امام راحل آن تشييع پيکر شکوهمند را برگزار کردند و خداحافظي جانانه‌اي را با امام راحل داشتند. 9 دي هم يک پيام دارد که در آينده هم اگر چنين اتفاقي رخ بدهد همين مردم پرشکوه‌تر جواب آنها را مي‌دهند. مردم ايران شيعه مطيع هستند. شيعه يعني اطاعت از ولي فقيه. مردم در 9 دي آمدند و اطاعت از ولي فقيه را به جهان نشان دادند. 

* در صحبت هايتان دائماً بر نقش مردم اشاره مي‌کنيد، اما کارنامه نخبگان را در اين رويداد چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

- رهبري بارها ناراحتي خود را از عملکرد نخبگان ابراز داشتند و گفتند: "چه کنم که نخبگان صحنه‌آرايي دشمن را نمي بينند، چرا صحنه آشفته را مشاهده نمي کنند، چرا آرايش دشمن را نمي بينند؟ مردم گفتند که ما لبيک مي‌گوييم و مي‌بينيم و ما به ديد رهبري که تيزبين و عميق است اعتماد داريم. آمدند در صحنه و همچون سيلي همه چيز را شستند و رفتند.

سخنان مقام معظم رهبري در در چند نوبت بعد از انتخابات دهم تعيين کننده و شاخص است. آن زمان که فرمودند اگر اعتراضي داريد از طرق قانوني پيگيري کنيد هر کسي که آمد به صحنه فتنه‌گر بود چون با شاخصه رهبري همخواني نداشت. ما نمي توانيم چند شاخص متفاوت داشته باشيم. فصل الخطاب همه صحنه هاي سياسي بايد يک قول باشد و آن قول ولي فقيه است و به اين معيار در مقابل ما نيز محاجّه مي‌کرد، يعني اگر ولي فقيه امري داشت بايد اطاعت کرد. اينها ديگر از رقابت انتخاباتي پا را فراتر گذاشته بودند و شعار تغيير قانون اساسي شعار عادي آنان بود، ولي وقتي آمدند بر عليه اصل ولايت فقيه شعار دادند معلوم است که با اصل نظام و راه امام مخالف هستند. آنها از روز اول که آمدند اساساً با تئوري و شکل نظام ما و ساختاري که امام به عنوان يک نعمت در نگاه کساني که در طول تاريخ رنج ديده بودند به ارمغان گذاشت و تئوريي که مهمترين تئوري سياسي امام بود ابتناي حکومت اسلامي بر اساس ولايت فقيه است و رأي ولي رأي اول است اينها با آن مخالفت داشتند، يعني مرجعيت ولي را قبول نداشتند.

* بنابراين شما معتقديد که گروه هاي معترض با ادامه لجوجانه اعتراض خود صف خود را از نيروهاي درون انقلاب جدا کردند؟

- دقت کنيد! ابتدا رهبري جذب حداکثري و دفع حداقلي را مورد تاکيد قرار دادند. يعني آن کساني که جبهه دشمن را نشناختند بايد صفشان را جدا کنند. ديديم که تعداد زيادي صف خود را جدا کردند. آن عده قليلي که ماندند، روز قدس در ماه رمضان مي‌آيند و روزه مي‌خورند و نمي گذارند کسي نماز بخواند. اين صحنه‌ها يکي دوبار اتفاق نيفتاد. بعد اين آقايان مي‌آيند مرزهاي عقيدتي جمهوري اسلامي و نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران را که کسي نمي تواند به آن دست بزند، يعني  بحث آزادي فلسطين و بحث دفاع از مظلومان جهان را زير پا مي‌گذارند و مي‌گويند از آرمانت صرف نظر کن و مشغول داخل مرزهاي خودت باش. در حالي که هويت ما بستگي به حمايت ما از مظلومين جهان دارد، در غير اين صورت انقلاب اسلامي مفهومي ندارد. يکي از مولفه هاي اصلي انقلاب اسلامي استکبار ستيزي است. جمهوري اسلامي مدعي دفاع از مظلومين و محرومين در سراسر جهان است و مي‌خواهد جلوي دروغ پردازي‌هاي رسانه‌هاي بيگانه را با حرف‌هاي صادقانه در سطح جهان بگيرد.

* اين در حالي بود که طرفداران اين کانديدها از اساس با اصول نظام مخالف بودند و به صراحت عليه آنها شعار مي‌دادند.

- اينها با اصول نظام به طور کامل مخالفت داشتند و تمام اين شعارها در آن روزها مشاهده مي‌شد. اين شعارها حتماً اتاق فکر داشته است و نمي‌توانيم بگوييم که اين شعارها به يکباره و خلق‌الساعه از ميان جمعي برخاسته است.

* به نظر شما آينده اين جريان چه خواهد بود و چه سرنوشتي خواهد داشت؟

- به نظر مي‌رسد قوه قضائيه بايد به پرونده رؤساي اين فتنه به طور جدي رسيدگي کند و نبايد از کنار قضيه بگذرد. زيرا بالاخره تاريخ تعيين خواهد کرد که چه کساني پا را فراتر گذاشتند. انتخابات رياست جمهوري يک زماني تمام مي‌شود و در سراسر جهان اين اتفاق بوجود مي‌آيد که يك كانديدا برنده است و هر کسي که بازنده است به آن برنده تبريک مي‌گويد و مي‌رود کنار. حداقل نظام دموکراسي غربي همين را مي‌گويد ولي اين نمي شود که بيايند و بگويند مراکز قانوني تماماً تقلب کرده اند و ما برنده هستيم. درصورتي که اينها خودشان در همين سيستم کار مي‌کرده‌اند. بايد از اين افراد پرسيد که اگر نام شما را اعلام مي‌کردند، انتخابات قانوني بود؟

ما در سايت تبيان يک نظرسنجي داشتيم. اين نظرسنجي نشان مي‌داد که در هيچ لحظه اي و در هيچ روزي در ماه آخر انتخابات شخص بازنده انتخابات جلوتر از آقاي احمدي‌نژاد نبود و فاصله ميان آنها معنادار بود. اتفاقاً آن نظرسنجي جدي با دامنه بيش از 40 هزار نفر کاملا مشخص کرده است كه وضعيت در سطوح استان‌هاي مختلف چگونه بوده است. اين اطلاع رساني را در آن ايام ما هم انجام مي‌‌داديم اما متاسفانه غرض‌هاي ديگري در كار بوده است والا اگر کسي رقابت انتخاباتي مي‌کند و رأي کم مي‌آورد مي‌آيد تبريک مي‌گويد و خود را براي آينده آماده مي‌کند. ولي اينها غرض اصلي‌شان چيز ديگري بود؛ همان غرضي که بحث رياست جمهوري فقط بهانه‌اي به شمار مي‌رفت. بحث مخالفت با اصل ولايت فقيه و آن نظريه بديع امام مطرح بوده است. البته اماراتي نيز مبني بر ارتباط با دشمن هست که وقتش برسد بيان خواهد شد.

* برخي معتقدند همه اين جريان ها از يک مکان و يک مرکز به طور کامل هماهنگ مي‌شد.

- اينها از ابتدا اتاق فکر مشترک داشتند و بعدها هم به شکل مشترک با هم عمل کردند. اتاق فکر مشترک به چه مفهوم؟ يعني همه در يک سو، در مقابل پيروز انتخابات و مفهوم راي ولي فقيه که مي‌گويد به راي مردم تمکين کنيد، ايستادند. حرف رهبري اين بود که راي مردم احترام دارد. فرقي بين يک شهروند کلانشهر و شهروند ايراني در اقصي نقاط کشور نيست. راي مردم در هر جايي محترم است و آن را پاس مي‌دارند. اينها آمدند و با اين مسئله مقابله کردند. حالا ديگر براي همه کاملاً معلوم است که اينها همه بهانه بوده و مي‌خواستند صحنه سياسي را برگردانند.

اتاق فکر مرکزي در هدايت اين طرح نقش داشته است. حال اگر يک آدمي در داخل نمي فهمد و عروسک خيمه شب بازي غرب مي‌شود خودش برود و خودش را اصلاح کند و الا همه فهميدند که صحنه را آنها آرايش کرده اند.

* همسويي با دشمن و هماهنگي با آن ها را چگونه نتيجه مي‌گيريد؟

- من شما را اشاره مي‌دهم به تمامي رسانه هاي بيگانه که يکصدا و يک آهنگ حرکت مي‌کردند در مقابل جبهه انقلاب و همه شعار هزيمت انقلاب را بيان مي‌کردند. داغ مي‌کردند و مردم را تشويق مي‌کردند كه در مقابل نيروهاي نظامي و انتظامي و در مقابل نيروهاي مردمي بايستند. در حالي که صحنه در جاي ديگر اينگونه نبود. امروز در انگلستان يک جريان دانشجويي را بر نمي‌تابند. دانشجو براي يک شهريه اضافه اعتراض دارد و مي‌گويد من نمي توانم اين را بپردازم و مسکن و قوت و درآمد ندارم اينها مي‌گويند ما کاري نداريم و در مقابل تمام مردم ايستاده‌اند و بعد مي‌آيند عکس جنايت هاي فتنه‌گران را مغلوبه ارايه مي‌دهند و از کتک خوردن يک آدم فيلم کذا درست مي‌کنند، همان فيلمي که جعلي بودنش ثابت مي‌شود، و خودشان مي‌آيند بعضي افراد را مي‌کشند و فيلمبرداري مي‌کنند و ارائه مي‌دهند. 

 * به نظر شما تمام اين اتهامات نبايد در دادگاه و از سوي قوه قضاييه بررسي شود؟ به عنوان يک مجتهد به نظر شما حکم چنين کاري چيست؟

-  من که خودم قاضي نيستم و بايد قضات بيايند و امارات و ادله را کامل کرده و بعد پرونده را متقن کنند تا مدعي‌العموم وارد صحنه شود. زيرا در اين جا شاکي خصوصي چندان مطرح نيست، گرچه شاکي خصوصي هم هست. ولي مهمترين نقش مدعي العموم همين است که به ماهيت مجرمانه اعمال خلاف قانون و شرع رسيدگي کند.

*قضاوت مردم را چگونه مي‌بينيد؟ قضاوت افکار عمومي در خصوص اين افراد چيست؟

- آنچه که من در نظر دارم اين است که افراد بايد مقداري دقت کنند. شايد کمي اشتباه در محاسباتشان است. فکر مي‌کنند که مردم آنها را قبول كرده‌اند و ايده هاي آنها پذيرفته شده است.

همين افراد متاسفانه هنوز فکر مي‌کنند جايگاهي نزد مردم دارند. درصورتي که مردم مطالبه محاکمه آنها را دارند. مشخص است که مردم هر کسي را که با شرعيات و عقايدشان و اعتقادات انقلابيشان و با باورهاي برگرفته از نظام اسلاميشان مقابله کند با او مقابله مي‌کنند.

در همين انقلاب مردم شعار مي‌دادند "بني صدر؛ صد در صد" بعد از مدتي گفتند: "بني صدر بني صدر؛ راي ما را پس بده". همين مردم مي‌گفتند" درود هر آزاده؛ بر صادق قطب‌زاده" بعد از مدتي که اين جاسوس اعدام شد، يک نفر زير جنازه اين آدم را نگرفت.

اين اتفاق‌ها در همين انقلاب رخ داد. مگر ما در اين انقلاب از اين صحنه ها کم ديده ايم؟ اولاً در نظامات اجتماعي و سياسي اگر ميدان باز باشد براي افراد توانمند اتفاقات بسيار خوبي مي‌افتد. نسبت به دولت نهم و دهم و نسبت به دولت هاي گذشته در ميزان کارهاي عمراني و علمي و پيشرفت تکنيکي، پيشرفت هاي بسياري را شاهد هستيم. همين دولت ها بايد دولتشان را به افراد توانمند تر از خود تحويل دهند و الا استمرار هميشگي در يک آدم مورد بحث نيست. آنچه که معيار مي‌ماند اصول است، اصول و شاخصه ها است. در اين اتفاقي که در انتخابات دهم افتاد به طور طبيعي مردم يك پيروزي در آزمايش بزرگ الهي در تبعيت از ولي فقيه نشان دادند. در تاريخ اسلام مي‌بينيم که تمامي ائمه اطهار به دست مسلمين کشته شده‌اند. توطئه‌هاي خارجي ممکن است وجود داشته باشد ولي ائمه به دست مسلمين کشته شدند. مگر به امام حسين(ع) خارجي نگفتند!؟ خارجي يعني خروج بر والي به حق. بايد بحث صلح امام حسن(ع) را پيگيري کنيم. بايد ببينيم آيا يزيد والي حق بوده است يا نه؟! با اين شعار امام حسين و يارانش را شهيد مي‌کنند. آن اطاعت محضي که بايد اتفاق بيفتد اگر انجام مي‌شد يزيد و يزيديان در تاريخ نبودند.  و بحمدالله اين اتفاق در جمهوري اسلامي نيفتاد.

قواي مختلف بايد به صحنه نگاه کنند. مردم مطالبه دارند. بايد به مطالبه مردم پاسخ دهند. پاسخ به مطالبه به حق مردم جبهه آينده را روشن مي‌کند. اگر يک انساني اين همه فتنه کند و آزادانه هر کاري خواست انجام دهد و فردا هم مدعي حضور در صحنه دموکراتيک شود که اصلاً معنا ندارد. اينها اصلا از کفايت سياسي افتاده اند.

اينها هيچ‌کدام حق ورود در عرصه سياسي را ندارند و اين مي‌تواند براي قوه قضاييه يکي از احکام جدي باشد: عدم ورود اين عناصر در فعاليت سياسي. چون کسي که مي‌خواهد اصل نظام را زير سئوال ببرد در اين نظام مي‌خواهد چه نقشي ايفا کند؟

 

 

 

چهارشنبه 8 دی 1389 - 13:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری