جمعه 9 آبان 1393 - 8:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

اصول مداحي

 

 

آهنگ و موسيقي ( تعاريف  و اصطلاحات )

موسيقي يکي از هنرهاي زيباست که از ابتداي خلقت در نهاد طبيعت مستور بوده است. آهنگ مرغان خوش نوا، ريزش آبشارها، لغزش آب جويباران و ... موسيقي ابتدايي بشر و اولين آموزگار انسان در آموختن اين هنر بوده است. ميل به موسيقي و آهنگ، کم و بيش در همه انسان‌ها وجود دارد. کمتر کسي را مي‌توان يافت که تاکنون از موسيقي لذت نبرده باشد يا زير لب اشعاري را زمزمه نكرده باشد، يا مجذوب صداي خوش و الحان زيباي آواز يا نغمه نشده باشد. با اين حال هدف از آموزش و يادگيري موسيقي  و الحان در مداحي استفاده از آهنگ‌هاي مناسب با اشعار و ارائه مطلوب اشعار و مطالب و افزايش اثرگذاري در مستمع و کوتاه کردن مسير در رسيدن به هدف نهايي مي‌باشد. به طوري که اگر مداح با انتخاب بهترين اشعار و مطالب و با آمادگي بالاي صدا از روي ناآشنايي شعر حماسي را در آهنگي غم‌انگيز وحزن آور  ارائه نمايد نمي‌تواند تلاش‌هايش را به نتيجه منجر نمايد و شايد هم نتيجه عکس بگيرد. در اين راستا استاد مسلم موسيقي ايران محمدرضا شجريان مي‌فرمايد: غزل، مرهون موسيقي آوازي است. يعني ماندگاري غزل در اذهان منوط به اجراي آن در آهنگي مناسب و مربوط مي‌باشد.  در اين مجال هدف ما ارائه و معرفي آهنگ ‌هاي کاربردي در مداحي‌ است که به عنوان بازوي حرکتي، مداح را در ارائه درست آموخته ها و اندوخته‌هايش ياري نمايد.

تعريف موسيقي:

حال ببينيم موسيقي چيست و چه تعريفي دارد. موسيقي صنعت ترکيب اصوات و صداهاست به طوري‌ که خوشايند باشد و سبب لذت سامعه، انبساط و انقلاب روح گردد. بنا به تعريف فوق،پايه و اساس موسيقي صوت يا صداست که بدون آن موسيقي به وجود نمي‌آيد. همانطور که اشاره شد موسيقي بايد خوشايند باشد و شنونده پس  از شنيدن آن احساس لذت و آرامش خيال نمايد که در غير اين صورت نمي‌توان نام موسيقي را بر آن صدا، ساز يا هر نوع ارتعاش ديگر نهاد.

در بخش اول آموزش موسيقي به بيان تعاريف ، اصطلاحات و واژه‌هاي متداول در موسيقي مي‌پردازيم که بيشتر با آنها سروکار خواهيم داشت اميد که مورد استفاده هنرجويان و مادحين گرامي قرار گيرد.

صداي موسيقي و غيرموسيقي: صداي موسيقي مانند صوت انساني است يا صداهايي که از آلات موسيقي حادث مي‌شود و صداي غيرموسيقي مثل صداي خش خش قلم يا زير پا ماندن برگ خشک درختان در پاييز است.

موسيقي عملي و نظري: موسيقي عملي عبارت از نواختن سازي يا خواندن آوازي است که به طور عملي تجربه مي‌شود. و موسيقي نظري شامل قواعدي است که بدان وسيله بتوانيم صداها و نوت‌ها را بنويسيم و آن‌ها را با يکديگر ترکيب نماييم.

نوت: صداهاي موسيقي را به وسيله علاماتي مي‌نويسند که نوت ناميده مي‌شود که به الفباي موسيقي معروف مي‌باشد که تعداد آن هفت عدد مي‌باشد و عبارتند از دو،    ر،   مي،   فا،   سُل،   لا،   سي

گام: توالي هشت نوت موسيقي است که به ترتيب طبيعي دنبال يکديگر قرار گيرد. چون عده نوت‌هاي موسيقي هفت عدد است هميشه نوت هشتم گام، اسم نوت اول گام را خواهد گرفت.

دو    رِ     مي    فا     سُل     لا     سي     دو

مايه: اگر نوت‌هاي گام به ترتيب غيرمنظم دنبال هم واقع شود آن را مايه مي‌ناميم. پس فرق گام با مايه اين است که در گام نوت‌ها به ترتيب پيرو هم مي‌آيند و در مايه اين نظم و ترتيب حتمي  و لازم نيست.

دو     مي     سُل    سي    رِ

دانگ: اين واژه به کرات در بين خواص و عوام شنيده شده است به اين ترتيب که فلان شخص صدايي شش دانگ دارد يا صدايش 2 دانگ بيشتر نيست. اما تعريف آن بدين صورت است که با تقسيم هر گام به دو قسمت، هر يک از قسمت‌ها تشکيل يک دانگ را مي‌دهد. به عبارت ديگر هر دانگ شامل 2 پرده و يک نيم پرده است و فاصله بين دو دانگ يک پرده مي‌باشد. پس صداي شش دانگ مستلزم صدايي است که بتواند 3 گام متوالي را در نوردد.

مقام: واژه مقام در مفهوم موسيقيايي ظاهراً براي نخستين بار توسط قطب‌الدين شيرازي ذکر شده که عبارت است از توالي ويژه‌اي از اصوات در ارتباط با لحن يا ملودي.

نغمه: عبارت است از توالي يک رشته اصوات موسيقي با امتدادهاي مختلف که از شنيدن مجموع آن‌ها لذتي درک مي‌شود.

آواز: مجموعه‌اي از نغمه‌هاست که با ريتم آزاد و برخي اوقات با وزن آميخته و با ميزان اجرا مي‌گردد. آوازها در اصل قسمتي از دستگاه‌ها مي‌باشند.

رديف: رديف در زبان فارسي به معني پشت سرهم قرار گرفتن به طور منظم است در موسيقي دستگاهي نيز اين واژه به همين معني به کار برده مي‌شود اکنون به ارائه چند تعريف مختلف از رديف مي‌پردازيم.

رديف: در موسيقي دستگاهي به معني پشت سر هم قرار گرفتن نغمه‌ها با نظم، منطق، زيباشناختي و فرهنگ خاص است.

رديف: مجموعه‌اي الگويي آهنگ‌هاي سنتي موسيقي کلاسيک ايران با نظم و ترتيب ويژه‌اي است که آن را رديف مي‌نامند.

رديف: مبناي آموزش و اجراي سنتي موسيقي کلاسيک ايران است و آموزش آن از طريق سنت شفاهي صورت مي‌گيرد.

گوشه: جز کوچکي از موسيقي است که به تنهايي استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاص خوانده و نواخته مي‌شود. گوشه‌ها نقش تغيير موقعيت و حالت را در دستگاه‌ها دارند. گوشه‌ها در رديف معمولاً بعد از درآمد به ترتيب  از بم تا زير نواخته مي‌شوند و دستگاه‌ را به اوج مي‌رسانند. قابل ذکر است که بعضي گوشه‌ها با تغيير گام و تغيير جزيي در لحن و صدا بين دستگاه‌ها و آوازهاي مختلف مشترکند.

انواع گوشه‌ها:

1) گوشه‌هاي ريتميک: اين گوشه‌ها براساس وزن بخصوص اجرا مي‌شوند مانند گوشه کرشمه دردستگاه شور و چهار پاره که با وزن واحد در دستگاه ماهور و گوشه حجاز آواز ابوعطا اجرا مي‌شود.

2) گوشه‌هايي به نام محل: که به نام محل است که اين گوشه‌ها در آنجا مرسوم بوده يا محل پيدايش گوشه‌ها آنجاست، مانند گوشه شوشتري در دستگاه همايون گوشه گيلکي از آواز دشتي.

3) گوشه‌هايي به اشخاص: به نام اشخاص در رديف دستگاهي ثبت شده است. نصيرخاني، صادق‌خاني.

4) گوشه‌هاي توصيفي: مانند طرب‌انگيز، مهرباني، حزين و... .

نكته: تفاوت بين رديف و گوشه اين است که رديف به عبارتي دستور زبان موسيقي ماست و گوشه‌ها در واقع مواد خام موسيقي هستند که اصول آن را بيان مي‌کنند.

فرود: عبارت از پل ارتباطي بين درآمد و گوشه‌اي که در حال اجراي آن هستيم که با اجراي فرود به فضاي اصلي دستگاه که درآمد معرف آن است مراجعت مي‌شود.

دستگاه: پيشوند دستگاه قبل از هر اسم به معني يک کل است که از جزئيات مختلف تشکيل مي‌شود. و مانند دستگاه قضايي يا دستگاه رايانه. پسوند گاه در زبان فارسي بعد از هر فعل به معني محل انجام آن فعل است مانند دانشگاه و خوابگاه.

اما مفهوم دستگاه در موسيقي معاصر ايران عبارت است از مجموعه‌اي از گوشه‌ها که براساس منطق دروني به طور سنتي کنار هم قرار گرفته‌اند و معمولاً داراي مُدهاي خاص خود مي‌باشند. دستگاه را همچنين مي‌توان توالي قسمت‌هاي سازي و آوازي دانست که داراي يک فرم 5 قسمتي  متشكل از پيش درآمد، چهار مضراب، آواز، تصنيف و رنگ مي‌باشد.

دستگاه‌هاي ايراني: ماهور، سه‌گاه، چهارگاه، راست پنجگاه، همايون، شور و نوا.

آوازهاي ايراني: بيات اصفهان، بيات ترک، ابوعطا، افشاري، دشتي و بيات کرد.

درآمد: به معني شروع ،که معرف فضاي اصلي و ابتدايي هر دستگاه است.

نوت شاهد: نوتي است که بيش از نوت‌هاي ديگر تکرار مي‌شود و آهنگ پيرامون آن دور مي‌زند.

نوت ايست: نوتي است که آهنگ روي آن پايان مي‌يابد.

مايه‌شناسي: هنر و قدرت شناخت مايه‌اي است که يک قطعه موسيقي در آن اجرا مي‌شود به طور واضح يعني شناخت دستگاه يا آوازي است که خواننده و نوازنده آن را اجرا مي‌کند.

بديهي است که با دانستن اين اصطلاحات و تعاريف و آشنايي با آن‌ها پيشرفت آنچناني در کار مداح رخ نخواهد داد بلکه مي بايست با مراجعه با اساتيد مجرب به يادگيري عملي گفته‌هاي فوق بپردازد و در عمل و با اجراي برخي از رديف‌ها و گوشه‌هاي فوق به تجربه‌هاي  مستقيم خويش بيفزايد.

در ادامه مطالب و در شماره‌هاي بعدي به تفصيل در مورد دستگاه‌ها و آوازهاي ايراني و کاربرد آن در مداحي به ارائه مطالب مورد نظر خواهيم پرداخت. ان شاء ا...

 

منابع و مآخذ:

1. نظري به موسيقي / خالقي، روح‌اله-تهران: انتشارات محور، 1378.

2-رديف آوازهاي ايراني/لشكري ، منوچهر-تهران: انتشارات چنگ 1382

3-رديف آوازي موسيقي سنتي ايران به روايت محمود كريمي/ مسعوديه ، محمدتقي- تهران:

 موسسه فرهنگي –هنري ماهور1383

4. فصلنامه ماهور/ سال دوم، شماره 11، بهار 1380.

5. روزنامه جام جم/ ضميمه 1981، شماره 138، ارديبهشت 1386.

6. سايت‌ها و منابع اينترنتي.

 

حسين رسولي

کارشناس امور اداري اداره کل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

چهارشنبه 1 دی 1389 - 11:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری