سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 13:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

داود خسروي

 

حکايت زائران کربلا

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «عصر روز دهم» ( ساخته مجتبي راعي)

مجتبي راعي(نويسنده و کارگردان) متولد 13 اسفند ماه 1336 در اصفهان است. او در سال 1367 از دانشگاه سينما و تئاتر دانشگاه هنر در رشته کارگرداني سينما فارغ التحصيل شد.

شروع فعاليت هنري راعي در سال 1358 و همراه با بازي در نمايش «استثنا ء و قاعده» در اصفهان بود. او فعاليت خود را به عنوان فيلمساز با همکاري محمد رضاشرف الدين در جبهه هاي جنگ آغاز کرد. راعي نخستين فيلم بلندش، «انسان و اسلحه»( که آن را به عنوان پايان نامه تحصيلي اش ارائه داد. ) رادر سال1367 ساخت. «عصر روز دهم» دهمين فيلم مجتبي راعي است.

پروژه توليد«عصر روز دهم» به پيش از مرگ نابه هنگام زنده ياد رسول ملاقلي پور برمي گردد، داستاني که او قرار بود روايت کند اما پيش از آغاز، ناتمام ماند. منوچهر محمدي( تهيه کننده فيلم ) در گفتگو با ماهنامه فيلم در اين باره گفت:« مرحوم ملاقلي پور طرح اوليه اي نوشته بود که چندان با فضاي امروز عراق نسبتي نداشت. به همين دليل در سفري به عراق همراه او، در ارکان قصه تجديد نظر شد. آن جا فهميديم که نوشتن متني متفاوت و قابل توليد، نيازمند تحقيقات مفصل تري است. اين مسئله نيز وجود داشت که تاسوعا و عاشورا تمام شده و روزهاي اربعين نزديک بود. به همين دليل قرار شد فيلم برداري چند صحنه مربوط به اربعين را با شتاب بسيار، طراحي و اجرا کنيم که چند روز پيش از نهايي شدن مقدمات، ايشان فوت کرد.»

محمدي درباره هدف از ساخت« عصر روز دهم » در گفتگو با صنعت سينما گفت: «عصر روز دهم با رويکردي تازه در عرصه سينماي دفاع مقدس، تلاش دارد عناصر اعتقادي و ديني دو ملت ايران و عراق را با محوريت خاندان اهل بيت و بالاخص واقعه عظيم عاشورا به گونه اي تصوير کند تا سرفصل تازه اي در ايجاد پيوند ديني و فرهنگي بين دو ملت باشد. »

محمدي درباره شرايط سخت ساخت فيلم در عراق گفت: «شرايط بحراني عراق و اينکه در حال حاضر يکي از نا امن ترين کشورهاي جهان محسوب مي شود، و از طرفي ايام محرم هم بود، شرايط سخت و دشواري را پديد مي آورد، از همان قدمهاي اول و گرفتن ويزا تا اعزام گروه. طبعا سايه نگراني از وضعيت امنيتي که ممکن بود منجر به فاجعه اي شود، بر کل گروه سنگيني مي کرد. در عين تامين ابزار و امکانات، بايد روحيه افراد گروه را هم حفظ و تقويت مي کرديم.»

 مجتبي راعي(کارگردان فيلم) درباره چگونگي پذيرش کارگرداني فيلم گفت:«ماه رمضان سال گذشته بود که منوچهر محمدي پيشنهاد  کارگرداني اين فيلم را مطرح کرد. از او خواستم خلاصه دوخطي طرحي را که با رسول ملاقلي پور در ميان گذاشته بود برايم تعريف کند. من هم به شرط نخواندن فيلمنامه ملاقلي پور، همان ايده اصلي را که عبارت از جستجوي خواهري براي يافتن خواهرش در عراق است، گرفتم و فيلمنامه خودم را نوشتم. به اين ترتيب، فيلمي  که راعي با نام عصر روز دهم ساخته، جز همان ايده دوخطي که متعلق به منوچهر محمدي است، هيچ وجه مشترکي با فيلمنامه زنده ياد ملاقلي پور ندارد. »

 راعي درباره چگونگي انتخاب عوامل فيلم گفت: «در زمان حيات آقاي ملاقلي پور، با شاپور پور امين، گلشيفته فراهاني و به طور کلي خيلي از عوامل ميم مثل مادر صحبت شده بود و قرار بود با آنها اين کار را بسازند. به علت تغييرات فيلمنامه و اينکه فيلمنامه ديگري شد، ديگر عملا نمي شد که همه آنها بيايند. بنابراين از عوامل جديدي استفاده کرديم و بعضي از عوامل فني انتخاب شده قبلي را  هم در کار داريم. براي انتخاب بازيگران به هر حال فکر کرديم چه کسي مي تواند به نقش نزديک باشد و در وهله دوم، نه در اين کار که در همه کارها به اين شکل است که چه کسي مي تواند خودش را با توان مالي فيلم هماهنگ کند. در مجموع از گروهي که داشتم کاملا راضيم. ضمن اينکه چند بازيگر عراقي هم انتخاب کرديم که به نظرم آنها هم خوب هستند. بعضي از عراقيها را از تاتر کشورشان و تعدادي را هم  که در ايران زندگي مي کنند، در همينجا پسنديديم. ترجيحم اين بود که به زبان فارسي مسلط نباشند. من با حسن روح پروري ( طراح صحنه و لباس ) در سفر به هيدالو کار کرده بودم و او براي آن کار کانديد هم شده بود و به نظر من هم در آن کار و هم در عصر روز دهم فوق العاده کار کرد. در اين فيلم بايد جاهايي را مي ساختيم و ترکيب مي کرديم با مکانهاي واقعي عراق که کسي متوجه ساخته شدن آن نشود و به نظرم روح پروري بسيار خوب از عهده کار بر آمده است. »

راعي در مورد دليل ساخت اين فيلم مي گويد:« فيلمي ساخته شده است به نام «هدف، خبرنگار» که در آن گفته مي شود بيشترين تعداد خبرنگاران در جنگ آمريکا و عراق کشته شده اند. يعني در اين همه جنگ در تاريخ بشريت اين تعداد خبرنگار کشته نشده اند. ضمن اينکه در آن فيلم از عراق تصويري ارايه مي شود که مردم آنجا هميشه در ميان خون و جنگ زندگي کرده اند. در واقع فيلم ما پاسخي به آن فيلم است. در اين فيلم حدود 80 درصد کار در فضاي خارجي گرفته شده و بيشتر محلها واقعي است و ما فقط اجازه مي گرفتيم چند ساعتي در آنجا کار مي کرديم و شرايط کوچه و بازار و زندگي مردم هم تقريبا طبيعي بود.»

راعي در مورد کارگرداني اثر هم گفت:« من در کارگرداني هم بايد يک داستان ملودرام را مي گفتم که دختري به دنبال خواهرگمشده اش است وهم بايد يک فيلم کاملا واقع گرايانه در مورد زندگي مردم وفضاي عراق مي ساختم. در کارگرداني سعي کردم اين ها را ترکيب کنم که تماشاگر هم داستان را دنبال کند و هم با فضا و زندگي مردم عراق آشنا شود. سعي نکرديم فيلمي در ايران بگيريم و چند تابلوي عراقي و چند نفر چفيه دار را نشان بدهيم و بگوييم اين جا عراق است. سعي کردم تماشاگر فضاي واقعي کوچه و خيابان ها و زندگي واقعي مردم عراق را ببينند. سعي کرديم داستان را از کار در آوريم. اميدوارم فيلم ديده شود و مورد پسند قرار گيرد. »

فيلمبردار و صدابردار اين فيلم جزو کساني بودند که براساس قراردادشان از پروژه قبلي(پروژه رسول ملاقلي پور) گروه را همراهي کردند. برخي از صحنه هاي فيلم به دليل شرايط خاص عراق در ايران فيلمبرداري شد بخشي از اين صحنه ها مربوط به وقايع داخل بيمارستان هستند. راعي در اين باره مي گويد: «هنگام مراجعه به بيمارستان براي فيلمبرداري به ما گفتند که ما هميشه در آماده باش هستيم و چنان چه هر لحظه برايمان مجروح بياورند ناچاريم فيلمبرداري شما را متوقف کنيم و ما هم نمي توانستيم بدون هيچ برنامه اي خود را در معرض چنين ريسکي قرار دهيم.»

به اين ترتيب اين صحنه ها در تهران کار شد و صحنه هاي پست بازرسي آمريکايي ها، به دليل آنکه در عراق استفاده از سلاح امکان پذير نبود، در مناطقي از آبادان، خرمشهر و شادگان بازسازي شد.

 راعي يکي از مهم ترين ويژگي هاي فيلمش را طراحي صحنه مي داند و مي گويد: «حسن روح پروري در بسياري از لوکيشن هاي(مکان هاي فيلمبرداري) خارجي ناچار بود به گونه اي عمل کند که چيزهايي از عناصر و بافت و معماري صحنه را بپوشاند و اين کار را باچيزهاي ديگري انجام دهد که به هماهنگي و بافت کل لوکيشن لطمه نزند. راعي به عنوان يکي ديگر از ويژگي هاي طراحي صحنه عصر روز دهم، به هماهنگي ميان لوکيشن هاي عراق و ايران اشاره مي کند و معتقد است کم تر مخاطبي مي تواند صحنه هاي ايران و عراق را از يکديگر تفکيک کند.»

حسن روح پروري(طراح صحنه و لباس)  در مورد حضورش در عصر روز دهم، مي گويد: «حسن کار با آقاي راعي اين است که فيلمنامه هايي که ايشان مي نويسند به طراح اجازه کار و فکر  مي دهد و خلاقيت طراح مي تواند، نمود پيدا کند. فضايي که ايشان مي نويسند و تصوير مي کنند، داراي ايده طراحي است. من خيلي خوشحالم که در سفر به هيدالو در خدمتشان بودم و به ايشان گفتم که مي بالم به اين دعوت. چون اگر ايشان از کارم راضي نبودند من را براي اين کار دعوت نمي کردند. خيلي خشنود و خوشحالم که در عصر روز دهم  هم حضور داشتم. »

روح پروري در مورد فضاي کار و امکانات آن گفت: « فضاي کار متفاوت بود. بخش هايي در عراق فيلمبرداري مي شد و بخش هايي را هم بايد در ايران بازسازي مي کرديم. اين موضوع به خودي خود ايجاد انگيزه مي کرد. ضمنا نقطه نظراتي که آقاي راعي داشتند نسبت به رنگ و جزييات لباس، انگيزه ام را براي خلاقيت بيشتر مي کرد. تهيه کننده دستمان را باز گذاشته بود و خوشبختانه از لحاظ ايده، طراحي و اجرا، پشتيباني گروه توليد و تهيه کننده را داشتيم و مشکلي از لحاظ اجرا نداشتيم. هر آنچه مي خواستيم در اين پروژه انجام داديم. چيزي نبود که در حد ايده مسکوت باقي بماند. انصافا دستمان خيلي باز بود. »

روح پروري درباره فيلمبرداري در عراق گفت: « براي بازبيني لوکيشن، يک سفر ده روزه به عراق داشتيم. پس از بازگشت تهيه کننده در حال پيگيري کارهاي اداري بود تا در عراق کار کنيم. ايشان گفتند شايد به خاطر فضاي سياسي عراق نتوانيم به صورت کامل در عراق فيلمبرداري کنيم، به خاطر همين به فکر بازسازي بخش هايي از عراق در ايران افتاديم. براي اين منظور من به شهرهاي مختلفي از جمله شوشتر، دزفول، انديمشک، سوسنگرد، اهواز، آبادان، جزيره مينو، خرمشهر و... رفتم. قسمت اول کارمان در بين الحرمين بود. اين را مطمئن بوديم که سه تا پنج روزدر بين الحرمين کار داريم. بعدش را مطمئن نبوديم دولت عراق به ما اجازه کار بدهد. براي همين لوکيشن هايي را در دزفول و شوشتر و آبادان و جزيره مينو و سوسنگرد به عنوان جايگزين انتخاب کرده بوديم. بخش هاي اعظمي را در عراق کار کرديم. بالاجبار بخش هاي مربوط به ارتش آمريکا و انفجارهايي که داشتيم را ناگزير به خاطر فضاي سياسي عراق مجبور بوديم در ايران بازسازي کنيم. تنها مشکلم لباس و ادوات نظامي ارتش آمريکا بود. حدود صد ساعت تحقيقات از اينترنت داشتم که منجر به طراحي لباس، آرم، علائم و ادوات جنگي مثل تانک و نفربر و جيپ شد. اين لباس ها، ادوات و لوازم را از ارتش گرفتيم و روي آنها تغييراتي ايجاد شد که شبيه لوازم و وسايل آمريکايي ها شود.»

بسياري از نيروگاه هاي برق عراق در جريان حمله به اين کشور آسيب ديد به همين دليل عراق با کمبود برق روبروست. از همين رو استفاده از موتورهاي برق يکي از روش هاي معمول است و اين کار هر صدابرداري را مشکل مي کند. راعي يکي ديگر از ويژگي هاي فيلمش را صدابرداري در چنين شرايطي مي داند که امکان کنترل صداي موتور هاي برق وجود نداشته، اما با تلاش مهران ملکوتي به حاصل مطلوبي انجاميده است. اين صداها در دست هاي امير حسين قاسمي به عنوان صداگذار فيلم، تکميل شده اند.

با توجه به اينکه براي فيلم هاي داستاني در عراق اجازه فيلمبرداري از اماکن مقدس داده نمي شود، گروه ناچار به شکل مستند از داخل برخي حرم ها تصوير گرفت و سپس اين تصوير ها به کمک جلوه هاي ديجيتالي با تصوير بازيگران ترکيب شد. به عقيده راعي يکي ديگر از اتفاقات مهمي که براي اولين بار در تاريخ سينماي ايران در اين فيلم روي داده، استفاده از پرده سبز به شکل کاملا دقيق و فني، براي تروکاژ ديجيتالي فيلم(جلوه هاي ويژه) است.از ديگر کارهاي ديجيتالي فيلم، صحنه اي است که يک بمب گذار انتحاري خود را در ميان سربازان آمريکايي منفجر مي کندکه اين صحنه با کمک جلوه هاي ويژه ديجيتالي و استفاده از بيش از پنجاه لايه تصوير ايجاد شده است.

احمد مهرانفر که بازي خوبش را در «درباره الي»  به خاطر داريم درباره نقشش در عصر روز دهم در گفتگو با صنعت سينما، مي گويد: «نقش من يک پزشک متخصص نابغه است. اين شخصيت دچار يک جريان عاطفي مي شود که او را به جاهايي مي کشاند که نرفته و هيچ وقت هم دوست نداشته برود، اما بخاطر علاقه اش وارد کشوري مي شود که در حال جنگ است و ناآرام. او وارد جاهايي مي شود که با ايدئولوژي و فرهنگ او سنخيتي ندارد.»

مهرانفر در مورد تعامل با بازيگر مقابلش گفت:« به حال چيزي که در اين ارتباطات تعيين کننده است، فيلمنامه و کارگردان است. کارگردان با تمهيدات و بازيگرداني از بازيگرانش بازي مي گيرد و سعي مي کند به يکدستي در بازي ها دست پيدا کند. در اين فيلم کار آقاي راعي خيلي سخت بود، چون از يک طرف خانم توسلي، خانم رنگزن، خانم عبيسي و من را داشت و از طرف ديگر برخي نابازيگران را که براي اولين بار يا دومين بار جلوي دوربين مي رفتند و به خاطر لهجه عربي و مليتي که داشتند انتخاب شده بودند. در واقع هدايت آنها بسيار سخت بود، اما آقاي راعي به خوبي از عهده اش برآمدند.»

مهرانفر در پايان گفت: «من فکر مي کنم، بيش از هر گروهي، گروه توليد کارش سخت بود. قرار بود ده، پانزده روز در عراق باشيم، اماتقريبا دو ماه مانديم. وقتي اقامت ما درست شد، گروه توليد شروع کرد به کار. با خيلي از آدم ها بايد صحبت مي کردند، کساني که با سينما مخالفت داشتند و در فرهنگ خودشان آن را کار غير شرعي و نامشروع مي دانستند. اين خيلي سخت بود آنها را راضي کنند که با گروه راه بيايند و کمک کنند. حتي چند روزي به دليل اين شرايط تعطيلي داشتيم. در مجموع خيلي گروه توليد، ضربتي عمل کرد و ما در زمان معقولي برداشت بسيار مناسبي داشتيم.»

« مشخصات فيلم »

 فيلمنامه نويس و کارگردان: مجتبي راعي، تهيه کننده: منوچهر محمدي و بنياد سينمايي فارابي، فيلمبردار: شاپور پورامين، صدابردار: مهران ملکوتي، تدوينگر: حسن حسندوست، موسيقي: محمدرضا عليقلي، طراح صحنه و لباس: حسن روح پروري، چهره پرداز: مهري شيرازي، بازيگران: هانيه توسلي، احمد مهرانفر، آفرين عبيسي، سليمه رنگزن، حسين کهريزي، محمدرضا عقدايي، زمان: 108 دقيقه.

 

 

سه‌شنبه 7 دی 1389 - 15:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری